مجتبا پورمحسن

مجتبا پورمحسن
هیجان منفی در بررسی نقش قصور پزشکی در مرگ عباس کیارستمی

عباس کیارستمی

ابهامات درباره نقش قصور پزشکی در مرگ عباس کیارستمی، مشهورترین فیلم‌ساز ایران در فضای مجازی (به ویژه در شبکه پیام‌رسان موبایلی تلگرام) بحث‌انگیز شده است. اخبار زیادی در طول روز سوژه بحث بسیاری از کاربران تلگرام در ایران (تا جایی که می‌دانم) شده و لزوماً هم موضوع مورد بحث مهم نیست و صدایی که حق‌به‌جانب به نظر می‌رسد محق نیست.

بحث درباره عباس کیارستمی و نقش قصور پزشکی در مرگ او نیز می‌توانست سوژه‌ای بی‌اهمیت باشد. نهایتاً می‌شد نتیجه گرفت دوستداران کیارستمی به خاطر عشقی که به او دارند، نمی‌توانند مرگ او را باور کنند و دنبال یکی می‌گردند که او را مقصر نشان دهند. اما به دلایلی محکم بحث بر نقش قصور پزشکان در مرگ تنها فیلم‌ساز ایرانی برنده جایزه نخل طلای بهترین کارگردانی، واجد اهمیت است. در این‌جا ابتدا می‌خواهم به این دلایل اشاره کنم و بعد موضوع واکنش‌ها به این اتفاق را پی بگیرم.

اولین بار محمد شیروانی فیلم‌ساز بود که سخنان کیارستمی را که هنگام عیادت به او گفته بود، فاش ساخت. از قرار معلوم دل کیارستمی از بی‌توجهی پزشکان به او خون بود. شاید گفته شود بسیاری از افرادی که در نزدیکی مرگ قرار دارند، انتظارشان از پزشکان این است که جادو کنند و اجل‌شان را به تأخیر بیندازند. اما کیارستمی آن‌گونه که ما می‌شناسیمش چنین نبود. او به رغم نگاه تیزبینی که به حقایق تلخ و شیرین داشت، همیشه امید را در فیلم‌هایش جاری می‌کرد که اوج آن را شاید بتوان در فیلم‌های «طعم گیلاس» و زیر درختان زیتون» دید. به عبارتی وقتی این سخنان منتشر شد همه پی بردند که حتماً مشکل بزرگی وجود دارد، چون کیارستمی اهل نک و ناله نبود؛ چنان که همین خصوصیتش کفر بعضی از مخالفانش را درمی‌آورد.

از سوی دیگر با توجه به تلاش‌هایی که در سطح وزیر برای پیگیری درمان کیارستمی انجام شد، می‌شد حدس زد که یک جای کار ایراد دارد. و از همه مهم‌تر نظر چند تن از پزشکانی که از نزدیک آن‌چه را که بر کیارستمی رفته بود نقل کردند، شک نسبت به قصور را به یقین نزدیک کرد. برای مثال پزشکی به نام دکتر امید ربانی‌فر اطلاعاتی درباره فوت عباس کیارستمی در صفحه شخصی فیس‌بوکش منتشر کرد:

«امروز من شرمگینم مانند راننده لدری که خواست مسجد اصفهان را خراب کند و توانست [اما] متاسفانه سیستم پزشکی ایران نتوانست سرشناس‌ترین شهروند خودش را درمان کند، هرچه بیشتر تحقیق کردم هرچه بیشتر جستجو کردم بیشتر فهمیدم که قصور از جانب تیم پزشکی بوده و حالا که استاد در خانه دوست آرمیده نتایج همه جستجوهایم را برای شما هم می‌گویم…»

نتایج «همه جستجوهای» ایشان را در این‌جا نقل نمی‌کنیم، چون نه موضوع این یادداشت است و نه من تخصصی در این زمینه دارم و نه کسانی که در عملکردشان زیر سؤال رفته در این‌جا امکان پاسخگویی دارند.

حرف بر سر واکنش‌ها به این اتفاق است. متاسفانه آن‌چه باعث شده قصورهای احتمالی پزشکان پیگیری نشود، دو واکنش متفاوت بوده که هر دو یک نتیجه داده‌اند. واکنش اول از سوی پزشکان است که هرگونه خطایی را در پزشکی انکار می‌کنند و اعتقاد دارند ادعاها در این زمینه کاملاً بی‌اساس است و واکنش دوم از سوی مردمی که به واسطه یک یا دو مورد قصور پزشکی، کل جامعه پزشکی را زیر سؤال می‌برند. طبیعی است که واکنش دوم خطرات جبران‌ناپذیری برای جامعه دارد و مردم را نسبت به عملکرد ستودنی اکثریت قریب به اتفاق پزشکان بی‌اعتماد می‌کند و در نتیجه هر صاحب عزایی می‌تواند مرگ عزیزش را به قصور پزشکی نسبت دهد. متاسفانه آگاهی به این پیامد ناگوار باعث شده که عملکرد پزشکانی که واقعاً در مسوولیت خود قصور کرده‌اند واکاوی نشده و نوعی بی‌عدالتی اتفاق بیفتد. به نظر می‌رسد با علم بر این نکته که پزشک هم انسان است و ممکن است اشتباه کند (و البته چون تاوان اشتباه پزشک ممکن است باعث مرگ بیمار شود باید میزان اشتباه به حداقل ممکن برسد) از تعمیم قصور به کل جامعه پزشکی جلوگیری کنیم و به دور از هیجان منفی ناشی از غم، با احساسات کنترل شده، بررسی این مشکلات را مطالبه کنیم. بی‌شک کسانی که یک عمر با کیارستمی زندگی کرده‌اند می‌دانند که در صورت ادامه حیات این‌دنیایی کارگردان مشهور سینمای ایران، او نیز این هیجان منفی را برنمی‌تابید.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz