تاثیر و نقش ان.جی.اوها در بحث توسعه پایدار در گفت و گو با پیمان بازدیدی
نگاه مدیریت شهری باید مبتنی بر نگاه مشارکتی باشد

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- توسعه پایدار شهری مبتنی بر مشارکت مدنی و تعامل اجتماعی است؛ به گفته‌ی دیگر راه رسیدن به توسعه پایدار شهری، از مسیر توسعه اجتماعی می‌گذرد و توسعه اجتماعی به جز افزایش مشارکت‌های اجتماعی و فرهنگ خرد جمعی و منافع عمومی امکان‌پذیر نیست. ان‌جی‌اوها هم تشکل‌های مردم‌نهادی بودند که در راستای مشارکت اجتماعی و دموکراتیزه کردن و تقویت نهادهای جامعه مدنی شکل گرفتند. اما با توجه به تاریخچه طولانی آنها، هنوز نتوانستند آنطور که باید در جامعه ما تاثیرگذار باشند.

پیمان بازدیدی

پیمان بازدیدی یکی از فعالان اجتماعی شهر رشت است که در ان‌جی‌او «سرزمین ایده آل ما» فعالیت دارد. «سرزمین ایده آل ما» پنج سال است که در سطح رشت فعالیت‌های گسترده‌ای داشته و اخیراً نیز اقدامات شایان توجه آنها بر سر موضوع تالاب عینک و رودخانه‌های آلوده توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. با این فعال اجتماعی در خصوص تاریخچه خدمات اجتماعی، تاثیرگذاری و موانع پیش روی تشکل‌های مردمی و نقش آنها در بحث مدیریت شهری به گفتگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید.

تشکل‌های مردم‌نهاد تاریخچه طولانی در گیلان دارد. ما پیش از مشروطه جمعیت‌های فرهنگی، اجتماعی بسیاری داشتیم یا به عنوان نمونه چهره‌هایی مثل میناسیان و دکتر حکیم زاده که آثار خدمات آنها تا به امروز هم به جا مانده است. روند کار تشکل‌های مردم‌نهاد را از آغاز تا به امروز چطور ارزیابی می‌کنید؟
تشکل‌های مردم‌نهاد طی این سال‌ها با فراز و نشیب‌های بسیاری مواجه بوده است. متاسفانه دیدگاه و نگاه دولت به این تشکل‌ها بر اساس کار مشارکتی و فعالیت‌های عمومی مبتنی بر یک رویه و سیاست مشخص نبوده و با جابه‌جایی دولت‌ها، رویکردها نیز تغییر کرده است. در زمان جنگ، یک نهاد مردمی به نام بسیج تشکیل شد که عملکرد ارزنده آن بسیار مثبت و مشهود بود و هنوز هم دامنه فعالیت‌های آن به عنوان یک نهاد مردمی ادامه دارد. پیش از آن هم همان‌طور که اشاره کردید،فعالیت‌های مشارکتی در شهرها برای اداره و ساماندهی مشکلات رواج داشت و در زمان مشروطه فعالیت این تشکل‌ها به اوج رسید. اما با توجه به این تاریخچه طولانی، نکته حائز اهمیت این است که تعریف درست و مشخصی از ان.جی. او در ایران تا پیش از دولت ریاست جمهوری آقای خاتمی وجود نداشت و ان.جی.اوها دارای ساختاری منظم، قانون مند و تشکیلاتی نبودند. با ورود آقای خاتمی به عرصه مدیریت کلان کشور، ان‌جی‌اوها تا حدودی جان گرفتند و تشکل‌های بسیاری تشکیل شدند ولی متاسفانه نظارت خوبی بر روی آنها نبود. زیرا در آن زمان یک سری از تشکل‌ها ظهور پیدا کردند که به عنوان نگاه خیرخواهانه در پشت پرده اهداف سیاسی را دنبال می‌کردند. و همین مسئله باعث شد وجه بسیاری از تشکل‌ها که صرفاً به دنبال مشارکت عمومی بودند و دنبال منافع شخصی نبودند تحت شعاع قرار بگیرد. باید گفت که ساز و کار قانون‌مندی برای نظارت بر عملکرد ان‌جی‌اوها وجود نداشت. اما با ورود آقای احمدی‌نژاد،تشکل‌های مردم‌نهاد با رکود مواجه شدند و محدودیت‌های بسیاری بر آنها اعمال شد؛ هرچند عملکرد نادرست برخی از ان‌جی‌اوها را نمی‌توان به این محدودیت‌ها بی ارتباط دانست. اما به هر حال نمی‌شود از تقصیر دولت و نهادهای نظارتی به آسانی گذشت زیرا این ساز و کار مشخص برای نظارت بر عملکرد تشکل‌های مردم‌نهاد و دامنه فعالیتشان می‌بایست از ابتدا مشخص و قانون‌مند می‌شد. اگر بخواهیم یک جامعه مدنی داشته باشیم، اگر بخواهیم توسعه پایدار داشته باشیم؛ باید مشارکت مدنی و تعامل اجتماعی را افزایش دهیم. مردم در اروپا و امریکا هر یک در چندین ان‌جی‌او عضو هستند و خود را تنها به یک ان‌جی‌او محدود نمی‌کنند و وقت آزادشان را در اختیار فعالیت‌های مشارکتی صرف می‌کنند. زیرا آنها به این بلوغ فکری دست پیدا کرده‌اند که مردم، خودشان تصمیم‌گیرنده هستند و خودشان باید شهر و آینده خود را بسازند.

تشکل‌های مردم‌نهاد ما از ابتدا تا زمان جنگ تاثیرگذاری بالایی داشت اما هر چه بیشتر به سمت جامعه مدنی و شیوه زندگی شهری معاصر پیش رفتیم، تاثیرگذاری آن به حداقل رسید. به نظر شما چه عواملی در این تاثیرگذاری نقش داشته است؟
به نظر بنده نبود مدیریت صحیح و عدم وجود قوانین درست. ما الگوبرداری درستی از ان‌جی‌اوها نداشتیم؛ اینکه تعریف ان‌جی‌او چیست و برای چه چیزی ظهور کرده است و باید به چه سمتی برود. نکته دیگر این است که فرهنگ‌سازی درست و اصولی در خصوص اقدامات مشارکتی در جامعه ما اتفاق نیافتاده است. کودکان ما برای مشارکت و مسئولیت‌های اجتماعی آموزش لازم را نمی‌بینند. همچنین طی این سال‌ها که ان‌جی‌اوها فعالیت داشتند،کوچک‌ترین حمایتی از سوی رسانه‌ها اتفاق نیافتاد و فعالیت و تاثیرگذاری آنها نشان داده نشد.وقتی ان‌جی‌اوها خود به خود رسانه‌ای ندارند، دیده نمی‌شوند، صدایشان به گوش کسی نمی‌رسد؛ به تدریج دلسرد می‌شوند یا میزان تاثیرگذاریشان کاهش می‌یابد. متاسفانه ما همیشه کمیت گرا هستیم تا کیفیت گرا. آمارهایی که از سوی استانداری اعلام می‌شود مبنی بر اینکه ما در گیلان به طور مثال ۴۰۰ ان‌جی‌او داریم؛ آیا تمام این‌ها فعال هستند؟ چند درصد این‌ها فعالیت مستمر دارند و دغدغه‌شان این است که بدون در نظر گیری منفعت شخصی برای شهر خود مفید فایده باشند؟

متاسفانه یک سری از ان‌جی‌اوها با عنوان پیمانکار به روی کار آمدند؛ ان‌جی‌اوهای پیمانکاری که با هدف منافع و سود به میدان آمدند تنها به این دلیل که نظارتی بر دامنه فعالیت آنها وجود نداشت. و این مسائل تنها به دلیل نگاه و رویکرد مدیران و تصمیم سازانی بود که نمی‌توانستند استقلال ان‌جی‌اوها را برتابند و می‌خواستند این تشکل‌های مردمی را به خود وابسته کنند تا زیر نظر و فرمان‌بردار آنها باشند.وقتی ان‌جی‌اویی شکل می‌گیرد باید مستقل عمل کند و روی پای خود بایستد؛ اما دولت باید ساز و کاری ایجاد کند و امتیازاتی را برایشان در نظر بگیرد تا آنها بتوانند روی پای خود بایستند نه اینکه با پروژه محوری و پیمانکاری آنها را وابسته کنند.

شما کشورهای اروپایی را مثال زدید. به نظر شما همین مشارکت‌ها و تاثیرات ان‌جی‌اوها در راستای رسیدن به توسعه اجتماعی و دستیابی به توسعه پایدار چیست و چه نقشی می‌توانند داشته باشند؟
فعالیت ان‌جی‌اوها باید به طریقی باشد که لزوم مسئولیت اجتماعی و منافع عمومی در تک تک افراد جامعه احساس شود و هر یک از افراد این دغدغه را پیدا کنند که راه رسیدن به منافع شخصی آنها از مسیر منافع اجتماعی می‌گذرد و باید برای ساختن شهر و زندگی بهتر با یکدیگر تعامل و مشارکت داشته باشند. در این حالت است که یک جامعه به توسعه می‌رسد. اگر ان‌جی‌اویی بتواند این احساس را در بین مردم به وجود بیاورد، یعنی کارش را درست انجام داده و موفق خواهد بود و می‌تواند بر جامعه تاثیرگذار باشد. در بحث توسعه شهری و توسعه پایدار، نفع جامعه این است که مردم به میزانی از بلوغ فکری برسند که لزوم مشارکت مردمی و تعامل را احساس کنند. و این بلوغ فکری به روش‌های مختلف آموزشی از طریق برگزاری کلاس‌های آموزشی توسط ان‌جی‌اوها، کارگاه‌های آموزشی، سمینارها، تبلیغات محیطی، عکس، تصویر و حتی پوشیدن کاورها و غیره در راستای اهدافشان بر اساس اساسنامه‌ای که دارند، اتفاق می‌افتد تا بتوانند مردم را جذب کنند. و مدیریت صحیح ان‌جی‌او باعث می‌شود که مردم احساس کنند نسبت به شهر خود مسئولیت دارند. به عنوان نمونه بحث زباله یکی از بحث‌های داغ در تمام شهرهای ایران است. تا وقتی که شهروندان تصور کنند که شهرداری وظیفه ساماندهی زباله‌ها را دارد، هرگز این معضل حل نخواهد شد. ما باید این فرهنگ را در جامعه نهادینه کنیم که هر شخص در برابر محیط زندگی خود مسئول است و نتیجه ریختن زباله و تبعاتش را خوب درک کند تا نسبت به رفتار درست و مسئولیت‌پذیری در جامعه حساس شود. در اینجاست که توسعه اجتماعی شکل گرفته و دستیابی به توسعه پایدار شهری امکان‌پذیر می‌شود.دولت‌ها و شهرداری‌ها به تنهایی نمی‌توانند مشکلات و معضلات را ساماندهی کنند؛ بلکه مردم جامعه باید به میزانی از درک، فرهنگ و شعور برسند تا خود را نسبت به مسائل پیرامون مسئول بدانند. بارها پیش آمده مردم به ما می‌گویند، شما چرا زباله جمع می‌کنید، این کار وظیفه شهرداری است. این باور اشتباه است. شهرداری به تنهایی وظیفه ندارد. اگر شما می‌بینید که در اروپا و امریکا مشکلات و معضلات کمتر است به خاطر این است که افراد در آنجا خودشان احساس مسئولیت می‌کنند.

با توجه به آمار بالای ان‌جی‌اوهایی که ثبت شده و فعالیت دارند؛ به نظر شما تا چه حد موفق شده‌اند بحث مسئولیت اجتماعی را در جامعه نهادینه کرده و اعتماد عمومی را به‌دست بیاورند؟
ببینید همانطور که پیش‌تر عرض کردم ان‌جی‌اوها تریبون مناسبی برای عرضه و اطلاع‌رسانی فعالیت‌هایشان ندارند و رسانه‌ها هم از آنها حمایت نمی‌کنند. دقیقاً در زمان ظهور شبکه‌های مجازی چون وایبر و تلگرام بود که ان‌جی‌اوها شناخته شدند.. خیلی از فعالیت‌هایی که سالیان سال مشغول انجامش بودند در معرض دید عموم قرار گرفت. خب شما در نظر بگیرید چند درصد مردم مطالعه دارند، روزنامه می‌خوانند یا سایت‌های خبری و تحلیلی را زیرنظر دارند؟ اما آیا فعالیت ان‌جی‌اوها در همین روزنامه‌ها و سایت‌ها انتشار داده می‌شود؟ در نظر بگیرید تعداد سایت‌ها نسبت به دو سال گذشته چقدر افزایش داشت. و در این میان هر سایت در رقابت با سایت دیگر سعی کرد رویکرد متفاوتی داشته باشد و کیفیت محتوایی بهتری ارائه دهد. در کنار این‌ها هم فعالیت ان‌جی‌اوها می‌تواند دیده شود و به درستی اطلاع‌رسانی شود. تا وقتی که تمهیدات درستی برای تبلیغات ان‌جی‌اوها اندیشیده نشود و از آنها در رسانه‌های ملی مثل رادیو و تلویزیون دعوت نشود و روزنامه‌ها عملکرد آنها را زیر ذره‌بین نبرند،نمی‌توان انتظار تاثیرگذاری و اعتماد اجتماعی داشت. ان‌جی‌او «سرزمین ایده آل ما» با وجود اینکه ۵ سال در شهر رشت فعالیت دارد و نسبت به بسیاری از تشکل‌ها در داخل کشور فعال‌تر است و هر هفته جلسه دارد، اما بازهم مردم در شهر خودمان نیز ما را نمی‌شناسند. چرا در رسانه ملی نباید یک برنامه ویژه به فعالیت ان‌جی‌اوها اختصاص داده شود یا مستندی از فعالیت آنها ساخته شود؟ مردم باید نسبت به ان‌جی‌او شناخت پیدا کنند تا این اعتماد شکل گیرد. مسئله دیگری که در این بین وجود دارد قضاوت‌های اشتباه در این مورد است؛ هربار یک تشکل ظهور پیدا می‌کند، سریعاً به آن مارک می‌زنند و فکر می‌کنند که به دنبال منافع سیاسی هستند. به دلیل این نگاه اشتباهی که حاکم است، مردم ان‌جی‌اوها را به دور از سیاست نمی‌دانند و فکر می‌کنند که اعضای آن به دنبال شهرت و اهداف دیگری هستند.

تشکل‌های مردم‌نهاد در بحث مدیریت شهری یکی از نکات حائز اهمیت در شهرهای توسعه یافته بشمار می‌رود. به نظر شما این ضرورت در مدیریت شهری ما احساس می‌شود و امکان مشارکت ان‌جی‌اوها در مدیریت شهری ما وجود دارد؟
ببینید فعال اجتماعی را نباید با فعال سیاسی اشتباه گرفت. فعال اجتماعی برای اجتماع تلاش می‌کند و سعی می‌کند در قالب همین تشکل‌های مردمی و با مشارکت مردمی و مسئولیت اجتماعی به نتیجه برسد و قشری از مردم را که علاقه مند هستند، به دور خود جمع کند. در اروپا مرز بین فعال اجتماعی و فعال سیاسی کاملاً روشن است و مردم آگاه هستند که فعال اجتماعی کیست و با فعال سیاسی چه فرقی دارد. فعال اجتماعی می‌تواند کرسی خوبی در شوراها داشته باشد. شورا خود یک ان‌جی‌او محسوب می‌شود. متاسفانه در ایران در بحث مدیریت شهری در شوراها،می‌بینیم که اکثراً فعالین سیاسی در این کرسی‌ها جا دارند نه فعالان اجتماعی. اگر به ۱۵ نفر اصلی شورای شهر رشت دقت کنید،می‌بینید که به جز رضا رسولی دیگر هیچ فعال اجتماعی در شورای شهر رشت وجود ندارد. ان‌جی‌اوها در کنار آقای رسولی خدمات بسیاری عرضه می‌کنند که بسیار تاثیرگذار است. تمام این تشکل‌ها مشکلات خود را به آقای رسولی عضو شورا انتقال می‌دهند و ایشان هم با تلاش و همت زیاد سعی می‌کنند این مشکلات را مرتفع کنند. حال در نظر بگیرید اگر تعداد فعالان اجتماعی در شورا بیشتر بود، چه میزان تاثیرگذاری بیشتری داشت و خروجی کار تا چه میزان بهتر می‌شد. نکته حائز اهمیت این است که فعال اجتماعی به دنبال منافع جمع و جامعه است نه به دنبال منافع یک شخص. وقتی مردم به این بلوغ برسند که فعالان اجتماعی بتوانند در عرصه مدیریت شهری جایگاه واقعی خود را چه به عنوان مشاور چه به عنوان عضوی از شورا داشته باشند، مطمئن باشید که شهر به توسعه پایدار نزدیک خواهد شد. چون نگاه آن شخص که در این حوزه فعالیت دارد مبتنی بر نگاه جمعی بوده و برای منفعت اجتماع فعالیت می‌کند. ما باید در بحث مدیریت شهری، نگاه حزبی و سیاسی را کنار بگذاریم و رویکردی مشارکتی داشته باشیم. زیرا اگر مردم درک درستی نسبت به مشارکت مدنی و مسئولیت اجتماعی کسب کنند می‌توان به توسعه شهری پایدار، محیط زیست پایدار، توسعه اجتماعی پایدار و غیره رسید اما تا وقتی که به این بلوغ فکری نرسیم، مثل قبل درجا خواهیم زد و با مشکلات زیادی درگیر خواهیم بود.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz