۱۰ متفکر خلاق که ایده‌های خود را در کار خلق کردند

رشت رویایی- گاهی وقتی صحبت از خلق ایده‌ها می‌شود، فکر می‌کنیم حتماً باید همه شرایط برای رسیدن به آن نقطه عطف ذهنی و جرقه ناگهانی ذهنمان در سطح ایده آلی مهیا باشد، اما خلاقیت در انزوا رخ نمی‌دهد. به عبارتی قرار نیست خلاقیت در شرایط خاصی رخ دهد. گاهی در حالی که مشغول جمع کردن پول برای پاس کردن یک چک سرنوشت‌ساز و حساس هستید، ایده‌ای بکر به ذهنتان می‌رسد که می‌شود نقطه نبوغ شما.

بنابراین فکر نکنید برای خلاقیت نیازمند امکانات، زمان و مکان ویژه‌ای هستید. خلاقیت می‌تواند در هر لحظه و هر فضایی شکل گیرد. مهم نیست مشغول چه نوع فعالیتی هستید، دریچه خلاقیت همیشه باز است و شما می توانید شانس خود را بیازمایید.

برعکس آنچه می‌پندارید ذهن ما برای داده پردازی‌های دشوار، عجیب و متعدد آمادگی لازم را دارد و نباید تسلیم شرایط شد. بسیاری اوقات ایده‌های ناب از دل لحظه‌های سخت بیرون می‌آیند بنابراین قدر همه لحظات را بدانید. اگر فکر می‌کنید خلق ایده‌ها در زندگی روزمره و همراه با گرفتاری‌های روتین زندگی و شرایط نامطلوب کاری و شخصی ممکن نیست، بهتر است ادامه مطلب را بخوانید تا ببینید ۱۰ چهره مطرح و مغز متفکر دنیا در چه وضعیتی نبوغ خود را دنبال کردند و به هدف مورد نظرشان رسیدند.

۱- رابرت فراست

رابرت فراست

هنگامی که «رابرت فراست» اولین شعر خود «پروانه من: یک مرثیه» را در سال ۱۸۹۴ به قیمت ۱۵ دلار که ارزشی معادل ۴۰۰ دلار امروز دارد، فروخت؛ همچنان در کارخانه‌ای واقع در ماساچوست لامپ‌های رشته‌ای را عوض می‌کرد. او سپس راهی مزرعه‌ای در نیوهمپشایر شد تا ضمن کار بر روی زمین کشاورزی، در ساعات اولیه صبح به کار نویسندگی خود ادامه دهد.

۲- کورت ونه گات

کورت ونه گات

«کورت ونه گات» چندان برای آن که ادامه یک کار را به پول تبدیل کند، عجله نداشت. او پس از آن که اولین رمان خود به نام «نوازنده پیانو» را منتشر کرد، یک شرکت معاملاتی به راه انداخت که البته موفقیتی کسب نکرد و شکست خورد اما او سعی کرد باز هم تلاش کند و به خلق ایده‌های نوشتاری خود ادامه دهد.

۳- والاس استیونس

والاس استیونس

به نظر شما یک حق بیمه ناچیز می‌تواند انگیزه‌ای برای تهییج روح خلاقانه یک نفر باشد؟ خب این را نمی‌شود به درستی پاسخ گفت اما برای «استیونس» که در یک شرکت بیمه فعالیت می‌کرد و مدام بین اتاق‌های این مرکز رفت و آمد می‌کرد، فرصتی بود که بتواند به ایده‌های بزرگتری فکر کرده و از همان فضا بود که مجموعه اشعارش در سال ۱۹۵۵ را به چاپ رساند و جایزه معتبر پولیتزر را به دست آورد.

۴- شارلوت برونته

شارلوت برونته

اگر از علاقه مندان آثار این نویسنده همچون «جین ایر» هستید و با جادوی کلمات او احساس خوشایندی پیدا می‌کنید، بهتر است بدانید که مضامین این کار از دل ف ۶ عالیت های روزمره وی برای گذران زندگی تعدادی از خدمتکاران بیرون آمده است. شنیدن ماجراهای واقعی خدمه‌ای که گاه برای شستن لباس‌های او به خانه‌اش می‌آمدند، جرقه نوشتن بعضی کارهایش را زده است.

۵- ویلیام کارلوس ویلیامز

ویلیام کارلوس ویلیامز

شاعرانه‌های این نویسنده در حالی شکل گرفتند که شاید حرفه او جایی برای تفکرات خیال انگیز هم نداشت. «ویلیام کارلوس ویلیامز» متخصص اطفال بود و ساعت‌های طولانی در مطب و مراکز درمانی در نیوجرسی به معاینه کودکان می‌پرداخت و در حالی به کلمات ساده جان پر احساسی بخشید که اطرافش را کودکان بیمار و خانواده‌های نگران پر کرده بودند.

۶- چارلز آیوز

چارلز آیوز

این موزیسین آمریکایی پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۸۹۸ از دانشگاه معتبر «ییل»، در یک شرکت بیمه عمر با حقوق هفته‌ای ۱۵ دلار به عنوان منشی مشغول به کار شد. در همان ایام مدام به این فکر می‌کرد چگونه به خلق آثار بزرگ موسیقی بپردازد و اتفاقاً بسیاری از پارتیتورهای خود برای کنسرواتوار را در همان دوره نوشت.

۷- فیلیپ گلس

فیلیپ گلس

بسیاری از موزیسین‌ها می گویند که دست‌هایشان گنجینه بزرگ زندگی‌شان است و به هر ۹ شکلی مراقب سلامت این ابزار مهم کارشان هستند اما «فیلیپ گلس» در مشاغلی فعالیت می‌کرد که دستانش را گاه به بدترین و بی حفاظ ترین حالت به خدمت می‌گرفت. از شوفری تا حمل و نقل اثاثیه و لوله کشی. او بارها دستانش را در معرض خطر قرار داد، با این حال در مصاحبه‌ای عنوان کرد که همیشه بسیار مراقب بود. به هر حال او نیاز به کسب درآمد داشت و شاید نمی‌دانستید که تا سن ۴۲ سالگی هیچ عایدی از راه موسیقی نداشت.

۸- ریچارد سرا

ریچارد سرا

یکی از افرادی که مجبور بود دستانش را بین فعالیت هنری و کار روزانه به اشتراک بگذارد، «ریچارد سرا» بود که عمده علاقه مندان دنیای هنر او را به عنوان یک مجسمه ساز می‌شناسند اما او مجبور بود برای گذران زندگی در یک شرکت باربری، اسباب مختلفی را جابجا کند. با این همه می‌گوید که کارش را دوست داشت چون تنها سه روز در هفته وقتش را می‌گرفت و می‌توانست بقیه هفته را به کارهای هنری مورد علاقه‌اش بپردازد و فرصت داشت تا به ایده‌هایش فکر کند.

۹- داستین هافمن

داستین هافمن

در خلال سال‌هایی که مانده بود تا او با نقش نفسگیر خود در فیلم «فارغ التحصیل» چشم‌ها را خیره کند، همزمان با نقش‌های فرعی و کوچک، در نمایش‌های نیویورک به کارهای ساده هم می‌پرداخت و حتی مدتی هم پیشخدمت بود. مدتی هم به عنوان تایپیست برای مسئولان نظامی فعالیت می‌کرد و آنقدر توانا بود که به ادعای خودش ۶۵ کلمه در دقیقه تایپ می‌کرد و حتی تنها تایپیست مردی بود که در آن مرکز فعالیت می‌کرد اما اینها مانع بروز خلاقیتش نبودند.

۱۰- کیت وایت

کیت وایت

هر کسی که اولین بار گفته آشپزی هنر است کاملاً درست گفته، اما «کیت وایت» ثابت کرد آشپزی فرصت فکر کردن به ایده‌ها هم هست. او که سردبیر بخش و صفحات آشپزی نشریه سبک زندگی معروفی به نام «کازموپولیتن» بود در یک اقدام حیرت آور خواست تا شانس خود را در نگارش بیازماید و قدرت خلاقه‌اش در نگارش کتاب‌های انگیزشی و حتی داستان‌های تریلر به حدی بالا بود که آثارش از سوی نیویورک تایمز بارها در فهرست پرفروش‌ترین ها قرار گرفت.

عشق و خلاقیت

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz