وقتی از مردم حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

پوپولیسم

رشت رویایی- مرز مردم‌گرایی و نخبه‌گرایی با پوپولیسم یک رشته نازک است که گاهی امکان تشخیص آن وجود ندارد اما پوپولیسم غالباً کلیدواژه‌هایی دارد که این رشته باریک را نخ‌نما و متعاقباً مشهود می‌کند. اما دلیل اینکه تا به امروز به چه دلیل خیلی از افراد هنوز هم بر این رویکردهای نخ‌نما شده کلیشه‌ای اصرار می‌ورزند، سوالی است که می‌تواند ذهن را مشغول کند. یکی از کلیدواژه‌های عمده واژه «مردم» است. در ادبیات پوپولیستی «مردم» عینیت خود را از دست می‌دهد و به مفهومی انتزاعی تبدیل می‌شود. ما وقتی به گذشته و به تاریخ معاصر خود نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که همیشه مردم در ادبیات سیاسی ما نقشی پررنگ داشته‌اند؛ مثلاً در سال‌های انقلاب «مردم» به‌واسطه حضور، تظاهرات، همه‌پرسی، مشارکت‌های سیاسی و … عینیت یافت. یا در دوره اصلاحات نیز همین «مردم» با مشارکت‌های سیاسی، تحرکات و کنش‌های اجتماعی و فعالیت‌های مدنی به عینیت رسید. اما در دوره احمدی‌نژاد «مردم» به سمت انتزاع پیش رفت و در بسیاری از موارد مشخص نبود مردمی که رییس‌جمهور از جانب آنها سخن می‌گوید دقیقاً چه کسانی هستند. احمدی‌نژاد خیلی خوب می‌توانست آن‌چیزی را که برخلاف واقعیت است، از زبان مردم بیان کند.

ویژگی پوپولیسم نیز همین است که از «مردم» سنگری می‌سازد و خود را پشت این سنگر پنهان می‌دارد تا به واسطه جایگاه و شان این سنگر در امان باشد، بتواند هر موضع یا کنشی داشته باشد و خیالش از بابت واکنش‌های هزینه‌دار راحت باشد به اطمینان سپر انسانی‌ای که برای خود پناهگاه کرده است. هرچه جامعه مدنی سست شود پوپولیسم عرض اندام می‌کند. به عقیده بسیاری خاستگاه اصلی جامعه مدنی طبقه متوسط است و زمانی که طبقه متوسط انسجام خود را از دست می‌دهد و به دلایل اقتصادی و معیشتی آسیب‌پذیر می‌شود، پوپولیسم ریشه می‌دواند و تاثیرگذار می‌شود. بنابراین هرچه جامعه مدنی، مناسبات اجتماعی و توسعه انسانی سست گردد، خردورزی و عقلانیت جای خود را به احساسی‌گرایی و توجه به منافع آنی می‌دهد؛ یعنی جایی که بستر لازم برای رشد پوپولیسم فراهم است.

با نگاهی اجمالی به روانشناسی رفتار احمدی‌نژاد می‌توان مثال‌های متعددی در این خصوص زد. اما یکی از بارزترین نمونه‌های رفتار احمدی‌نژاد، رویکرد سلبی او نسبت به دولت‌های پیشین و استفاده از توهین، تحقیر، اتهام و انگ‌زنی بسیار است. او اتهام فساد به دولت‌های پیش از خود می‌زند و وعده معرفی مفسدین و افشای فسادهای آنها را می‌دهد؛ وعده‌ای که از بسیاری جهات می‌تواند قشر آسیب‌پذیر و قشر متوسط جامعه را که دچار دغدغه‌های معیشت هستند با خود همراه کند. اما در نهایت می‌بینیم که دولتی که قرار بود نماینده‌ای پاک‌دست باشد محمل بزرگ‌ترین فسادها شد و منافع عمومی را در معرض خطر قرار داد.

پوپولیسم احمدی‌نژادی خیلی زود توانست خود را به عنوان یک رویکرد و رفتار سیاسی غالب کند تا جایی که در همین رشت خودمان هم آثارش را می‌توان دید. هرچند گفته می‌شود محمود باقری خطیبانی از طیف اصلاح‌طلبان است اما نه تنها رفتارهای سیاسی او تا به امروز هیچ‌گونه سنخیتی با جریان اصلاحات و عقلانیت محوری اصلاح‌طلبی نداشته است بلکه رفتارشناسی او نشان می‌دهد در مقیاس خیلی خیلی کوچک‌تر الگوبردار نوعی احمدی‌نژادیسم است. هرچند پوپولیسم احمدی‌نژاد را خونسردی، آرامش، ذکاوت سیاسی و ویژگی‌های رفتاری دیگری تکمیل می‌کرد که می‌توانست روان هر رقیبی را به هم بریزد و با عصبانیت او را دچار اشتباه کند اما لازمه‌های این رویکرد در خطیبانی کمتر یافت می‌شود و او در گذشته نشان داده که اصولاً آدم عصبانی‌ای است و پیش از آنکه بخواهد اعصاب رقیب را به هم بریزد خود کنترلش را از دست می‌دهد.

روز گذشته اولین جلسه سال آخر شورا با ریاست جدید خود در حالی آغاز شد که بسیاری در انتظار جوی به دور از حاشیه بودند اما خطیبانی با وجود اینکه فرصت نطق از او دریغ شد تلاش کرد هرطور شده خود را به صدر اخبار بکشاند و برای این کار همچون همیشه به بیانیه‌ای نیاز داشت که از جیب درآورد و به تعداد خبرنگاران کپی کند. یکی از رویکردهای نخ‌نمای خطیبانی را باید به همین بیانیه‌ها و افشاگری‌های متعدد نسبت داد که تا کنون نتیجه‌ای جز التهاب فضا نداشته است.

اما یکی از نکات حائز اهمیتی که همیشه در سخنان خطیبانی شنیده می‌شود و این‌بار هم در بیانیه‌اش بسیار پررنگ است، استفاده از کلیدواژه «مردم» است. او در بیانیه حدوداً ۵۰ خطی خود، ۱۰ مرتبه از کلمه مردم، شهروندان و متخصصان شهر استفاده می‌کند. خطیبانی درباره نگرانی مردم رشت از پروژه پیاده‌راه و مسائل پیرامون آن حرف می‌زند و دغدغه مردم می‌داند تا شهرداری در این خصوص شفاف‌سازی کند. در حالیکه در همان ساعت شهردار رشت در نشست خبری با اصحاب رسانه حضور دارد و در فضایی آزاد و صریح از خبرنگاران متعدد منتقد و موافق می‌خواهد هرگونه سؤال، نکته، انتقاد و ابهامی در ذهن دارند یا مسائلی که فکر می‌کنند افکار عمومی را به خود مشغول کرده بپرسند تا او پاسخ دهد. و اگر خبرنگاران را  نماینده افکار عمومی بدانیم، نکته جالب این است که هیچ‌یک نه تنها هیچ انتقادی درباره پیاده‌راه مطرح نکردند بلکه بسیاری بابت این پروژه از شهردار تشکر کردند.

در پایان بیانیه خطیبانی آمده است: «آقای شهردار، برخی از شهروندان دل‌نگران شهر ما می‌گویند، شهردار رشت هوشمندانه و به عمد از زیربار مسئولیت تحویل موقت این پروژه شانه خالی می‌کند و به دلایل اینکه در اجرای این پروژه انحراف هزینه تاریخی و عجیبی وجود دارد، او می‌خواهد نیاز شفاف‌سازی مالی پروژه را مشمول مرور زمان کند و به آن را موکول نماید به پس از انتخابات شورای شهر آینده تا با خیال راحت از بار مسئولیت شفاف‌سازی رهایی نماید». حال سؤال این‌جاست که یک شهروند از کجا می‌داند تحویل موقت چیست؟ چطور از مسائل مالی شهرداری و جزئیات بزرگ‌ترین پروژه شهری در اطلاع است که می‌تواند قضاوت کند که انحراف تاریخی رخ داده است؟ اگر واقعاً شهر ما چنین شهروندانی دارد باید به مدیریت شهری تبریک گفت که سیاست‌هایش خیلی زود توانسته منتهی به توسعه انسانی شود.

خطیبانی بارها خود را جای مردم قرار داده و به جای مردم سخن گفته است. شکی نیست که ثابت‌قدم هم مثل هر مدیر و هر انسان دیگری منتقدانی در شهر دارد و شهروندانی که نسبت به او دل‌خوشی ندارند زیرا اگر انتقادی نباشد باید گفت حتماً اقدامی نبوده است. اما نمی‌شود منکر این مسئله شد که شهردار رشت از پایگاه اجتماعی خوبی در شهر برخوردار است و این موضوع در جریان استیضاح ناموفق او و حمایت‌های بی‌شمار شهروندان در فضای مجازی بازتاب داشت. بدون شک خطیبانی از این موضوع بی‌اطلاع نیست اما دلیل این‌که چرا می‌خواهد واقعیت را قلب کند و از زبان مردم سخن بگوید، شاید دلیلش این است که او دوست ندارد شخص دیگری جایش را در صدر اخبار بگیرد، به خصوص در زمانی که به انتخابات شورا نزدیک است.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz