گفت و گو با ناصر وحدتی، خواننده گیلان، درباره پیاده راه شهرداری
پیاده راه رشت، حال و هوای مرکز شهر زاگرب را دارد

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- ناصر وحدتی خواننده موسیقی فولک و از چهره‌های محبوب گیلان نسبت به اجرای طرح پیاده راه شهرداری بسیار خوش‌بین است و معتقد است که این میدان شباهت بسیاری با بافت مرکزی شهر زاگرب پایتخت کرواسی دارد. او با مقایسه رشت و زاگرب می‌گوید که نسبت به این پروژه خوش‌بین است. صحبت‌های ناصر وحدتی را درباره پیاده‌راه شهرداری رشت بخوانید.

ناصر وحدتی

با توجه به اینکه یازدهم فروردین پروژه پیاده‌راه شهرداری افتتاح می‌شود، ارزیابی شما نسبت به این پروژه چگونه است؟ آیا پدیده پیاده‌راه را پیش از این از نزدیک در سفرهای متعددی که به کشورهای مختلف داشتید، دیده بودید؟
بله، باید عرض کنم که در سال ۲۰۱۱ برای اجرای کنسرت سفری به زاگرب پایتخت کرواسی داشتم و در آنجا پیاده راه را دیده بودم. زاگرب در زمان ریاست جمهوری تیتو پایتخت فرهنگی یوگسلاوی بشمار می‌رفت. اما من میدان اصلی شهر زاگرب را در سال ۲۰۱۱ دیدم که در بازسازی شهری، آن را به یک فضای عمومی و محلی برای پیاده‌روی مردم تبدیل کرده بودند. از هر طرف، شهر را محاصره کرده بودند تا ماشین وارد نشود. فقط از یک طرف تراموا وارد محوطه می‌شد تا مشکل تردد مردم را حل کند. پیاده راه زاگرب فضایی فوق‌العاده و شیفته کننده‌ای داشت که مورد توجه شهروندان و مسافران بود. از آنجائی که معماری میدان شهرداری رشت معماری اروپا است، به شدت حال و هوای مرکز شهر زاگرب را دارد. ضمن اینکه مردم پیاده‌روی می‌کنند، مکان‌هایی هم برای نشستن تعبیه شده و جاهایی نیز برای عکس گرفتن وجود دارد و همچنین تعدادی از دست‌فروشان لوکس و مدرن هم در آنجا دیده می‌شود. این کار بسیار کار پسندیده‌ای بود که توسط شهرداری رشت انجام گرفت و من نسبت به آن بسیار خوش‌بین هستم.

متاسفانه مردم گیلان برخلاف گذشته عادت پیاده‌روی را از یاد برده‌اند. به نظر شما این طرح می‌تواند فرهنگ پیاده‌روی را در جامعه ترویج دهد و این امر چقدر بر سلامت روحی جامعه تأثیر خواهد داشت؟
هشتاد سال پیش اولین چراغ راهنمایی در استان گیلان توسط شهرداری در دو سوی خیابان پهلوی سابق یا ابتدای خیابان امام خمینی به سمت میدان شهرداری نصب شد. یعنی تا ۱۳۱۵ چراغ راهنمایی در گیلان وجود نداشت چون ماشین خیلی کم بود. باور کنید تا ۱۵ سال پیش هیچ یک از شهرستان‌های گیلان، چراغ راهنمایی نداشتند و حتی هنوز هم بعضی از شهرها ندارند. هنوز در آن زمان ماشین و جمعیت به این تعداد نبود و پیاده‌روی بخشی از عادات و نیازهای مردم بود. وقتی که ماشین زیاد شد، شهرداری چراغ راهنمایی را در جهت حمایت از پیاده‌روها و افراد پیاده نصب کرد. در سال‌های اخیر این اتفاق به اوج رسید و حتماً بارها دیده‌اید که اشخاص زیادی پشت این چراغ‌ها می‌ایستادند تا چراغ قرمز و سبز شود، تا بتوانند به آن سوی خیابان عبور کنند. شاید اغراق نباشد که بگوییم هر بار در حدود ۱۰۰ نفر آدم پشت چراغ برای سبز شدن انتظار می‌کشیدند و پلیس هم مراقب بود تا پیاده آسیب نبیند یا یه وقت اشتباهی وارد خیابان نشود. بنده ۲۰ روز پس از اینکه میدان شهرداری را به هم ریختند، به سراغ این دو چراغ به رشت رفتم. زیرا وجود این چراغ‌ها به سیا برایم خاطره انگیز بود و از ۵۰ سال پیش که به رشت رفت و آمد داشتم، هربار که می‌آمدم این چراغ‌ها را می‌دیدم. از اشخاصی که در آنجا حضور داشتند، پرس و جو کردم و سراغ چراغ‌ها را گرفتم؛ اما گفتند چند روز پیش آنها را کندند و بردند. بنده پیشنهاد می‌کنم و از شهرداری می‌خواهم که این دو چراغ را در حمایت از پیاده و پیاده‌روی مجدداً به جایش برگردانند تا این چراغ‌های قدیمی به عنوان یک المان نمادین سر جایشان قرار بگیرند و بتوانند حامل پیامی در جهت ترویج پیاده‌روی و زندگی سالم باشند.

از دیگر اقدامات واجب شهرداری می‌تواند این باشد که سینما را از خیابان سعدی بردارد یا به شکل قدیمی، آنجا را تبدیل به تماشاخانه یا مجتمع فرهنگی کند. من اعتقاد دارم بافت این منطقه به شدت باید حفظ شود و با اعمال همین سلیقه‌ها می‌شود هویت و تاریخ رشت را حفظ کرد و در معرض دید عموم قرار داد تا وقتی مسافر وارد رشت می‌شود، این شهر را همان‌طور که بود و هست بشناسد

با توجه به اینکه جنابعالی در زمینه تاریخ گیلان تحقیقات بسیاری دارید؛ با تاکید بر این نکته که بسیاری از رویدادهای مهم رشت در میدان شهرداری رخ داده، اجرای این طرح می‌تواند چه پیامدهای فرهنگی‌ای داشته باشد؟
این پروژه به نظر من کار خوبی از سوی شهرداری رشت بود که می‌تواند الگوی شهرهای دیگر باشد تا بدین وسیله بافت قدیمی و تاریخی خود را حفظ کنند. بافت شهرداری رشت بسیار بافت دلپذیر و قابل‌توجهی محسوب می‌شود که دارای بناهای مهمی چون استانداری، پست، شهرداری و… است که تماماً در سال ۱۳۰۳ شروع به ساخت و در ۱۳۰۶ افتتاح شدند. در افتتاحیه این میدان رضاشاه به رشت آمد و دستور داد علینقی وزیری به رشت بیاید و در مراسم افتتاح آن موسیقی اجرا کند و زمانی که وزیری آمد و استقبال زیاد مردم را دید، ابوالحسن صبا را که در آن زمان ۲۵ سال داشت و در گروه او ویولن می‌زد را مأمور کرد تا در رشت بماند و آموزشگاه موسیقی تأسیس کرده و علاقه‌مندان موسیقی را آموزش دهد.این‌ها همه به دلیل ظرفیت بالای این مکان و فضای فوق‌العاده میدان شهرداری است. استحضار دارید که اولین قبرستان رشت هم در همین جا بود و از آن سال ساخت میدان، قبرستان را به تازه آباد منتقل کردند ولی هنوز یک قبر در پشت مجموعه شهرداری در نزدیکی‌های هتل اردیبهشت وجود دارد. به نظر من شهرداری با این پروژه دست به عمران شهر زد و با این کار میدان شهرداری را آباد کرد. حالا زمینه لازم و بستر مورد نیاز برای رشد فرهنگی و پیامدهای اجتماعی وجود دارد. مطمئناً این بستر امکان برگزاری کنسرت موسیقی برای گردشگران یا اجرای تئاتر خیابانی را دارد. اما همین المان‌های شهری و مجسمه‌هایی که در پیاده‌راه نصب کرده‌اند، خود نیز المان‌های جالب و جذابی است که نشان از فرهنگ و آداب و رسوم مردم گیلان دارد و می‌تواند برای گردشگران جالب توجه باشد.

بناها و مکان‌هایی که از قابلیت تاریخی برخوردارند، دارای ویژگی خاطره‌سازی هستند. شما هم با افرادی که معتقدند این طرح هویت رشت را کمرنگ می‌کند، هم نظر هستید؟ به نظر شما چطور می‌شود در اجرای پیاده راه، عناصر هویت‌مندی و خاطره‌سازی رشت را پررنگ کرد؟
استان گیلان از سال ۱۰۰۱ هجری قمری در زمان صفویه بخشی از ایران تلقی شد. و تا آن موقع ما پیش از آن در بخش‌های روستایی خود بناهای مختلفی چون قلعه‌ها، دژها، باروهای مختلف در دل کوه‌ها و غیره داشتیم. اما شهرسازی تنها در زمان صفویه در دل شهرهای ما شکل گرفت. قبل از آن شهرها مکان‌های کوچکی بودند که هیچ‌گونه ساخت‌وسازهای شهری در آن دیده نمی‌شد اما از زمان صفویه شهرسازی ما شکل دیگری گرفت وبه عنوان نمونه در آن دوره بود که بازار بزرگ اصفهان، بازار تبریز، بازار قزوین، بازار شیراز و غیره ساخته شد اما در گیلان اتفاق خاصی در شهرها رخ نداد. و بیشتر در آن دوران ساخت حمام‌ها رواج پیدا کرد، برای بعضی از امامزاده‌ها ساختمان ساخته شد یا پل‌سازی ترویج پیدا کرد؛ مثل پل خشتی در لنگرود یا لاهیجان. در دوران صفویه عمران و آبادانی رخ داد اما به شکلی بود که اگر هر اتفاقی در جهت تغییر و توسعه در گیلان بیفتد به بافت تاریخی و بناهای ارزشمند آسیبی وارد نمی‌شود. ولی در اصفهان یا تبریز مطمئناً هر تغییری بافت تاریخی‌اش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. اما از بافت قدیمی ارزشمند در گیلان چیزی به جا نمانده تا نابود شود.

شما در نظر بگیرید که از ابتدای خیابان سعدی تا استانداری، تمام سردر مغازه‌هایی که از قبل باقی مانده بود، خراب کردند. یا در آنجا سینما ساختند که در حال حاضر به ویرانه و یک آلودگی بصری زشت برای شهروندان تبدیل شده است. من اعتقاد دارم که سر در مغازه‌ها را باید به همان فرم مغازه‌های ۱۳۰۶ بازسازی کنند و هر دو طرف خیابان را یک شکل کنند تا هویت آنجا حفظ شود. مثل میدان حسن آباد تهران که بخش وسیعی از ضلع غربی در سلطه بانک و سینما بود اما بعد از انقلاب زمین سینما و بانک را خریداری کردند و آنجا را به فرم قبل بازسازی کردند. همچنین از دیگر اقدامات واجب شهرداری می‌تواند این باشد که سینما را از خیابان سعدی بردارد یا به شکل قدیمی، آنجا را تبدیل به تماشاخانه یا مجتمع فرهنگی کند. من اعتقاد دارم بافت این منطقه به شدت باید حفظ شود و با اعمال همین سلیقه‌ها می‌شود هویت و تاریخ رشت را حفظ کرد و در معرض دید عموم قرار داد تا وقتی مسافر وارد رشت می‌شود، این شهر را همان‌طور که بود و هست بشناسد.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz