تحلیل مرحله اول انتخابات مجلس در گفت و گو با دکتر فیاض زاهد:
قدرت اثرگذاری روحانی فراتر از آرزوهای جبهه اصولگراست

رشت رویایی- هر چقدر که از هفتم اسفند ۹۴ می‌گذرد و به روزهای آغاز به کار مجلس دهم نزدیک می‌شویم، اصولگرایان بیشتر اهمیت از دست دادن اکثریت مطلق مجلس را پس از ۱۲ سال احساس می‌کنند. بسیاری از تحلیلگران سیاسی، فشارهای وارده بر حسن روحانی و سیاست‌های او را واکنش اصولگرایان به نتبجه انتخابات می‌دانند. برای بررسی پیام‌های انتخابات مجلس دهم با دکتر فیاض زاهد، فعال سیاسی گفت و گو کردیم.

فیاض زاهد

آقای دکتر زاهد، زمان زیادی تا زمان برگزاری مرحله دوم انتخابات مجلس دهم نمانده. شاید کلید حل معمای نتیجه انتخابات مرحله دوم در شناخت اتفاقی است که در انتخابات هفتم اسفند افتاد. پیام‌های انتخابات هفتم اسفند چه بود؟
فکر می‌کنم در یک جمع‌بندی کامل و کافی بتوان گفت یکی از مهم‌ترین پیامدهای هفت اسفند پاسخ منفی افکار عمومی مخصوصاً شهرهای بزرگ از جمله تهران بزرگ که نماد و سنبل کنش سیاسی در ایران است نسبت به هشت سال سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد بود. واکنش دوم به نظرم پیام حمایت مردم از برجام بود. مردم در سال ۱۳۹۲ نیز نشان دادند که خواهان ارتباط با جامعه جهانی و خروج از انزوا است. فکر می‌کنم پاسخ سوم هم این بود که جناح اصول‌گرا در چند دوره‌ای که در صحنه سیاسی که نقش‌آفرینی می‌کرد ناکارآمدی خودش به حل مشکلات و پاسخ دادن به نیازهای مردم در حوزه‌های مختلف چه حوزه‌ی اجتماعی فرهنگی چه حوزه سیاسی بین‌المللی را نشان داده بود. لذا فکر می‌کنم مجموعه این عوامل سبب شد پیام هفت اسفند در عرصه‌های سیاسی مثل سونامی خود را نشان دهد که در یک تحلیل جامعه‌شناختی می‌تواند نشانگر وضعیت نامناسبی باشد. چون معمولاً در تمام دنیا انتخابات بین یک سری اکثریت و اقلیت به صورت یک نسبت منطقی عمل می‌شود. به نظر می‌اید سابقه ندارد در تاریخ انتخابات ایران که یک جناحی این‌چنین مطلق در یک انتخابات رأی آورده باشد. این هم در جای خودش نیازمند مطالعات است.

از طرفی، بعد از انتخابات، اصول‌گراها منکر پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات می‌شدند.
یک مشکل بزرگی که تمام اصول‌گرایان دارند این نیست که آنها چه تحلیلی می‌کنند مهم این است که قمار باز وقتی صبح همه‌ی دارایی‌اش را باخته چیزی نگوید که واقعاً سکته مَی‌کند. مهم این است که امروز اردوگاه اصول‌گرایی گرفتار یک تفرق و پراکندگی اشکار است از نوع گفتمان و تعامل رهبران جدید اصول‌گرایی می‌شود بحران را حدس زِد، بحران مشروعیت و مقبولیت اصولگرایی در افکار عمومی با بحران گفتمان اثرگذاری ایدئولوژیک میان مخاطبان، با بحران کارامدی در حوزه‌های مدیریتی روبه‌رو هستند بیش از هر زمانی اختیار جریان اصول گرایی به دست افراطی‌ها افتاده و افراطی‌ها فاقد اثرگذاری عملیاتی و تئوریک هستند بیشتر سر و صدا می‌کنند، وجه ایدئولوژیک دارند، طیف‌هایی از جوانان شبه‌آرمان‌خواه نمایندگی می‌کنند که سعی می‌کنند کاریکاتوری از انقلابیون اول انقلاب را نمایش دهند. اگر جریان اصولگرایی به فکرترمیم این مشکلات نیفتد ما رقیب خوب را از دست می‌دهیم. من معتقدم که موفقیت کشور همیشه در گرویان است که جریانات مؤثر اصلاح‌طلب و محافظه‌کار با قدرت عمل کنند. دقیقاً مثل تیم‌های فوتبال پرسپولیس استقلال می‌ماند که وقتی قدرتمند هستند نتیجه‌اش به کل تیم ملی برمی‌گردد. نه حذف اصول‌گراها به نفع کشور است نه حذف اصلاح‌طلب‌ها.

اما برخی از این انکارهایی که صحبتش را می‌کنید برای این است که این اعتماد به نفس را به نیروهایی که پراکنده شدند برگردانند. الان در شهرستان‌ها که انتخابات به مرحله دوم رفته است همه کاندیداها وابستگی خودشان به جناح اصولگرا یا جناح احمدی‌نژاد را انکار می‌کنند و همه‌شان حاضرند توبه‌نامه بنویسند تا در این لیست امید مورد حمایت قرار بگیرند. البته بخشی از فشاری که الان دارند به دولت یا نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب می‌آورد برای این است که شکست‌اش در لایه‌های پایین‌تر بیش از آن‌چه تا حالا اثر گذاشته اثر نگذارند.‌

در مورد جناح اصول‌گرایی گفتید که با بحران مشروعیت محبوبیت و مقبولیت مواجه است. فکر می‌کنم اصولاً اصول‌گرایی در سال‌هایی که از انقلاب می‌گذرد هیچ‌وقت آن مقبولیت و محبوبیت کافی را نداشته. و یا اگر پیروز شده در غیاب رقیب قدرتمند بوده.
البته در انتخاباتی بوده که در واقع همه زمینه‌های لازم رقابت بوده مثل شورای دوم که جریان اصلاح‌طلب از سوی نیروهای حامی خودش مورد حمایت قرار نگرفته و اصول‌گرایان انتخابات برده‌اند من می‌خواهم بگویم فارغ از این که چقدر از ترفندهای سیاسی برای حذف رقیب استفاده کرده، یک مشکل بزرگ‌تر دارد. با کنار رفتن بزرگانی مثل آقای مهدوی کنی، قهر آقای ناطق نوری، فوت عسکراولادی‌ها، کاهش محبوبیت و نفوذ اثرگذاری جریانات سنتی مثل موتلفه؛ طیفی از راست افراطی پوپولیست به رهبری احمدی‌نژاد اصول‌گرایی که به نظر من اصلاً اصول‌گرا نیستند ماهیت محافظه‌کاری ندارند، چندان به روحانیت وفادار نیستند، خیلی اعتقادات سنتی را نمایندگی نمی‌کنند، بلکه نوعی در واقع افراط‌گرایی نزدیک به بنیادگرایی را که می‌تواند برای گروه‌های حاشیه‌ای آسیب‌دیده، حاشیه شهرها و برخی روستاها در ابتدا جذابیت داشته باشد اما الان دیگر پایگاهی ندارد. در واقع بدشانسی بزرگی که اصولگرایان آوردند این بود که هشت سال دولتی به نام اصولگرایی بر سر کار آمد که هیچ امتیازی به آنها نداده و خیلی در بازیهای خود آنها را شریک ندانست اما آنها هم چوب را خوردند هم پیاز را.

فشارهای اخیری که اخیراً به دولت روحانی تحمیل می‌شود به نظر شما همان پس‌لرزه‌های انتخابات است؟
طبیعتاً پس لرزه‌های انتخابات است و جناح‌های افراطی راضی نیستند که آقای روحانی در دور دوم به عنوان رئیس جمهور به صحنه سیاسی برگردد. تمام تلاش خود را می‌کنند که اولاً ثابت کنند برجام بی‌فایده بوده و ثانیاً دست آوردهای بزرگی نیست و ثالثاً اثر اقتصادی‌ای نداشته است و رابعاً می‌خواهد دولت را عصبانی و درگیر یک جنگ ایذایی کند تا با فقدان تمرکز لازم به جای توجه به وعده‌های اجتماعی، اقتصادی و غیره درگیر چالش‌های بی‌فایده شود که در نهایت سودش به جناح مخالف باز خواهد گشت.

به نظر شما نتیجه خواهد داد؟
قدرت اثرگذاری روحانی و اصلاح‌طلب‌ها فراتر از آرزوهای جبهه اصولگرا است.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz