محمد غلامی‌پور

درس‌گفتارهای مدیریتی کی‌روش برای مدیران شهری
وقتی اعضای شورا شهر فوتبال تماشا نمی‌کنند

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- بسیاری معتقدند که فوتبال مثل زندگی است. زیاد هم این حرف بیراه نیست؛ زیرا سال‌هاست که فوتبال از یک ورزش صرفاً گروهی تبدیل به پدیده‌ای اجتماعی شده است. از اینرو بررسی جامعه‌شناختی و مطالعه ویژگی‌ها و جنبه‌های مختلف این ورزش می‌تواند شناخت دقیق‌تری از ساختارهای اجتماعی و مدیریتی به ما ارائه دهد.

شما چه طرفدار سرسخت و جزو علاقه‌مندان به سرمربی تیم ملی فوتبال ایران باشید، چه از منتقدان او؛ نمی‌توانید موفقیت او را در تیم ملی ما انکار کنید. کدام موفقیت؟ باید عرض کنم که موفقیت همیشه در نتیجه خلاصه نمی‌شود و گاهی به عوامل ساختاری، گذار از تفکر سنتی به اندیشه‌های نو، فرآیند رشد و بلوغ و شکوفایی شخصیت، شیوه برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری انسانی و توسعه انسانی، ایجاد بستر لازم برای بهره‌مندی از این سرمایه‌های انسانی و… مربوط می‌شود. ما نیز با شما هم‌عقیده‌ایم که باخت به عراق در جام ملت‌های آسیا با وجود ده نفره بودن حتی فاجعه‌ای بیش نبود. یا در جام جهانی چرا آرژانتین را ۶ تایی نکردیم وقتی که هرطور حساب می‌کنیم، ارزش‌های ما بیش از این‌ها است و با صد جور باخت دیگر هم هیچ‌چیز از ارزش‌های ما کم نمی‌شود.

اما از حاشیه که بگذریم، متن فوتبال ایران را باید به دو دوره‌ی پسا کی‌روش و پیشا کی‌روش تقسیم کرد. زیرا کی‌روش تنها یک سرمربی برای تیم ملی فوتبال ایران نبود بلکه یک مدیر اقتدارگرا در رأس فوتبال کشور بود. شخصی که دامنه فعالیت او بخشی در زمین فوتبال و بخشی در بیرون زمین فوتبال مربوط می‌شد.

سؤال حائز اهمیتی که نیاز است کارشناسان به آن پاسخ بدهند این است که پس از حضور کی‌روش چه چیز به فوتبال ما اضافه شده است؟ اما با نگاهی اجمالی می‌توان گفت، فوتبال ما پس از حضور کی‌روش دارای شخصیت شد. و مکتب کی‌روشیسم جهان‌بینی فوتبالی و مدیریتی ما را دچار تحول کرد. تمایز دوران فوتبال ما در این دوره با دوران قبل اعمال اندیشه‌های مدیریتی نوین با ساختار سیستماتیک در بدنه فوتبال ما بود. تیم کی‌روش بر خلاف قبل بازیکن‌محور و بر پایه‌ی تکنیک‌ها و خلاقیت‌های فردی نیست بلکه تاکتیک در یک ساختار قاعده‌مند استوار و سیستمی واحد حرف اول را در تیم او می‌زد. سیستمی که از نحوه چینیش و وظایف بازیکنان در زمین تا بر روی نیمکت حتی سیاست‌های فدراسیون و غیره را شامل می‌شود. تیم کی‌روش ستاره ندارد بلکه ستاره‌ی کی‌روش سیستم فوتبال و سیستم مدیریتی او است که توی زمین با استفاده از ابزارهای موجود پیاده می‌کند. کی‌روش وقتی هدایت تیم ملی را به دست گرفت؛ آمد تا ساختار فوتبال ایران را تغییر دهد. ساختاری که از از ساختمان فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ تا فوتبال باشگاهی ما را شامل می‌شد. با نگاهی به فوتبال کی‌روش می‌توان الگوی مدیریتی و شیوه قاعده‌مندی کار او را فهمید. در سیستم کی‌روش هر بازیکن به جز وظایف انفرادی که بر عهده دارند، بار مسئولیت مهم‌تری به نام مسئولیت گروهی را نیز به دوش می‌کشند. این مسئولیت تیمی چیزی نیست که بشود یک شبه به بازیکن آموخت بلکه طی فرایندی آموزشی و از سنین پایه باید در بازیکن نهادینه کرد تا هر بازیکن به شیوه‌های قاعده‌مندی در زمین پایبند بوده و تمرکز لازم برای انجام وظایف تیمی را داشته باشد. زیرا تیم کی‌روش بر اساس یک سیستم واحد و به‌هم‌پیوسته به شکلی هدفمند بازی می‌کنند؛ یک بازی مکانیکی که تمام عناصر آن به یکدیگر وابسته‌اند و کمربند میانی آن همچون یک پیستون در حرکات رفت و برگشت تیم را به عقب و جلو هدایت کرده و جایگیری و حرکت هر بازیکن را تنظیم می‌کند. شاید توانایی‌های انفرادی بازیکنان نقش مهمی داشته باشد اما بیش از هر چیز ذهن آماده و سیستماتیک بازیکنان است که در نتیجه تأثیر می‌گذارد و هر بازیکنی که قادر باشد به درک درستی از قاعده‌مندی سیستم کی‌روش برسد، فارغ از سن و نام به تیم او راه پیدا کند. با این نگاه سیستماتیک است که او بارها عنوان کرده در تیم او هیچ گلی فارق از کار تیمی زده یا خورده نمی‌شود و یک بازیکن به تنهایی نمی‌تواند مؤثر یا مقصر باشد. و نیز از همین روست که او بارها از ستاره‌های تیمش چشم‌پوشی کرده و اصول مدیریتی خود را زیر پا نگذاشته است. به همین دلیل است که او از یک سری از بازیکنان توانمند و نامی لیگ که با تجربه یا پا به سن گذاشته‌اند صرف‌نظر می‌کند و دست روی جوانان لیگ می‌گذارد تا بر مباحث سرمایه‌گذاری انسانی، جوان‌گرایی و آموزش و توسعه آن‌ها برای آینده‌ای درخشان تمرکز کند. این توسعه انسانی تنها محدود به بازیکنان تیم کی‌روش نمی‌شود بلکه به مربیان جوان لیگ و همچنین مدیریت باشگاه‌ها و جوان‌گرایی تیم‌های لیگ نیز مربوط است. زیرا وقتی سیستم درون یک ساختار حاکم می‌شود، تمام اجزا و لایه‌ها وادار می‌شوند بر اساس آن سیستم و در راستای رسیدن به یک هدف واحد گام بردارند؛ که آن هدف واحد نیز توسعه فوتبال ما است. در این ساختار کسی نمی‌تواند تک‌روی کند، اعمال سلیقه کند، بر خلاف سیستم حرکت کند زیرا منافع او وابسته به منافع کلی است و تنها در راستای مسیر سیاست‌های کلان می‌تواند به منافع شخصی دست یابد.

بحث مدیریت شهری نیز بی‌ارتباط با مدیریت فوتبال نیست. توسعه پایدار شهری نیازمند یک نگاه سیستماتیک و قاعده‌مند است. و بدون شک یکی از عمده‌ترین عوامل جهت توسعه‌نیافتگی شهری، عدم وجود سیستم و ساختار سیستماتیک است. و همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، داشتن نگاه سیستماتیک نیازمند فرایند آموزش سیستماتیک است تا عقلانیت و قاعده‌مندی در جامعه نهادینه شود. در فقدان عقلانیت است که تقابل با تغییرات ظهور پیدا می‌کند و حواشی بیش از متن مورد توجه قرار می‌گیرد. یکی از مشکلات اساسی ما در این زمینه، نگاه تک‌بعدی مدیران ماست. اگر مدیران ما کمی وقت خود را صرف تماشا و مطالعه فوتبال می‌کردند می‌توانستند اهمیت وجود سیستم را درک کنند. حداقل درس گفتارهای مدیریتی کی‌روش می‌توانست یک واحد آموزشی ارزنده برای مدیران شهری ما باشد. در فقدان سیستم، فرایند توسعه دچار سکته و توقف می‌شود. سیاست‌گذار در ساختار مدیریتی خود باید پایبند به سیستم باشد. شما در نظر بگیرید با تغییر رئیس دولت و کابینه‌اش تا چه میزان در جامعه تغییر حاصل می‌شود. به تبع آن عدم ثبات مدیریتی در شهرداری نیز همین آثار سو به فرآیند توسعه یک شهر تحمیل خواهد کرد. به خصوص شهر رشت که عادت کرده هر ساله با فرا رسیدن بهاری نو، شهرداری نو بر مسندش ببیند. عجیب نیست با علاقه‌ای که شورای شهر رشت در ۴ دوره گذشته به بازی فکری استیضاح نشان داده، توسعه شهری دچار سکته شده و در کما باشد. زیرا وقتی سلایق فردی و اختلافات جناحی به جای سیستم عمل می‌کند، فرد نه تنها نمی‌تواند راهگشا باشد بلکه هر شهردار جدید با تکیه بر مسند، نگاه و اندیشه‌های شخصی خود را فارغ از سیاست‌ها و برنامه‌های مدیر گذشته اعمال می‌کند. و این مسئله به جز اسراف وقت و هدر دادن سرمایه و هزینه‌های صرف شده گذشته حاصلی در بر نخواهد داشت و تنها به نتایج کوتاه مدت خواهد رسید.

شکاف‌های عمیق بین اعضای شورای شهر و همچنین مناقشه‌های اساسی بین شورا و شهرداری تنها و تنها به دلیل فقدان سیستم است. زیرا در نبود سیستم، عقلانیت به حلقه مفقوده بدل می‌شود و سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها بر اساس عقاید و سلایق شخصی رخ می‌دهد. از آنجایی که در فقدان عقلانیت، نظرهای مخالف یکدیگر را تاب نمی‌آورند، تعامل نیز به گره کوری بدل خواهد شد که برای باز کردنش راهی به جز متوسل شدن به دندان نمی‌ماند. باید اذعان کرد که شورا در چنین شرایطی، تنها در سطح شعار باقی می‌ماند و هیچ نشانی از فلسفه وجودی‌اش نخواهد داشت. اما اگر در ساختار مدیریتی شهر، سیستم حاکم شود و تمام اعضایش به لزوم نگاه سیستماتیک و رفتار قاعده‌مند معتقد و پایبند شوند؛ آن‌وقت هر تصمیم و سیاستی مسیر مشخصی خواهد داشت و تمام بخش‌ها در ارتباط با یکدیگر هدف‌گذاری خواهد شد. و در این سیستم تمام افراد با شناخت درست وظایف خود وادار به تعامل خواهند شد و در ارتباط با یکدیگر حرکت و تصمیم‌گیری خواهند کرد.

ثبات مدیریتی نیز همان‌قدر مهم است که اگر کی‌روش از تیم ملی برود، سیستم و ساختار فوتبال ما همراه با او خواهد رفت. و همین اتفاق با تغییر شهردار و همچنین عزل نصب‌ها در سطح مدیران ارشد، شهرداران مناطق و معاونین می‌افتد. اما اگر این تغییرات در سطح پایین‌تر اتفاق بیافتد؛ حکم این را دارد که کی‌روش در ترکیب تیم ملی دست برده و جای بازیکنان را عوض کرده است. زیرا هیچ‌کس بهتر از او صلاح تیمش را نمی‌داند. همان‌طور که شهردار دست به ترکیب خود برده و بازیکنانی را در سیستم خود جا به جا کرده است. اما همیشه پای یک یا چند مایلی کهن در میان است تا در اعتراض به تغییرات از حقوق مردم مظلوم دنیا دفاع کنند.

شهروندان فهیم رشت با این امید دست به انتخاب اعضای دور چهارم شورا زدند تا تجربیات تلخ گذشته را به فراموشی بسپارند. اما اکنون در فقدان قاعده‌مندی و نگاه سیستماتیک درون شورا و شهرداری که از لازمه‌های توسعه است، بازی‌های حذفی شورا و شهرداری تنها به فوتبال علی‌اصغری شباهت دارد که هر یک تنها توپ را در زمین دیگری می‌اندازد و زیر توپ می‌کشد و با این تصور که داوری توی زمین نیست، برای اینکه توانایی خود را نشان دهد، تکل دو پا می‌رود تا حریف دیگری را خانه‌نشین کند. فارغ از اینکه مردم بیش از پیش به اصول داوری واقف هستند و اگر کارت قرمز از جیب در نمی‌آورند و مماشات می‌کنند، تنها به دلیل نجابتشان است. لذا به مدیران و تصمیم سازان شهر رشت پیشنهاد می‌شود به جای بازی در زمین رسانه‌ها، کمی وقت خود را به تماشای فوتبال صرف کنند تا کمی با سیستم و سازماندهی تیمی آشنا شوند.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz