سکوت قاتل در دادگاه درباره قتل

دستگیری

رشت رویایی- مردی که زنی جوان را به دلیل برملا شدن رابطه عاشقانه‌اش به قتل رسانده است، برای بار دوم پای میز محاکمه رفت. این مرد جوان که آرش نام دارد، پنج سال قبل به اتهام قتل زنی به نام سارا که از اقوام دورش بود، بازداشت شد.

پلیس با ردیابی تلفن همراه مقتول توانست آرش را شناسایی و بازداشت کند. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت با زنی به نام ژاله رابطه داشت و سارا هم این موضوع را می‌دانست و به همین دلیل او را تهدید می‌کرد.

بعد از اینکه متهم به قتل اعتراف کرد و تحقیقات تکمیل شد، با صدور کیفرخواست علیه او، پرونده برای رسیدگی به شعبه ١١٣وقت دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. متهم وقتی پای میز محاکمه رفت، اتهام را قبول کرد و گفت حاضر نیست درباره آنچه اتفاق افتاده، توضیح دهد.

این در حالی بود که اولیای‌دم برای او درخواست قصاص کرده بودند. اصرار قضات برای اینکه متهم جزئیاتی از قتل را بگوید، به جایی نرسید. او فقط اتهام را قبول کرد تا اینکه وکیل مدافع او در جایگاه حاضر شد و توضیحاتی را ارائه داد. او گفت: آن‌طور که موکلم در دادسرا توضیح داده است، او با زنی به نام ژاله رابطه داشت.

سارا یک روز این دو را با هم در خیابان می‌بیند اما تا ماه‌ها دراین‌باره با کسی صحبت نمی‌کند تا اینکه روز حادثه سارا با آرش تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد به خانه‌اش برود. وقتی آرش در خانه او حاضر می‌شود سارا از او می‌خواهد تا با جوانی به نام داوود که با سارا دوست بود، صحبت کند. وکیل متهم ادامه داد: هرچند آرش از رابطه سارا با مرد دیگری خبر داشت، اما این موضوع را به شوهر سارا نگفته بود و آنها بر سر این موضوع توافق کرده بودند.

وقتی سارا از آرش می‌خواهد تا با آن مرد صحبت کند، آرش مقاومت می‌کند. سارا تهدید می‌کند اگر این کار را نکند موضوع رابطه‌اش با زن دیگر را برملا می‌کند و همین موضوع هم علت درگیری این دو می‌شود. آن‌طور که موکلم به من توضیح داد، او سارا را به عقب هل می‌دهد، سارا به زمین می‌خورد و سرش به گوشت‌کوب برخورد می‌کند و از حال می‌رود و بعد هم آرش او را با روسری خفه می‌کند؛ از سوی دیگر متهم اقدام به آتش‌زدن اتاق مقتول می‌کند و شیر گاز را هم باز می‌کند تا گاز، خانه را منفجر کند.

البته آن‌طور که موکلم توضیح داده، فرزند سه‌ساله مقتول هم در خانه بود و زمان قتل شام می‌خورد. به خاطر آتش‌سوزی‌ای که به پا شد، همسایه‌ها بلافاصله آتش‌نشانی را خبر کردند و پسربچه سه‌ساله را نجات دادند. موکل من از کرده خود به‌شدت پشیمان است و به همین دلیل هم نتوانست آنچه را که اتفاق افتاده است، توضیح دهد. او با شوهر مقتول نیز رابطه دوستانه‌ای داشت و با هم کار می‌کردند.

درنهایت متهم به قصاص محکوم شد. رأی صادره از سوی دیوان عالی کشور به دلیل نقصی که در پرونده بود، تأیید نشد. روز گذشته متهم یک‌بار دیگر پای میز محاکمه رفت و بازهم از بیان جزئیات سر باز زد و گفت نمی‌خواهد دراین‌باره با کسی صحبت کند و اتهام را قبول دارد.

با پایان جلسه رسیدگی، هیأت قضات وارد شور شدند.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz