گفت و گو با علی دهباشی به مناسبت چهلمین روز درگذشت دکتر منوچهر ستوده
هرجا که نام ایران است نام منوچهر ستوده می‌درخشد

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- اکنون چهل روز از مرگ دکتر منوچهر ستوده می‌گذرد. از نوابغ عرصه پژوهش تاریخ و جغرافیای ایران و از چهره‌های ماندگار ایران‌شناسی که خدمات بسیار ارزنده او به فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم جاودانه و فراموش ناشدنی است. این چهره ماندگار کشور بیش از نیم قرن عمر خود را در روستاها و نقاط دور افتاده کشور گذراند و حداقل بالغ بر سی هزار کیلومتر پای پیاده شهرهای مختلف ایران را طی کرد تا از میراث به جای مانده از دوران کهن و تاریخ و فرهنگ این کشور صیانت کند و مهم‌ترین منابع مطالعاتی برای شناخت این مرز و بوم را برای نسل‌های بعد فراهم آورد. پیش از او تنها سیاحان فرنگی بودند که با سفر به مناطق مختلف ایران روی تاریخ، فرهنگ، زبان و جغرافیای ما مطالعه و تحقیق می‌کردند. از آنجائی که گیلان و دریای خزر یکی ازمهمترین دروازه ورود فرنگی‌ها به کشور بود این نقطه مورد توجه بسیاری از سیاحان مانند «آدام اولئاریوس»،«پیرآمده ژوبر»،«مادام کارلاسرنا»،«هانری بایندر» و… قرار داشت. اما برای اولین بار در سال ۱۳۲۰ «منوچهر ستوده» به اهمیت این موضوع پی برد و زندگی خود را وقف این هدف بزرگ کرد. او این سنگ بزرگ را انتخاب کرد و یک تنه ثابت کرد سنگی به بزرگی البرز برای او علامت نزدن نیست. کتاب «از آستارا تا استارآباد» او گویای زحمات بی دریغ و تلاش بی بدیل اوست که بیست سال از عمر خود را برای مشاهده و ثبت و ضبط شهرهای حاشیه دریای خزر صرف کرد تا یکی از مهمترین آثار جغرافیای تاریخی ایران را در ده جلد به یادگار بگذارد. او به عنوان پدر جغرافیای تاریخی اولین شخصی بود که بدعت ایران شناسی و گیلان شناسی را بنا نهاد و کتاب‌ها و مقالات بسیاری در خصوص جغرافیای تاریخی و زبان و فرهنگ گیلان به رشته تحریر در آورد که می‌توان به «واژه نامه گیلکی»، «از آستارا تا استرآباد»،«تاریخ گیلان و دیلمستان»،«سفرنامهٔ گیلان ناصرالدین شاه قاجار» اشاره کرد. علی دهباشی، نویسنده و سردبیر مجله بخارا یکی از چهره‌هایی است که طی سال‌های اخیر با دکتر ستوده ارتباط نزدیک داشت و با آثار و فعالیت‌های ایشان که تا آخرین روزهای عمرش ادامه داشت، آشنا بود. علی دهباشی، روزنامه‌نگار، ادب‌پژوه، نویسنده، سردبیر مجلهٔ بخارا و از دوستان و یاران قدیمی دکتر ستوده است. با علی دهباشی به مناسبت چهلمین روز درگذشت دکتر منوچهر ستوده همکلام شدیم تا در خصوص شخصیت، آثار، جایگاه علمی و روش تحقیق و کار دکتر ستوده برایمان صحبت کند.

علی دهباشی

دکتر منوچهر ستوده یکی از آخرین بازماندگان نسل طلایی ایران شناسی و از چهره‌های ماندگار ایران بود. در خصوص جایگاه ایشان در عرصه پژوهش تاریخ و جغرافیای ایران توضیح دهید؟
دکتر ستوده یکی از مروجان پژوهش‌های جغرافیای تاریخی در ایران بودند. بدیهی است که مقالات و کتاب‌های او و همچنین سالها تدریس در این زمینه راه را برای نسل‌های بعد هموار کرد. به همین مناسبت دکتر ستوده قسمت عمده‌ای از تاریخ جغرافیای ایران یا جغرافیای تاریخی ایران را به خودش اختصاص داد. ایشان یکی از اولین افرادی بود که در این زمینه گام برداشت و بدین جهت به عنوان پدر جغرافیای تاریخی ایران شناخته می‌شود. دکتر منوچهر ستوده آخرین نماینده نسلی از ایران‌شناسان بود که مجموعه مطالعات و آثارش تنها از راه خواندن کتاب و مقاله و پژوهش‌های نسل‌های پیشین فراهم نشد؛ بلکه ضمن مطالعه آنچه قبل از او نوشته شده بود، براساس مشاهدات عینی خود دست‌به‌کار نوشتن شد.

همانطور که اشاره کردید، دکتر ستوده از پایه گذاران علم جغرافیای تاریخی در ایران بود؛ علمی که پیش از او توسط سیاحان خارجی به شکلی جزئی در ایران رواج داشت. تأثیر دکتر ستوده را در تاریخ پژوهش ما و در عرصه ایرانشناسی چطور ارزیابی می‌کنید؟
تأثیر دکتر ستوده غیر قابل انکار است. دکتر ستوده آنچه را که ایرانشناسان غربی نوشته بودند تکمیل کرد و بر روی حوزه‌ها و قسمت‌هایی فعالیت کرد که ایرانشناسان غربی نتوانسته بودند کار کنند. پژوهش‌های او در واقع در نوع خود بکر و اورجینال بود. و در واقع غربی‌هایی که می‌خواهند در خصوص ایران و ایرانشناسی مطالعه و تحقیق کنند باید به کتاب‌های دکتر ستوده مراجعه کنند. و هر ایرانشناسی در هر نقطه از جهان بدون رجوع به آثار دکتر ستوده نمی‌تواند به مفهوم جغرافیای تاریخی در ایران فکر کند.

پیش از دکتر تاریخ نگاری محلی به این شکل وجود نداشت و فعالیت‌های دکتر باعث شد به نوعی تاریخ نویسی به عرصه تاریخ محلی کشیده شود. جغرافیای تاریخی و ثبت و ضبط تاریخ محلی چقدر در عرصه ایرانشناسی ما تاثیرگذار بود؟
البته تاریخ نگاری محلی پیش از دکتر ستوده وجود داشته است. دکتر ستوده جان تازه‌ای به این تحقیقات بخشید. ایشان برای تاریخ محلی اهمیت بسیار قائل بود و فعالیت‌های دکتر ستوده در زمینه جغرافیای تاریخی به خصوص در کتاب ارزنده ایشان «از آستارا تا استارآباد» الگوی مناسبی در اختیار پژوهشگران جوان قرار داد و محققان را نسبت به ثبت تاریخ محلی علاقه مند کرد.

در خصوص شیوه تحقیق و روش کار دکتر ستوده توضیح دهید؟
روش تحقیق دکتر ستوده یک شیوه تجربی بود؛ شیوه‌ای بر پایه مشاهده بود و تا وقتی که به چشم خود مشاهده نمی‌کرد نمی‌توانست بپذیرد. بنابراین هر آنچه او نوشته حاصل تجربیات و مشاهدات شخصی او است و به همین جهت ارزش‌های ویژه‌ای دارد. ایشان به منظور تحقیق دائماً در حال سفر بود، از مشاهدات خود یاداشت بر می‌داشت، عکس می‌گرفت، کتیبه‌ها را می‌خواند. همه این‌ها، تجربیات بسیار مهمی است که یک محقق مثل دکتر ستوده به‌واسطه توان علمی خود توانست روش‌های نوینی را وارد حوزه مطالعات ایرانشناسی کند. روش دکتر ستوده روشی بود که شما می‌توانستید دقیقاً با مفاهیم به صورت آبژکتیو یا عینی سر و کار پیدا کنید. ایشان مشاهدات خود را به شکل دقیق به این صورت می‌نوشت که مثلاً در روز سه شنبه در ساعت ۳ بعدازظهر در قلعه رودخان این مسئله را دیدم. روش تحقیق دکتر ستوده می‌تواند الگوی مناسبی برای محققان جوان باشد که به روش کتابخانه‌ای عادت به تحقیق کرده‌اند.

شخصیت دکتر ستوده در مجامع بین المللی و معرفی ایران و ایرانشناسی در خارج از کشور چگونه بود؟
نقش دکتر ستوده در مجامع بین المللی بسیار مهم و حائز اهمیت است. در حال حاضر هیچ کتابخانه معتبری را در دنیا در بخش ایرانشناسی بدون کتاب‌های دکتر ستوده نمی‌توانید پیدا کنید. هر جا که نام ایران، فرهنگ ایران و تاریخ ایران است آثار دکتر ستوده هم جایگاه خود را دارد.

خود دکتر یکی از اولین اشخاصی بود که با عکاسی از مناطق مختلف ایران اقدام به ثبت و ضبط مدارک و اسناد مختلف کرد. عکس‌های بسیاری از دکتر ستوده به جا مانده که هر یک می‌تواند منابع تاریخی ارزشمندی برای تحقیق و پژوهش در زمینه تاریخ و جغرافیای ایران باشد. فکر نمی‌کنید احداث موزه برای ایشان یک امر ضروری محسوب شود؟
بله ایشان کلیه عکس‌ها، یاداشت ها و آثارشان را به کتابخانهٔ مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی بخشیده است و اتفاقاً دائره المعارف نیز به فکر احداث یک موزه برای دکتر ستوده هستند. همانطور که اشاره کردید آرشیو وسیعی از عکس‌ها و یاداشت های دکتر به جا مانده است که هر یک می‌تواند ارزش تاریخی و مطالعاتی داشته باشد. کتابخانه و اسناد دکتر ستوده در واقع از حیث اسناد، تصاویر، نقشه‌ها و نامه‌ها از اهمیت خاصی برخوردار است.

در خصوص آثار و تالیفات ایشان توضیح دهید و اینکه آثار دکتر به چند بخش تقسیم می‌شود و به چه تعداد است؟
از دکتر ستوده ۷۵ جلد کتاب و بیش از ۳۰۰ مقاله به جا مانده است. یک بخش از آثار ایشان فرهنگ نگاری است: مثل فرهنگ گیلکی، فرهنگ تهرانی، فرهنگ کرمانی و … او نخستین ایرانی است که نخستین فرهنگ گویشی را به چاپ رسانید و راه را بر دیگران باز نمود. بخش دیگر به تاریخ و جغرافیای تاریخی ایران بر می‌گردد، مثل: از آستارا تا استارآباد (در ده جلد)، مهمان نامهٔ بخارا، جغرافیای تاریخی شمیران، تاریخ گیلان، تاریخ مازندران، تاریخ خانی، تاریخ‌گیلان‌ودیلمستان، قلاع اسماعیلیه در رشته کوههای البرز و…بخش دیگر آثار دکتر شامل سفرنامه‌ها می‌شود، مثل: روزنامهٔ سفر گیلان/دستخط ناصر الدین شاه قاجار، اسناد گزارش‌های پراکنده حکام ولایات ایران، ره آورد ستوده (یادداشت‌های دکتر منوچهر ستوده از ۱۳۱۱ تا پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۵۷ ش) و…بخش دیگر تصحیح متون و همچنین کتیبه‌شناسی و خواندن آنچه مخصوصاً به خط کوفی است، همچون: تاریخ خاندان مرعشی مازندران، ظفرنامهٔ خسروی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، حدود العالم من المشرق الی المغرب، دیوان امیر پازرواری و … و همچنین از دیگر آثار وی می‌توان به یاداشت ها، کتاب‌های درسی، داروشناسی و کشاورزی، ادبیات فارسی و اسناد و مدارک تاریخی نیز اشاره کرد.

دکتر ستوده طی سال‌های اخیر در خانه خود در سلمانشهر به تنهایی زندگی می‌کردند. شما طی این سالها با ایشان در ارتباط بودید. در خصوص زندگی ایشان در سال‌های اخیر توضیح دهید و اینکه فکر نمی‌کنید چنین شخصیت برجسته‌ای نیاز به توجه ای بیش از این‌ها داشت؟
به شکلی که شما می گویید استاد تنها نبودند. دوستان و یاران دکتر به طور مداوم به ایشان سر می‌زد؛ طی این سالها دوستانی همچون علی امیری هر هفته، دو روز را با دکتر می‌گذراند و نسبت به حال و روز دکتر حساس و پیگیر بود و کمک می‌کرد تا یادداشت‌هایشان را تنظیم کنند. دوستان دیگری هم بودند که کم و بیش به ایشان سر می‌زدند. تصور بنده این است که دکتر ستوده روزگار بدی را نگذراندند.

اولین آشنایی شما با دکتر چگونه اتفاق افتاد؟
همانطور که پیش از این گفته‌ام اواخر سال ۵۴ بود که به دفتر اسلام کاظمیه رفت و آمد می‌کردم. کاظمیه آرشیو عکس گرانبهایی داشت که خیلی منظم و دقیق پشت هر کدام از عکس‌ها نوشته بود. من نزد ایشان می‌رفتم تا به آرشیو سر و سامان بدهم و عکس‌هایش را به ترتیب تاریخ منظم می‌کردم، بخصوص عکس‌های سفرهایش را. در بسیاری از این عکس‌ها شدم شخصی بود که توجه ام را به خود جلب کرد و کنجکاو شدم او را بشناسم؛ فهمیدم نامش دکتر ستوده است و مدام درباره او سؤال می‌پرسیدم. کاظمیه که متوجه علاقه و کنجکاوی من شده بود داستان‌های عجیب و غریب از ستوده و سفرهایش و از نبرد او با خرسی که به کندوهایش تجاوز کرده بود و بسیار ماجراها از استقامت و خاطرات کوهنوردی و بیابانگردی‌های ستوده می‌گفت. بعدها هر کتابی که از دکتر ستوده می‌یافتم می‌خواندم. تا اینکه چند ماه بعد روزی کاظمیه گفت: «این کتاب را به دست دکتر ستوده برسان. به او گفتم جوانی از شیفتگان تو این کتاب را می‌آورد.». با شوق فراوان سر ساعت مقرر به خانه دکتر رفتم، پسر استاد در را باز کرد و راهنمایی‌ام کرد. در سرسرا ایستاده بودم که صدای رسا و باصلابت دکتر ستوده مرا به خود آورد که چرا نمی‌آیی داخل جوان. وارد شدم و کم‌کم توانستم با ایشان درباره سفرهایش و مجله نشنال جغرافی که آن روزها یک جعبه شماره‌های قدیمی‌اش را به قیمت ارزان خریدم صحبت کنم. بعد از آن بود که ارتباط من با ایشان شکل دیگری به خود گرفت.

درباره خاطرات خود از دکتر ستوده بگویید؟
یکی از ویژگی‌های دکتر این بود که همیشه با روی باز به سؤالات ما جواب می‌دادند و همیشه با جوان‌ها همدل بودند و با روی باز پذیرای آنها بودند. کمتر پژوهشگر و استادی را می‌توان یافت که این چنین با جوانان راحت بتواند صحبت کنند. دکتر ستوده از این جهت در کارشان یگانه بود. بنده طی این سال‌ها خاطرات زیادی با ایشان دارم. اما خاطرات خود دکتر ستوده که برایم تعریف می‌کرد می‌تواند بیش از پیش بازگوی شخصیت ایشان باشد و رنج‌ها و زحمت‌هایی را که در این راه متحمل شدند را نشان دهد. ایشان تعریف می‌کرد که در زمان کار بر روی قلعه روخان، یکی از کارهایش این بود که از این قلعه نقشه تهیه کند. در آن زمان مسیر به شکل امروزی ماشین رو نبود و می‌بایست قسمت زیادی از مسیر را پیاده طی می‌کرد. یک شب باران شدیدی گرفت و آب رودخانه بالا آمد. هنگام عبور از پلی که روی چند تیر چوبی درست شده بود و اتفاقاً وضعیت خوبی نداشتت ناگهان تعادلش را از دست می‌دهد و درون رودخانه می افتد. ایشان می‌گفت اگر آب رودخانه بالا نیامده بود امکان مرگش وجود داشت اما به سختی خود را از مهلکه نجات می‌دهد اما دوربینش در این حادثه آسیب می‌بیند و مجبور می‌شود برای نجات فیلم‌ها دوربین را به آلمان بفرستد. این خاطره تنها بخشی از سختی‌ها و مرارت‌هایی بود که دکتر در این راه متحمل شد. زندگی و خاطرات ایشان می‌تواند سرمشق و الگوی مناسبی برای جوانان باشد.

طی این سالها یکی از جرایدی که دکتر به آن توجه ویژه‌ای داشت مجله بخارا بود. از صحبت‌ها و انتقاداتی که ایشان در خصوص بخارا با شما داشت بگویید؟
در این سال‌های اخیر ایشان هرچه می‌نوشت تنها به مجله بخارا می‌داد و این نشانه حسن نظر ایشان بود و ما مفتخر بودیم که این مقالات را چاپ می‌کردیم. اما در این خصوص باید خاطره‌ای برایتان تعریف کنم. زمانی که مجله کلک را از من گرفته بودند و دیگر مجله‌ای نداشتم، ایشان مرتب به بنده امیدواری می‌دادند و می‌گفتند که تردید نکن به زودی کارت را با مجله‌ای جدید شروع خواهی کرد. من به ایشان می‌گفتم شما از کجا می دانید؟ ایشان می‌گفت: «فقط تردید نکن». با این امیدواری و روحیه دادن دکتر ستوده بود که توانستم خود را آماده کار جدید کنم که نتیجه‌اش مجله بخارا شد.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz