گفت و گو با محمود نیکویه نویسنده و پژوهشگر گیلانی درباره تاریخ رشت و شهرداری-۳
ساختمان‌های آلمانی و روسی رشت

رشت رویایی، مهدی بازرگانی- محمود نیکویه نویسنده گیلانی با کتابش درباره تاریخ بلدیه رشت شناخته شده است. او در حاشیه گفت و گوی ما از حضور روس‌ها در رشت در سال‌های اشغال ایران در ۱۳۲۰ می‌گوید. زمانی که ساخنمان شهرداری را اشغال کردند و آنجا به مقر روس‌ها تبدیل شد. روس‌ها از طریق اتاق شهردار، دری به کتابخانه ملی باز کردند تا آنجا را هم تصرف کنند. نیکویه در کتابش به شرح مفصل تاریخچه بلدیه رشت در دو دهه آغازین آن می‌پردازد و می‌کوشد تا با ارائه اطلاعاتی درباره تشکیل نخستین انجمن‌های شهری، چهره‌ای نوین از رشت ارائه کند. در قسمت سوم و پایانی این گفت و گو درباره ساختمان‌هایی که در میدان شهرداری واقع شده و تاریخ پرماجرای آنها سر صحبت را باز کردیم. نیکویه در پایان این گفت و گو راه‌هایی برای توسعه فرهنگیِ پیاده راهِ شهرداری مطرح می‌کند.

محمود نیکویه

آیا درست است که اگر ساختمان‌های میدان شهرداری را از بالا نگاه کنید نشان صلیب شکسته آلمان نازی را می‌بینیم؟
این نظر درباره دبیرستان شاهپور رشت صادق است. دبیرستان شاهپور را چون آلمانی‌ها در زمان آلمان هیتلری ساخته‌اند، پی ساختمان به صورت صلیب شکسته است. درباره ساختمان‌های میدان شهرداری این موضوع صادق نیست و چنین حرفی را هر که زده باشد سندیت ندارد. در واقع دبیرستان شاهپور در زمان رضا شاه ساخته شده است و ساختمان‌های میدان شهرداری را بیشتر مهندسان روسی ساخته‌اند. در آن زمان ما با آلمان‌ها رابطه آن‌چنان قوی بدین شکل نداشتیم. ساختمان کتابخانه ملی رشت، ساختمان شهرداری، ساختمان استانداری سابق، ساختمان پست و تلگراف و هتل ساووی میراث معماری روسی است. هتل ساووی در قبل از انقلاب تخلیه و تخریب شد که حالا هم اگر نگاه کنید آثاری از آن در اول خیابان امام خمینی مشاهده می‌شود.

دبیرستان شاهپور چه سالی تأسیس شد؟
دبیرستان شاهپور در سال ۱۳۱۴ و در دوره رضا شاه ساخته شد.

جناب نیکویه به نظر شما که نویسنده و فعال حوزه فرهنگ هستید، بازتعریف هویت رشت به چه شکل باید انجام شود؟ اگر بخش اعظمی از هویت را در بناهای شهری متجلی بدانیم، آیا ساختمان‌هایی که معماران روسی و آلمانی طراحیشان کرده‌اند می‌تواند معرف هویت ما باشد؟
چرا نباشد! به نظر من اینها هم جزو میراث فرهنگی گیلان است. البته ما در گیلان به خاطر شرایط جوی به غیر از قلعه رودخان فومن بنای معظم تاریخی دیگری نداریم. این نکته را سفرنامه نویسان هم یادآوری کرده‌اند که به خاطر شدت بارندگی و رشد گیاهان در لابلای دیوارها ما بنای با قدمت بسیار قدیمی در گیلان نداریم. گیلان مثل شهرهای مرکزی ایران نیست که در آن بناها قابلیت مانایی زیاد داشته باشند. اینجا باران و طبیعت جنگلی بناها را سریعاً تخریب می‌کند.

علاوه بر این باید گفت رسیدگی نمی‌شده است و دولتها خود را موظف به حفاظت از این بناها نمی‌دیدند. ما در همین سال‌های اخیر از بین رفتن چند بنای قدیمی را در رشت خودمان شاهد بودیم. مثلاً پشت همین شهربانی ساختمانی بوده است که آخرین استفاده از آن به عنوان زندان زنان بوده است. بعداً آمدند این را خراب کردند و پارکینگ درست کردند. یادم هست وقتی این ساختمان تخریب شد من مقاله‌ای نوشتم و در روزنامه گیلان امروز منتشرش کردم. آنجا ضمن تأسف متذکر شدم که در محله آفخرا ساختمان قدیمی است که متعلق به دکتر باور (وزیر بهداری میرزا کوچک خان) بوده است. من پیشنهاد کردم بیایید این ساختمان را به موزه جنگل تبدیل کنید. بعد از دو ماه دیدم این را هم یک بساز و بفروش خرید و بنا کوبیده شد. در نتیجه این پیشنهاد هم بی نتیجه ماند و امروز از آن بنا اثری نیست. متاسفانه از سوی متصدیان امور هم به این مسائل رسیدگی نمی‌شود. ما خودمان تیشه بر می‌داریم و بر تنه درخت گذشته خود می‌زنیم.

از نگاه من آنچه گذشته گیلان را یاد آور می‌شود همین ساختمان‌ها هستند که باید محافظت، تعمیر و نگهداری شود. در کشورهای پیشرفته هیچ وقت نمی‌بینیم که خانه‌ای را خراب کنند. خانه را تعمیر می‌کنند، ولی در اینجا متاسفانه بناهای تاریخی ما با اراده اشخاص به سمت نابودی می‌رود.

شما در کتابتان درباره وضع بناهای حکومتی در دوره قاجار می‌نویسید که غارت بیت‌المال و بی‌کفایتی والیان و حاکمان گماشته شده از طرف دربار قاجار در گیلان به حدی رسیده بود که آنان در تعمیر و مرمت دارالحکومه یعنی مقر حکومتی‌شان کوتاهی می‌کردند. به نظرتان برای حفظ این بناها چه اقدام بنیادینی می‌توان انجام داد؟
ببینید این علاقه باید از دوره کودکی و آموزش‌های ابتدایی به ما داده شود که در نگهداری میراث گذشتگان کوشا باشیم. متاسفانه این نوع مسائل کمتر مورد توجه واقع می‌شود. راهی جز توجه دادن بیشتر به مسائل فرهنگی و هویتی نداریم.

حال که تغییراتی در میدان مرکزی شهر رشت انجام شده که ماندگار است و سیمای رشت را تغیر داده، شما چه پیشنهادی برای فرهنگی‌تر شدن پیاده راه دارید؟
شما اگر توجه کرده باشید در آغاز اقدام برای تأسیس پیاده راه در رشت، پرده‌هایی از مشاهیر در محوطه این طرح در میدان شهرداری زده بودند که نام و عکس و توضیحی درباره مشاهیر رشت روی آن نقش بسته بود. آن اقدام خیلی خوبی بود که می‌باید به شکل‌های دیگر ادامه یابد. یا به شکل نصب تندیس‌ها یا نمادهای دیگر می‌شود کارهایی انجام داد. به هر حال رشت به غیر از این نمادها چیز دیگری ندارد. اگر تندیس اکبر رادی و محمد معین و ابراهیم پورداود در میدان مرکزی رشت نباشد، پس چه چیزی می‌خواهد معرف فرهنگ رشت گردد. ما به غیر از این مجموعه از چهره‌های فرهنگی و علمی چه جیزی را داریم، همین‌ها هستند که نام رشت را بلندآوازه کردند. پروفسور رضا بوده است که حالا در بهترین دانشگاه‌های آمریکا و کانادا مشغول تدریس است و نام رشت را بالا برده است. دانشمندان دیگری هم هستند که افتخار گیلان و رشتی‌ها هستند. باید روی اینها برای برندسازی فرهنگی رشت کار شود.

خلاصه کلام من این است که ما هم نگاه فرهنگی داریم و هم ضد فرهنگی. اگر نگاه ضد فرهنگی بر مجموعه شهرداری حاکم باشد میراث فرهنگی ما از بین می‌رود. ولی در نقطه مقابل هم اگر کسانی باشند که فرهنگ را بشناسند و با آن بیگانه نباشند، واقعاً امکان اینکه کارهای بزرگی انجام شود وجود دارد.

قسمت اول گفت و گو: http://RashteRoyaiee.ir/?p=5767

قسمت دوم گفت و گو: http://RashteRoyaiee.ir/?p=5792

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz