آرش رحیمی

احوالات این روزهای فوتبال ما
فوتبال سیاسی یا سیاست فوتبالی؟

رشت رویایی، آرش رحیمی – امروزه دیپلماسی بیشتر از همیشه در زندگی انسان‌ها نقش دارد که شوربختانه ریشه‌های آن در فوتبال کشورمان نیز رسوخ پیدا کرده است.

فوتبال سیاسی یا سیاست فوتبالی

بی‌شک در تمام دنیا، فوتبال جایگاهی خاص و ویژه داشته و به عنوان یک فراصنعت به آن نگریسته می‌شود.

فوتبال تنها یک ورزش محبوب و بین‌المللی نیست. موضوعی است که چه بخواهیم و چه نخواهیم باید بپذیریم که در زندگی تک تک ما تأثیر بسزایی دارد.

یکی از ساحت‌های مهم حیات اجتماعی که تحت تأثیر فوتبال قرار دارد،سیاست است. البته تفاوت عمده‌ای بین این دو مقوله وجود دارد: محبوبیت عمومی

در سالیان اخیر تلاش‌های زیادی برای جدا کردن ورزش و سیاست از هم صورت پذیرفته است. اما از سویی دیگر، خیلی‌ها سعی کرده‌اند تا رقابت‌های فوتبال را به هر نحو ممکن به سیاست مرتبط کنند و به‌طور مثال پیروزی تیم ملی فوتبال یک کشور بر کشوری دیگر که از لحاظ سیاسی دشمن تلقی می‌شود را نوعی پیروزی سیاسی قلمداد می‌کنند. اما همه می‌دانند که این وصله، ناجورتر از آن است که به فوتبال بچسبد.

تمامی این موارد تنها گوشه‌ای از اهمیت فوتبال را نشان می‌دهد.

این نزدیکی سیاست و فوتبال، در کشور ما نیز بسیار زیاد دیده می‌شود. به‌طوری که بهترین رییس فدراسیون فوتبال کشور، یکی از سیاسیون مطرح می‌باشد. محسن صفایی فراهانی،‌ عضو شورای مرکزی و رییس هیات اجرایی جبهه مشارکت کشور.

یک بار حضور در جام جهانی فوتبال (۱۹۹۸ فرانسه)، در دوره قهرمانی در بازی‌های آسیایی (۱۹۹۸ و ۲۰۰۲) و تأسیس لیگ برتر فوتبال کشور از جمله افتخارات دوران ریاست صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال می‌باشد.

متاسفانه با زندیک شدن به انتخابات، نزدیکی سیاسیون فوتبال چشمگیرتر می‌شود. به‌طور نمونه، همین چند ماه قبل بود که خبر پیشنهاد چند ده میلیونی یکی از کاندیداهای انتخاب به دروازه‌بان محبوب یکی از تیم‌های پایتخت، سرتیتر خبرهای سایت‌ها و نشریات شده بود. البته مواردی از این قبیل، بسیار زیاد بوده و همه ما کم و بیش آن‌ها را شنیده و یا دیده‌ایم.

موضوع نگران‌کننده دیگر فوتبال سیاسی این است که در برخی موارد و برای عده‌ای از سیاسیون،‌ حضور در روزهای موفق و خاص فوتبال،‌ به مکانی تبدیل شده است برای بهتر و بیشتر دیده شدن!

برای اثبات این مدعا کار سختی پیش روی نخواهیم داشت. تنها کافی است فلاش بکی،چند روز گذشته بزنیم.

یک‌شنبه بیست و ششم اردی‌بهشت ماه – ورزشگاه دکتر عضدی رشت. دیدار تیم‌های فوتبال سپیدرود و بادران. دیداری که برای فوتبال گیلان حکم مرگ و زندگی را داشت.

پس از سقوط تیم‌های داماش و ملوان به لیگ‌های پایین‌تر، حالا تمام مسوولین چشم به پیروزی و صعود سپیدرود را داشتند تا بوی تعفن ناشی از آن سقوط‌ها را با این صعود حداقل برای خودشان به فراموشی بسپارناد غافل از آن‌که عاشقان واقعی فوتبال، باهوش‌تر از آن‌اند که به این سادگی، اردی‌بهشت سیاه فوتبال گیلان را از یاد ببرند.

سپیدرود پیروز شد و به لیگ یک صعود کرد. خوشحالی هواداران،‌ بازیکنان،‌ کادر فنی و مدیریتی این تیم محبوب و دوست داشتنی،‌ صحنه‌هایی لذت‌بخش و به یاد ماندنی را در ورزشگاه پیر شهر باران پدید آورده بود. تنها نکته تاریک این جشن بزرگ صعود، خوشحالی افرادی بود که شاید در مجموع بازی‌های سرخ‌پوشان رشتی و یا بهتر است بگوییم در طول بازی‌های فصل گذشته تیم‌های گیلانی به اندازه انگشتان دو دست هم به ورزشگاه نیامده بودند.

اگر از نامه‌هایی چون مسعود رهنما (به عنوان شخص اول ورزش استان که تحت فشار زیاد سقوط در تیم گیلانی قرار داشت)، باقری خطیبانی (به عنوان هوادار و یار قدیمی سپیدرود) و رضا رسولی (به عنوان حامی همیشگی ورزش) رد شویم، در خوش‌بینانه‌ترین حالت نیز نمی‌توان دلیل خوشحالی زائدالوصف تعدادی از شورانشینان و حضورشان در تمامی عکس‌ها دسته جمعی بازیکنان سپیدرود را چیزی جز همان بیشتر و بهتر دیده شدن استنباط کرد.

آیا در دوران سقوط دیگر نماینده شهرستان رشت،‌ داماش نیز این حضورهای به موقع وجود داشت؟!

حرف آخر خطاب به افرادی است که در روزهای پیروزی و جشن، سکونشین‌اند و در مواقع شکست و غم، منزل‌نشین: دوستان من! یک میز بازی با قواعد و چارچوبی مشخص جلوی رویمان است. همه هم پذیرفته‌ایم که با قواعدش بازی کنیم. حال اگر زیر میز زدید، تبعاتش را هم بپذیرید، لطفاً!

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz