[su_frame align=”center”]آتنا+اصلانی+(1)[/su_frame]
رشت رویایی- بهنام اصلانی، پدر۳۵ ساله «آتنا» که همچنان درشوک کشته شدن فرزندش است به تشریح روز حادثه و جزئیات تازه از ماجرای ناپدید شدن دخترش پرداخت.
او به خبرنگار روزنامه ایران گفت «آتنا» آن روز از صبح همراهم آمده بود. من هم مثل همیشه در خیابان پزشکان وسایل را پهن کردم و مشغول کار شدم. اما حدود ساعت چهار بعداز ظهر متوجه شدم دخترم نیست. به‌دلیل اینکه خانه اجاره‌ای ما با محل کارم فاصله زیادی نداشت فکر کردم آتنا به خانه رفته است. اما چند ساعت بعد بود که فهمیدم دختر کوچولویم به خانه نرفته است. با نگرانی به دنبالش گشتم اما هیچ اثری از دخترم نبود. بالاخره حدود ساعت نه شب به کلانتری رفتم و موضوع را اطلاع دادم.
با قاتل چقدرآشنایی داشتید؟
خیلی کم. چون هیچ‌کس از او خوشش نمی‌آمد. حتی فکرش را هم نمی‌کردم او در این ماجرا نقش داشته باشد. چرا که خودش هم پابه پای ما پیگیر ماجرا بود و طوری دلسوزانه رفتار می‌کرد که یک ذره هم به او شک نکردم. حتی صبح روزی که دخترم گم شد به دیدنم آمد. اما نمی‌دانستم که چه نقشه پلیدی در سر دارد.
گفته شده بعضی وقت‌ها آتنا برای خوردن آب یا رفتن به دستشویی به مغازه اسماعیل می‌رفت، آیا این موضوع صحت دارد؟
به هیچ عنوان. چون خانه ما با محل کارم فاصله زیادی نداشت به همین خاطر دخترم به خانه می‌رفت.
آرزوی آتنا چه بود؟
او عاشق درس ومشق بود. نقاشی‌های خوبی هم می‌کشید.
چند فرزند دارید؟
پس از مرگ آتنا، یک دخترچهارساله به نام آسنا دارم که می‌داند دیگر خواهر کوچولوی زیبایش برای همیشه از پیش مارفته.
اگر روزی با قاتل آتنا روبه رو شوی به او چه می‌گویی؟
من با او هیچ حرفی ندارم فقط امیدوارم دستگاه قضایی هرچه سریعتر او را به اشد مجازات برساند تا دل من و همسر و خانواده‌ام و میلیون‌ها ایرانی کمی آرام ترشود.