گفت و گو با محمود نیکویه نویسنده و پژوهشگر گیلانی درباره تاریخ رشت و شهرداری-۲
شهرداری، میراث مشروطه برای رشت است

رشت رویایی، مهدی بازرگانی- محمود نیکویه پژوهشگر و نویسنده گیلانی با کارهای مختلفی شناخته شده است. یکی با تحقیقات ادبی‌اش درباره موضوعات پورداود و کتاب «پورداود پژوهنده روزگار نخست» و دیگری با کاری که با عنوان «گیلان در سفرنامه‌های سیاحان خارجی» انجام داده است. او علاوه بر این یک رشت شناس برجسته نیز هست. در این زمینه از او کتاب «تاریخچه‌ی بلدیه رشت از مشروطه تا ۱۳۲۰» در سال ۱۳۸۷ منتشرشده است. او در این کتاب به شرح مفصل تاریخچه بلدیه رشت در دو دهه آغازین آن می‌پردازد و می‌کوشد تا با ارائه اطلاعاتی درباره تشکیل نخستین انجمن‌های شهری، سیمایی نوین از رشت مدرن ارائه کند. نیکویه رشت را از قول سیاحان خارجی، شهر باران، شهر ستاره و دروازه اروپا معرفی می‌کند. شهری که در طی تاریخ پربار خود منشاء و مبدأ تحولات فرهنگی و اجتماعی بسیاری در سطح ملی بوده است، مشاهیر بی شماری در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، دینی و سیاسی به ایرانیان معرفی کرده و حضور تأثیرگذاری در متن جنب‌هایی چون نهضت جنگل، مشروطیت و انقلاب اسلامی ایران داشته است. بخش دوم گفت و گوی بلند ما با محمود نیکویه را در ادامه بخوانید.

محمود نیکویه

جناب نیکویه به رشت جدید می‌رسیم. آیا درست است که رشت جزو اولین شهرهایی در ایران است که صاحب بلدیه شده است؟ بلدیه به لحاظ تاریخی، میراث مشروطه برای رشت بوده است؟
ببینید نخستین قانونی که در مجلس شورای ملی تصویب شد قانون بلدیه بوده است. اولین قانونی که در مجلس شورای ملی تصویب شد قانون بلدیه بوده است. اولین انتخابات در این زمینه همزمان با تهران برگزار شد و اولین شهردار رشت هم همزمان با تهران انتخاب شده است و تهران و تبریز و رشت به فاصله یک هفته تا یک ماه، انجمن‌های بلدیه را تشکیل دادند و این انجمن‌ها هم شهردار را انتخاب کردند. با این وصف رشت از اولین شهرهایی بوده است که این مصوبه مجلس شورای ملی را اجرا کرده و دارای شهرداری و شهردار شده است. در آغاز اسمش بلدیه بوده است ولی در ۱۳۱۶ با تشکیل فرهنگستان در دوره رضاشاه اسمش تغییر یافته است.

میرزا خلیل رفیع اولین شهردار شهر رشت

جناب نیکویه روند اجرای کارهای عمرانی در رشت، بعد از تأسیس بلدیه چه تفاوتی پیدا کرد؟ نقش بلدیه در این میان چه بود؟ چون در دوره‌های قبل در عصر قاجار و صفویه هم حکمرانانی بوده‌اند که با برنامه‌های عمرانی خود تغییراتی در شهر رشت داده‌اند.
در درجه اول قوانینی باب شد که وظایف را مشخص می‌کرد. مثلاً شاید در قبل از آن به صورت مقطعی کارهایی می‌کردند. اگو می‌ساختند، سنگفرش می‌کردند و غیره. ولی بعد از تأسیس بلدیه بود که قوانین و وظایف مشخص و تفکیک شد. تنظیف محلات، جمع آوری زباله‌ها، روشنایی شهر، احداث اگو و لایه روبی و غیره جزو کارهای شهرداری بوده است. بعدها با توسعه شهر، این کارها بیشتر شد. ما از ۱۳۱۶ سال در رشت اسفالت خیابان‌ها را داریم. قبل از آن خیابان‌ها سنگفرش بوده است. اولین خیابانی که ساخته شد خیابان پهلوی سابق یا امام خمینی است که از شهرداری شروع می‌شد و تا چهارراه میکائیل و بانک ملی ادامه پیدا می‌کرد. این اولین خیابانی بود که در زمان رضا شاه ساخته شد. از ۱۳۰۶ به بعد این خیابان ساخته شد، ولی آسفالتان از ۱۳۱۶ بوده است.

جناب نیکویه ما در دوره جمهوری گیلان چه تغییراتی را در بلدیه شاهد بودیم؟
تغییر عمده این بوده که آن انجمن شهر که شهردار را انتخاب می‌کرده، حذف شدند و افراد جدیدی آمدند و شهرداری مردمی انتخاب کردند. البته در دوران تسلط کمونیست‌ها خودسری‌هایی صورت گرفته بود. من درباره آن در کتابم توضیح داده‌ام. ولی خب اقدامات زیادی هم صورت گرفت. در این دوره مریضخانه درست کردند که زیر نظر شهرداری بود. کارهای زیادی صورت گرفته بود که بر اثر جنگ‌ها و درگیری‌های داخلی این کارها کمتر نمود پیدا می‌کرد.

دومین ساختمان شهرداری رشت

خب به قسمت دو بحثمان می‌رسیم. با این مقدماتی که شما گفتید ما متوجه می‌شویم که رشت تاریخ پرفراز و نشیبی دارد. بر مبنای این تاریخ، رشت می‌تواند و یا باید برای خود برنامه توسعه فرهنگی مجزایی داشته باشد. به نظر شما چقدر از ظرفیت تاریخ و فرهنگ رشت می‌توان در طراحی توسعه فرهنگی استفاده کرد؟
ببینید سه شهر در ایران هستند که چون در مرز قرار رفته بودند به عنوان مرکز مبادلات فرهنگی مشهور شده‌اند. یکی رشت است که به دروازه اروپا معروف بوده، دیگری تبریز است و سومی بوشهر. این سه چون در مرز واقع شده بود و مسافر به آن می‌آمد، مرکزی برای اخذ فراورده‌های فرهنگی بود. گیلان و رشت از آن دوتای دیگر خیلی مهم‌تر بوده است. برای همین است که لقب دروازه اروپا برای آن انتخاب شد. بنابراین اگر هم گیلان یا رشت را واجد ویژگی تاریخی خاصی بدانیم، باید روی “فرهنگ” آن تاکید کنیم. انتشار روزنامه‌ها، رونق چاپخانه‌ها، گسترش تئاتر، کتابخانه‌ها و قرائت‌خانه‌ها، از دستاوردهای همین مبادلات فرهنگی بوده که در رشت اتفاق افتاده است.

از کارهایی است که مدتی است در قالب طرح توسعه گردشگری و فرهنگی رشت به آن فکر می‌شود مرمت بناهای مرکزی میدان شهرداری است. به نظرتان آیا مرمت بناهای شبیه به این، کاری فرهنگی محسوب می‌شود؟ با توجه به اینکه نه سبک معماری و نه طراحان آن ایرانی و گیلانی نبودند؟
از زمانی که رشت به عنوان مرکز گیلان انتخاب شده، همین میدان شهرداری مرکز رشت بوده است. در دوران قاجاریه، همین میدان، میدان نظمیه و مشق بوده است. محل فعلی اداره پست به همراه ساختمان شهربانی و دخانیات، محوطه دارالحکومه ولایتی گیلان بوده است و اهمیت زایدالوصفی داشته است. محل شهرداری هم، امامزاده آقا سید ابوجعفر بوده است که اکنون در حیاط شهرداری واقع شده است. همیشه ایام این محل به عنوان مرکزیت شهر مطرح بود. ساختمان‌هایی که در دوره رضا شاه و قبل آن ساخته شده جملگی در همین محدوده واقع شده است: هتل ساوی که الان از بین رفته است، هتل ایران، ساختمان شهرداری که در زمان سپهبد فضل‌الله زاهدی (عامل کودتای ۲۸ مرداد) ساخته شده است و ساختمان استانداری قدیم که توسط سپهبد آیرم ساخته شده است. این بناها روی هم هویت این شهر را تشکیل می‌دهد. از بدو تشکیل شهر رشت، این میدان و این ساختمان‌ها به عنوان شاخص رشت معروف بوده است.

قسمت اول گفت و گو: http://RashteRoyaiee.ir/?p=5767

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz