گفت‌وگو با حسن بیادی، نایب‌رییس اسبق شورای شهر تهران:
شوراها باید منافع سیاسی و جناحی خود را قربانی منافع مردم کنند

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- منابع انسانی و کلاً توجه به انسان ‌ یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های توسعه است و دستیابی به توسعه منابع انسانی و اجتماعی از پیش‌نیازهای ترقی همه‌جانبه در یک کشور محسوب می‌شود. شوراها یکی از مهم‌ترین نهادهای عمومی مردمی هستند که نقش مهمی در روند ایجاد جامعه مدنی و توسعه مشارکت مردمی را ایفا می‌کنند. شورا به عنوان تنها نهاد محلی که توان تاثیرگذاری بر تصمیم‌سازی‌های شهری را دارد، می‌تواند زمینه‌ساز و بستر مشارکت‌های اجتماعی باشد. اما در این ۴ دوره‌ای که از عمر شوراها می‌گذرد، بعضاً مشکلات و نواقصی در قوانین و توجه جدی مسئولین به این امر مهم وجود داشته که این نهاد را مطابق ده مهم اصل از قانون اساسی از هدف ذاتی‌اش که سپردن امور به دست مردم است، دور کرده است. عدم وجود عقلانیت، توسعه‌نیافتگی سیاسی شوراها، سیاست‌زدگی و غفلت از مردمی بودن این نهاد به نظر می‌رسد گاهاً شوراها را به مانعی برای توسعه بدل کرده‌است. هرچند شکل‌گیری شوراها پیامدهای مثبت و مزایای زیاد و معقولی را در این دوران کوتاه داشته که انکار آن امکان پذیر نیست اما نقد عملکرد و شناسایی نقاط ضعف آن بدون شک می‌تواند در کارامدی امور شهر و روستا و با برنامه نمودن هرچه بیشتر جامعه تأثیر زیادی داشته باشد.

حسن بیادی

حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی یک فرد سیاسی با رویکرد فرهنگی و اجتماعی است که پیش از این عضو و نایب رئیس دوره دوم و سوم شورای شهر تهران بوده  و پست‌های مختلفی را در امور اجرایی کشور تجربه کرده‌است. با حسن بیادی درباره نقش شوراها در روند توسعه انسانی و میزان مشارکت‌های مدنی و عواملی که می‌تواند به عاملی ضدتوسعه تبدیل شود، هم‌صحبت شدیم که در ادامه می‌خوانید.

در ایران تنها نهاد محلی مشارکتی که توان تاثیرگذاری بر سیاست گذاری شهر را دارد، شورای شهراست. هدفی که شوراها دنبال می‌کنند افزایش مشارکت مردم در اداره امور است. به نظر شما چقدر شوراها در این ۴ دوره اخیر در این زمینه موفق بوده‌اند؟
حضرت امام رحمه‌الله علیه بعد از پیروزی انقلاب که هنوز دولت موقت بر سر کار بود و کشور از طریق شورای عالی انقلاب اداره می‌شد، به دولت موقت دستور داد که مقدمه برگزاری انتخابات شوراهای محلی و روستاها را فراهم نمایند. اما متاسفانه به دلایل گوناگون این مهم اتفاق نیفتاد و لذا تا سال ۶۶ که شهرها  به یکباره درحال توسعه بی رویه بودند؛ و به دلیل اینکه شوراها وجود خارجی نداشتند و مسئولیت آنان با عنوان قائم مقامی شوراها بعهده مجموعه وزارت کشور بود فلذا مجلس شورای اسلامی تشکیل سازمانی را به نام سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌ها در ساختار وزارت کشور تصویب نمود.واین سازمان  تا سال ۷۶ دروزارت کشور، استانداری‌ها و فرمانداری‌ها به عنوان قائم مقام شوراها عمل می‌کردند. اما بلطف خداوند و موافقت مقام معظم رهبری وتلاش رئیس جمهور و دولت وقت در دوره اصلاحات شوراها تشکیل شد و بااین حرکت ارزنده اجتماعی توانستند مشارکت عمومی مردم را جلب کنند. بدیهی است تا زمانی‌که مردم در رفع مشکلات و معظلات خودشان مشارکت نداشته باشند، هزینه‌های دولت به واسطه موازی کاری و بی برنامگی چندین برابر می‌شود که در نتیجه مردم همیشه از این نوع عملکرد ناراضی خواهند بود.و کشور به اهداف خود دست نخواهد یافت و نیجه برنامه های پنجساله دولت و مجلس و همچنین سند چشم انداز ٢٠ ساله دلیل براین مدعاست . یکی از دلائل این معضل بزرگ امپراطوری بودن تفکرات بسیاری از مسئولین میباشد متاسفانه  این معضل هم ریشه در فرهنگ ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی کشور ما دارد که از لحاظ فرهنگی غالباً دوست دارند دستور دهند و علاقه‌ای به مشارکت و تعامل با مردم را ندارند. اما به هرحال از سال ۷۶ شوراها تشکیل شد و بعد از تشکیل شوراها، غالب شهرداری‌ها قانون‌مند و دارای ذی‌حساب و حسابرسی واز همه مهمتر دارای برنامه و چشم‌انداز شدند. به نظر من پیامدهای مثبت و برکات تشکیل شوراها زیاد بود. اگر معظلاتی هم وجود دارددر مقابیه و به تناسب معظلات دیگر ارگان‌ها و سازمان‌های کشور بسیار پایین است. همه می‌دانند که تقریبا در کشور حدود ۱۱۰۰ شهر داریم که تصور نمی‌کنم معظلات مجموعه این شهرها به اندازه یکی از این نهادها و بعضی  بانک‌ها باشد. اما از نظر مزایای تشکیل شوراها باید گفت که این نهادهای مردمی به بسیاری از دوباره ‌کاری‌ها و کارهای تکراری خاتمه دادند، اغلب جلوی کارهای بی‌کیفیت را گرفتند و همچنین سطح کیفی کارهای عمرانی، فرهنگی و اجتماعی را ارتقاء دادند. گرچه احتمال اینکه در بعضی از شهرداریها و شوراها هم نواقص و مشکلاتی وجود دارد که این امر غیرطبیعی هم نیست و همه جای دنیا این مسائل قابل تصور است و دستگاههای نظارتی هم میتوانند در این زمینه فعال و پیگیر باشند.

گفته می‌شود فرایند برنامه ریزی و سیاست‌گذاری که اساس کار شورا است بدون حضور مردم به اهداف توسعه ختم نخواهد شد. به نظر شما برنامه ریزی و سیاست‌گذاری شهری ما تا چه حد بر اساس مشارکت مردم صورت می‌گیرد؟ در واقع عملکرد شوراهای ما زمینه حضور و مشارکت مردم در امور را فراهم می‌کند؟
همانطور که اشاره کردید و درست هم اشاره کردید، سیاست‌گذاری شوراها بدون حضور مردم و مشارکت آنان به اهداف توسعه منتهی نمی‌شود. اما یکی از دلایل این امر این است که ساختار مدیریت و اجرایی کشور دارای نواقصی است که متاسفانه یک بخشی مهمی از آن  به قانون اساسی مربوط  و بخش دیگر به ضعف مجلس شورای اسلامی ربط دارد. یکی از معظلات این ساختار ناقص نحوه انتخاب رئیس جمهور و اعضاء مجالس و شورای اسلامی شهر و روستااست. برای نمونه انتخاب اعضای شورای شهر به این شکل که مرسوم است، صحیح نیست. انتخابات باید از بخش‌های کوچک، یعنی از سطح محلات شروع و در گام اول اشخاص از محلات انتخاب شوند و در نهایت در مرحله دوم انتخابات بین محلات و کاندیدای راه ‌یافته به مرحله دوم برگزار شود و افراد صالح انتخاب شوند لذا این نوع انتخابات شاید مشارکت مردم در زمان انتخابات را به همراه داشته باشد، اما برای مشارکت در انجام امور شهری کارکرد موثری ندارد و باعث ترغیب مردم به مشارکت نمی‌ گردد تا مردم راحت بتوانند در رفع مشکلات خود مشارکت کرده و امور به صورت غیر دولتی اداره شود.

از طرف دیگر عمده مشکلی که شوراها دارند، نقص قوانین و آئین‌نامه‌ها و حدود شرح وظایف‌ آنان میباشد که باید در مجلس نسبت به ساختار هر شهر بازنگری شود و سطح اختیارشان تصحیح شود. قوانین شوراها نیازمند یک بازنگری جدی است. قانون شهرداری‌ها هم از این امر مستثنی نیستند و باید مورد بازنگری قرار گیرند؛ به خصوص در کلانشهرهای کشور.

یکی از اساس توسعه این است که قومیت‌های مختلف را در شهرها به دور هم جمع کنیم تا این کلونی‌های قومیتی به یک گروه یک‌پارچه تبدیل شوند. اما انتخابات محله‌ای باعث می‌شود این کلونی‌ها در سطح محلات تقویت شوند. به عقیده بسیاری تقویت این کلونی‌ها در شهرهای ما ممکن است خود به عامل ضدتوسعه و مانع توسعه تبدیل شوند. آیا فکر نمی‌کنید انتخابات محله‌ای یا حتی شورایاری محلات  باعث شود نخبگان کمتری به پارلمان شهری راه یابند؟
هرکسی جایگاه خود را دارد و داشتن مدرک تحصیلی و اختراع دال بر نخبه بودن نیست بسیاری روستایان عزیز و زحمتکش هستند که اینحقیر با انان اشنایی دارم و در بسیاری از امورات جاری نخبه هستند لذا در کشوری که احزاب فراگیر و مفید وجود خارجی ندارد، قومیت‌ها هم بی‌اعتبار شوند شک نکنید که حتماً دولت‌ها و حکومت‌ها در خوش‌بینانه‌ترین زمان به‌سوی تفکر امپراطوری و دیکتاتوری شدن و به‌حساب نیاوردن مردم سوق پیدا می‌کنند.

غالباً در سطح شوراها به خصوص در شهرهای بزرگ شاهد جناح‌بندی‌های سیاسی هستیم. در حالی که شورا یک نهاد سیاسی نیستند و باید مستقل عمل کنند. به نظر شما این عامل می‌تواند در سلب اعتماد عمومی و مشارکت‌گریزی عموم تاثیرگذار باشد؟
اصلاً یکی از معضلات شوراها همین مسئله است. سیاسی بودن افراد عیب ندارد بلکه مشکلِ کار سیاسی‌کاری  است. شوراها برای رفع مشکلات مردم نباید مواضع جناحی و سیاسی خود را لحاظ کنند. شورا یک نهاد سیاسی نیست بلکه یک نهاد مردمی و اجتماعی محسوب می‌شود و سیاسی ‌کاری اعضا با قانون شوراها منافات دارد. منافع مردم باید در راس امور باشد نه منافع یک جناح. شوراها باید منافع سیاسی و جناحی خود را قربانی منافع مردم کنند. این مسئله بخش مهمی از اهداف شوراها است. حالا اینکه افراد سیاستمدار باشند، هیچ اشکالی ندارد. اتفاقاً کسی که سیاست نداشته باشد نمی‌تواند مدیریت خوبی داشته باشد. اما شکاف‌های سیاسی، سیاسی‌کاری و توجه به منافع جناحی و شخصی برای مهمترین و تاثیرگذارترین نهاد مردمی آفت است و همانطور که اشاره کردید ممکن است سلب اعتماد عمومی به همراه داشته باشد و میل مشارکت را در مردم کاهش دهد.

بخشی از امتیازات و تاثیرات اجتماعی شوراها را می‌توان به آگاهی‌بخشی عمومی، ارتقای مشارکت، حسن اعتماد، وفاق و همدلی بین اقشار مختلف دانست. اما بعضاً این وفاق و همدلی در سطح خود شوراها هم دیده نمی‌شود و پارلمان شهری عرصه‌ای برای رقابت‌های سیاسی و اختلافات سلیقه‌ای تبدیل می‌شود. توسعه نیافتگی سیاسی در شوراها چقدر تاثیرگذار است؟
دقیقاً همانقدر که سیاسی‌کاری شوراها آفت است، توسعه نیافتگی سیاسی هم می‌تواند معظل بزرگی برای شوراها باشد. یکی از شاخص‌های مهم توسعه، توسعه‌یافتگی سیاسی است. تاثیر فرهنگ سیاسی نخبگان غیرقابل انکار است. برخی از ویژگی‌های رفتاری و ارزشی در فرهنگ سیاسی اعضای شورا خود به مانع توسعه شهرها بدل می‌شوند. توسعه یک مفهوم چند بعدی و سیستماتیک است و باید تمام اجزای جامعه به شکل یکپارچه با یکدیگر پیشرفت کنند. مادامی که شوراها از توسعه‌نیافتگی سیاسی رنج می‌برند، نمی‌توان انتظار توسعه سیاسی جامعه و همچنین تربیت انسان‌های توسعه یافته را داشت. بدیهی است که این امر در حوزه عمومی افول ایجاد می‌کند و همچنین آثار سوء آن در سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها قابل مشاهده است. این معضل منجر به انفعال سیاسی و رفتار سلبی جامعه در زمان مشارکت می‌شود و می‌تواند افرادی را روانه پارلمان شهری کند که نخبگان سیاسی نیستند.

به عنوان نمونه بارها دیده می‌شود که اعضای شوراها در مورد مسائل محیط زیستی انتقاداتی از مدیریت شهری مطرح می‌کنند. اما وقتی NGO ها وارد عمل می‌شوند و به میدان می‌آیند کمتر اعضای شورایی را می‌بینیم که با این نهادهای مردمی و غیر دولتی همکاری و همراهی داشته باشند. به نظر شما اهمیت ارتباط شوراها با تشکل‌های مردم نهاد در ایجاد مشارکت اجتماعی چقدر است و چه تاثیراتی می‌تواند داشته باشد؟
ارتباط شوراها با تشکل‌های مردمی می‌تواند درسطح بسیار بالایی  تاثیرگذار باشد. همه مسئولین بیان می‌دارند که دولت‌ها باید کوچک شوند و بخشی از امور را به خود مردم واگذار کنند و در چند برنامه پنج ساله توسعه کشور مصوب مجلس تاکید گردیده است اما متاسفانه هیچ حرکت مسئولانه و جدی در تحقق این امرمهم صورت نپذیرفته است این در حالیست که در جهان سومی‌ترین کشورها این درک وجود دارد که نقش مردم در کمک به دولت چقدر مفید و اثرگذار است؛ و باعث کوچک شدن بدنه دولت‌ها و کاهش هزینه ها می‌گردند حتی در مسائل امنیتی و نظامی هم نقش مردم میتواند بسیار حیاتی باشد البته مردم و جامعه انقلابی و شهید پرور ما به دور از مسائل جناحی و سیاسی ایران اسلامی توانستند با بالاترین سطح مشارکت و ایثار که جهان نمونه‌اش را تاکنون در خود مشاهده ننموده است  دفاع مقدس را با تفکر بسیجی و اعتقادات عاشورایی با پیروزی کامل در زمینه های مختلف خلق نمودند. اگر می‌خواستیم دفاع مقدس را دولتی مدیریت کنیم، شک نکنید که انقلاب اسلامی ما از بین رفته بود. پس مشارکت مردمی پیامدها و آثار زیبا و مفیدی را دارد که غیرقابل انکار و اغماض است.

در بحث شوراها، دیگر بحث نگاه و رویکرد دولت مسئله نیست. اعضای شورا بخشی از بدنه جامعه هستند که به پارلمان شهری راه می‌یابند. اما این ارتباط و همراهی با سازمان‌های مردم‌نهاد پس از ورود به شورا کمرنگ می‌شود و به نظر می‌رسد که در حد یک شعار باقی می‌ماند.
این نامهربانی در این مقیاس که شما می‌فرمایید نیست و این مسئله را نمی‌توان به همه شوراها تعمیم داد. اتفاقاً من معتقدم که دلیل این موضوع دخالت‌های دولتی است. به دلیل دخالت‌ها و تهدیدات سازمان‌ها و نهادهای دولتی در امور شورا است که این اتفاقات رقم می‌خورد. به نظر من دولت‌ها فقط باید سیاست‌گذار و ناظر باشند. حتی کار ناظر را هم می‌توانند با یک مکانیسم خاص از خود مردم انتخاب کنند. مجلس ما مگر ناظر دارد؟ شوراعالی استان‌ها و شورای شهرستان‌ها برای نظارت همین کارها است. دولت دیگر نباید دخالت کند. دولت اگر هر کاری دارد باید از طریق شورای عالی استان‌ها اقدام کند.

در کل نقش شوراها را در فرآیند شکل‌گیری جامعه مدنی چطور ارزیابی می‌کنید و به نظر شما برای ارتقای سطح مشارکت و دستیابی به توسعه انسانی، شوراها چه کار می‌توانند انجام دهند؟
شوراها یک نهاد نوپا هستند. در واقع شورا بهمراه جامعه یک نهال است که نیازمند زمان و تجربه است تا رشد کند و به بار بنشیند. من شک ندارم که تا دو سه دوره دیگر اکثر این معظلات حل خواهد شد. لذا سخنان گهربار رهبر فرزانه انقلاب را فراموش نکنیم که در دیدار اعضای شورای دوم با معظمٌ له فرمودند «رایحه خوش خدمت به مشام میرسد» را فراموش نکنیم.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz