گفت‌وگو با کمال تبریزی
«محدودیت‌ها باعث می‌شود خودم را با شرایط وفق دهم»

احمد محمد اسماعیلی: کمال تبریزی، کارگردان غیرقابل پیش‌بینی، جذاب و دوست داشتنی است و در اغلب ساخته هایش به سراغ موضوع‌های حساس و ملتهب و متفاوت می‌رود. فیلم سازی که از اواخر دهه شصت با ساخت فیلم «عبور» حضور مستمر و اثرگذاری را در سینما تجربه می‌کند. اتفاقی که کمتر برای فیلم‌سازان هم نسلش رخ می‌دهد و اغلب آن ها مدت‌ها است که مجال فیلم سازی ندارند.

کمال تبریزی

تبریزی سوای حضور در سینما، در تلویزیون (دوران کهن) و در شبکه نمایش خانگی (ابله) هم پرکار است. در کارنامه فیلم سازی تبریزی همه نوع فیلمی دیده می‌شود. کمدی- جنگی (لیلی با من است)، کمدی اجتماعی (مارمولک)، ملودرام جنگی (شیدا)، درام اجتماعی (مهر مادری)، کمدی زیست محیطی (طعم شیرین خیال)، درام فیمنیستی (همیشه پای یک زن در میان است) و اگر روی فرم باشد و فیلم نامه خوبی در اختیار داشته باشد می‌تواند انبوه مخاطبان را به سینما بکشاند. نمونه آخرش کمدی خوش ساخت «طبقه حساس» بود.

«امکان مینا» آخرین ساخته تبریزی پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر بارخوردهای متضادی داشت و یک درام سیاسی- اجتماعی محسوب می شود. با تبریزی درباره ساخت فیلمش گفت‌و‌گویی انجام داده‌ایم.

در اواخر دهه شصت فیلم «عبور» را درباره سال‌های دوران جنگ و شرایط آن زمانه ساختید. در «امکان مینا» چقدر به این فضا رجعت دوباره داشتید و چقدر به خلق آن فضا در سینما اعتقاد دارید؟
شاید دلیل این سوال شما این باشد که داستان هر دو فیلم در دهه شصت و زمان جنگ می‌گذرد. بنابراین حس و حال و فضای دو فیلم شباهت‌هایی با هم دارند و به نظرم نشان می‌دهد تیم طراح صحنه و لباس «امکان مینا» و نوع بازی بازیگران حرکات، رفتار و گویششان درست و مناسب آن سال‌ها بوده است. در فیلم صحنه‌ای داشتیم که جبهه، جنگ و درگیری نیروهای رزمنده با عراقی‌ها نشان داده می‌شد و در تدوین بنا به دلائلی حذفش کردم.

آیا به دلیل جلوگیری از بروز سوءتفاهمات این صحنه جنگی را از فیلم خارج کردید؟
نه، فکر کردم که وجود این صحنه مقداری ذهن مخاطب را از خط سیر اصلی داستان دور می‌کند و با موضوع متفاوت و جدایی از خط سیر داستان مواجه می ‌شود.

آیا می‌توانیم این استنباط را از پاسخ سوال شما داشته باشیم که در دهه سوم فیلم سازیتان نسبت به سال‌های قبل محافظه‌کارتر شده‌اید؟
نه، چنین اتفاقی رخ نداده است. جسارت ما فیلم‌سازان به این مسئله بر‌می‌گردد که چقدر دست ماها را در شورای پروانه ساخت و نمایش باز بگذارنند تا بتوانیم خیلی از حرف‌ها را مطرح کنیم. وقتی یکسری از محدودیت‌ها به وجود می‌آید، طبیعی است من فیلم‌ساز باید خودم را با این شرایط آداپته کنم. من دلم نمی‌خواهد فیلم بسازم که دوباره مثل برخی از فیلم‌های گذشته‌ام در محاق توقیف قرار بگیرد.

مثل تجربه تلخ فیلم «پاداش» که چند سالی بدون منطق خاصی توقیف ماند؟
بله، «پاداش» مثال خوبی است. «خیابان‌های آرام» هم هنوز در محاق توقیف است. اکثر ما فیلم‌سازان یکی، دو فیلم توقیفی در کارنامه کاری‌مان داریم. اگر شرایط به ما اجازه بدهد خیلی از حرف‌ها است که باید در فیلم‌هایمان مطرح کنیم و البته باید شرایط بیرونی و اجتماعی را در نظر بگیریم.

اگر شرایط مهیاتر بود، آیا «امکان مینا» را جسورانه‌تر می‌ساختید؟
بله، قطعا تفاوت‌های زیادی را می‌دیدیم. نحوه ورود به قصه و برخوردی که این زن و مرد (مینا و مهران) با هم دارند، اصلا در مدار دیگری اتفاق می‌افتاد. به هر حال فیلم‌سازی تابع خیلی از شرایط بیروین مثل نوع و طرز تفکر تهیه کننده و شیوه ممیزی است. البته در حد قابل قبولی آن انتظاری که از ساخت امکان مینا داشتم برداشته شده است.

حرفی که من در «امکان مینا» مطرحش می‌کنم، شاید چند تا لایه دیگر هم داشته باشد که برخی از مخاطبان آن را متوجه شوند و استنباط‌های خوشدان را مطرح کنند. فکر می‌کنم اگر آزادی عمل بیشتری وجود داشته باشد و فیلم‌سازان دست به عصا و محتاط فیلم نسازند، فیلم‌هایی خواهیم دید که لحن متفاوتی دارند.

آیا منوچهر محمدی ساخت «امکان مینا» را به شما پیشنهاد داد یا از ابتدای نگارش فیلم نامه توسط فرهاد توحیدی قرار بود شما آن را بسازید؟
منوچهر محمدی طرح و سیناپس تک صفحه‌ای داشت که با یکی دو فیلم نامه نویس و کارگردان مطرحش کردند. اما نتوانست به توافقی برای نوشتن و ساخت با آن‌ها برسد. من بعد از خواندن این طرح از آن خوشم آمد و در ادامه با منوچهر محمدی چند جلسه مشترک برگزار کردیم. در این جلسات فرهاد توحیدی هم حضور داشت. در برآیند این جلسات به این نتیجه رسیدیم که فیلم با این ساختار و مضمون ساخته شود. در این جلسات به ساختارهای دیگری هم فکر کردیم. البته پایانی که منوچهر محمدی در طرحش نوشته بود با پایان فعلی بسیار متفاوت است.

منوچهر محمدی با این تغییر در پایان بندی مخالفتی نداشت؟
نه. من و فرهاد توحیدی در تفاهم کامل بودیم و تقریبا با هم به نوشتن و کارگردانی این پروژه رسیدیم.

با فرهاد توحیدی هم تجربه موفقی در فیلم «گاهی به آسمان نگاه کن» داشتید؟
مدل «امکان مینا» و همکاری‌مان با توحیدی بسیار متفاوت بود. فرهاد توحیدی یک فیلم نامه نویس حرفه‌ای است و همکاری با او لذت بخش است و می‌داند کارگردان از او چه می‌خواهد و با توضیحات من که فیلم‌نامه به چه سمت و سویی باید برود، خیلی دقیق و درست آن را در اثرش خلق می‌کند. نسخه اولی که توحیدی از امکان مینا نوشت، تقریبا با هشتاد درصد از خواسته‌های من همخوانی داشت. در بازنویسی‌های دوم و سوم و نهایت پنجم به رضایت کامل رسیدم.

معمولا هم با فیلم نامه‌نویسان حرفه ای از قبیل توحیدی و پیمان قاسم‌خانی تجربه‌های خوبی داشتید؟
بله. تجربیاتم با حرفه‌های فیلم نامه‌نویس معمولا خوب بوده است و از این همکاری‌ها راضی هستم.

در سینمای ایران معمولا اغلب کارگردان‌ها ترجیح می‌دهند خودشان فیلم نامه نویس کارشان باشند؟
متاسفانه این طوری است. اما من معتقدم وقتی شخصی به عنوان فیلم نامه نویس وارد کار می‌شود و حرفه‌ای باشد بهتر می ‌تواند ذهنیات و خواسته‌های شما را در قالب فیلم نامه بنویسد.

آیا اگر کمال تبریزی «امکان مینا» را دهه شصت می‌ساخت با همان نگاه اصول گرایی که در آن دوران داشت، این کار را انجام می‌داد؟
فکر می‌کنم تند و تیزتر از این نسخه فعلی «امکان مینا» را می‌ساختم و اگر منصفانه قضاوت کنیم در دهه شصت فیلم سازان آزادی عمل زیادی داشتند و دهه شصت دوران طلایی سینمای ایران بود.

اما در دهه شصت شما نگاه ایدئولوژیک‌تری نسبت به سینما داشتید؟
باز هم تاکید می‌کنم که در دهه شصت «امکان مینا» را بی‌پرواتر می‌ساختم و آن موقع مجاز بودم خیلی از مسائل را در فیلمم مطرح کنم. به طور مثال مجموعه تشکیلات سازمان منافقین را خیلی ملموس‌تر و واقعی‌تر نشان می‌دادم.

خیلی راحت از روابط درون سازمانی منافقین در خانه تیمی گذشتید؟
این ویژگی در ساختار فیلم نامه وجود داشت و روی آن توافق داشتیم. زیرا زمینه اصلی ماجرا رابطه مینا و شوهرش بود. از سوی دیگر در حال حاضر با مدل بزرگ و گسترده‌ تری از منافقین به نام داعش در دنیا مواجه هستیم. مهم، نشان دادن طرز تفکر بود.

به نظرم اینکه سازمانی بوده و در دهه شصت ترور می‌کرد اهمیت زیادی ندارد. برای اینکه بتوانیم به روش کنیم، اصلا در فیلم نامی از سازمان منافقین برده نمی‌شود. ما می‌خواهیم این طرز فکر و این نوع رفتار را با عوامل تشکیلاتی نشان بدهیم.

نمایی از فیلم امکان مینا

آیا در جاهایی به سمت دادن شعار نرفتید؟
نه، به هیچ وجه چنین کاری را انجام ندادیم، زیرا آن‌ها دیگاه جهانی خودشان را دارند و برای خودشان استدلال قائل هستند. مینا هم در واقع عضو این تشکیلات است و بنابراین مینا، که یکی از قهرمان‌های فیلم «امکان مینا» است، کسی است که با استدلالی وارد این تشکیلات شده است و در مقطعی دچار تردید شده است.

یکی از چالش‌های سینمای ایران درباره ساخت فیلم‌های تاریخ معاصر نبود معماری مناسب آن دوران، نوع پوشش و تردد خودروهای مربوط به آن دوران است. در چند سکانس فیلم «امکان مینا» به نظر می‌رسد چند ماشین مدل پایین دهه شصتی خیلی مرتب در کنار هم برای فیلم برداری در خیابان چیده شده است؟
برای ایجاد چنین فضایی و پیدا کردن خانه و ماشین‌های آن دوران خیلی سختی کشیدیم و این از معضلات بزرگ سینمای ایرانی است. در سینمای ایران هیچ استودیویی و مکانی وجود ندارد که گروه فیلم سازی به آنجا مراجعه کند و بتوانید فضاهای مختلف را بازسازی کنید و ماشین‌ها و لباس‌های مورد نظرتان را تهیه کنید. در صورتی که خیلی از کشورهای دنیا که صاحب صنعت سینما هستند، فیلم‌ساز همه این امکانات را به راحتی در اختیار دارد و یک فیلم ساز فرانسوی به راحتی می‌تواند فیلمی درباره پاریس دهه سی با همان معماری، خیابان‌ها و ماشین‌ها و مدل لباس‌ها بسازد.

ما نمی توانیم برویم در تهران یا هر شهر دیگری و بتوانیم به فضای سی سال قبل برسیم و از آن استفاده کنیم. به هر حال ما تلاش کردیم تا جایی که ممکن است گاف و سوتی از این بابت در فیلم وجود نداشته باشد و تا حدی زیادی هم در این خواسته موفق شدیم و در خیلی از مشکلات به کمک جلوه های ویژه کامپیوتری مشکلاتمان را حل کردیم.

به چه دلیل شغل مهران را خبرنگار انتخاب کردید؟
تصور کردیم که بهتر است این آدم مربوط به طبقه خاص آرمان گرا و یا ایدئولوژیک نباشد. اتفاقا خبرنگاری باشد که ساز مخالف کوک می‌کند و آدمی است اهل نقل و چالش و سرش برای دردسر درد می‌کند. مقالات تند و تیز و بی‌پروا می نویسد و در ضمن شرایط را هم نقد می‌کند و آدم‌هایی که منش ایدئولوژیکی دارند با او درگیر می‌شوند.

مهران مدام به سرمدی اشاره می‌کند که او علیه من حرکت می‌کند. بنابراین شخصیتی که خلق شد خبرنگاری است که زندگی عادی‌اش را طی می‌کند و کاری هم ندارد که چپ و راست چه می‌گویند و برای خودش به یک سری از حقایق و استدلال‌ها اعتقاد دارد.

به عنوان فیلم سازی که اغلب فیلم‌هایتان پرفروش است، ارتباط مخاطبان با فیلم‌هایتان چقدر برایتان اهمیت دارد؟
یکی از دلایلی که خیلی از فیلم سازان فکر می‌کنند باید در ژانر ثابت و خاصی که دارند، ادامه دهند این است که ممکن است فیلم‌شان دیده نشود و مورد استقبال مخاطبان قرار نگیرد. فکر می‌کنم در عین حال که توجه فیلم ساز باید این باشد که بیشترین مخاطب را جذب کند، باید در نظر داشته باشد که دارد یک اثر سینمایی می‌سازد، که ممکن است نتیجه خیلی خوب داشته باشد و یا نتیجه عکس بدهد. این در ذات سینما است که فیلمی مورد استقبال قرار گیرد و در مورد فیلم دیگری این اتفاق رخ نمی‌دهد.

این نکته که در اغلب فیلم‌های موفق شما مثل «لیلی با من است» و «مارمولک» به سراغ طنز، مطایبه و شوخی با موضوعات حساسیت برانگیز و تابو مثل نشان دادن چهره روحانی و یا حضور آدمی که از رفتن به جبهه می‌ترسد رفته اید، آیا به روحیه شخصی خودتان برمی‌گردد و یا شرایط شما را به این سمت سوق داده است؟
این رویکردهایم بیشتر به مسئله فرم برمی‌گردد و به طور مثال این مسئله را در نظر می‌گیرم که در مورد جامعه روحانیت چه موضوعی در سینما قابل طرح است و یا در بحث جبهه‌ها در زمان جنگ از چه منظر جدیدی می‌توان فیلم سازی کرد و یا در یک سفر زیارتی به عتبات عالیات و حج چه نکاتی قابل طرح و نشان دادن است. بنابراین در فیلم سازی برایم فرم و موقعیت مطرح می‌شود و بعد مرحله تحقیقات میدانی و نوشتن فیلم نامه شکل جدی به خودش می‌گیرد.

براساس چه دغدغه‌هایی در برخی از کارهایتان مثل فیلم «پاداش» و سریال «ابله» به عنوان بازیگر حضور پیدا کردید؟
یک لحظاتی در ساختار فیلم پاداش وجود داشت که حضورم در آن لحظات در فیلم در حکم یک امضا بود و فقط در این فیلمم چنین تجربه‌ای داشتم و البته در سریال «ابله» نیز چنین تجربه‌ای را دوباره تکرار کرده‌ام. این حضور هم براساس پیشنهاد حبیب رضایی صورت گرفت و استدلالش این بود که به جای استفاده از بازیگر برای ایفای این نقش مقام عالی رتبه وزارت امور خارجه بهتر است خودم این نقش را بازی کنم و بعد از سبک و سنگین کردن شرایط بد ندیدم با توجه به حجم کم نقش که در دو سکانس فیلم حضور دارد و در حقیقت سکانس‌ها را به یکدیگر متصل می‌کند نقش را بازی کنم.

معمولا براساس سفارش فیلم سازی می‌کنید و یا موقعی که فیلم نامه خوبی به دستتان می‌رسد؟
ایده‌هایی در ذهنم به عنوان فیلم ساز و نویسنده نسبت به برخی از موضوعات وجود دارد که ممکن است من نوشتنش را به فیلم نامه نویسی سفارش بدهم و یا دوست نویسنده‌ای این ایده را مطرح کند و من براساسش فیلمی بسازم. در برخی از مواقع تهیه کننده‌ای پا پیش می‌گذارد و ساخت فیلمی را به من پیشنهاد می‌دهد. به هر حال من در ذهنم سوژه هایی دارم که براساسش پازلی را شکل می‌دهم. به تدریج در طول زمان برخی از قطعات این پازل را در ساخت یک فیلم مورد استفاده قرار می‌دهم. به طور مثال در مورد سوژه ساخت فیلم طعم شیرین خیال چنین اتفاقی رخ داد و محمدعلی حسین‌نژاد فیلم نامه‌ای را به من عرضه کرد.

آیا پرکاری در برخی از دوران کاریتان چالش‌هایی را به وجود نمی‌آورد؟
شرایط حرفه‌ای سینما و پیشنهادات باعث می‌شود در مقاطعی تبدیل به فیلم ساز پرکاری بشوم و این جوری نیست که من از قبل برنامه ریزی کنم که پرکار بشوم و بتوانم در یک مدت زمانی دو فیلم با فاصله نزدیک بسازم. بنابراین برخی از مواقع ایده‌های جذابی توأمان به من پیشنهاد می‌شود که باعث می‌شود فیلم‌هایی بسازم که برایم جذابیت و تازگی دارد. فکر می‌کنم تنوع موضوعات باعث می‌شود فیلم‌هایم کیفیت قابل قبولی داشته باشند و دچار تکرار نشوم. موقعی که موضوعات متفاوت باشد من با حس خوب و انرژی سر کارم می‌روم. هر ساختاری با توجه به مضمون و فیلم نامه شکل می‌گیرد. موقعی که فرم مضمون تغییر پیدا می‌کنید، طبیعی است که دو فیلم هم زمان من شبیه به هم نباشند.

در کارنامه شما انواع و اقسام ژانرها (اجتماعی، کمدی و درام و دفاع مقدسی) دیده می‌شود. آیا علاقه ندارید با ساخت فیلم‌هایی در یک ژانر خاص تبدیل به فیلم‌سازی مولف شوید؟
به نگره مولف در فیلم سازی اعتقاد دارم. منتهی چون این تمایل در حوزه فیلم سازی از ذهن یک فیلم ساز به وجود می آید، طبیعی است که رویکرد مولف در سبک کاری فیلم ساز دیده شود. خیلی از فیلم نامه‌ها برای ساخت به من پیشنهاد می شود که من قبولشان نمی‌کنم.

آیا تا به حال پیش آمده از نساختن فیلم نامه‌ای که توسط کارگردان دیگری ساخته شده احساس پشیمانی کنید؟
نه، پیش نیامده است. فیلم نامه‌های زیادی رد کرده‌ام.

معمولا در فیلم‌های شما بازی‌ها جایگاه ویژه ای دارند. در مورد این رویکردتان توضیح بدهید.
موقعیت خیلی تعیین کننده است. اینکه ساختار و نوع بازی‌های فیلم به چه نحوی باشد به فضای کار و حس و حال صحنه بستگی دارد و اینکه من کارگردان بتوانم انرژی و انگیزه بازیگرانم را در حین کار بالا نگه دارم. می‌شود یک صحنه را به هزاران شکل با استیل‌های مختلف بازی بازیگر اجرا کرد. این قدر با بازیگران در حین کار تمرین می‌کنیم تا انرژی و حس و حال مورد نظر در صحنه جاری شود. تا موقعی که به این سطح دلخواه نرسم، فیلم برداری ادامه پیدا خواهدکرد.

هفته‌نامه جهان سینما

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz