نگاهی به داستان آمریکای لاتین
جادویی تازه در جهان

محمدهاشم اکبریانی: بخشی از داستان آمریکای لاتین که مهم‌ترین بخش آن نیز به شمار می‌رود، داستان جادوها و افسانه‌ها و اسطوره‌های این سرزمین است. مارکز، مادربزرگ خود را با داستان‌های سوررئالیستی‌اش، اولین استاد خود می‌نامد.

رئالیسم جادویی

نویسندگانی چون مارکز، یوسا، فوئنتس و حتی شاعری چون اوکتاویو پاز که اعتبار خود را مدیون نگاه‌شان به سرزمین مادری هستند، توانستند از داشته‌های خود برای نوشتن در سرزمینی که با محدودیت‌های فراوانی روبه‌رو بود بهره ببرند. اما امریکای لاتین چگونه توانست آنها را در شاهراهی بلند قرار دهد که جهانیان را به تمجید وادارد؟

الف) بازگشت به قصه‌های بومی توسط این نویسندگان، توانست جهانی جدید را پیش روی خوانندگان آثارشان بگذارد که قبلاً با آن آشنا نبودند و چیزی از آن نمی‌دانستند. می‌گویند داستان، جهان‌های متفاوتی را در برابر خواننده قرار می‌دهد و داستان امریکای لاتین، جهانی متفاوت‌‌تر از نویسندگان اروپایی و امریکایی و آسیایی به خوانندگان این مناطق عرضه کرد. هستی‌ برآمده از آثار نویسندگان امریکای لایتن، برآمده از هویتی بکر بود که توانست در قالب داستان به جهانیان معرفی شود.

داستان امریکای لاتین، سرگذشت انسان‌هایی است که نگاه دیگری به هستی دارند، سرگذشت مردمی است که با اسطوره‌ها و فرهنگ‌ها و ارزش‌ها و باورها و اعتقادات خاصی زندگی می‌کنند، سرگذشت جامعه‌ای است که پیوند‌هایش را ساختارها و باورهایی می‌سازد که در منطقه‌ای دیگر از جهان نمی‌شود نمونه‌اش را دید. داستان امریکای لاتین در قالب و فرم و مضمونی جای گرفته که در آن سرزمین ریشه داشته است. اگر سخن از جادو است، این جادو با جادوگرانی پیوند خورده که به همان سرزمین تعلق دارند. اگر از اسطوره می‌گوید این اسطوره در همان فرهنگ و هویت ریشه دوانده‌اند و همه اینها برای خوانندگان داستان در امریکا و فرانسه و آلمان و ایران و ژاپن و… تازگی دارد به گونه‌ای که وقتی آن‌ را می‌خواند، با تعجب می‌گوید «عجب دنیایی».

ب) داستان‌های مردم امریکای لاتین در سرزمینی شکل گرفته که استبداد و تمرکز قدرت حرف اول را می‌زند. پس داستان‌های مردمی باید به‌گونه‌ای باشد که بتواند در جامعه‌ای استبدادزده امکان بیان داشته باشد. مردم کوچه و بازار، هر داستانی را نمی‌توانند بگویند و بشنوند چرا که هر آن ممکن است عده‌ای بر آنها حمله برند و آزارشان دهند. پس اگر قرار است حرفی زده شود، باید در لایه‌ای از حرف‌های قابل بیان پیچیده شود.

این مشخصه فرهنگ در کشورهای استبدادی است. حرف‌ها باید به‌گونه‌ای بیان شوند که شنونده و خواننده بفهمد اما حکومت و استبداد نه! در اینجاست که زبان پیچیده می‌شود، کلام به شکل تو در تو و لایه‌لایه خود را نشان می‌دهد و… طبیعی است داستان‌نویس بزرگی چون مارکز وقتی از این زبان الهام می‌گیرد داستانش چندپهلو، چندلایه، تو در تو، استعاری، سمبلیک و در عین حال متکی بر واقعیات زندگی می‌شود. همین کافی است تا داستان او برای خواننده تازگی یک فرهنگ جدید را داشته باشد و خواننده را به هزارتویی رهنمون سازد که شیفته‌اش شود.

ج) صد البته همه اینها در گرو وجود نویسنده‌ای تواناست که بتواند از همه این جوی‌ها، رودخانه‌ای بزرگ بسازد که به اقیانوس می‌رود. مارکز، یوسا و… داستان‌نویسان بزرگی هستند که این توان را داشتند تا از بسترهایی که داستان‌های مردمی امریکای لاتین در آن شکل گرفته، بهره ببرند و رمان‌های مدرن بر آنها استوار سازند.

د) صد البته جامعه ما به عنوان جامعه‌ای تاریخی از همان داستان‌های مردمی و از همان اسطوره‌ها و جادوها و… برخوردار است اما انگار نویسنده‌ای توانا به چشم نمی‌خورد که از این ظرفیت‌ها برای ساختن داستانی نو بهره ببرد.

ﻫ) خوشبختانه داستان‌های امریکای لاتین در جامعه ما خوب عرضه شده است. خصوصاً با ترجمه بزرگانی چون عبدالله کوثری که یکی از سرآمدان ترجمه در ایران است. فرهیختگانی چون کوثری با ترجمه آثار نویسندگانی چون فوئنتس و یوسا دین خود را ادا کرده و با معرفی ادبیات امریکای لاتین به نویسنده ایرانی گوشزد کرده‌اند که اگر قرار است حرف نویی در دنیای ادبیات طرح شود، می‌تواند از درون همین جامعه باشد.

روزنامه ایران

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz