اشکان خطیبی، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر:
یاد گرفتم مسئول انتخاب‌هایم باشم

طاهره آشیانی: علاوه بر بازیگری، ساز هم می‌زند و ترجمه هم می‌کند. تاکنون در سریال‌هایی مانند بچه‌های نسبتا بد، مهرآباد، گل‌های گرمسیری، روشنایی‌های شهر و دوران سرکشی و فیلم‌هایی چون نگار، نیمکت، ‌خانوم، ‌اسب حیوان نجیبی است و… بازی کرده است.

اشکان خطیبی

اشکان خطیبی اعتقادات خاص خود را دارد و تلاش می‌کند آدم و شهروند خوبی باشد. با او هم‌صحبت شدیم تا در خلال صحبت‌های رُک و بدون تعارفش کمی با این اصول و اعتقادات آشنا شویم.

همراهی و همدلی با دیگران چقدر می‌تواند هم حال خودمان و هم حال اطرافیانمان را خوب کند؟
اگر به اصولی که مبنای انسانی داشته و جزو خصائل ذاتی آدمی است، رسیدگی نشود و مورد توجه قرار نگیرد، مفهوم خود را از دست می‌دهد. انسان‌‌ها مثل گرگ‌ها زندگی گروهی و دستجمعی دارند، ‌ما مانند پلنگ و ببر نیستیم که بتوانیم به تنهایی زندگی کرده و از پس کارهایمان برآییم.

ما مجبور به زندگی دستجمعی هستیم. بنابراین باید به مشکلات یکدیگر رسیدگی و به هم کمک کرده تا بتوانیم از شرایط دشوار عبور کنیم. این همیاری می‌تواند کمک کردن به شکل مستقیم یا درک متقابل باشد. این درک گاهی حتی در قالب یک نگاه است که این حس را به شخص مقابل منتقل می‌کند که «تو را درک کردم»! همیاری همیشه به این معنا نیست که حتما به طرف مقابل کمک مالی شود. انسان‌ها گاهی برای پذیرفته شدن فقط به یک نگاه و تائید نیاز دارند. همه این‌ کارها ما را به ذاتمان نزدیک می‌کند و طبیعی است هر چه به ذاتمان که بر اساس خلوص ساخته شده، نزدیک‌تر شویم هم حال خودمان و هم دیگران بهتر می‌شود.

برخی بر این باورند که آدم‌های امروزی بی‌رحم شده‌اند، به سادگی از هم عبور می‌کنند و از حال یکدیگر کمتر خبر داریم. بعضی‌ها نیز به این نکته اشاره می‌کنند که همدلی و کمک به دیگران در نسل جوان کم‌رنگ‌تر از نسل‌های قبل است نظر شما در این باره چیست؟
کاملا مخالف این حرف‌ها هستم!‌ برچسب زدن به دیگران یکی از ویژگی‌های‌ نازیباست. این که خودمان را از دیگران سوا کنیم و بگوییم مردم بد شده‌اند اما ما خوب هستیم! هر نسلی می‌تواند درباره نسل قبل‌ خود همین حرف‌ها را بگوید. ما معمولا انگشت اتهام را راحت‌تر به سوی دیگران می‌گیریم تا خودمان. اما این که دیگران را متهم کنیم دلیل بر این نیست که خودمان خوب هستیم. همیشه دوست داریم حق با ما باشد و این رفتار غلطی است.

یعنی هر کسی باید اول غلط‌های خودش را اصلاح کند؟
در این باره نظر خاصی ندارم چون با شعار دادن هم مخالفم!‌ سعی می‌کنم به چارچوب اخلاقی و انسانی که برای خودم مشخص کرده‌ام، پایبند باشم و همه سعی‌ام را می‌کنم حتی‌الامکان در همه زمینه‌ها آدم بدی نباشم. از آشغال گذاشتن توی کوچه در ساعت مقرر گرفته تا نحوه حرف زدن، حتی در زدن، روش ارتباط برقرار کردن درست با کودکان، جوانان، کهنسالان و… انسان بودن باید در همه زندگی جاری باشد و این‌طوری نیست که بگوییم مثلا من که در مصرف آب صرفه‌جویی می‌کنم، می‌توانم در بقیه موارد هر کاری را که دلم می‌خواهد انجام بدهم. همه واکنش‌های ما مانند حلقه‌های یک زنجیر به هم و به دیگران وصل است و همین حلقه‌‌هاست که آدم اجتماعی را می‌سازد، آدمی که باید دارای ویژگی‌هایی باشد که جامعه او را بپذیرد.

برخی، شخصیت‌های چندگانه دارند مثلا شاید در اجتماع برای مورد قبول واقع شدن کارهایی را انجام دهند اما در زندگی فردی و خانوادگی چندان آدم‌های مورد تائیدی نیستند؟
با این دیدگاه هم مخالفم ! مگر هر کسی را در گور خودش نمی‌خوابانند و خودش نباید جوابگوی رفتار و اعمال خودش باشد؟ بنابراین بهتر است سرمان توی لاک خودمان باشد چون از نیت آدم‌ها باخبر نیستیم. موافق رای صادر کردن درباره آدم‌ها نیستم. وقتی می‌گوییم از خودمان شروع کنیم یکی‌اش همین است که سرمان را از زندگی شخصی و اجتماعی دیگران بیرون بیاوریم. در همه دنیا هم آدم‌ خوب وجود دارد هم بد. ما خودمان خوب باشیم.

از فضای مجازی چقدر در زمینه فرهنگسازی می‌توان استفاده کرد؟
بعد از برخی اتفاقات مثلا درباره بازی فوتبال گروه زیادی به صفحات بازیکن‌ها هجوم آورده و شروع به تخریب می‌کنند. ما هم می‌توانیم برای تبلیغ کارهای خوب از همان روش استفاده کنیم اما عکس آن عمل کرده و به اصطلاح ضد تاکتیک باشیم. کسانی که می‌توانند موجب کار خوبی شوند یا از حرکت مثبتی حمایت کنند از فضای مجازی به صورت کمپین‌های وسیع استفاده کنند. فضای مجازی که به شمشیر دو لبه معروف است یعنی همین! ‌هم می‌توان در جهت مثبت از آن استفاده کرد هم منفی.

از جواب‌های قاطع شما می‌توان به این نتیجه رسید که استقلال فکری دارید و مشخص است تکلیفتان با خودتان روشن است، این استقلال فکری ریشه در کجا دارد؟
در خانواده و مطالعه. خانواده‌ای که از همان کودکی تو را چنان تربیت کرده که باورت شده، مسبب و باعث همه تصمیم‌هایی هستی که خودت در زندگی می‌گیری. این استقلال فکری از همان کودکی و مثلا انتخاب رنگ برای لباس شروع شده تا انتخاب رشته تحصیلی، ازدواج، سفر، مهاجرت و…

معتقدم آدمی هیچ‌وقت نباید برای خودش سقف و مرزی مشخص کند و باید همیشه در جهت دانستن و آگاهی بیشتر حرکت کرد.

جام جم آنلاین

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz