مهدی بازرگانی

تاملی در جامعه‌شناسی انحطاط رشت-۱
سیمای رشت ویران در آینه تاریخ

بازار قدیم رشت

رشت رویایی، مهدی بازرگانی – افتتاح دادگستری و شهرداری (بلدیه) از تحولات عمده‌ای بوده که رشت جدید را بنیان نهاده است، شهری با ترکیبی از عناصر هویتی سنتی و مدرن. مقطع زمانی وقوع این رویارویی سنت و مدرنیسم، عصر قاجار بود، زمانی که دو نیروی عمده روبروی هم می‌ایستادند. از سویی فرهنگ ایرانی با آمیزه‌ای از نقاط فراز و فرودش؛ ادبیات ایران با مثنوی و گلستانش در برابر استبداد شرقی سلاطین و ساختار اجتماعی و سیاسی تغییر ناپذیر. از سوی دیگر غرب جدید که در آن دوره موجودی غریب و ناشناخته بود و فقر ارتباطات جهانی بین ملل و دول نیز بر این موضوع دامن می‌زد. غربی با آمیزه‌ای از تضادهای گوناگون؛ هم نیرویی استثمارگر و هم از سویی دیگر پیشرفته و با شهرهای آباد.

البته این ناشناختگی غرب جدید برای ایران و ایرانی دلیلی بر ایستادن دنیا نبود، جهان تغییر می‌کرد و قدرت‌های جدید سر بر می‌آوردند. شاه عباس صفوی، برای تحقیر روس‌ها آنها را “ازبک‌های تاتارستانمی‌خواند؛ اما وضع به همین شکل باقی نماند. زمان گذشت و ما جلو آمدیم تا عباس میرزا در برابر همین ازبک‌های تاتارستان در جنگ‌های ایران و روس شکست خورد. او برای سوال “علت پیشرفت فرنگستان“، پاسخی نداشت و به معنای واقعی حیران مانده بود.

نقشه رشت - دوره صفویه

عصر صفوی برای رشت و گیلان، تحول بزرگی را در پی داشت. تحولی که نه از دورن بلکه از خارج از مرزها بر او تحمیل می‌شد. در این دوره گیلان توسط شاه عباس فتح شد و رشت پایتخت ولایت گیلان گردید. در نتیجه حکومت‌های مستقل محلی لاهیجان و فومن، سرکوب و جایگاهشان به سود رشت تضعیف شد. اگرچه پس از انحلال صفویان هم دو قطبی پیشین (بیه پیش و بیه پس) کاملاً منهدم نشد. از این به بعد رشت از چند جهت در فشار قرار داشت. یکی از جانب نیروهای محلی که انباشتی از روحیه جنگ و تخاصمِ بر جای مانده از گذشته بودند، دیگری از شمال از جانب قدرت نوظهور روسیه  و سوم از جنوب و حکومت مرکزی ایران که از این به بعد می‌بایست مالیاتِ اضافه بر سازمان گیلان به آنجا فرستاده شود.

از بعد خارجی و بین المللی، جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار، تهدیدِ روس‌های تازه‌نفس را که درصدد تثبیت خود در سطح منطقه‌ای بودند بیشتر می‌کرد. پیش از این و در دوره پتر کبیر همزمان با جنبش اروپایی شدن، گیلان به مدت ۱۲ سال توسط روس‌ها تصرف شده بود. جنگ‌های بین ایران و روسیه تزاری در زمان پادشاهی فتح‌علی‌شاه رخ داد و در نتیجه آن با وجود اراده مرکز به مقاومت، بخش‌های وسیعی از ایران شمالی به قلمرو امپراتوری روسیه ملحق شد.

نقشه رشت - دوره قاجار

از بعد داخلی نابسامانی‌های انتقال حکومت در فاصله بین صفویه و قاجار نیز روابط گیلان با مرکز حاکمیت سیاسی ایران را سخت‌تر می‌کرد. سقوط اصفهان به‌دست محمود افغان باعث شده بود رشت از ترسِ دشمنی تازه نفس در جنوب، به دیوی دیگر در شمال یعنی پتر کبیر رو کند. وضع اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی ایران و گیلان در این دوره به غایت آشفته و فلاکت بار بود. آن‌طور که در منابع آمده “طی دوره نادرشاه، فرمانروایان گیلان خراج اختصاص یافته به ولایت را به فرمانداران کل یا خزانه مرکزی می‌فرستادند… مالیات گیری] در این دوره  [منجر به دو شورش عمده شد، که یکی از تالش در ۱۷۴۴ م. شروع شد که دو سال طول کشید، و دیگری از گسکر شروع شد و تا ۱۷۴۷ م. زمانی که نادر کشته شد ادامه یافت.”۱

در سطح محلی نیز رشت که به دلیل پاره‌ای تحولات ملی و منطقه‌ای،‌ جایگاه ویژه‌ای در گیلان یافته بود؛ از سوی قدرت‌های محلی دیرینه‌تر (شرق و غرب گیلان) تهدید می‌شد و جنگ‌هایی بر سر این جایگاه ویژه در مرکزیت گیلان رخ داد. حال تهدید از چهارسو رشت را در فشار قرار داده بود. حضور نیروهای محلی و جنگ‌هایی که ماهیت انتقامجویی در خود داشت، نظم داخلی گیلان را دچار آشفتگی می‌کرد. سوءاستفاده روسیه از این تزلزل قدرت و ورود تجار خارجی، رشت را سوژه غارت، حاشیه‌ای شدن و وابستگی کرد. وضع سیاسی نابسامانِ مرکزیت سیاسی نیز این شهر را در برابر هر تجاوزی تنها و بی پناه رها می‌کرد. مرکز نه تنها حامی، بلکه خود تهدید بود. واقعیت این بود که شهر رشت هم از سوی شاه عباس، هم آقا محمد خان و هم کریم خان زند غارت و به آتش کشیده شد و از سوی نیروی خارجی و محلی هم همینطور. رشت در این دوره در مواجهه با  این امواج سهمگینِ تجاوز و چپاول، به معنای واقعی شرایطی بحرانی را سپری می‌کرد.

از سوی دیگر حوادث طبیعی نیز در کمین بود. طاعونی که در سال‌های ۱۲۱۰ ه.ش. و ۱۲۵۸ ه.ش. به سراغ منطقه آمد، نصف جمعیت گیلان را تلف کرد. وبای سال‌های ۱۲۷۶ و ۱۲۸۲ ه. ش. نیز تعداد زیادی از اهالی را به کام مرگ فرو برد. رشت بارها بین سال‌های ۱۰۸۷ تا ۱۲۲۲ ه. ش. زمین‌لرزه و آتش‌سوزی را پشت سر گذراند. بادهای گرم سقفِ خانه‌های چوبی و گالی پوش را بشدت تهدید می‌کرد و اولین جرقه فاجعه‌ای می‌آفرید. آتش‌سوزی‌هایی که از این خانه به آن خانه سرایت  می‌کرد و یا بازار را به‌کلی می‌سوزاند.

با نگاهی به نوشته‌های تاریخی، دورنمای وضعیت اجتماعی رشت و گیلان در این دوره، بسیار تیره و تار است. البته برای رسیدن به این تصویر باید از ناسیونالیسم کوری که توان دیدن فلاکت را ندارد عبور کرد. این تصویر سرزمینی بسیار حاصلخیز (خاستگاه ابریشم و کنف و سایر محصولات) و ارزشمند را به ما می‌نماید که مدام بین قدرت‌های مختلف محلی، ملی و منطقه‌ای دست به دست می‌شود و از جنبه‌های مختلف (اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) و نیروهای گوناگون، مورد تهاجم و سلطه و بهره‌کشی واقع می‌شود. با آتش جنگ می‌سوزد و به ناامنی می‌سازد. گماشتگان حکومت مرکزی نیز در این منطقه، نه تنها اقدامی برای آبادانی این خطه انجام نمی‌دادند، بلکه به تعبیر ابراهیم فخرایی، خود امکان هر گونه رشد و پیشرفت را از مردم سلب می‌کردند.

در چنین بستر تاریخی و جغرافیایی‌ای، امکان هر گونه تحول مثبت درونزا بسیار بعید به نظر می‌رسد. چه از جنبه‌های مختلف تمام روزنه‌های دگرگونی بسته شده بود. از سویی امنیت، ثبات و آرامشی نبود که بر بستر آن توسعه آرام و تحول تدریجی ممکن گردد. از سوی دیگر به لحاظ جغرافیایی نیز رشت و گیلان در نقطه‌ای قرار داشت که او را در برابر تعرضات خارجی آسیب پذیر می‌کرد. فقدان صلح، امنیت و ثبات در گیلان، ایران و منطقه، در دوره‌ای که جهان سرمایه داری پایه‌های رشد صنعتی و علمی را مهیا می‌کرد، شکاف بزرگی از عقب‌ماندگی را ایجاد کرد که در دوره‌های بعد نه تنها بهبود نیافت بلکه عمیق و عمیق‌تر نیز گردید.
۱– منبع: Rezazadeh Langaroudi, Reza. “GĪLĀN vi. History in the ۱۸th century”. In Encyclopædia Iranica. ۲۰۱۲.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz