یک گفت‌وگوی صمیمی با زوج مشهور سینمای هند
«‌دوستی ما کم کم به عشق رسید»

ارغوان اشتری: آیشواریا رای باچان امروز ۴۳ساله شد. او این روزها با نقش شاعری به نام صبا در فیلم «ای دل مشکل است» بر پرده سینماهای هند است. منتقدان بازی او را به شدت ستوده‌اند.

یک گفت‌وگوی صمیمی با زوج مشهور سینمای هند

آیشواریا رای ده سالی می‌شود که با تنها پسر آمیتاب باچان؛ آبیشک پیمان زناشویی بسته و این زوج دختری به نام آرادهیا دارند. وقتی حرف عشق و زندگی و موفقیت زوج‌های مشهور بالیوود به میان می‌آید، بی‌شک نام این دو بازیگر به ذهن می‌رسد. در مصاحبه این دو نمی‌توانند متفاوت‌تر از این پاسخ سوالات را بدهند. جواب‌های آبیشک و آیشواریا رای به اندازه قطب شمال و جنوب با هم فاصله دارد. یکی جواب‌های جذاب و شیوایی در آستین دارد و دیگری واقعیت ها را طولانی بیان می‌کند. یکی از آنها با لباسی معمولی و غیررسمی برای مصاحبه ظاهر شد و آن دیگری با لباسی کلاسیک اما راحت. یکی از آنها با علاقه درباره طنز سخن گفت و آن دیگری به طنز از عشق حرف زد.

زوج آیشواریا رای و باچان معمولا درباره مسایل خصوصی اهل مصاحبه نیستند آنها که ده سالی می‌شود زیر یک سقف زندگی می‌کنند هر کدام برای رسیدن به یک مقصد مشترک مسیرهای کاملا متفاوتی را پیموده‌اند.

ازدواج با یکی از زیباترین زنان آسیا احتمالا کار آسانی نبوده. اما آبیشک عقیده دارد که ازدواج‌شان به این دلیل کار سختی نبود:
«من درباره آیشواریا پیش از اینکه بازیگر بشویم شنیده بودم. او شهرت فراوانی پیدا کرده بود. هرکسی فکر می‌کرد او دارد روی ابرها سیر می‌کند! اما کسانی که آیشواریا را از نزدیک می‌شناسند می‌دانند که باهوش؛ متواضع و قابل معاشرت و بسیار ملیح است و این شما را خلع سلاح می‌کند با خودتان می‌گویید که یه دقیقه صب کن. چه آدم باحالیه و واقعا اینجوریه!»

آبیشک باچان عنوان دختر شایسته جهان و ادب و نزاکت او را مانند یک هولیگان فوتبال توصیف می‌کند! آبیشک از یکی از اولین قرارهایی که خارج از محافل سینمایی گذاشتند یاد می‌کند که او را به یکی از مسابقات فوتبال تیم چلسی برد.
«یک ذره قرار نامتعارفی بود. اما کاملا جذب مسابقه فوتبال شد! حالا دیگر خیلی سخت شده که آیشواریا را با خودم به استادیوم ببرم چون سر بازیکن‌ها شروع به داد و فریاد می‌کند.»

این زوج ابتدا یک دوستی طولانی مدت داشتند که بعدها به رابطه عاشقانه تبدیل شد. آبیشک اولین بار در سال ۲۰۰۰ با آیشواریا رای در فیلم Dhaai Akshar Prem Ke همکاری کرد که سومین فیلم آبیشک بود. آبیشک می‌گوید: «این دوستی کم کم به عشق رسید.»
اما آیشواریا رای اعتقاد دارد که تقدیر این دو را در زندگی کنار هم قرار داده: «‌فیلم هایی که با هم کار می‌کردیم خیلی دوران فیلمبرداری‌شان طول کشید. حتی کوچ نا کاهو ساخته روهان سیپی سه سال طول کشید تا فیلمبرداری‌اش تمام بشود و آن زمان طاقت‌فرسا بود اما برای ما دوتا خوب شد. هم به لحاظ حرفه‌ای و هم به لحاظ شخصیتی رشد کردیم. مسیرهامون در فواصل جذابی از زندگی باهم تلاقی می‌کرد.»

از دوران فیلمبرداری «انفجار۲» (۲۰۰۶) مسیر زندگی این دو کنار هم قرار گرفت. در دوران فیلمبرداری انفجار۲ که یکی از فیلم های پرفروش سینمای هند است این دو به دام عشق می‌افتند. آبیشک می‌گوید: «تاحالا نپرسیدم که کی اول عاشق شد. مسلما باید از آیشواریا بپرسم. اما لحظه‌ای که دیگر کنارهم قرار گرفتیم می‌دانستیم که عاشق شده‌ایم.»

آیشواریا می‌گوید: «‌اینجوری نبود که بگیم یه دقیقه صبر کن؛ بیا رابطه را وارد مرحله جدیدی کنیم. زمان می‌خواستیم تا همدیگر رو بشناسیم.»

شاید همکاری و دوستی میان آیشواریا و آبیشیک باعث شده که در زندگی مشترک کمتر دچار اختلاف بشوند. این زوج می‌گویند در این ده سالی که با هم زندگی کرده‌اند خیلی از هم یاد گرفته‌اند.
باچان می‌گوید: «من به هیچ شایعه و پیش بینی واکنش نشان نمی‌دهم. خانم مدت‌ها پیش بهم یاد داده. “آب‌ها از آسیاب می‌افته!” این یکی از جملات ورد زبان آیشواریا است. یعنی هیچ چیزی قابل مقایسه با میزان انرژی مثبتی نیست که دریافت می‌کنید. بنابراین چشم‌هایت را روی شایعه‌ها ببند و ادامه بده.»

آیشواریا می‌‌گوید: «وقتی ما باهم ازدواج کردیم؛ مردم ازم می‌پرسیدند چطوری خودت را با خانواده باچان تطبیق می دهی؟ اما خیلی عجیب است که خانواده‌هامون خیلی شباهت دارند با اینکه مثل هم نیستند.»

خانواده باچان

آیشواریا و آبیشیک هردو توسط مادران خود بزرگ شدند ماه‌ها می‌شد که پدران‌شان سرکار بودند آبیشک ماه‌ها پدرش امیتاب را نمی‌دید چون سر فیلمبرداری بود و ایشواریا به دلیل پروژه‌هایی که پدرش دررابطه با محیط زیست آبزیان داشت او را نمی‌دید. هر دو کوچک‌ترین فرزندان خانواده و هم سن وسال هستند.
آیشواریا می‌گوید: «‌آبیشک خیلی خوب از کودکی یادگرفته شهرت چیست. اما من از دوران کودکی با شهرت کم کم آشنا شدم و ابتدا محبوبیتم در حد کلاس بود بعد مدرسه و سپس همسایه‌ها و بعد در حد مردم کشورم و سپس جهانی شد. به همین دلیل ما یاد گرفتیم که علی رغم توجهات متعادل باشیم».

آنها دل‌شان می‌خواهد دخترشان را مانند آدم‌های معمولی بار بیاورند. آبیشک می‌گوید که مانند هزاران پدر و مادر معمولی هستند. با هم هماهنگ‌اند البته اختلاف‌هایی هم دارند. اما این اختلاف‌ها در حد مسایل روزمره است:
«ما تصمیم گرفتیم آرادهیا را مانند یک کودک عادی بار بیاوریم. پدر و مادرمان هرگز ما را طوری تربیت نکردند که فکر کنیم فرزندان یک سوپر استار هستیم. آمیتاب باچان همیشه در خانه بابا بود و مادرمان‌؛ مامان. ما می‌خواستیم او نیز همین گونه تربیت بشود. گمان نکنم آرادهیا درک کند پدربزرگش چه موقعیتی دارد و کیست. داداجی(هندی‌ها به پدربزرگ می گویند) سانتاست! کادو می‌آورد. ددی ما(مامان بزرگ) مسوول بازی است و حامی او. این چیزهایی است که جفت‌مان برای دخترمان خواستیم. و همه این تفاهم‌ها به این دلیل است که ما همدیگر را مانند دو دوست می‌بینیم.»
حالا نوبت به سوال هایی است که این زوج درباره یکدیگر پاسخ می‌دهند:

همسرتون بیشتر با چه لباس‌هایی راحت است؟
آبیشک: لباس‌های سنتی هندی یا گرمکن و لباس‌هایی که برای مناسبت‌ها می‌پوشه.
آیشواریا: درسته. لباس‌های هندی اما وقتی با دخترم سفر می‌روم سرتاسر مشکی می‌پوشم چون احساس امنیت و راحتی بیشتری دارم.
آیشواریا رای درباره همسرش می‌گوید که او پاتانی خیلی می‌پوشد.
آبیشک: راست می‌گه گرم کن هم خودم خیلی دوست دارم.

چه غذایی خیلی دوست دارید؟
آبیشک: عاشق تنقلاته مثل خودم.
آیشواریا: هردومون شکموایم. همیشه درحال خوردن پفک هندی و شکلات و… ایم.

خوراکی ویژه آبهی(آبیشک) چیست؟
آیشوازیا: قهوه. نوشیدنی آرامش بخش اوست.
آبیشیک: برای قهوه می‌میرم. خوب می‌دونه این رو.
بهترین نقشی که همسرتان بازی کرده؟
آبیشک: در ای صنم دلباخته ام، جودا اکبر و ساربجیت آیشواریا خیلی احساساتی ایفای نقش کرده.
آیشواریا درباره نقش‌هایی که خودش خیلی دوست‌شان دارد می‌گوید: ای صنم دل باخته‌ام؛ جودا اکبر، دیوداس؛ بارانی؛choker bali، ساربجیت و خشمگین
آبیشک در گورو؛ یووا؛ سرکار؛ استاد بلوف زنی و حتی اولین فیلمش پناهنده خیلی خوب است.
بهترین خاطرات تعطیلاتی که باهم داشتید؟
آبیشک: گمانم بهترین خاطره ای که داریم روزی است که در شهر نیویورک ازش خواستگاری کردم.
آیشواریا: نیویورک شهری است که ازم خواستگاری کرد؛ برای ماه عسل رفتیم بورا بورا. مالدیو، لندن و گوآ جاهایی است که اولین بار آرادهیا را بردیم.

از چه کاری بیشتر از هرچیزی بدتان می‌آید؟
آبیشک: آیشواریا درباره قرار دادن هر چیزی سرجای خودش وسواس دارد. نمی‌دانم چرا انقدر با رضایت این کار را انجام می‌دهد. من با تنفر تماشا می‌کنم
آیشواریا: از این کار من متنفر است. درک نمی‌کند. من عاشق چیدمان هستم. حتی اگر از سفر برگشته باشیم و عجله هم داشته باشم برایم مهم نیست شب بیدار می‌مانم و همه چیزها را سرجایش قرار می‌دهم.

دوست دارید همسرتان با چه ویژگی هایی در خاطرها بماند؟
آبیشک:یک دختر, همسر و مادر خوب. دلم می‌خواد خودم هم به عنوان یک مرد خوب در خاطرها بمانم.
آیشواریا: دوست داره همیشه یک انسان خوب در یادها بماند. اما من نمی‌خوام به عنوان یک انسان خوب در خاطرها بمانم. می‌خواهم آدم خوبی باشم!
بهترین ویژگی ازدواج؟
آبیشیک: دارم با بهترین دوستم زندگی می‌کنم. می‌توانم درباره هر چیزی با او حرف بزنم هر مساله پیش پاافتاده‌ای مثلا امروز یکی ماشینم رو خط انداخت. آیشواریا همیشه گوشی برای شنیدن دارد و می‌گوید: اوه اوه
آیشواریا: همراه عزیزترین دوست زندگی کردن تا آخر زندگی!

کافه سینما

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz