گفت و گو با دکتر علی‌اکبر قاضی‌زاده، پژوهشگر رسانه درباره نقش رسانه‌ها در فرایند توسعه
رسانه‌ها فرعی بر اصلی به نام توسعه همه جانبه و همگانی هستند

رشت رویایی، محمد غلامیپور- فرایند توسعه، هزارتوی پیچیده و پدیده‌ای وابسته به ملزومات بسیار به شمار می‌رود؛ اما بدون شک یکی از ابزارهای مهم و عوامل تأثیرگذار در فرایند توسعه، رسانه است. رسانه‌های توسعه یافته می‌توانند در سرعت بخشیدن به روند توسعه و ایجاد زمینه و بستر لازم برای ایجاد توسعه در جامعه نقشی حیاتی ایفا کنند. علی‌اکبر قاضی‌زاده پژوهشگر حوزه رسانه و ارتباطات و روزنامه‌نگار باسابقه کشور به نقش مهم و اثرگذار رسانه‌ها در توسعه جامعه تاکید می‌کند و معتقد است که آگاهیبخشی رسانه می‌تواند عاملی در جهت توسعه همه جانبه باشد. اما در جامعه ما، به خصوص در گیلان، گاهاً رسانه‌ها خود عاملی بازدارنده در برابر توسعه بدل می‌شوند. آسیب‌شناسی رسانه‌ها و نقش آنها در این فرایند و چگونگی تأثیرگذاری آنها بر جامعه مواردی است که در این گفت گو با دکتر علی‌اکبر قاضی‌زاده، پژوهشگر رسانه و ارتباطات و استاد روزنامه‌نگاری مطرح کردیم که در ادامه می‌خوانید.

علی‌اکبر قاضی‌زاده

رسانه‌ها یکی از ابزارهای تأثیرگذار و عاملی مهم در فرایند توسعه بشمار می‌روند. اما این ابزار در جامعه ما به خصوص جوامع محلی مثل گیلان، که سابقه‌ی غنی در تاریخ جراید دارند، خود به عاملی بازدارنده در فراینده توسعه تبدیل می‌شوند. ارزیابی شما از این مسئله چیست؟
اولاً توسعه، توسعه‌مند شدن و پیشرفت یک جامعه نیاز به قدرت و تشکیلاتی بالاتر از رسانه‌ها نیاز دارد. در واقع رسانه‌ها می‌توانند روند توسعه، آزادی و مدنیت جامعه را تشدید کنند اما تردید وجود دارد که خود عامل ایجاد توسعه باشند. نقش رسانه‌ها کمک کننده است نه ایجاد کننده. نکته دوم این است که رسانه وقتی می‌تواند تأثیرگذار باشد که مجموعه عناصر یک جامعه در خدمت توسعه باشد. به عبارت دیگر رسانه به تنهایی نمی‌تواند چنین باری را به دوش بگیرد و نمی‌شود چنین توقعی را از رسانه‌های یک جامعه انتظار داشت. حال وقتی صحبت از استان‌ها می‌شود، با توجه به اینکه استان‌ها بنا به قانون کشور ما، اختیارات محدودی نسبت به مرکز دارند، نمی انتظار داشت که در گیلان و استان‌های دیگر، رسانه بیایند و به عامل توسعه تبدیل شوند.

بحثی که در خصوص نقش رسانه‌ها در فرایند توسعه مطرح می‌شود، گسترش مردم‌سالاری است. هر چند باید اذعان داشت که برخلاف شعارهایی که در این خصوص داده می‌شود، میزان مردم‌سالاری در جامعه ما پایین است. به نظر شما، جامعه ما به بلوغ فکری مورد نظر دست پیدا کرده تا بتواند به سمت مردم‌سالاری پیش برود؟
سؤال شما دو جنبه دارد؛ جنبه اول این است که آیا ما استحقاق مردم‌سالاری داریم؟ یعنی جامعه ایران با توجه به تاریخ غنی، توانایی‌ها و نیروهای انسانی‌ای که دارد، استحقاق مردم‌سالاری را دارد؟ جواب بدون هیچ تردیدی مثبت است. جامعه ما کاملاً از ظرفیت و توانایی لازم برخوردار است. البته این استحقاق در مقایسه با کشورهای هم‌جوار و هم‌سطح است، نه در مقایسه با کشورهای سوئد و فرانسه و امریکا و کشورهایی که سال‌ها در این مسیر تجربه دارند. اما بنده هر چه بررسی می‌کنم، می که جامعه ما در مقایسه با کشورهای هم‌طراز، هم ظرفیتش را دارد هم استحقاقش را. اما اگر بخواهیم از جنبه دیگر یعنی آمادگی جامعه ما برای مردم‌سالاری صحبت کنیم یا ادعا کنیم که به مردم‌سالاری دست یافته‌ایم، یقیناً جواب مثبت نیست.

جامعه تا به عقلانیت نرسد، نمی از رسانه‌ها انتظار داشت که در روند توسعه نقش تأثیرگذاری داشته باشند. با توجه به عدم وجود عقلانیت در جامعه ما؛ نقش رسانه‌ها را در فرایند توسعه چطور ارزیابی می‌کنید؟
در ابتدا باید سؤال شما را کمی روشن کنم. سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که کدام رسانه؟ کدام رسانه باید اثرگذار باشد؟ وقتی رسانه‌ای چشم به کمک یک موسسه خصوصی یا سوبسید و یارانه دولتی داشته باشد، نمی مستقل عمل کند. وقتی رسانه‌ها مستقل نباشند، نمی‌توانند در جهت فرایند توسعه گام بردارند. نقش رسانه‌ها در توسعه یک کشور آگاهی بخشی به مردم است و وقتی که این نقش درست محقق بشود توسعه همه جانبه محقق خواهد شد بنابراین توسعه و رسانه یک رابطه بسیار نزدیک با یکدیگر دارند؛ اما این مسئله در وهله اول نیازمند استقلال رسانه‌ها است و در وهله دوم تسلط حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه به کارشان. در صورتی رسانه‌ها در روند توسعه ما تأثیرگذار خواهند بود، که بتوانیم همچون کشورهای هم‌طراز، رسانه قائل به خود و مستقل داشته باشیم. حال شما در نظر بگیرید که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که جمعیت آن در حدود ۸۰ میلیون نفر است. از این جمعیت ۸۰ میلیون نفری، چند درصد توانایی خرید کتاب، روزنامه، مجله و غیره را دارند؟ اگر بخواهیم یک آمار تقریبی ارائه دهیم، باید بگوییم که در حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر. اما شما ببینید که تیراژ مطبوعات ما چقدر است؟ خب مشخص است که چنین تیراژ لاغر و ضعیفی هرگز نمی‌تواند اثرگذاری داشته باشد. وقتی در یک کشور ۸۰ میلیونی، رسانه با تیراژ ۱۰ هزار و ۵ هزار و حتی گاهی هزار نسخه چاپ می‌شود، چطور می‌توان انتظار داشت که چنین رسانه‌ای در روند توسعه تأثیر بگذارد؟ البته نکته‌ای در اینجا لازم به ذکر است؛ در همین دهه‌های اخیر، برخی از رسانه‌های مکتوب ما، امتحان بسیار درخشانی در زمینه اثرگذاری به جا گذاشتند. اما اگر بخواهیم توسعه واقعی و همه جانبه و بدون آمار سازی داشته باشیم باید پایدارتر و مستمرتر تلاش کنیم.

علی‌اکبر قاضی‌زاده

به نکته‌ی مهمی در خصوص استقلال رسانه‌ها اشاره کردید. با توجه به اینکه استقلال در رسانه‌های ما کمتر دیده می‌شود، آیا امکان اینکه رسانه‌های وابسته بتوانند خود به توسعه برسند و در فرایند توسعه اثرگذار باشند، وجود دارد؟
امکانش وجود ندارد. توسعه مجموعه‌ای از عوامل به هم پیوسته و یک فرایند همه جانبه است. توسعه نمی‌تواند جزیره‌ای عمل کند و عوامل جدا از هم داشته باشد. شما نمی‌توانید اقتصاد توسعه‌یافته داشته باشید، اما فرهنگ نداشته باشید. نمی فرهنگ توسعه یافته داشته باشید اما مثلاً احزاب نداشته باشید. این‌ها هر یک عامل‌های به هم پیوسته و یک روند محسوب می‌شوند. در طول تاریخ، ذره‌ذره و گام به گام برای یک جامعه شکل می‌گیرد. این توسعه طی یک روند مشخص، قوام پیدا کرده و رشد می‌کند. نمی انتظار داشت که بدون رسانه‌های مستقل و توسعه مدار، توسعه همه جانبه اتفاق بیافتد. ما نمونه‌ای در دنیا نداریم که این اتفاق بدون رسانه‌های مستقل در آن افتاده باشد. رسانه فرعی بر اصلی به نام توسعه همه جانبه و همگانی هستند و سرنوشتی جدا از هم ندارند.

بحثی که در این خصوص مطرح می‌شود، این است که؛ رسانه باید نسبت به شرایط حاکم بر جامعه و اقتضائات فرهنگی و اجتماعی عامل تغییر باشند. اما وقتی بحث جذب مخاطب پیش می‌آید، بسیاری از رسانه‌ها به جای اینکه مخاطب هدف را بالا بکشند، سعی می‌کنند خودشان را تا سطح معمول جامعه پایین بکشند تا در جذب مخاطب موفق باشند. فکر نمی‌کنید همین عامل، سد محکمی در فرایند توسعه است؟
نخیر. به نظر من این عامل به تنهایی نمی‌تواند تأثیرگذار باشد. به عقیده شخصی من، یک رسانه وقتی می‌تواند ادعای توفیق و رونق داشته باشد که به فروش برسد و در دسترس مردم قرار بگیرد. ما نمی‌توانیم ادعا کنیم که رسانه‌ای فرهیخته و فرهنگی مآب داشته باشیم اما کسی آن را نخرد. به عقیده من، رسانه حتی با مطالب به ظاهر سطح پایین هم می‌توانند فرهنگ جامعه را بالا ببرند. حداقل از لحاظ سواد بصری و سواد مکتوب می‌توانند تأثیرگذاری داشته باشند. ما جامعه‌ای داریم که به یک باره بدون اینکه پیشینه خود را اعم از فرهنگ مکتوب محکم کرده باشد، وارد عصر مدرنیته شد. در واقع سرعت تغییرات عصر حاضر ما را وارد فضای مجازی کرد و در این فضا بسیار دشوار است که توسعه رسانه‌ای داشته باشیم و به دنبال آن انتظار داشته باشیم فرهنگ جامعه توسعه یابد.

به عقیده شما در این فضا، رسانه‌ها چگونه می‌توانند به فرآیند توسعه کمک کنند؟
همان‌طور که بارها عرض کردم، راه میان‌بر، قابل دسترس و درستش این است که ما روزنامه‌نگاران، شعور رسانه خود را ارتقاء دهیم. ما روزنامه‌نگاران، شعور حرفه‌ای خود را بالا ببریم و این دانش را به درستی بشناسیم. متاسفم که اکثریت روزنامه‌نگاران ما فکر می‌کنند که روزنامه‌نگاری امری سلیقه‌ای محسوب می‌شود. فراموش کردند که این حرفه را تا مقطع دکترا و فوق دکترا در دانشگاه تدریس می‌کنند. وقتی که برای این حرفه، بورس در مقطع دکترا وجود دارد، دیگر نمی‌شود گفت سلیقه من نسبت به روزنامه‌نگاری این‌گونه است و با سلیقه شما تفاوت دارد. بنابراین اگر بخواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که رسانه‌ها ابتدا بر جامعه و در ادامه در فرایند توسعه جامعه اثرگذارند، باید حرفه‌ای گری را بیاموزیم، طرز حرف زدن با مخاطب را یاد بگیریم، هنر تأثیرگذاری بر مخاطب را یاد بگیریم. هنر افزایش تیراژ را کسب کنیم. باز هم تاکید می‌کنم، این توصیه‌ها به شرط آن است که رسانه‌های مستقل داشته باشیم. رسانه که اقتصادشان را خودشان به‌دست می‌آورند، خودشان هزینه می‌کنند و درآمد ایجاد می‌کنند و به هیچ جایی اتکا ندارند. وقتی شما به یک موسسه دولتی یا خصوصی از لحاظ مالی و حمایتی وابسته باشید، ناچاراً باید در راستای اهداف آن موسسه فعالیت کنید. از همین لحظه است که دیگر از دایره استقلال بیرون رانده شدید و به بولتن این حامی مالی تبدیل خواهید شد.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz