اما و اگرهای احیای نوروز گیلانی
ملودی شهربارانی در شب چهارشنبه‌سوری

رشت رویایی، مهدی بازرگانی- چهارشنبه‌سوری امسال رشت حال و هوای متفاوتی داشت. طبق گفته مقامات رسمی قرار بر این بود که امسال با جشن چهارشنبه آخر سال متفاوتی مواجه شویم. گویا برای برگزاری چهارشنبه‌سوری به طور رسمی برنامه‌ریزی شده بود. تفاوت این برنامهِ مجاز با برنامه‌های مشابه اما ممنوعِ سال‌های قبل، این بود که این بار از بمب دست‌ساز و نارنجک و مواد محترقه خبری نبود؛ بلکه نوروزگاه در آرامش و با محتوایی فرهنگی طراحی شد. تصمیم بر این شد که آیین‌های سنتی استقبال از نوروز در گیلان احیا شود تا هم زمینه‌ای برای حفظ میراث فرهنگی و تقویت هویت ملی باشد و هم سنت نادرست شکل گرفته حول آیین چهارشنبه‌سوری را از ذهن جامعه بزداید، سنتی با قربانی‌های فراوان که هر ساله با صداهای مهیبِ آزاردهنده،‌ به جای شادی و امید، آزردگی و خسارت با خود به همراه می‌آورد.

مراسم سنتی

آیین چهارشنبه‌سوری آن‌گونه که در فرهنگ باستانی مطرح می‌شود بسیار زیبا، نمادین و سرشار از آموزه‌های اصیل فرهنگ ایرانی است. آموزه‌هایی که وقتی چون قطعات چهل تکه یک پازل کنار هم قرار می‌گیرند ماهیت هویت ملی ما را شکل می‌دهند. در مناطق مختلف ایران نیز به تناسب ویژگی‌های بومی و شرایط متفاوت اقتصادی،‌ اجتماعی و اقلیمی؛ روایت‌های مختلف از چهارشنبه‌سوری شکل گرفته است که جملگی در ویژگی “فرهنگی بودن” مشترکند. منظور از فرهنگی بودن این است که زبان آیین‌های قدیمی، زبانی آرام، زیبایی شناسانه و مبتنی بر فرهنگ تولیدی است. آیین‌های چهارشنبه‌سوری در گیلان نیز در نزد اقوام مختلف با ظرافت‌هایی که آنها را از هم متمایز می‌کند جشن گرفته می‌شود. در شرق و غرب گیلان، نزد گیلک‌ها، تالش‌ها و گالش‌ها نسخه‌های مختلفی از این آیین پیشانوروزی را می‌توان دید. اما این آیین‌ها با همه تفاوت‌هایشان، در عین کثرت واجد وحدتی هستند که جالب‌توجه است. محتوایی فرهنگی در تمام این آیین‌ها وجود دارد که پیچ و مهره‌های جامعه را محکم می‌کند و ضامن بقای حیات اجتماعی است. با این وجود امروزه این آیین‌های بومی با بحران‌های پیچیده‌ای روبرو شده‌اند.

نزدیک به یک دهه است که چهارشنبه‌سوری از حال و هوای اصلی خود خارج شده و شکل نابهنجار و عجیبی پیدا کرده است. وقتی در درازای خیابانِ محلی که زندگی می‌کنید به شعاع تمام ایران، میدان نارنجک و بمب درست می‌شود تا با آن جشنی برای شادی گرفته شود، این تضاد به خوبی خودش را نشان می‌دهد. جشنی که به نام سال نو است اما در لایه‌های پنهان خود، خشونت‌ها، عصبیت‌ها،‌ هیجان‌ها و نابهنجاری‌های روانی جامعه ایران را بیرون می‌ریزد. به زبانی علمی‌تر در روابطی که بین مردم در این شب برقرار می‌شود “فرسایش سرمایه اجتماعی” را می‌توان دید. بین گروه‌های سنی مختلف هیچ رابطه‌ای وجود ندارد، اعتمادی وجود ندارد و از این روست که اصلاً مراعات حال آنها نمی‌شود. بین جوانان و گروه دختران و پسران، روابط مبتنی بر “انفجار ناگهانی” و”لذت آزار” حاکم است. در محلات بین همسایه‌ها مجادلات شدید و دعوا و مرافه صورت می‌گیرد و در پایان شبی که جشن گرفته می‌شود،‌ شهر به ویرانه‌ای تبدیل می‌شود که بازگرداندن آن به وضع قبلی مثل آباد کردن یک شهر جنگ‌زده است. کنده‌های سوخته بر کف کوچه‌ها و خیابان‌ها، دیوارها و زمین سیاه شده از انفجار، میراث شادی برای شهر و رفتگران فردا است. این جدای از سوانح خواسته و ناخواسته‌ای است که به دلیل عدم آگاهی و یا ناآگاهی رخ می‌دهد. این ارتباطات جدید که تنها در قالب “لذت از آزار و ویرانی” می‌توان تعبیرش کرد، از وضعیت تازه‌ای خبر می‌دهند که ما از پذیرفتن آن اکراه و شرم داریم. اما واقعیت آن‌چنان زنده، خون آلود و وسیع است که نمی‌توان منکرش شد.

سؤال اینجاست که این تغییر تدریجی در آیین چهارشنبه‌سوری چگونه اتفاق افتاد و دقیقاً چه چیزی جایش را به چه چیزی داد؟ آیین‌های سنتی نوروز و سایر سنن ما چگونه آرام‌آرام از صحنه خارج می‌شوند؟ بمب و کپسولی و مواد محترقه، بالون‌ها و غیره از کجا می‌آیند و چه دست‌هایی پشت آنها پنهان است. به‌راستی چگونه است که نوروز در فرهنگ ما هم معنای آشتی انسان با طبیعت است، ولی امروز صدای این بمب‌ها باعث سکته پرندگان می‌شود! اینجاست که نوروز و مراسم سنتی آن سوزنی می‌شود بر دمل‌های چرکین جامعه ما که بی رشدی و به درشدی، بی فرهنگی و انحطاط از شکاف‌های آن بیرون می زند. گویی نوروز از محتوا خالی شده است و تنها زمان و مکانی جهت جولان این نمایش‌های بد ریخت و عجیب است.

به شکل خلاصه می‌توان از فرایند کلی “زوال فرهنگ‌های بومی و ملی در کشورهای حاشیه‌ای” نام برد. این فرهنگ‌های محلی در مصاف با ” فرهنگ مسلط کشورهای قدرتمند غربی” توان رویارویی ندارد و درنتیجه دچار اضمحلال تدریجی می‌شوند. این چیرگی تام فرهنگ غربی به شیوه‌های مختلفی تحقق پیدا می‌کند. از نظر فرهنگی، زبان محوری‌ترین مسئله است. این زبان مسلطِ انگلیسی است که روز بروز در حوزه‌های مختلف علمی و ادبی فراگیرتر می‌شود. این جریان درست در جهت عکس روندی است که برای زبان‌های بومی رخ می‌دهد. زبان‌های بومی روز به روز ضعیف‌تر می‌شوند.

نکته دوم، نابودی شیوه بود و باشِ بومی است. آیین‌ها و رسوم سنتی جای خود را به رسوم جدیدی می‌دهد که ناآشناست. فنون و صنایع بومی جای خود را به واردات می‌دهد و بازار پر از کالای خارجی می‌شود. تب تند واردات، مشاغل بومی را از عرصه خارج می‌کند. این تغییر در حوزه اقتصاد کاتالیزوری می‌شود که جامعه و شیوه‌های زندگی را دگرگون می‌کند. مناسبات مصرف به جای تولید می‌نشیند و آنگاه به جای آتش به پا کردن با کاه و کلش (باقیمانده محصول برنج و تولید اصلی کشاورزی گیلان)، با بالن‌هایی که از چین وارد می‌شود به استقبال نوروز می‌رویم. جامعه بعد از یک دوره واردات و مصرف افسارگسیخته، به ناگاه می‌فهمد فرهنگ و صنعتش از دست رفته است. آگاهی نخبگان محلی سبب طرح این موضوع می‌شود که برای احیای این میراث از دست رفته چه می‌توان کرد؟ احیای قلبی بیماری که سکته قلبی را از سر گذرانده است. برنامه‌ریزی رسمی و دولتی از بالا با اجرای جشنواره‌ها یا فرهنگ سازی از پایین با آموزش و رویارو کردن مردم با هویت بومی خود. عموماً اولین راه که ساده‌ترین هم هست ترجیح داده می‌شود. طرحی که سازمان میراث فرهنگی برای احیای آیین‌های سنتی مرتبط با نوروز دارد از این دست است؛ اجرای مراسم نوروزی خوانی، آیین‌های کهن نوروز گیلانی و بازی‌های بومی محلی. اما باید دانست اجرای آیین‌های قدیمی به شکل رسمی و آیین نامه‌ای ما را به هدف مورد نظر نخواهد رسانید. این آداب و فرهنگ باید در میان مردم پذیرفته شود. برخورد موزه‌ای، مردم را از آن جدا خواهد کرد.

نوروزگاه فرصتی برای نمایش آیین‌های نوروزی اصیل مردمان این دیار است، اما امروز این نمایش‌ها بیش از آنکه جامعه را احیا کند آن را به حسی نوستالوژ‍یک دچار می‌کند. غصه برای گذشته‌ای که از دست رفته است،‌ زبانی که کمتر با آن تکلم می‌شود و مشاغلی که دیگر وجود خارجی ندارند، صنعتی که نابود شده است و برنج و چایی که قصه پررنج و تلخی دارد. به نظر می‌آید حیات مجموعه اینها در گرو هم است. برای احیای مجموعه به هم پیوسته‌ای که فرهنگ ما را می‌سازد باید فرهنگ بومی خود را از حالت موزه‌ای خارج کنیم و به میان مردم بکشانیم.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz