محمد غلامی‌پور

نسل‌کشی ماهی‌ها به‌واسطه تورکشی های غیرقانونی
ژستی روشنفکرانه به نام حمایت از حقوق حیوانات

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- «من در ترانه‌سرا کار می‌کنم» جمله مشهوری است که فعالان فیس‌بوکی بارها با آن برخورد کرده‌اند. در آن روزها که هنوز تب فیس‌بوک داغ بود، بسیاری از سینه‌چاکان هنر، بی‌مزد و مواجب در عرصه‌ی ترانه‌سرایی عرق می‌ریختند و نان حاصل از این کار دشوار را سخاوتمندانه سر سفره‌ی فیس‌بوک می‌آوردند و با دیگران قسمت می‌کردند. اما با کوچ دست جمعی فعالان مجازی از فیس‌بوک به اینستاگرام، بیوگرافی بسیاری از «ترانه‌سرایی» به «مدلینگ» تغییر کاربری داد و یک فیتنس هم تنگش چسبیده شد. این علاقه‌های دوره‌ای که گاهاً از سر ادعا گوش فلک را هم کر می‌کند، پدیده‌های اجتماعی به نام مد هستند که در یک بازه زمانی پررنگ می‌شوند و به شغل و دغدغه افراد تبدیل می‌شوند. اما مثل باقی پدیده‌های مجازی تنها در سطح باقی می‌مانند و بی‌احساس ضرورتی برای کسب آگاهی و تخصص، ابتذال را در پکیج‌های شیک کادوپیچ شده هنری اشاعه می‌دهند. «دفاع از حقوق حیوانات» نیز پدیده‌ای نه چندان تازه است که با رونق فضای مجازی توجه بسیاری را به خود جمع کرد و اخیراً نیز در پی حیوان آزاری‌های متعدد در جامعه به بحث داغ روز بدل شد. در این راستا تشکل‌هایی هم شکل گرفتند که با فعالیت گسترده موفق شدند حساسیت عده زیادی را برانگیزند.

اما بحث «دفاع از حقوق حیوانات» هم مثل دیگر پدیده‌های اجتماعی خیلی زود شکلی متظاهرانه به خود گرفت و به مدی روشنفکرانه تبدیل شد. اگر صفحات مجازی را بالا و پایین کنید، کمتر اشخاصی را می‌یابید که پستی در این رابطه ننوشته باشد و خود را حامی حقوق حیوانات نداند. اما این ادعا اکثراً تحت تأثیر یک روح جمعی است بی آنکه تعریف درستی از مفهوم حیوان آزاری و حقوق حیوانات داشته و با ماهیت آن آشنا باشند. هرچند بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان معتقدند افرادی که حیوان آزار نباشند، کمتر به سمت انسان آزاری پیش می‌روند. اگر این جمله را مبنا قرار دهیم، عکس این قضیه هم صدق می‌کند: کسی که حقوق انسان‌ها را رعایت نمی‌کند، نمی‌تواند حقوق حیوانات را رعایت کند. اما روزانه افراد زیادی را در جامعه می‌بینیم که به حقوق دیگران احترام نمی‌گذراند و نسبت به حقوق اجتماعی بی‌اعتنا هستند اما خود را جزو حامیان سرسخت حقوق حیوانات می‌دانند. حامی حقوق حیوانات بودن مستلزم پیش‌فرض‌هایی مثل احترام به جایگاه انسان و رعایت حقوق همنوعان خود است وگرنه این ژست نه تنها بسیار متظاهرانه به نظر می‌رسد بلکه به جای تأثیرات مثبت در جامعه پیامدهای منفی به همراه خواهد داشت. به عنوان نمونه، حامیان حقوق حیوانات بیشتر مدافع حقوق سگ و گربه هستند؛ زیرا بحث سگ و گربه بحث روز است و بسیار مورد توجه قرار دارد. در حالی که همین حامیان نسبت به نقض حقوق حیوانات دیگر بی‌توجه بوده و حتی گاهاً خود عامل نقض حقوق آنها محسوب می‌شوند. مثلاً بسیاری از اشخاصی که امکان و شرایط نگهداری حیوان خانگی را ندارند، به قیمت غل و زنجیر کردن حیوان، مبادرت به نگهداری سگ می‌کنند. یا افرادی که برای سرگرمی فرزندشان، پرنده‌هایی مثل کاسکو را در قفس‌های تنگ و کوچک که شعاع حرکتی محدودی دارد، نگهداری می‌کنند.

صید - ماهیگیری

هر ساله با فرا رسیدن بهار، بحث خرید ماهی قرمز مطرح می‌شود اما در کنار آن با آغاز فصل صید ماهی، اتفاقات ناگوار دیگری رخ می‌دهد که کمتر با واکنش مواجه می‌شود؛ صید غیرقانونی و بی‌رویه ماهی به دلیل بی‌توجهی‌های دولتی و شکاف‌های قانونی، از یک تفریح متداول در سال‌های اخیر به یک فاجعه زیست‌محیطی تبدیل شده است. با آغاز فصل صید، دریای خزر و رودخانه‌های حاشیه‌ی آن شاهد هجوم صیادان است که بیش از ۸۰ درصد آنها به چشم تفریح به آن نگاه می‌کنند. اغلب صیادانی که در رودخانه‌ها به شکل‌های مختلف ماهیگیری می‌کنند دارای پروانه ماهیگیری نیستند و اصولاً بحث صید برای آنها یک امر عادی و تفریحی سالم محسوب می‌شود و اخذ مجوز برای آن بیشتر به یک جوک شباهت دارد. لذا به جز صید بی‌رویه و افزایش روزافزون تعداد قلاب زنان که به حدی می‌رسد که گاهاً یک فضای یک متری حتی در طول رودخانه‌ها باقی نمی‌ماند، اشکال غیرانسانی و غیراخلاقی برای صید نیز فاجعه‌ای مضاعف به بار دارد.

صید - ماهیگیری

یکی از بدترین و بی‌رحمانه‌ترین نوع صید، کششی یا به زبان محلی واکف نام دارد. در این روش تعداد ده قلاب را به شکل خوشه‌ای به نخ وصل می‌کنند بدون آنکه طعمه‌ای به قلاب بزنند. ماهیگیر قلاب را در رودخانه‌هایی که جریان آب تند است و مسیر تخم‌ریزی ماهی‌ها است به حرکت در می‌آورد و ماهی را با ضربه‌ای محکم به بیرون آب پرتاب می‌کنند. در این روش درصد خطا زیاد است و بسیار پیش می‌آید که در هنگام بیرون کشیدن، ماهی از قلاب آزاد شود اما بدون شک میزان آسیب به حدی زیاد است که در اثر جراحت‌های عمیق و خونریزی ماهی تلف می‌شود.

روش دیگر تور کشی رودخانه‌ها و بستن عرض رودخانه توسط دام در فصل تخم‌ریزی ماهی‌ها است. ماهی که در فصل تخم‌ریزی به رودخانه‌ها پناه می‌برند، به واسطه دام گذاری‌های بی‌رویه در مسیر رودخانه و بستن عرض رودخانه‌ها توسط تور طعمه صیادان می‌شوند. جاگذاری تورها به شکلی است که مسیر رودخانه را به طور کامل بر روی ماهی‌ها می‌بندند و هرگونه موجود زنده داخل آب از ماهی‌های کوچک گرفته تا بزرگ به دام می‌افتند.

صید - ماهیگیری

این‌گونه تورکشی‌ها می‌تواند فاجعه زیست‌محیطی و نسل‌کشی ماهی‌ها را در پی داشته باشد و در چرخه زیست آبی اخلال ایجاد کند و به نابودی رودخانه‌ها منجر شود؛ همان‌طور که در طول این سال‌ها شاهد انقراض بسیاری از گونه‌های جانوری آبزی در رودخانه‌های حاشیه خزر بوده‌ایم.

اما نکته جالب توجه اینجاست که بسیاری از این صیادان خود را حامی حقوق حیوانات می‌دانند و به سگ و گربه عشق می‌ورزند اما شکار پرندگان و ماهی‌ها را نقض حقوق حیوانات نمی‌دانند و به چشم یک تفریح سالم به آن می‌نگرند. این رفتارهای ضدونقیض عوامل متعددی دارد که شاید مهم‌ترین آنها نارسایی قانون و عدم آشنایی با ماهیت حقوق حیوانات باشد که تنها در سطح شعار باقی مانده و به یک ژست روشنفکرانه بدل شده است.

به دلیل همین نارسایی‌های قانونی و عدم آگاهی درست از پیامدهای این فاجعه برخورد اداره محیط زیست با این صیادان غیرقانونی به شدت منفعلانه و مقطعی است و نتیجه مثبتی در پی ندارد. اقدامات موردی و مقطعی محیط زیست که تنها به جمع‌آوری تورها و ادوات غیرمجاز صیادان ختم می‌شود تا به امروز نتوانسته راهکار مناسبی برای رفع این معضل باشد و سال‌هاست که تعلل در اقدامات پیشگیرانه باعث شده این پدیده با سرعت بیشتری به سمت یک فاجعه جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی پیش برود.

در اروپا از پتانسیل قلاب زنانی که پروانه ماهیگیری دارند، به عنوان بازوی مهارکننده محیط زیست استفاده می‌شود تا با مشارکت و تعامل بین آنها و نهادهای دولتی ذی‌ربط، فرهنگ‌سازی و اعمال قانون شود. هر چند هیچ عزمی در راستای رفع این فاجعه زیست‌محیطی و بازنگری و اصلاح موارد قانونی مورد نظر در این خصوص دیده نمی‌شود، اما بدیهی ست که دولت به تنهایی توان مقابله با این فاجعه را ندارد و نقش مردم و ان‌جی‌اوها و حتی ماهیگیران دارای پروانه می‌تواند در آگاهی بخشی و روشن کردن تبعات این فاجعه زیست‌محیطی که به عنوان یک امر عادی تلقی می‌شود، بی‌تأثیر نباشد.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz