گفت‌و‌گوی مفصل و خواندنی با سیروان خسروی

رشت رویایی- سیروان خسروی دو آلبوم و چند تک آهنگ موفق منتشر کرده، چند کنسرت خوب داشته و چندین قطعه برای دیگران ساخته که با استقبال مواجه شده است.

گفت‌و‌گوی مفصل و خواندنی با «سیروان خسروی»

می‌خواهم بگویم سیروان حسابی گل کرده. فکر می‌کنید این یک تبِ گذرا و مقطعی است، یا اینکه همینطور در اوج خواهید ماند؟
آنچه برای من پیش آمده، پله پله بوده است. فکر می کنم ۵ سال است که به عنوان تنظیم کننده در این جایگاه هستم. به عنوان خواننده هم اولین آلبومم سال ۱۳۸۴ منتشر شده و آلبوم بعدی هم حدوداً ۴ سال پس از آن. مدت زیادی است که من مشغول کار هستم. فاصله ی بین آلبومهایم هم کم نبوده که بگوییم همینجوری برای رفع تکلیف کاری کرده باشم. بنابر این اگر هم اتفاقی افتاده، خودم تصور نمی کنم که تب باشد، البته آنقدر هم داغ نیست که اسمش را تب بگذاریم!

شکست نفسی می کنید! الان «سیروانیسم» به راه افتاده! کلی سیروان تقلبی داریم.
در تنظیم شاید اینطور باشد. متأسفانه یا خوشبختانه سه-چهار سال است که در بسیاری از آهنگهایی که می شنوم، کاملاً می فهمم که کجای آنها از کارهای من کپی یا تقلید شده است.

این تقلید یا الگوبرداری، خوشحالت می کند یا ناراحت؟
هم خوشحال و هم ناراحت. از اینکه به جایی رسیده ام که دیگران منتظرند تا ببینند من چه کار می کنم، خوشحال می شوم. ولی به هر حال اینکه ببینم از من کپی می کنند، ناراحت کننده است.

بعضی از این ها خودشان اقرار می کنند که از سیروان کپی می کنند…
بله. ولی خیلی زشت است. اصلاً کار قشنگی نیست.

پس چندان هم خوشحال نیستی و رضایت نداری.
من هیچ وقت در زندگی ام نتوانستم تصور کنم که مقلد باشم و به همین دلیل برای من قابل پذیرش نیست که بگویند تو کپی هنرمند دیگری هستی، حتی اگر آن هنرمند مایکل جکسون باشد.

اگر تحت عنوان «ایده گرفتن» باشد، چطور؟
ایده گرفتن خیلی تفاوت دارد. خود من، از دوران کودکی موسیقی های زیادی شنیده ام و سعی کردم موسیقی های خوب گوش کنم. من با اینها بزرگ شده ام و در ذهنم خیلی موسیقی وجود دارد. شاید ناخواسته روی من تأثیر بگذارند و از آنها ایده بگیرم، اما این در ناخودآگاه من است و اینطور نیست که صرفاً از فلان هنرمند کپی کنم. اینکه یک نفر بیاید و کار من یا شخص دیگری را تحلیل کند و همان را کپی کند، خیلی بد است، هرچند نمی توانند دقیقاً عین همان کار اصلی را کپی کنند. در نهایت مخاطبین می گویند فلانی از دیگری کپی کرده است و این اصلاً جالب نیست.

آثاری که برای دیگران ساخته ای خیلی فراگیرتر از کارهای خودت شده اند. موافقی؟
بله.

گفت‌و‌گوی مفصل و خواندنی با «سیروان خسروی»

دلیلش چیست؟
دلیلش این است که پیشرفت من در خوانندگی، با شیب کمتری بوده است و من تازه دارم راهم را به عنوان خواننده پیدا می کنم. تازه فهمیده ام که چه بکنم تا موفق تر شوم. وقتی من با خواننده ای کار می کنم هدفم این است که آن آهنگ موفق شود. من قطعاً می توانم همان کاری که برای یک خواننده ی دیگر می سازم تا همه گیر شود، برای خودم هم بسازم. ولی در کارهای خودم، هنوز به دنبال تجربه هستم. ماجراجویی را دوست دارم. یکی از دلایل اینکه خواننده شدم این بود که سبکی که خودم دوست دارم را ارائه کنم. من نمی توانم سبک مورد علاقه ی خودم را به خواننده ی دیگری تحمیل کنم.

پیشنهاد هم نکرده ای؟
آن اوایل چرا، سال ۱۳۸۰ من این کار را کردم. آن موقع روابط کمی محدود بود و شاید کسی قبول نمی کرد. زیاد پیشنهاد نمی کنم، چون خواننده خودش باید بداند که چه می خواهد بخواند و من نمی توانم یاد بدهم آنگونه که من دوست دارم بخواند، شاید خودش جور دیگری دوست داشته باشد. کاری که من دوست دارم اینی است که در آلبومهای خودم و تک آهنگهایم می شنوید. برای خودم جالب است که وقتی آهنگهای آلبوم اول و کارهای جدید را می شنوم، احساس می کنم تغییراتی در کارم ایجاد شده است. این مسیر ماجراجویی را دوست دارم. هنوز هم فکر می کنم خیلی کارها هست که باید انجام دهم.

پس ما همچنان باید از سیروان توقع کارهای جدید داشته باشیم…
بله، قطعاً. من خیلی چیزها یاد گرفته ام، ولی احساس می کنم باز هم باید تغییراتی در کارم انجام دهم. یعنی ممکن است چهار سال دیگر من جور دیگری کار کنم.

در همکاری هایی که داشتی، کدامشان بیشتر به سلیقه ات نزدیک بوده و آنها را دوست داشته ای؟
اکثر کارهایی که با خواننده های خوب کرده ام را دوست دارم؛ رضا صادقی، زانیار، احسان خواجه امیری، شهاب رمضان، بهنام صفوی، مهدی یراحی و امیر یگانه.

اینکه وقتت محدود است و سال گذشته هم مشغول خدمت سربازی بودی، تأثیر منفی در کارهایت داشته؟
قطعاً بی تأثیر نبود. بعضی کارها دقیقه نودی انجام شده اند. اما در یک سال گذشته، به جز کارهای خودم، کنار مهتاب (زانیار و میلاد درخشانی)، شکوه جاودان (میثم ابراهیمی) و هم سنگر (شهاب رمضان) را خودم خیلی دوست دارم و فکر می کنم به اندازه ای کار خوب انجام داده ام که نگویند افت کرده ام.

چقدر از تنظیم های زانیار راضی هستی؟
جدیداً خیلی زیاد. به زودی یک سری کارهای خوب از او منتشر می شود.

از بین کارهایی که منتشر شده چطور؟
قطعه ی «باور» که برای بهنام صفوی تنظیم کرده و آهنگ «زندگی همه همینه» با صدای خودش را دوست دارم.

گفت‌و‌گوی مفصل و خواندنی با «سیروان خسروی»

به نظرت زانیار در تنظیم دنباله روی توست یا استایل خودش را دارد؟
زانیار ایده های خودش را دارد. حتی بسیاری از ایده های تنظیم من از زانیار است. ولی واقعیتی که الان وجود دارد این است که تقریباً اکثر تنظیم کننده های امروز دنباله روی من هستند. حالا این حرف را به حساب هر چه که میخواهید بگذارید.

وقتی آلبوم اولت منتشر شد، خیلی ها این نظر را داشتند که از زمان خودش جلوتر بود. فکر می کنی ساعت ۹ هم این ویژگی را داشت؟
به نظرم ساعت ۹ هم جلوتر بود. چون فاصله ی حدوداً چهار ساله ای بین دو آلبومم بود، دوست داشتم همه ی کارهایی که بلدم را انجام دهم. هنوز هم وقتی تک تک قطعات آن را گوش می کنم، برایم تازگی دارد و راضیم. اما وقتی قطعات آن را پشت سر هم و در قالب مجموعه ی «ساعت ۹» گوش می کنم، فکر می کنم اشتباه کردم. چون در آن آلبوم چند سبک مختلف استفاده شده است که بعضاً به هم ربط ندارند. مثلاً «چه حالی داره» Eurodance است، «امروز میخوام بهت بگم» پاپ-راک دهه هفتادی است، «آره» نوعی Reggaeton ایرانی است، «زندگی همین امروزه» یک قطعه ی راک است، «منو نگاه کن» الکترونیک است… می بینید که آهنگها چند دسته هستند. به نظرم «دلم گرفته، زندگی همین امروزه، امروز میخوام بهت بگم و اون روزا» کارهایی هستند که در کنار هم قرار می گیرند و بقیه ی قطعات آلبوم هم در یک دسته ی دیگر.

این تنوع و چند دستگی چه دلیلی داشت؟
دلیلش این بود که دوست داشتم آن انرژی ای که در آن چهار سال سرکوب شده بود را خالی کنم. چون ذره ذره بیرون نیامد و یکجا عرضه شد.

چه زمانی متوجه یکدست نبودن قطعات شدی؟
این را بعداً فهمیدم که کارها یکدست نبوده، حتی همان سال که آلبوم منتشر شد من متوجه این نکته نبودم، اما الان وقتی به آن قطعات گوش می دهم این مسئله را حس می کنم.

در مورد آلبوم جدیدت چطور عمل کرده ای؟
به نظر خودم «جاده ی رویاها» خیلی پخته تر است. چون بر خلاف دو آلبوم قبلی، کاملاً یکدست است. نه اینکه آهنگها شبیه هم باشند، بلکه فضای فکری و موسیقایی یکسانی را به شنونده القا می کند.

سیروان، چرا اینقدر تنظیمهایت گران است؟
چون من کم کار می کنم.

آنچنان کم کار هم نیستی!
چرا؟ من سال گذشته فقط ۹ آهنگ برای دیگران تنظیم کردم.

سیروان خسروی

یعنی هر کسی کمتر کار می کند باید تنظیم هایش گرانتر باشد؟!
من کمتر کار می کنم چون برای آهنگها وقت بیشتری می گذارم. مثلاً آهنگ «هم سنگر» شهاب رمضان را در نظر بگیرید. من قبلاً کاری در این فرم تنظیم نکرده بودم. پس حتماً وقت و انرژی ویژه ای روی آن گذاشته ام. شاید من آن آهنگ را در سه روز تنظیم کرده باشم، اما حدود دو ماه به آن فکر می کردم. وقتی شهاب ملودی اش را آورد قرار بود این قطعه، آرام باشد. اما من گفتم وقتی اسم جنگ می آید دوست دارم کار “هارد راک” باشد و یک چنین تمی در ذهنم بود. تا حدودی هم تحت تأثیر کارهای کاوه یغمایی است. خودم این کار را خیلی دوست دارم و ملودی ترجیع بندش را هم خودم ساخته ام.

با پُر کاری مخالفی؟
اگر زیاد کار کنی، نمی توانی هر روز کار جدیدی ارائه کنی، مجبوری مدتی کار نکنی تا ذهنت از ایده های جدید انباشته شود. زیاد کار کردن ممکن است پس از مدتی باعث شود دیگر چیزی به ذهنت نرسد. برای همین من خیلی وقتها هیچ کاری نمی کنم، فقط فکر می کنم، مخصوصاً در سالهای اخیر. به همین خاطر تنظیم هایم در دو-سه روز انجام می شوند.

نوروز امسال بالاخره پای سیروان هم به تلویزیون باز شد. دلیل اینکه «بهار نزدیکه» در برنامه سال نو پخش نشد چه بود؟ مشکل خاصی وجود داشت؟
در دقایق آخر اعلام کردند که وقت کم است و نمی توان کار را پخش کرد. دلیل خاصی نداشت.

یکی از ویژگی های موسیقی پاپ ما این است که تعداد زیادی از آهنگسازها و تنظیم کننده های خوبمان، خودشان هم خواننده شده اند. فکر می کنید این خوب است یا بد؟
در موسیقی ما هر کسی می تواند خواننده شود. حداقل آهنگسازها و تنظیم کننده ها یک سری اطلاعاتی از موسیقی دارند و فکر می کنم حق هم دارند وقتی می بینند کسی که هیچ چیزی از موسیقی نمی داند خواننده شده است، چرا آنها که در موسیقی سررشته دارند خواننده نشوند؟ موفقیت در موسیقی پاپ ما به شانس وابسته است و طبیعیست که هر کسی دوست دارد شانسش را امتحان کند.

فکر می کنم دلیل دیگرش این است که یک آهنگساز یا تنظیم کننده، نمی تواند به اندازه ی یک خواننده معروف شود.
بله، و نمی تواند به اندازه خواننده پول در بیاورد. متأسفانه در ایران اینطور است که حق و حقوق آهنگساز، تنظیم کننده و شاعر خورده می شود. همه جای دنیا یک آهنگ تا لحظه ای که فروخته می شود، یعنی حتی ۳۰ سال بعد از انتشارش، بسته به نوع قراردادشان درصدی از فروش آن آهنگ یا آلبوم به تک تک عوامل سازنده ی آن اختصاص می یابد. در کنسرت ها هم همینطور است. اما در ایران که اینطور نیست. شاید خواننده تا سالها از یک آهنگ پول در بیاورد، اما درآمد آهنگساز آن به همان دستمزد اولیه ای که گرفته محدود می شود و پس از آن، خواننده و احیاناً شرکت صاحب امتیاز اثر از آن پول در می آورند.

گفت‌و‌گوی مفصل و خواندنی با «سیروان خسروی»

فکر می کنی موسیقی ما برای رسیدن به شرایط ایده آل چه چیزی کم دارد؟
فضای باز. اگر فضا باز شود، به تدریج مشکلات هم برطرف خواهد شد. باید دید کدام کشورها موسیقیشان پیشرفته است. در همه ی آنها قانونهایی وجود دارد. هیچ اتفاقی خود به خود نمی افتد و پشت هر اتفاقی یک استراتژی هست. هر وقت آزادی عمل کافی وجود داشته باشد، پیشرفت را به دنبال خواهد داشت. الان اگر وضعیت غذا و رستورانهای ما را با رستورانهای خارجی مقایسه کنید، می بینید که وضع رستورانهای ما عالی است و حتی با بهترین رستورانهای دنیا برابری می کند. هر روز رستورانهای جدید باز می شود و به تعداد زیاد مشغول فعالیت هستند و چون فضای رقابتی ایجاد می شود، مجبورند کیفیت کارشان را بالا ببرند تا مشتری بیشتری جلب کنند و در نتیجه پیشرفت می کنند. به همین دلیل که در این بخش پیشرفت کرده ایم، در موسیقی پیشرفت نکرده ایم. چون فضای موسیقی بسته است.

در حال حاضر در موسیقی پاپ ما چند نفر پول در می آورند؟
حدود ۱۰ نفر.شاید هم کمتر. خوب، چرا فقط باید ۱۰ نفر درآمد خوب داشته باشند؟ چرا خواننده های غیر رسمی نباید به نوبه ی خود درآمد داشته باشند؟ چرا سعید مدرس، گروه Minus1، رضایا، برادران طالب زاده، برادر خودم زانیار و هر کس دیگری که فکرش را بکنید نباید بتوانند کار کنند؟ یعنی کاری که اینها انجام می دهند با کسانی که در حیطه ی مجاز فعالیت می کنند واقعاً خیلی فرق دارد؟ شاید تفاوتهای خیلی کوچک در کلام وجود داشته باشد. تازه اینها کسانی هستند که ما می بینیم. افرادی هستند که صدها برابر قدرتمندترند اما اصلاً فرصت ظهور پیدا نمی کنند. اینها هم بالاخره در این کشور زندگی می کنند دیگر. باید به همه فرصت داد.

این روزها بحث حضور مافیا در موسیقی مطرح است. فکر می کنید واقعاً مافیا وجود دارد؟
هر روز که میگذرد من بیشتر به اتفاقات عجیب در موسیقی کشور پی می برم. برای مثال، زانیار سه سال است که علی رغم پیگیری مجوز نگرفته است، خود من هفت ماه است که بدون ذکر دلیل ممنوع الکارم. از طرفی آقای شهرام شکوهی در این دو-سه سالی که برادر من دنبال کارهایش است، تازه در مسابقه ی همان شبکه های ماهواره ای که برای همه قدغن است شرکت کرده، کلیپ هم داده، اما مجوزش صادر می شود و در تلویزیون هم حضور دارد. در همین کشور مهدی مقدم بعد از اینکه یک بار مثل من و همه خواننده های مجاز آن زمان که کلیپ داشته اند، در سال ۸۶ تعهد داده که دیگر کلیپ منتشر نکند، چند سال پیش بلافاصله پس از انتشار آلبومش دوباره ۱۰-۱۵ کلیپ به شبکه های ماهواره ای داده و رکورددار انتشار کلیپ پس از انقلاب شده است. چطور پس از سه سال مشکل ایشان حل می شود؟ اگر چنین اتفاقی برای من می افتاد، آیا مادام العمر ممنوع الکار نمی شدم؟

گفت‌و‌گوی مفصل و خواندنی با «سیروان خسروی»

چرا فلان خواننده هر هفته در شهرهای مختلف و حتی خارج از کشور کنسرت دارد، اما من بدون هیچ گونه مشکلی در کارنامه ام ممنوع الکارم؟ خواننده هایی هستند که کنسرت بدون مجوز برگزار کرده اند، اما بدون حتی یک روز ممنوع الکاری به فعالیت رسمیشان ادامه داده اند. سالار عقیلی، هم در شبکه های ماهواره ای کلیپ دارد و هم با آنها مصاحبه کرده، اما هر هفته کنسرت دارد و تیتراژ تلویزیونی هم می خواند. من می گویم اگر این مسائل مشکلی ندارد، چرا فقط برای بعضی ها اینگونه است و برای من یا دیگری اینطور نیست؟ آیا نباید قانون برای همه یکسان باشد؟ اگر چیزی ممنوع است، باید برای همه ممنوع باشد و اگر آزاد است، باید همه حق استفاده از آن را داشته باشند. نباید سلیقه ای برخورد شود. من این رویه ی موجود را نمی توانم درک کنم.

پس به نظر شما، این مسائل به خاطر وجود همان مافیاست…
هر چه هست، قطعاً طبق ضوابط موجود دفتر موسیقی نیست. ضوابط کاملاً مشخص است. اگر کلیپ داشتن و یا مصاحبه با BBC و VOA ممنوع است، باید برای همه ممنوع باشد. بعضی ها می توانند بیلبورد هم بزنند و کنسرت هم برگزار کنند.

برخی تفسیرهایی که در دفتر موسیقی انجام می شود خیلی عجیب است؛ اگر کلیپی از منِ نوعی پخش شود، حتماً خودم برای شبکه ها فرستاده ام و باید ثابت کنم که اینطور نیست و این چند سال طول می کشد. اما اگر کلیپ آقای X پخش شود احتمالاً می گویند خود آن شبکه بدون اجازه این کلیپ را پخش کرده است و نیازی هم به ثابت کردنش نیست. اینها خیلی جالب است. یا تنظیم کننده ای هست که چند کلیپ در قالب یک گروه دو نفره داشته، اما از روز اولی که با خواننده های مجاز کار کرده، اسمش بوده و هیچ گاه ممنوع الکار نشده است…

تغییراتی که در صدایت ایجاد شده، تعمدی بوده یا ناخواسته به وجود آمده؟
شاید ۳۰-۲۰ درصدش تعمدی بوده. وقتی به آلبوم اولم گوش می کنم می گویم واقعاً این منم؟! خودم تعجب می کنم که صدایم عوض شده! یک مقداری فیزیکی بوده و من در آن دخالت نداشته ام. یک چیزهایی را هم در کنسرتم فهمیدم. من قبلاً در استودیو جور دیگری می خواندم، اما در کنسرت نمی توانستم آن طوری بخوانم و مجبور بودم جور دیگری بخوانم. بعداً متوجه شدم آن شیوه ای که در کنسرت می خوانم از آنچه در استودیو می خواندم بهتر است و از آن پس در استودیو هم به همان فرم می خوانم و این به صدای خودم نزدیکتر است.

چقدر با هوادارانت ارتباط داری؟ اصلاً ارتباط با آنها را لازم میدانی؟
سعی می کنم تا حدی که معقول و ممکن است ارتباط داشته باشم. شاید خیلی پیش نیاید که جواب یک نفر خاص را بدهم چون اگر جواب یک نفر را بدهم، ده ها نفر دیگر می گویند چرا جواب ما را ندادی!

در نظرسنجی سایت موسیقی ما هم قطعه ی «نه نرو» به انتخاب اهالی موسیقی، بهترین تراک سال شد. چه نظری داری؟
راستش برایم عجیب بود! چون کسانی که در موسیقی هستند دید چندان خوبی نسبت به من ندارند و متأسفانه این یک واقعیت است.

گفت‌و‌گوی مفصل و خواندنی با «سیروان خسروی»

دلیلش حسادت است؟
نمی دانم چرا اینطور است. خیلی از خواننده ها ی بسیار مطرح بوده اند که پیشنهاد همکاری داده اند ولی من به دلایل مختلف با آنها همکاری نکرده ام، یا فرصتش را نداشتم و یا علاقه به همکاری نداشتم. بسیاری از اینها به همین دلیل زیاد از من خوششان نمی آید. یکی از دلایلش هم این است که من همیشه آدم مستقلی بوده ام و هیچ وقت عضو تیم خاص یا وابسته به تهیه کننده ای نبوده ام، و در واقع در هیچ باندی نیستم. اما به هر حال برایم خوشحال کننده بود. کسانی به من رأی دادند که برایم جالب بود، باعث شد آنها را بهتر بشناسم و دیدم نسبت به بعضی از آنها دگرگون شود.

در مجموع نظرسنجی چطور بود؟
کلاً نظرسنجی خوبی بود. شاید به عقیده ی من نتیجه اش چندان درست نبود، اما نفس کار جالب بود. خیلی ها چیزهایی گفته بودند که شخصیت و درونیاتشان را نشان داد. البته این را هم بگویم که بهتر بود چند هفته قبل اطلاع رسانی می شد تا وقتی برای پاسخگویی با افراد تماس گرفته می شد، پاسخ را آماده کرده باشند. خود من بدون فکر قبلی و در ۳۰ ثانیه پاسخ دادم و بعد از آن یادم آمد که گزینه های دیگری هم بوده اند که در آن لحظه به خاطر نداشتم. مثلاً در آن لحظه آلبوم «خاطرات گمشده» فریدون آسرایی و قطعه ی «مسافر» از همان آلبوم به ذهنم خطور نکرد. من واقعا آهنگ مسافر را دوست دارم. البته آلبوم مهدی یراحی هم خیلی خوب بود، اما من یادم نبود که آلبوم فریدون هم در همان سال منتشر شده است.

در حال حاضر رابطه ات با رضا صادقی چطور است؟
بعد از وایسا دنیا هیچ ارتباطی با او نداشته ام.

بنیامین چطور؟
این را می گویم و حتماً بنویس که من از دو سال پیش حوصله ی حاشیه و درگیری با دیگران را ندارم. واقعاً با هیچ کس مشکلی ندارم. نه بنیامین، نه رضا صادقی و نه هیچ کس دیگر و معتقدم که این درگیری ها فقط باعث آسیب پذیرتر شدن مارکت کم رمق موسیقی می شود.

حرفی مانده؟
در پاسخ کسانی که می گویند کارهای سیروان تکراری است، این را می گویم که تعداد کارهایی که من انجام داده ام و تفاوت فاحش سبکهای آنها، آنقدر گستره هست که به جرأت میگویم هیچ یک از آنها نمی توانند به آن نزدیک شوند. من در چندین ژانر مختلف به بهترین نحو کار کرده ام، در حالی که موفق ترین تنظیم کننده های حال حاضر ما شاید فقط در یک ژانر خاص موفق باشند. آنهایی که موسیقی را می فهمند، می دانند کار چه کسی بهتر است. این حرفها به من انگیزه می دهد تا خودم را قوی تر کنم.

وب‌سایت بدونیم

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz