روزبه نعمت‌اللهی: ما عاشق شغلمان نیستیم!

رشت رویایی- طراحی صحنه و لباس از جمله عوامل مهم در جذاب شدن یک اجرای زنده است که تا حدود زیادی در موسیقی ایران نادیده گرفته شده. اما در این میان هنرمندانی هم هستند که تلاش‌هایی در این زمینه انجام داده‌اند روزبه نعمت‌اللهی، خواننده مطرح موسیقی پاپ یکی از آنهاست. این خواننده کمابیش به صحنه، لباس و تصویر هنری خود اهمیت داده است. او به نسبت چهره‌های مطرح موسیقی پاپ، کم کنسرت برگزار می‌کند و در حد خود تلاش می‌کند تا هر بار به شکل متفاوتی روی صحنه برود. او همیشه سعی کرده پیش از رفتن روی صحنه از امکانات تبلیغاتی به خوبی استفاده کند.

نعمت‌اللهی در بازاریابی برای برند موسیقایی خودش موفق بوده و تلاش او برای رسیدن به یک امضای هنری در بستر موسیقی پاپ قابل‌قبول است. نکته قابل تأمل این است که این خواننده وظیفه تهیه‌کنندگی اجراهایش را خود بر عهده می‌گیرد تا بتواند ایده‌های مورد نظرش در زمینه طراحی کنسرت را پیاده کند.

او همواره ایده‌هایی برای طرحی پرفورمنس و صحنه دارد. اما مشکل اینجاست که شاید برخی از ایده‌های او ارتباط چندانی با محتوای موسیقایی‌اش نداشته باشد. مثلاً یک بار در بزرگی را بر روی استیج قرار داد. یک بار هم سعی کرد ماکت اتومبیلی را روی صحنه بازسازی کند، اما ما به ازای این استایل از طراحی هنوز در موسیقی او نمود ندارد. با این همه می‌توان او را به عنوان یکی از معدود هنرمندانی که به مساله استیج توجه کرده است نادیده گرفت. به همین خاطر در این مطلب به سراغ او رفتیم تا چالش‌های پیش روی یک خواننده مطرح پاپ در مورد طراحی لباس و صحنه را بررسی کنیم.

روزبه نعمت‌اللهی

با توجه به اینکه شما سال‌هاست با یک تیپ خاص که ریش بلند یکی از نشانه‌های آن است در کنسرت‌هایتان حضار می‌شوید، آیا در مورد این تیپ با گریمورها مشورت کرده‌اید یا انتخاب خودتان این بوده که در طول سال‌های اخیر از این چهره استفاده کنید؟
راستش هیچ‌کدام. چرخ روزگار مرا به این سمت کشانده است. نه به آن فکر کرده‌ام نه کسی بوده که بخواهد این خط را به من بدهد. درواقع این مسیری بوده که طی کرده‌ام و به نوعی شخصی و با توجه به روحیات خودم چنین چیزی را انتخاب کرده‌ام. قالب شکاندن‌ها و داستان‌هایی که روزگار برای هر آدمی دارد باعث شده چهره من تغییر کند. هیچ‌چیزی برای رسیدن به این مساله دخیل نبوده. ممکن است در آینده اتفاقی بیفتد که ریش‌هایم را بزنم.

وقتی یک مخاطب آلبوم شما را می‌شنوند و بعد به کنسرتتان می‌آید باید آماده چه چیزی باشد که در آلبوم با آن مواجه نشده است؟ بالاخره آلبوم که در بازار بوده و اگر فقط بنا به شنیدن قطعات باشد می‌شود اصلاً به کنسرت هم نیامد.
حداقل چیزی که مخاطب می‌خواهد ببیند و بشنود این است که دست‌کم آنچه در آلبوم شنیده برایش تکرار شود و حتی کار بهتری را شاهد باشد. درواقع حداقل چیز کمتر و ضعیف‌تری در قیاس با محتوای آلبوم به او ارائه نشود و این در حالی است که متاسفانه خیلی از کنسرت‌ها در ایران ضعیف‌تر از آلبوم هستند. این موضوع دلایل متعددی هم دارد. یکی اینکه هزینه روی صحنه بردن ارکستر بزرگ زیاد است و اگر بنا باشد آرتیست به یک ارکستر بزرگ فکر کند و بخواهد آن را روی صحنه ببرد، امکان دارد مشکلات اقتصادی مانع بشود.

از سوی دیگر باید قطعات آلبوم به صورت آکوستیک در کنسرت اجرا شود، تازه آن هم اگر خود آلبوم آکوستیک ضبط شده باشد! این امر هم خیلی کم پیش می‌آید که قطعات آلبوم‌ها به صورت آکوستیک ضبط شوند. صداها هم البته خیلی طبیعی و آکوستیک نیست. خواننده‌های خیلی خوبی در حال کارکردن هستند، اما صحنه، صحنه گرداندن، اجرای صحنه‌ای و حتی ارکستری که برای اجرای صحنه‌ای انتخاب می‌شوند بحث‌های مختلفی را نیاز دراند تا مخاطب از هزینه‌ای که برای دیدن یک کنسرت می‌پردازد یا زمانی که برای رفتن به آن صرف می‌کند راضی باشد.

در همه جای دنیا به این مسائل اهمیت داده می‌شود. در ایران اما در مورد آنها سهل‌انگاری می‌شود. واقعیت این است که این موضوع آنگونه که باید مورد توجه قرار گرفته است. تکرار هم البته زیاد است. یعنی همه ما سالیان سال است که داریم گذشته خودمان را تکرار می‌کنیم و علت اینکه موسیقی، به خصوص موسیقی پاپ دارد ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود این است که هیچ کدام مان دنبال این نیستیم که فعالیت بیشتری داشته باشیم و دنبال یادگرفتن برویم. همه ما در فکر پیدا کردن صحنه یا سالن بزرگ و پر کردن آن برای چند شب هستیم و فکر می‌کنیم که نیازی نیست در کارمان تغییر ایجاد کنیم.

روزبه نعمت‌اللهی

با توجه به اینکه موسیقی پاپ (به معنای موسیقی‌ای که مردم با آن ارتباط بیشتری برقرار می‌کنند) داخل ایران را با کارهای خارجی مقایسه کردید، به نظرتان در بحث بصری ماجرا، نظیر طراحی صحنه، لباس، گریم، نور و… چه تفاوت‌هایی میان کنسرت‌هایی که در داخل کشور به روی صحنه می‌رود با کارهای خارجی وجود دارد؟
برخی از خواننده‌ها تلاش می‌کنند این کارها را در ایران انجام دهند. خود من هم سعی کرده‌ام طراحی صحنه و لباس را در اولویت بگذارم. اما ماجرا این است که دست ما هم خیلی بسته است. یعنی امکاناتی که در سالن‌ها وجود دارد. فضایی که در اختیارمان است، هماهنگی و همکاری‌ها خیلی مهم است. تراکم شدید کنسرت‌ها هم معضلی است. مثلاً همین کنسرت اخیر من روز شنبه بود، در حالی که جمعه و یکشنبه هم سالن پر بود. بنابراین من مجبور بودم روز شنبه را برای برگزاری کنسرت انتخاب کنم. البته که برای من فرقی نمی‌کند چه روزی از هفته اجرا داشته باشم. مهم این است که سالن از چه زمانی در اختیار من است تا بشود روی طراحی و… کار کرد.

در سراسر دنیا وقتی کنسرتی برگزار می‌شود یک تیم حرفه‌ای چندین روز برنامه‌ریزی و طراحی می‌کنند و اگر قرار است ماکتی ساخته شود یا دکوری زده شود زمان لازم برای این کار رادارند. برای صدا هم خیلی وقت صرف می‌کنند. اما در ایران در یک روز دو اجرا هست. در این شرایط چقدر می‌شود روی صدا به عنوان ابتدایی‌ترین نیاز برای برگزاری کنسرت زمان گذاشت؟ تا چه رسد به مباحث دیگر، از سوی دیگر ما چطور می‌توانیم دو اجرای سنگین را با این وقت کم داشته باشیم و انتظارمان هم کیفیتی در حد قابل قبول باشد؟!

در شرایط کنونی، متاسفانه مجبوریم کنسرت‌ها را به همین شکلی که شاهدش هستیم پیش ببریم. چون انتخاب دیگری وجود ندارد. امروز اگر بنا باشد به راه دیگری برویم برگزاری کنسرت دیگر صرفه اقتصادی نخواهد داشت.

عوامل محدودکننده بیرونی را که کنار بگذاریم، خود گروه‌ها و هنرمندان موسیقی که مورد توجه و محبت مردم هم هستند تا چه حد در این مسائل نقش دارند؟
من متاسفانه در خیلی از بندها می‌بینم نوازندگان و خواننده گروه حتی به لباس خودشان هم توجه نمی‌کنند. مهم‌ترین کار این است که حداقل نظم روی صحنه وجود داشته باشد. حالا طراحی صحنه که بحث دیگری است که به نظر بسیاری از افراد کاری اضافه بر سازمان است و خیلی به عنوان یک کار اصلی به آن نگاه نمی‌شود.

مهم‌ترین کاری که انجام می‌دهند این است که پشت سرشان تصاویری در آل ای دی پخش می‌کنند و نهایتان ده نوازنده هم در ارکستر حضور دارند و هر کس هر لباسی که فکر می‌کند قشنگ است را می‌پوشد. نوازنده‌ها در طول هفته با هفت گروه کار می‌کنند. در حالی که فضای کاری این خواننده‌ها با هم متفاوت است. در مجموع عرق و عشق نسبت به شغلی که داریم خیلی کم شده است. قرار نیست ما فقط برویم روی صحنه پول دربیاوریم. ما باید همه چیز را در نظر بگیریم.

پوشش، استیج، دکور و اجرای درست و اهمیت دادن به مخاطب و البته صدای خوب، همه و همه یک کنسرت خوب را به وجود می‌آورند. مهم این است که هرکدام از ما به کاری که انجام می‌دهیم اهمیت بدهیم. به دست آوردن چیزی اگر آسان باشد آدم خیلی به آن اهمیت نمی‌دهد. اگر به سختی به جایی برسی و یکی‌یکی پله‌ها را بالا آمده باش سعی می‌کنی به همه قدم‌هایت فکر کنی و شان مخاطب را هم رعایت کنی.

روزبه نعمت‌اللهی

خود شما برای طراحی صحنه، گریم، نور و لباس چه می‌کنید؟ برای این موارد در کنسرت‌هایتان برنامه ریزی می‌کنید؟
من در کنسرت‌هایی که تاکنون داشته‌ام طرحی‌های مختلفی را مدنظر قرار داده‌ام و سعی کرده‌ام با توجه به تمام محدودیت‌هایی که به آنها اشاره کردم تا حدودی به آنچه که منظور نظرم بوده دست پیدا کنم. برای کنسرت آخرم البته طراحی ساده‌ای را مدنظر قرار دادم. با در نظر گرفتن میزان هماهنگی و… تا حدودی به چیزی که می‌خواستم دست پیدا کردم. من همیشه سعی می‌کنم در اجراهای مختلف با در نظر گرفتن روز و ساعت اجرا و البته رپرتواری که قصد ارائه‌اش را دارم طراحی منحصر به فردی انجام بدهم.

در پیاده کردن طرحی که در ذهن دارید از چه کسانی کمک می‌گیرید؟
افراد مختلفی در کنسرت‌های گوناگون در کنارم بوده‌اند و تیم‌های مختلفی طراحی صحنه را انجام داده‌اند. ولی با توجه به نگاه و توجهی که خودم به این مساله داشته‌ام، در بسیاری از موارد ایده‌هایی که داده‌ام سنگ بنای طرح نهایی و نقطه پایانی را گذاشته است.

در بحث طرحی صحنه کدام کنسرت یا کنسرت‌ها در داخل یا خارج از ایران بوده که وجه بصری آن مورد توجهتان قرار گرفته باشد؟
گروه‌های مختلف خارجی که کنسرت‌های بزرگ برگزار می‌کنند همواره مورد توجه همگان هستند. حتی در فستیوال‌ها، جشنواره‌ها یا برنامه‌های جشنواره‌ای هم نمونه این اجراها در ذهنم زیاد است. آنها زمان زیادی برای این کار می‌گذارند و به دلیل شکل تولید و ارائه حرفه‌ای و چرخه اقتصادی قدرتمند، اغلب اجراهای در خور توجهی از منظر طراحی صحنه و لباس برگزار می‌کنند. به عنوان مثال طراحی صحنه پینک فلوید بسیار عالی بود که البته من فیلم آن کنسرت را دیدم؛ دقت، توجه و هماهنگی میان موسیقی ارائه شده، نوع لباس اعضای گروه و نورپردازی ارائه شده بسیار چشم نواز بود و جلب توجه می‌کرد. بیننده واقعاً از این همه هماهنگی لذت می‌برد و طبیعتاً مخاطبان این گره که سال‌هاست طرفدارشان هستند از رفتن به چنین کنسرتی خاطره خوشی در ذهن خواهند داشت.

در برنامه اسکار دو سال پیش هم که هنرمندان عرصه موسیقی به اجرای برنامه پرداختند نوع طراحی صحنه خیلی خوب بود و هم‌نشینی مناسبی هم با آن مراسم داشت. در عرض چهل دقیقه یا نهایتاً یک ساعت در این مراسم چهار بار دکور به طور کلی تغییر کرد که هر تغییر دقیقاً همخوان با قطعه در حال اجرا بود. طبیعی است که در این شرایط مخاطب به کنسرت روی بیاورد، چون وجوه بصری خیلی مورد توجه قرار می‌گیرد.

ساده‌ترین حالت این است که موسیقی در کنار تصویر تاثیرگذاری بسیار بیشتری دارد. همیشه هم این مساله وجود داشته است. از وقتی هم که موسیقی مادر سینما شد تاثیرش خیلی بیشتر شد و بالعکس. به نظرم همکاری موسیقی و سینما در نهایت هم به موسیقی کمک کرد، هم سینما، اما زیبایی بصری موسیقی تا حدود زیادی مدیون مدیوم تصویر است.

روزبه نعمت‌اللهی

به نظر شما آیا در کنسرت‌های برگزارشده در داخل کشور وجه مالی ماجرا هم تاثیرگذار است؟ بالاخره با در نظرگرفتن مخارج خود کنسرت و مسائلی که شما در بخش‌های ابتدایی گفت و گو به آنها پرداختید. شاید برخی از کنسرت گذارها بخواهند به نام صرفه‌جویی مالی، در مورد وجود تصویری ماجرا کمک کاری کنند. توجه و سرمایه‌گذاری روی این بعد از اجرا نیاز به دوراندیشی و نگاه هنرمندانه دارد.
در حال حاضر وضع کنسرت بی نهایت به هم ریخته است. یک شب اجرا در تنها سالن شهر بین شصت تا هشتاد میلیون تومان هزینه دارد. علاوه بر این اگر شما بخواهید روی صحنه حداقل دکوری هم داشته باشید باز هم به این مبلغ اضافه می‌شود. هزینه‌های مختلف، دستمزد نوازنده‌ها و هزینه ارکستر به علاوه هزینه اطلاع رسانی باعث می‌شود که برگزاری کنسرت خیلی به صرفه نباشد. از سوی دیگر تکرار، سطح پایین صدا و… باعث شده سالن‌ها پر نشوند.

مردم چند بار می‌توانند به اجراهایی که دوست دارند بروند و در این اجراها بناست چه چیز متفاوتی ببینند؟ یعنی خواننده‌ها هر ماه، دو یا سه شب اجرا دارند. البته درست است که مخاطب دارند اما خب باید به ماندگاری خودشان هم فکر کنند. امکان دارد بخش مالی و تهیه‌کنندگی به این فکر نکند که فلان آرتیست بناست ماندگار شود، بلکه صرفاً با فکر کردن به منافع کوتاه‌مدت فقط این موضوع را در نظر بگیرند که او در حال حاضر مخاطب دارد.

با توضیحاتی که دادم حتی نمی‌شود گفت طراحی صحنه در درجه چندم اهمیت قرار دارد. طراحی مسائلی چون صحنه، نور، لباس و… با توجه به شرایطی که به آنها اشاره کردم، اصلاً مورد توجه نیست، که حالا بخواهیم بگوییم در چه درجه‌ای از اهمیت قرار دارد.

به عنوان سؤال پایانی در میان خوانندگان پاپ داخل کشور غیر از خودتان چه کسانی را دیده‌اید که طراحی صحنه برایشان اهمیت داشته باشد؟ از سوی دیگر کار کدام‌یک از آنها مورد توجه خودتان قرار گرفته است؟
در میان بچه‌هایی که به کنسرتشان رفته‌ام بعضی از خواننده‌ها مثل رضا یزدانی، کنسرت‌هایشان را طراحی می‌کنند. دورادور مطلعم فرزاد فرزین هم این کار را انجام می‌دهد. البته یکی دو نفر دیگر هم این کار را می‌کنند. در مورد بخش دوم سؤال تان هم باید بگویم خیلی کار خلاقانه‌ای اتفاق نیفتاده است. همین که طراحی صحنه در این کنسرت‌ها وجود دارد باید خدا را شکر کرد، اما طراحی صحنه چندان خاص و خلاقانه‌ای ندیده‌ام.

تبار

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz