نگاهی به اجرای گروه خورشید از نمایشنامه‌ی «ملودی شهر بارانی»
ملودی شهر بارانی‌، سفیر تاتر گیلان در جشنواره فجر

اجرای گروه رشت از نمایشنامه‌ی «ملودی شهر بارانی» به یکی از اجراهای آموزنده و یکی از رویکردهای مثال زدنی دوران معاصر به آثار زنده یاد اکبر رادی تبدیل شد.
علیرضا پارسی، در مواجهه‌ی خلاقه‌ی خود با نمایشنامه‌ی «ملودی شهر بارانی»، آخرین اثر اکبر رادی، این چهره‌ی فراموش ناشدنی تئاتر رئالیستیکِ آرمان گرایِ کشورمان که به درستی او را وجدان تئاتر اجتماعی و متعهد ایران خوانده‌اند، از طریق دراماتورژی حذف و تعدیل پاره‌های توصیفی غیرضروری متن رادی برای امروز، که به کاهش حدوداً ۳۰ در صدی متن انجامیده است، و با نادیده انگاری تاکیدهای غیردراماتیک در حوزه‌ی صحنه آرایی‌های عظیم رئالیستیک و مخرب معمول شده در اجراهای سال‌های اخیرآثار رادی، و با استفاده‌ی منطقی، غیرتحمیلی، بی‌حاشیه و دراماتیک از موسیقی و بازی‌های صادقانه و درک شده‌ی بازیگران، به رغم برخی ضعف‌های قابل رفع و نه چندان جدی در طول روایت، به اجرایی معاصر و تاثیرگذار و در هیئت پیشنهادی قابل تأمل برای بازنگری در نحوه‌ی اجرای آثار اکبر رادی دست یافته که از بسیاری جهات قابل تقدیر و مطالعه است.
در اجرای علیرضا پارسی از «ملودی شهر بارانی» بی‌اغراق، تقریباً تمامی روح و جانمایه‌ی دراماتیک اثر رادی، با همه‌ی ظرایف و دقایق حسی و عاطفی پنهان مانده‌ی آن در پس لایه‌های نشانه‌ای متن، بروز و ظهور عینی می‌یابند. از ویژگی‌های رویکرد بی‌حاشیه و صادقانه‌ی کارگردان به متن رادی، تسهیل شرایط برای رمزگشایی‌های بی‌حاشیه و بی‌دردسر مخاطب از نشانه‌های کلامی و غیرکلامی جاری در متن، ازجمله، «آهنگ»، «ملودی»، «باران»، «شهر بارانی»، «برامس»، «عینک»، «عصای آبنوس» و…. از خلال گفت‌وگوها و کنش‌های دراماتیک بازیگران است.
در پایان، جا دارد از بازی‌های درک شده‌ی رسول زنده دل در نقش «مهیار»، نیما کریمی در نقش «آفاق»، سودابه ابراهیمی در نقش «گیلان»، مریم جهانی در نقش «ماری» و به‌ویژه محمد شکوری در نقش «بهمن» یاد کنم که بار اصلی انتقال مفاهیم نمایش را بردوش می‌کشند.
رسول زنده دل، ایفاگر نقش «مهیار» اگرچه نقشی بی‌فراز و نشیب را اجرا می‌کرد و روند داستان امکان درخشش و عصیان را از او گرفته بود اما با حسن استفاده از اندک فرصت‌هایی که متن به او داده بود، آن‌چنان درخشید که قطعاً نقش او را در جلب توجه منتقدین و تماشاگران نمی‌توان انکار کرد.
و بدین ترتیب اجرای گروه رشت از نمایشنامه‌ی «ملودی شهر بارانی» به یکی از اجراهای آموزنده و یکی از رویکردهای مثال‌زدنی دوران معاصر به آثار زنده یاد اکبر رادی تبدیل شد.
یادمان باشد که اکبر رادی در «ملودی شهر بارانی» کوشیده است سمفونی تاریخ معاصر کشورش را از طریق زخمه زدن به سیم وجودی آدم‌های نمایش خود که هرکدام از یکسو نمونه‌ای تیپیکال از طبقات اجتماعی و از سوی دیگر نمادی از جهت‌گیری‌های تاریخی در مقطعی پرتناقض از تاریخ کشورمان هستند خلق کند. هم‌آوایی ملودیک نواها و سازهای مختلف در «ملودی شهر بارانی»، در نهایت صداقت و سادگی، موسیقی چندصدایی تاریخ پرفراز و نشیب امروز ودیروز کشور ما را واگویه می‌کند که به نوبه‌ی خود، زمینه‌های مناسبی برای خوانش‌های معاصرتر امروز و فردای تئاتر ما از این متن و نیز از سایر متون او را در اختیار خوانش گران آینده قرار می‌دهد.
منبع: خبر آزاد

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz