گفت و گو با شراره سیدی‌نژاد، هنرمند و نقاش گیلانی
همه ما یک دامن بلقیس داریم

نمایشگاه نقاشی «آبی‌های نارنجی» - شراره سیدی‌نژاد

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- اخیراً نمایشگاه نقاشی «آبی‌های نارنجی» با الهام از اشعار محمد شمس لنگرودی در رشت برگزار شد و تعداد بیست تابلو تصویرسازی به همراه شعرهای شمس لنگرودی با دستخط شاعر در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفت. اخیراً هنر تصویرسازی در کشور ما طرفداران زیادی پیدا کرده و حتی شیوه‌ای به نام شعرگرافی که به کار بردن ویژگی‌های گرافیکی و تصویر سازی در کنار شعر است در فضای مجازی رواج پیدا کرده است. اما تصویرسازی به‌واسطه الهام از شعر تجربه‌ای کم و بیش تازه بود که شراره سیدی نژاد نقاش و هنرمند رشتی بر روی اشعار شمس لنگرودی انجام داد. شراره سیدی نژاد، نقاش، کارشناس و مشاور تبلیغاتی و مدرس هنر در مدارس و موسسه‌های آموزشی، اهل رشت و فارغ‌التحصیل رشته مردم شناسی و گرافیک در مقطع کارشناسی است. وی تا کنون تجربه چندین نمایشگاه انفرادی و جمعی همچون دوسالانه تصویرگری نیایش مشهد سال ۹۱، نمایشگاه گروهی تصویرگری تهران در سال ۹۳ با عنوان مشرق زیبای من غمگین است در حمایت از کودکان جنگ زده خاورمیانه، شرکت در بزرگ‌ترین جشنواره تصویرسازی افدستا ۹۴ و غیره را در کارنامه دارد. با شراره سیدی نژاد در خصوص فرایند شکل گیری این نمایشگاه هم صحبت شدیم که در ادامه می‌خوانید.

یکی از ویژگی‌های کار شما شاعرانگی است؛ آیا به همین دلیل سراغ الهام گرفتن از شعر رفتید؟
بله، درزمینه شعر و داستان مختصر فعالیتی داشتم و برای مجلات ادبی شعر و داستان می‌فرستادم که چاپ می‌شد و همچنین دوره کودکی‌ام با توجه به طبع شعری که پدرم داشت و کتاب‌های شعر و مجموعه کاست‌هایی از شاعران ایران داشت در ناخودآگاه من تأثیر مثبتی داشت.

دلیل انتخاب اشعار شمس لنگرودی چه بود؟ به نظر می‌رسد در اینجا بیش از اینکه عنصر شعر به آثار موجودیت ببخشد خود شخصیت شمس لنگرودی مورد تاکید است.
ایده اولیه اجرای این مجموعه توسط آقای فرامرز حساس مشاور امور آموزشی و تحقیق آموزشگاه آوای سرو به من داده شد وقتی مجموعه کارهای من را دیده بودند. شاید اگر این پیشنهاد نبود در زمان دورتری اتفاق می‌افتاد چون در یک بازه زمانی به شدت تحت تأثیر اشعار شمس بودم و فرصت داشتم که مجموعه آثار ایشان را مطالعه کنم. و با توجه به این که اشعار را مطالعه کرده بودم و علاقه‌مند به اشعار ایشان بودم بی درنگ شروع کردم و تعدادی اتود اولیه از این شعرها زدم که با رنگ اکولین اجرا شده بود. این اتودها را به‌واسطه دوستان برای جناب شمس فرستادم که مورد استقبال ایشان واقع شد.

بعد از آن بود که به‌صورت جدی‌تری به کار پرداختم و فکر کردم باید فضای زندگی ایشان را بیشتر لمس کنم چون باید با شعرها زندگی می‌کردم. در ضمن من از نقش‌مایه ها در کارم استفاده می‌کنم، بنابراین سفری کوتاه به لنگرود داشتم. یک روز بارانی بود و حسی که باید در من زنده شد. کوچه‌ها، بازار قدیمی، ماهی فروش‌ها، بافت گیاهی و نقاشی دیواری امام زاده‌ای که در کنار پل خشتی قدیمی بود؛ همه این‌ها حس خوبی به من داد تا اینبار مصمم‌تر از پیش طرح و رنگ را بر مبنای شعر به هم بیامیزم. پس از آن دوست گرامی سرکار خانم دکتر اسحاقی فیلم «سخت مثل آب» را که مستندی از زندگی شمس بود، در اختیار من گذاشت که بی تأثیر نبود چرا که چند قطعه از روایت‌هایی که در فیلم بود باعث شد ارتباط بیشتری برقرار کنم و انتخاب‌های برجسته‌تری در طرح و رنگ داشته باشم.

نمایشگاه نقاشی «آبی‌های نارنجی» - شراره سیدی‌نژاد

استفاده از عناصری مثل انار و ماهی در کارتان زیاد است. به نظر می‌رسد کارکرد استعاری از این عناصر مورد توجه شما قرار داشت. در این‌باره توضیح می‌دهید؟
عناصر با توجه به اشعار و فضای تصویر که می‌دیدم انتخاب شده بود که به یقین باید با توجه به جغرافیای خاصی که ایشان زندگی می‌کردند شکل گرفته باشد. و ما درفیلم سخت مثل آب هم می‌بینیم که درخت انار کهن‌سالی در حیاط خانه ایشان هست…دیدن و لمس کردن واقعیت به من کمک کرد قاطعانه‌تر انتخاب کنم و با فضای شعر ایشان بیشتر و بهتر ارتباط برقرار کنم. به عنوان مثال در قطعه زیر، طرح متناسب با پیچش و جوشش و راز آلودگی معناگرایی که داشت شکل گرفت که برای من بی ارتباط با عرفان نبود، روحی که در پوسته سخت تن پنهان است و سیر دوار حلقه عشاق…

خنده‌های تو “…

ترکیدن شاهوار کوهستان‌های

انار است

و چشمه های خون دلم که روح مرا خیس می‌کند

شعر شمس عاشقانه‌ای رو به وصال است از یک عشق معمولی صحبت نمی‌شود، جذبه‌ی خاصی در آن وجود دارد که تأثیر فلسفه و دانش الهی مرحوم پدر بزرگوارشان را می‌شود در آن حس کرد. جالب اینجاست که سال‌ها پیش من در اینترنت به دنبال شعری از اشعار شمس تبریزی بودم که ناگهان با نام ایشان و شعرهایشان روبرو شدم پس از خواندن چند شعر زیبای ایشان که از مجموعه پنجاه وسه شعر عاشقانه بود مصمم شدم که کتاب ایشان را تهیه کنم. آن زمان کتاب‌فروشی بدر در خیابان مطهری رشت قرار داشت. عصر زیبایی بود وقتی گفتم کتاب پنجاه و سه شعر عاشقانه ایشان را می‌خواهم فروشنده و چند نفر که برای تهیه کتاب آنجا بودند با لبخند خاصی نگاهم کردند. جوری که انگار این انتخاب ارزشمند من را ستایش کردند.

حدیث دامن بلقیس ما، یکی از کارهای این مجموعه است که به نوعی موتیف نمایشگاه است و بعضاً در کارهای دیگر این مجموعه تکرار می‌شود. در این مورد توضیح می‌دهید؟
دامن بلقیس اتفاق مهمی بود که می‌بایست خلق می‌شد ماجرای زنی که در کودکی شاعر ناجی و زندگی‌بخش بود. اگر فیلم سخت مثل آب را دیده باشید بنا بر روایت خود ایشان در کودکی پرستاری داشتند که دچار بیماری صرع بود. یکی از روزها مشغول نگهداری او در کنار پنجره مشرف به کوچه بودند که ناگهان دچار حمله صرع می‌شود و زنی بنام بلقیس که از کوچه می‌گذشت بی‌درنگ با دامن چین‌دار محلی‌اش کودک را که در حال افتادن از پنجره بود در بین زمین و آسمان نجات می‌دهد. در این خاطره از شمس لنگرودی می‌توان فلسفه او را نسبت به زندگی و شعر دید. به عقیده او همه انسان‌ها یک دامن بلقیس دارند. به نظرم بخش مهمی بود که باید شکل می‌گرفت و من هم تصمیم گرفتم دامن بلقیس ما را به شکلی نمادین به تصویر بکشم.

نمایشگاه نقاشی «آبی‌های نارنجی» - شراره سیدی‌نژاد

پیش از انجام این مجموعه، با شمس لنگرودی آشنایی داشتید و در مورد ایده با ایشان مشورت کرده بودید؟
از نزدیک ایشان را نمی‌شناختم. مجموعه پنجاه و سه شعر عاشقانه را مطالعه کرده بودم و علاقه‌مند بودم به شعرشان.

بله مسلماً…در مرحله‌ای از آفرینش تابلوها خیلی لطف کردند و برای بازدید از مراحل کار تشریف آوردند. واز ایشان در مواردی راهنمایی گرفتم. در مورد انتخاب مجموعه شعر هم با نظر من موافق بودند که همان مجموعه شعر پنجاه و سه شعر عاشقانه بهتر است. و زمان برگزاری نمایشگاه هم با هماهنگی ایشان صورت گرفت.

واکنش خود شمس در مواجهه با تابلوها چطور بود و در کل نظرشان در مورد کلیت نمایشگاه چه بود؟
خدا را شکر راضی بودند و خودشان زحمت نوشتن منتخبی از اشعار را کشیدند. و من یکی از آثار را به پاس قدردانی به ایشان هدیه کردم. اگر اشتباه نکنم دوره‌ای از تدریس ایشان تاریخ هنر بود و در بین سخن‌ها یشان اشاره به این داشتند که هر اثری که توانسته باشد مخاطب را به خودش جذب کند اثر موفقی است، چون تاثیری که باید را گذاشته است.

نمایشگاه نقاشی «آبی‌های نارنجی» - شراره سیدی‌نژاد

یکی از انتقادهایی که می‌شود به این مجموعه کرد این است که خیلی از تابلوها را به جز چند اثر معدود و مشخص نمی‌شد با شعر مشابهت داد و از روی آن حدس زد که مربوط به کدام شعر است. در واقع اگر جای اشعار عوض می‌شود، آسیبی به اثر نمی‌رسید و تاثیری به جا نمی‌گذاشت. نظر خودتان در این مورد چیست؟
البته باید به این مورد هم اشاره کنم که کار من تصویرسازی صرف نبود. فضای شعر باید از زبان روایت خارج می‌شد و به زبان بصری نزدیک می‌شد. باید به درک معنایی از اتفاقات شعر می‌رسیدم. هنر مدرن ایده محوراست در جاهایی از بخش مشخصی از شعر که بیشترین تأثیر را در من گذاشته بود الهام می‌گرفتم و در نهایت اثر نهایی خلق می‌شد.

ظاهراً پیشنهاداتی به شما شد تا این نمایشگاه را در زادگاه شمس لنگرودی هم برگزار کنید؟
بله، بازدیدکنندگان بسیاری از لاهیجان و خصوصاً زادگاه ایشان لنگرود تشریف آوردند و یکی از دوستان این پیشنهاد را داد. خیلی خوشحالم که فرصتی بود برای به تصویر کشیدن اشعار این شاعر بزرگوار و عزیز به زبان نقاشی و تشکر می‌کنم از تمام عزیزانی که مرا در این راه یاری رساندند خصوصاً خانم دکتر آزاده گیوتاش که استاد رنگ‌شناسی من بودند تشکر می‌کنم. امیدوارم طبق صحبتی که در افتتاحیه نمایشگاه با آقای رییس دانا ناشر انتشارات نگاه شد نقاشی‌ها در کنار اشعار جناب شمس به صورت کتابچه‌ای چاپ شود.‌

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz