درباره کتاب نامه‌های عاشقانه جیمز جویس به همسرش نورا بارناکل
کمتر کسی می‌تواند با این بی‌پروایی ازخود بنویسد

لیلا خادم‌زاده: در زمانه‌ای که بیشتر نویسنده‌ها پناه برده‌اند به زبان دیگر نوشتن و طرد احساس واقعی خود، این نامه‌ها تلنگری است شیرین به بازیافتن خود واقعی. چراکه این نیاز بشدت احساس می‌شود که انسان‌ها باید درابتدا خود را دریابند تا به درک درستی از زمانه برسند. نامه‌ها آنقدر بی‌آلایش و پاک نوشته شده‌اند که هم شور درونی‌شان لرزش عظیمی در روح انسان به وجود می‌آورد هم چنان سرشار از غم و اندوه در عین امیدواری‌اند که اشک از چشمان آدمی سرازیر می‌کنند. به کمتر نوشته‌ای تا بدین حد تأثیرگذار و تکان دهنده می‌شود برخورد.

2108079

«گویی که من همیشه در هر وضعیت محتمل و متغیری همراه توأم، با تو حرف می‌زنم، با تو راه می‌روم، با تو ناگهان درجاهای گوناگون روبه‌رومی‌شوم تا اینکه رفته رفته به فکر فرو می‌روم که اگر روحم، جسمم را در خواب وانهد و به جست‌وجوی تو برآید، چه چیز بیشتری از تو می‌یابد.» (ص۲۷) نوشتن از عشق برای نویسنده و شاعری چون جویس کاری دشوار نیست. البته در نامه‌های خصوصی‌اش به تنهاترین عشقش. زبان نوشتاری جویس نظیر «‌در چهره مرد هنرمند در جوانی‌» و «‌اولیس‌« تا حدی تلفیقی از شعر و موسیقی، ترانه، ضرب المثل و روایت‌های کتاب مقدس است. نثر جویس نرم و روان است مانند رودخانه‌ای که سوت می‌زند و از کنار گوش آدم جاری می‌شود. نامه‌هایش عریان و لطیف و به غایت هوشمندانه نوشته شده اند نه ازآ ن جنس که سطرهایش را مدیریت کرده باشد بلکه اجازه داده شور درونش فواره بزند بیرون و خودش را غرق ببیند. لذت برایش همچون چیزی باید بوده باشد. او به وضوح در این عشق خود را می‌یابد و قدرت آفرینندگی‌اش چند برابر می‌شود. «هدایتم کن، قدیسم، فرشته‌ام. مرا به پیش رهنمون شو. ایمان دارم هرآنچه در نوشتارم عظیم و فخیم و عمیق و حقیقی و تکان دهنده است، از توست. آه، مرا ببر به ژرفنای روحت و آن گاه من حقیقتاً شاعر نسل خویش خواهم شد. این را وقتی که می‌نویسم، احساس می‌کنم، نورا. عشق مقدسم، نورای عزیزم، این شاید بدین معنی باشد که ما در حال ورود به بهشت زندگی‌مان هستیم. آه، چقدر مشتاقم احساست کنم!» (ص۷۴) این البته سندی واضح است به شاعرانه نامه‌نوشتن جویس به نورا که فکر می‌کند روح نورا همچون روح خودش پرآشوب است.

«صرف یاد آوردن تو مرا با یک جور خواب سنگین از پا در می‌آورد؛ انگار انرژی که برای ادامه اختلاط نیاز است دیری است که در من باقی مانده و خودم را پیوسته در حال لغزیدن در سکوت می‌یابم.» (ص۴۶) کمتر کسی می‌تواند با این جسارت و به این بی‌پروایی ازخود بنویسد. خصوصاً نویسنده‌ها اغلب از افشای حالات درون خود گریزانند و همیشه دوست دارند خود واقعی‌شان پنهان بماند. جویس عاشقی آگاه است و تمام مراحل درد و رنج آن را با گوشت و استخوان تاب آورده و به نوعی به بازآفرینی از خود رسیده است. خود را از نو خلق کرده و در این دگرگونی آنات خود را به زیبایی نوشته است.

«می‌دانی مروارید چیست و عقیق به چی می‌گویند؟ وقتی تو نخستین بار سلانه سلانه از آن عصرهای تابستانی دلپذیر پیشم آمدی، زیبا بودی، اما زیبایی بی‌حالت و بی رنگ مروارید. عشقت در من نشسته بود و حالا احساس می‌کنم روحم شبیه چیزی مثل عقیق است. به عبارت دیگر، سرشاراز ته رنگ‌ها و رنگ‌های عجیب ومبهم است، سرشار از انوارگرم وسایه‌های تند و موسیقی گنگ.» (ص۶۰) و یا در جایی دیگر اعتراف می‌کند «من در او، عاشق تصویر زیبایی این جهان بوده‌ام، رمزوراز و زیبایی خود زندگی، زیبایی و زوال تباری را که من کودکیش هستم، تصویرهای زلال و دریغی معنوی که درکودکی به آنها ایمان داشتم.» (ص۹۴) پر واضح است که دیگر این یک اعتراف ساده به تحول نیست این شهود والاست که جویس را از اعماق باورهایش تا آموخته‌های زمینی‌اش بیرون کشیده است. او حس می‌کند با این عشق تطهیر شده است و براستی این پاکی را می‌توان در کلماتش دید. شور و هیجانش بی‌همتاست و ابایی ندارد از فریاد کشیدن.
«جای جای این عشق روحانی که به تو دارم، نوعی تنهایی وحشی و حیوانی هم هست» (ص۹۸) جویس به زیبایی با این جمله از متعالی شدن تامّ عشقش جلوگیری می‌کند. او همواره می‌داند پایش روی زمین است و زنی که دوست دارد در نهایت اگر دور هم باشد واقعیت دارد و این جهانی است. همین آگاهی به حالات خود، عشق او را در نامه‌هایش زیباتر می‌کند. احتمالاً برای برخی خواندن نامه‌های یک قرن پیش معنی نداشته باشد اما این نامه‌ها سرگذشت شوریدگی است؛ تاریخ شکل‌گیری زبان نویسنده‌ای که اسطوره‌ها را در نثرش ریز ریز کرد اما در نهایت خود اسطوره شد و بزرگترین حماسه‌اش عشق ویرانگرش بود که گاه او را تا سرحد جنون می‌کشید اما او از این ویرانی لذت می‌برد و بزرگتر می‌شد، چرا که می‌دانست وقتی دوباره برخیزد دنیایی دیگر خواهد ساخت.

روزنامه ایران

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz