مجتبا پورمحسن

چند «اگر» مهم درباره شورای شهر رشت
دو جریان توسعه و ضدتوسعه

مجتبا پورمحسن – خشم می‌تواند روی دیگر بی‌تفاوتی باشد وقتی چشم‌بسته خشم بورزیم، به جبران روزهایی که چشم‌بسته بی‌تفاوت بودیم. دو انتخابات گذشته نشان داد که خشم اگر معقول نباشد اگر برآمده از تعقل نباشد، نتیجه‌ای چندان متفاوت از نتیجه بی‌تفاوتی ندارد. در مقابل اگر خشم ریشه در عقلانیت داشته باشد، می‌تواند منجر به نتیجه خوب (در اینجا توسعه) شود.

گزارش تصویری جلسه فوق‌العاده شورای شهر رشت - 19 اسفند 1394

اگرچه رفتارهای ضدتوسعه در پارلمان شهری باید خشم معقول ما را که توسعه رشت آرزویمان است به همراه داشته باشد و اگرچه به عنوان یک شهروند موظفیم در مقابل رفتارهای ضدتوسعه بی‌تفاوت نباشیم، اما خشم نباید چشم‌مان را به روی واقعیت ببندد.

اگر امروز نگران توسعه شهرمان هستیم، اگر امروز رفتار ضدتوسعه رییس شورای شهرمان ما را عصبانی می‌کند به این دلیل است که نسیم توسعه در شهرمان وزیدن گرفته و آثار توسعه را در کالبد رشت می‌توانیم ببینیم. وگرنه این‌همه سال که شهر به دست مدیران عافیت‌طلب در حال در جا زدن بود، چرا رفتارهای بدتر از این را تاب می‌آوردیم؟

اگر بپذیریم که این جریان شکل گرفته، باید قبول کنیم که توسعه شهری بدون خواست و همکاری و همراهی نمایندگان مردم در پارلمان شهری امکان‌پذیر نبوده و نیست و نمی‌توان تمام دستاوردهای یک سال گذشته را به پای مدیران شهری نوشت. بی‌تردید اعضایی در شورا بخش زیادی از توان‌شان را صرف جلوگیری از گذاشتن چوب به دست همکارانشان در چرخ توسعه شهر کرده‌اند.

اگر نتوانیم بین خشم خود از رفتارهای ضدتوسعه و گرایش‌های سیاسی، قومی و جناحی تفاوت قائل شویم، در واقع در زمین صاحبان رفتارهای ضدتوسعه رفتار کرده‌ایم. بله، انتقادات زیادی به عملکرد شورای چهارم وارد است، خیلی هم وارد است! اما با خشم و احساس نمی‌توان به توسعه کمک کرد.

جدای از شش عضو شورا که در یک سال گذشته همراهی و همکاری با جریان توسعه را انتخاب کرده‌اند، دیگرانی هستند که شاید مخالف بسیاری از رفتارهای توسعه‌طلبان باشند، اما قرار دادن آن‌ها در کنار آن دسته از اعضای شورا که رفتار ضدتوسعه دارند و مثلاً استدلال‌شان درباره بی‌هزینه بودن سفر کاری مهم شهردار به ایتالیا این است که «هر رفتی آمدی دارد»‌(!) خلاف انصاف است و با عقلانیت جریان توسعه‌گرا در تضاد. برای مثال اگرچه من به عنوان یک شهروند در بسیاری از موارد نظراتی متفاوت از آقای کارگرنیا دارم اما نمی‌توانم شیوه رفتار او را با رفتار رییس محترم شورا یک‌کاسه کنم. من که نباید اختلاف نظر را به قضاوت درباره ریشه رفتارهای اعضای شورا اختلاط کنم. و حتا فرهاد شوقی که زمان رای دادن به شهردار رشت –راست و دروغش به گردن راوی- گفته بود شوکران را نوشیده (یعنی نوشیدن شوکران را به رای دادن به یک گزینه ضدتوسعه ترجیح داده).

کوتاه سخن این‌که در همین شورای فعلی با همه انتقاداتی که به آن داریم هفت هشت چهره هستند که واقعاً همراه و همکار توسعه در رشت هستند و حساب آنان را باید از کسانی که اساساً منافع عمومی را نادیده می‌گیرند و به خاطر منافع شخصی و جناحی می‌کوشند در روند توسعه رشت اختلال ایجاد کنند، جدا کرد. این اعضا ممکن است نظراتی متفاوتی داشته باشند و حتا گاهی از نظر سیاسی نیز گرایش‌های متفاوتی داشته باشند، اما به طور نسبی منافع شهر و شهروندان رشت را در اولویت قرار داده‌اند، حتا اگر بعضی اوقات نظرات‌شان اشتباه باشد.

درست است که گذشته، چراغ راه آینده است و حتماً باید این اصل را مدنظر قرار دهیم اما از حالا حدود یک سال تا انتخابات شورای پنجم زمان مانده است. می‌توانیم عملکرد ۱۵ عضو شورا را در همین یک سال آینده رصد کنیم و با توجه به آن‌چه در شهر اتفاق می‌افتد سال آینده با قضاوتی درست درباره نمایندگان‌مان در پنجمین دوره شورای شهر رشت تصمیم بگیریم، حتا اگر با خشم، با خشمی که ریشه در عقلانیت دارد و قصدش کمک به جریان توسعه و مقابله با رفتارهای ضدتوسعه باشد. تا آن موقع بهتر است از رفتارهای ضدتوسعه خشمگین شویم، اول اعتراض کنیم، دوم اعتراض کنیم و سوم هم اعتراض کنیم. اما همه را به یک چوب نرانیم. کارگران توسعه در این شهر مشغول کارند. آهسته برانیم تا خدای نکرده عاملان توسعه را قربانی نکنیم. آن‌چه رشت نیاز دارد، توسعه است، توسعه مبتنی بر عقلانیت.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz