پیاده‌راه‌سازی - میدان شهرداری

از ساخت پیاده‌راه تا راه‌اندازی بازارچه
کارنامه «ننگین» شهرداری رشت در یک سال اخیر

رشت رویایی، مجتبا پورمحسن- در یکسال اخیر در رشت شاید هیچ ارگان عمومی و دولتی به اندازه شهرداری خبرساز نبوده و واکنش مجموعه خاصی از رسانه‌ها را به همراه داشته. این رسانه‌ها در این مدت هرچه خواسته‌اند علیه شهرداری و خود شهردار رشت نوشته‌اند و منِ مخاطب را از کارنامه «ننگین» شهرداری آگاه ساخته‌اند. گویا شهرداری رشت در عمر ۱۰۸ ساله‌اش هرگز چنین شهردار «بی‌کفایتی» به خود ندیده و کارنامه شهرداری رشت در یک قرن گذشته هرگز به اندازه یک‌سال اخیر خالی نبوده است. برای اثبات این ادعا چند مورد از اقدامات شهرداری را مرور می‌کنیم، با این قضاوت که شهرداری در این یک سال کاری نکرده و فقط ما را سیاه کرده است.

۱- احداث پیاده‌راه‌ها
واقعاً پیاده‌راه به چه درد می‌خورد؟ باعث ارتقای سلامت عمومی می‌شود؟ باعث می‌شود من مجبور شوم پیاده بروم و چربی‌های بد بدنم بسوزد و درد و مرض نگیرم؟ با ساخت پیاده‌راه بافت مرکزی رشت احیا می‌شود و شهر را گردشگرپذیرتر می‌کند؟ به من چه! شهرداری باید فقط به فکر آسفالت باشد و ببیند در کدام کوچه دست‌انداز وجود دارد و مشکل را رفع کند. مشکل این شهر، فقط آسفالت است. پیاده‌راه به چه درد مردم می‌خورد؟

۲- ایجاد سرای محلات
این سوسول‌بازی‌ها به مردم رشت نیامده! سرای محله دیگر چه صیغه‌ای است؟ مردم می‌روند مشکلات‌شان را در آن‌جا مطرح می‌کنند؟ پلی است بین مدیریت کلان شهری و مردم؟ در این سراها مردم را با حقوق و وظایف‌شان آشنا می‌کنند؟ مشارکت مردم در اداره شهر افزایش می‌یابد؟ تسهیل‌گری؟ این حرف‌های دیپلم به بالا به چه درد مردم رشت می‌خورد؟ شهرداری تنها کاری که غیر از آسفالت باید انجام ‌دهد این است که کارکنانش یکی یک سطل رنگ بگیرند دست‌شان و جداول خیابان‌ها را یکبار سبز و سفید و بار دیگر آبی و سفید کنند.

photo_2016-02-03_16-42-53

۳- راه‌اندازی بازارچه‌ در نقاط مختلف شهر
مردم این شهر به خرید از دستفروش عادت کرده‌اند. آخر این چه کاری بود آقای شهردار؟ چرا ما را از حق انتخاب‌مان محروم کرده‌اید؟ دستفروشی باعث می‌شد شهر چهره زشتی به خود بگیرد؟ دستفروشی و گشت سد معبر یکی از تفریحات سالم شهر بود؟ ارابه‌های میوه‌فروشی حاشیه اکثر خیابان‌های رشت را گرفته بودند؟ حتا نمی‌شد با ماشین تا نزدیکی مثلاً آرامگاه میرزاکوچک رفت؟ واقعاً شهرداری باید به فکر چنین چیزهای بی‌اهمیتی باشد؟ چه کسی می‌خواهد به این کار ننگین شهرداری رسیدگی کند؟ بازارچه به چه درد می‌خورد؟ واقعاً وظیفه شهرداری این است که برای حفظ کرامت دستروشان عزیز، پول خرج ساخت بازارچه کند؟ مگر وظیفه شهرداری غیر از برگزاری جلسات خواب‌آور، آسفالت معابر و رنگ‌آمیزی جداول است؟

۴- پروژه بزرگ بازآفرینی
چرا مدیریت شهری رشت فکر می‌کند باید مفاهیم جدید شهرسازی را وارد رشت کند؟ چه کسی به او نمایندگی این کار را داده؟ اصلاً چرا باید ساختمان‌ها و خیابان‌های رشت شبیه خیابان‌ها و ساختمان‌های شهرهای بزرگ بلاد کفر از جمله استانبول و بارسلون شود؟ برای توسعه رشت باید دائماً خیابان باز کرد. باید خیابان‌ها را عریض کرد. در شیوه‌های جدید مدیریت شهری در دنیا، توسعه کالبدی مرکز شهر و گسترش عرض خیابان‌ها معنایی ندارد؟ این را شما که متخصص این کار هستید باید بگویید یا ما که هیچ تخصصی نداریم و خودمان را «مردم» می‌دانیم؟ بازآفرینی… واقعاً پول بیت‌المال باید صرف مرمت عمارت تاریخی شهرداری و ساختمان‌های تاریخی هتل ایران و پست و خانه فرهنگ و هنر شود؟ که چی؟ شهر برای گردشگر جاذبه داشته باشد؟ خبر مرگشان… به ما چه می‌رسد؟ ما پول می‌خواهیم همین حالا! شهرداری باید بی‌وقفه پول بزاید. احیای کاروانسراها و ساختمان‌های تاریخی و بناهای مشهور برای مردم نان و آب که نمی‌شود. مردم، یعنی ما (دقیقاً ما) وعده نسیه نمی‌خواهیم، ما پول نقد می‌خواهیم. بازآفرینی مدل شهرسازی مصوب وزارت راه و شهرسازی است؟ خب که چی؟ گور پدر… لعنت خدا بر جان شیطان! ببینید با این کارهای ننگین دهان‌مان را به چه حرف‌هایی باز می‌کند. مگر کارشناسان وزارت راه و شهرسازی از ما بهتر می‌فهمند؟ اصلاً چرا باید رشت اولین شهری باشد که این پروژه بزرگ را ایفا کند؟ ما به اندازه کافی شهر اولین‌ها بوده‌ایم؛ اولین شهری که نخبه‌هایش را فراری می‌دهد، اولین شهری که سرمایه‌گذار را از راه رفته برمی‌گرداند، اولین شهری که در آن حسادت اساس گفتمان عده‌ای خاص شده است. پس پایلوت مایلوت را بی‌خیال!

۵- جذب بودجه چندصد میلیاردی از وزارتخانه
به ما چی می‌رسد؟ حرف مردم این است. خب به فرض که وزارتخانه بدون در نظر گرفتن منافع مردم دویست سیصد میلیارد تومان پول برای سخت پیاده‌راه در مسیر حرم خواهر امام اختصاص داده است. گیریم که معاون وزیر به رشت سفر کرده و از اجرای پروژه بازآفرینی در رشت حیرت کرده است. این‌که شهرداری رشت وزارتخانه را متقاعد کرده اینقدر پول خرج رشت کند، چه دخلی به ما دارد؟ اصلاً مگر وظیفه شهرداری چیزی غیر از آسفالت و رنگ‌آمیزی جداول است؟ از آن دویست سیصد میلیارد تومان به مردم رشت چه می‌رسد؟ باز اگر این پول را تقسیم بر تعداد شهروندان رشتی می‌کردند و به همه پول نقد می‌دادند، راه داشت که خودمان را نزنیم به نفهمی! اینجوری میلیارد میلیارد پول به چه درد می‌خورد؟

۶- پیوستن رشت به شبکه شهرهای خلاق جهان
واقعاً چنین چیز بی‌اهمیتی ارزش فکر کردن دارد؟ نام رشت به عنوان شهر خلاق خوراک‌شناسی در یونسکو ثبت شد؟ آخر این حرف‌های بی‌ربط یعنی چه؟ ما که خودمان خوراک‌مان را می‌شناسیم. از همه هم در همه چیز همیشه بهتریم. چه اهمیتی دارد که از ایران فقط دو شهر رشت و اصفهان عضو شبکه شهرهای خلاق باشند؟ اصلاً همین مشکوک است! چرا دو تا شهر؟ حتماً کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است.

و…

مخلص کلام: در این‌جا فقط چند مورد کوچک از عملکرد «ننگین» شهرداری رشت را در یک سال اخیر برشمردیم. کارنامه شهرداری پر است از این نقطه‌های سیاه، بی‌آر‌تی، پل عابر پیاده مکانیزه، پیاده‌روسازی و… فکر می‌کنم شهردار رشت باید از این کارنامه ننگین خجالت بکشد، شهردار باید آسفالت کند فقط، فوق فوقش رنگ‌آمیزی جداول!

پی‌نوشت: مشغول الذمه من خواهید بود اگر این مطلب را به طنز بخوانید، چون ضمن عرض احترام و ارادت به تمام منتقدین منصف و دلسوز عملکرد شهرداری رشت، بعضی از مخالفان شهردار رشت، همین‌‌ حرف‌ها را جدی جدی مطرح می‌کنند.

عکس، سعید ابراهیم خانی، رشت رویایی

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz