گفت و گو با ماهان رک خواننده آهنگ «سیروس»
دوست دارم شاهد اتحاد رشت و انزلی باشم

ماهان رک

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- کمتر از یک سال پیش آهنگی به نام «سیروس» در فضای مجازی منتشر شد که کمتر کسی نام خواننده‌اش را شنیده بود. خیلی‌ها نام «ماهان رک» را اولین بار به‌واسطه آهنگ «سیروس» شنیدند. آهنگی در مورد اسطوره فوتبال گیلان، سیروس قایقران، که حاوی نکات ریز و درشتی در مورد شخصیت و زندگی قایقران و فضای حاکم بر فوتبال ایران بود. آهنگ سیروس خیلی زود توانست راهش را در بین مخاطب باز کند و نام ماهان را با اولین کارش مطرح کند. اما این روزها که بحث فوتبال در گیلان داغ است و سقوط ملوان و داماش و صعود سپیدرود همراه با حواشی زیادی بوده است به سراغ «ماهان رک» رفتیم تا به بهانه آهنگ‌هایش با ملوان و اسطوره فراموش‌نشدنی‌اش کمی خاطره بازی کنیم. ماهان ابراهیمی ۲۵ ساله، اهل کولیور انزلی یعنی زادگاه سیروس قایقران است. او کمتر از دو سال است که کار موسیقی را به طور حرفه‌ای آغاز کرده و تا کنون ۴ تک آهنگ منتشر کرده است. با ماهان رک هم‌صحبت شدیم تا در مورد چگونگی ساخت آهنگ «سیروس»، بازخوردهایی که داشت، سقوط ملوان و اختلاف بین تماشاگران رشتی و انزلی‌چی صحبت کنیم که در ادامه می‌خوانید.

موسیقی را از چه زمانی آغاز کردید؟
در حدود یک سال و نیم است که مشغول یادگیری موسیقی هستم. پیش از این با موسیقی آشنایی نداشتم و هیچ سازی را بلد نبودم و صرفاً به عنوان یک مخاطب جدی موسیقی را دنبال می‌کردم.

چطور شد سراغ موسیقی رفتید؟
یک روز عصبی بودم و درگیر یک سری مشکلات مالی در زندگی‌ام بود که از روی اعصاب خردی نشستم و یک تکست نوشتم. بعد دیدم کار بدی نیست، تصمیم گرفتم آن را اجرا کنم.

یعنی اولین کاری که نوشتید «سیروس» بود؟
نه اولین کار یک شعر اجتماعی بود. بعد از آن بود که شعر سیروس را نوشتم و بعد از سیروس هم یک کار اجتماعی دیگر نوشتم. هر سه کار را به پویا نشان دادم و نظر او بود که سیروس را برای اجرا انتخاب کنم. پویا عقیده داشت «سیروس» نسبت به آن دو، کار بهتری است و می‌گیرد. کار را اجرا کردیم و اتفاقاً خیلی زود گرفت.

به موسیقی علاقه داشتید و از بچگی تصمیم داشتید خواننده بشوید؟
نه اصلاً. خواننده شدن من کاملاً اتفاقی و یک تصمیم ناگهانی بود. هرگز چنین تصوری نداشتم. من قبلاً فوتبالیست بودم و در تیم امید ملوان توپ می‌زدم و در مقطع بزرگسال هم در تیم ره پویان بازی می‌کردم. به فوتبال علاقه داشتم اما بر اثر مصدومیت و به خاطر اینکه سه بار رباط پاره کردم، زندگی‌ام از مسیر فوتبال فاصله گرفت.

به جز فوتبال و موسیقی، حرفه‌تان چیست؟
در حال حاضر گلخانه دارم. قبلاً کارگری می‌کردم اما چهار ماه است مکانی را اجرا کرده‌ام و گل و گیاه پرورش می‌دهم.

در مورد شیوه کارتان توضیح بدهید؛ اینکه انفرادی کار می‌کنید یا گروه دارید؟
ابتدا به صورت انفرادی کارم را شروع کردم اما اخیراً با یکی از دوستان به نام «سعید» همکاری دارم که قسمت‌های پاپ کار را می‌خواند.

تکست و آهنگ را خودتان انجام می‌دهید؟
تکست را خودم می‌نویسم اما آهنگ را نه. آهنگ سیروس را پویا فرامرزی زد و من خواندم. بعد از سیروس یک تک آهنگ دیگر را هم به طور مشترک با هم کار کردیم. اما هم اکنون با سجاد همکاری می‌کنم و این دو آهنگ آخر را سجاد زحمت آهنگ را کشید.

می‌دانستید رپ مشکل دارد و مجوز نمی‌گیرد؟
بله، می‌دانستم اما آگاهانه این سبک را انتخاب کردم. رپ سبکی است که می‌توانید صریح حرف‌هایتان را بزنید و درد و دل جامعه را منعکس کنید. من می‌خواستم نماینده و زبان گویای جامعه باشم تا از دل مردم حرف بزنم و رپ بستر مناسبی برای این کار بود.

در این مدت مشکلی برایت پیش نیامد؟
نه، مشکل خاصی نبود. فقط در کار «تاسیانی» یک سطر داشتم که اشاراتی به نماینده شهر داشت. به همین خاطر یک سری از دوستان ایشان واکنش نشان دادند. اما به هر حال طی این مدت در انزلی شناخته شده‌ام و دوستان زیادی پیدا کرده‌ام.

تا حالا اجرای زنده داشتید؟
اجرای زنده چند بار به من پیشنهاد شد اما قبول نکردم. برخی از این اجراها توی رستوران بود که به درد من نمی‌خورد. اولاً سبک رپ به درد اجرا در رستوران نمی‌خورد، دوماً به عقیده من خواننده اگر در رستوران اجرا کند خراب می‌شود.

این چهار آهنگ را در انزلی ضبط کردید؟
بله، کار «سیروس» را همراه با پویا در استودیوی انزلی ضبط کردیم و دو کار آخر را با سجاد در خمام.

برای ضبط «سیروس» اسپانسر داشتید؟
برای ضبط کار نه، اما برای ساخت کلیپ اسپانسر داشتم. متأسفانه کیفیت کلیپ «سیروس» پایین بود و فرمت صوتی آن با اقبال بیشتری مواجه شد تا کلیپ.

با وجود اینکه می‌دانستی سبک رپ مجوز نمی‌گیرد بهتر نبود آهنگ «سیروس» را با سبک دیگری اجرا می‌کردید؟
من رپ را به این دلیل دوست دارم که قابلیت اعتراض در این قالب وجود دارد. پاپ این قابلیت را ندارد که شما در آن راحت حرف بزنید و مفاهیم زیاد و خرده روایت‌های مختلفی را وارد تکست کنید. به نظر من هنر باید بازگوکننده شرایط و اوضاع جامعه باشد و اثری که در آن درد و دل‌های جامعه شنیده نشود ارزش ندارد. پاپ به هر حال مخاطب خاص خود را دارد اما نمی‌تواند تأثیری که یک کار رپ به جا می‌گذارد را داشته باشد.

«سیروس» در انزلی گرفت؟
بله. استقبال از آهنگ سیروس خیلی خوب بود و خیلی زود در انزلی پخش شد. خیلی از انزلی چی های مقیم خارج این کار را به اشتراک گذاشتند. حتی به دیگر شهرهای گیلان هم رسید و به قول معروف در گیلان داغ شد.

خانواده سیروس خان چطور؟
بله. پیش از اینکه این کار را ضبط کنم نزد پدر آقا سیروس رفتم و از ایشان رخصت گرفتم. ایشان هم از این ایده استقبال کرد و گفت: بعد این همه سال هنوز یک خیابان در این شهر به اسم سیروس قایقران نزده‌اند، همین که یک جوان مثل تو که درآمد ندارد تصمیم گرفته یک آهنگ در موردش بخواند بسیار ارزشمند است.

عکس‌العملش بعد از اینکه این آهنگ را شنید چطور بود؟
اولین بار توی قهوه خانه بود که یک سری از دوستان این آهنگ را با موبایل برایشان پخش کردند. ظاهراً در میانه آهنگ گریه‌اش می‌گیرد و می‌رود. تا اینکه پس از گذشت پنج روز او را در خیابان دیدم، مرا در آغوش کشید و بوسید و از من تشکر کرد. همین توجه پدر آقا سیروس برای من کلی ارزش داشت.

واکنش باشگاه ملوان چه بود؟
فکر می‌کنم در این مورد حرف نزنیم بهتر باشد.

خب به هر حال سیروس قایقران اسطوره این باشگاه است و انتظار می‌رود باشگاه از این کار حمایت کند.
فقط سایت ملوان کلاب آهنگ «سیروس» را بازنشر کرد؛ فقط به این دلیل که مدیر سایت یکی از دوستان من است. به جز این از سوی باشگاه هیچ اتفاقی نیفتاد.

این آهنگ توانست جای خود را بین تماشاگران و هواداران ملوان باز کند؟
البته این آهنگ را در ورزشگاه به خاطر متلکی که به کفاشیان انداختم پخش نمی‌کردند. خود هواداران هم به نظرم این آهنگ را دوست داشتند و از کامنت ها و بازخوردهایی که دریافت می‌شد می‌توانستم بفهمم این آهنگ توانسته جایش را در بین هواداران ملوان باز کند اما اینطور نبود که به صورت دست جمعی توی ورزشگاه بخوانند.

آهنگ اخیر شما «تاسیانی» نام دارد. داستان این آهنگ چیست؟
در حدود چهار، پنج ماه پیش بود که مرزهای اروپا را برای آوارگان سوری باز کردند. پناهندگان زیادی از سوریه و عراق به سمت اروپا سرازیر شدند. خیلی از ایرانی‌ها هم این موقعیت را مغتنم شمردند تا به اروپا بروند. در انزلی هم تعداد افرادی که مهاجرت کردند بسیار زیاد بود؛ زیرا در این شهر نه کار هست، نه درآمد هست نه موقعیت پیشرفت وجود دارد…خیلی از بچه‌های قاضیان و کولیور را می‌شناختم که طی این مدت دست به مهاجرت زدند. جرقه تاسیانی از همین جا زده شد اما چون هزینه ضبط و انتشار آهنگ را نداشتم دست کشیدم و چند ماهی ولش کردم تا اینکه پسر خاله‌ام که از بچگی با هم بزرگ شده بودیم هم رفت؛ من هم تصمیم گرفتم این کار را آماده کنم. خوشبختانه استقبال از تاسیانی خیلی بهتر از کارهای قبل بود.

ماهان رک

شما چطور؟ برای رفتن وسوسه نشدید؟
چرا شدم. اتفاقاً تصمیم داشتم بروم اما من تازه ازدواج کردم و به خاطر همسرم تصمیم گرفتم بمانم و همین جا تلاش کنم.

یعنی قصد داشتید بروید خارج و خواننده بشوید؟
بله اما همسرم مخالف بود. از سوی دیگر فکر کردم اگر قرار است بروم بهتر است با دست پر بروم. همین جا بمانم و تلاش کنم و تجربه کسب کنم و بتوانم خودم را ثابت کنم. البته اگر بدانم امکان فعالیت من در اینجا وجود دارد هرگز نخواهم رفت.

فرایند پیدا کردن اسپانسر چطور بود؟
شخصی به من گفت حاضر است هزینه‌های ساخت کلیپ را بر عهده بگیرد به شرط اینکه اسمی از او آورده نشود. ایشان فقط به خاطر علاقه به آقا سیروس اسپانسر شد.

هزینه ساخت کلیپ چقدر شد؟
نزدیک به دو میلیون تمام شد.

از همان ابتدا تصور می‌کردی کار اولت با چنین استقبالی مواجه شود؟
نه هرگز. من همین‌طور عشقی کار «سیروس» را خواندم. می‌خواستم خودم را امتحان کنم و ببینم اصلاً از پسش بر می‌آیم. به هر حال خواندم و معروف شد

برای نوشتن شعرش چقدر وقت صرف کردید؟
برای تکست در حدود ده الی دوازده روز وقت گذاشتم. اما ضبط آن یک هفته طول کشید. یک روز بدون آهنگ فقط وکال گرفتیم. یک روز هم آهنگ را روی کار زدیم. و چند روز بعد کار نهایی را همراه با آهنگ ضبط کردیم.

برای ضبط بقیه آهنگ‌ها هم اسپانسر داشتید؟
نه، البته اسپانسر برای ضبط «سیروس» نبود برای ساخت کلیپش بود. اما برای ضبط آهنگ آخر دوستانم زحمت کشیدند و هزینه کردند. در واقع هرکس هرچقدر وسعش می‌رسید گذاشت و پول ضبط و پخش آن جور شد. یکی از دوستان که وضع مالیش بهتر بود ۵۰۰ هزار تومان گذاشت و ۲۰۰ تومان باقی بچه محل‌ها نفری ۴۰-۵۰ تومان گذاشتند. ما اینطوری کار می‌کنیم. حتی ناچاریم کارگری کنیم تا بلکه بتوانیم ادامه دهیم.

یعنی تا کنون درآمدی از موسیقی نداشتید؟
ببینید درآمد داشتن از موسیقی غیرممکن نیست اما نیازمند یک سری پیش نیازها است. خیلی از رپرها هستند که آثار خود را از طریق سایت برای فروش می‌گذارند. اما این فرهنگ هنوز در کشور ما جا نیفتاده و قانون کپی رایت رعایت نمی‌شود. بنابراین کسی که در ابتدای راه است و به شهرت نرسیده نمی‌تواند دست به چنین اقداماتی بزند وگرنه نگاه مخاطب نسبت به او تغییر می‌کند.

وقتی کار سیروس پخش شد، خود بازیکنان ملوان سراغت نیامدند یا واکنشی نشان ندادند؟
نه. از سمت بازیکنان ملوان هیچ بازخوردی نداشت. اما تنها چهره مطرحی که به من و این آهنگ محبت داشت، مجتبی محرمی بود که در صفحه اینستاگرامش آهنگ سیروس را منتشر کرد و بدین وسیله حمایت خود را نشان داد.

بازیکنان قدیمی ملوان و هم دوره‌های خود سیروس چطور؟
چطور بگوییم، کاری که شما ارائه می‌دهید حتی اگر از کیفیت بالایی برخوردار باشد اما حرفی نباشد که باب میلشان باشد یا از آنها تعریف نکند بدون شک مورد حمایت قرار نمی‌گیرد. به هر حال مخاطبان من در آهنگ سیروس مشخص بودند: «یک گله مگس دور شیرینی که دکش کردن تا بندرعباس»…به خاطر همین مشخص است که باشگاه ملوان هرگز از من حمایت نخواهد کرد.

در همایش سیروس قایقران از شما دعوت نشد؟
نه اتفاقاً یکی از دوستان در سایت هواداران ملوان، به مدیران باشگاه گفت: برای این همایش از خیلی‌ها دعوت شده که شاید هیچ ارتباطی با سیروس و این همایش نداشته باشد اما چرا جوانی که برای سیروس آهنگ خوانده و کلی در گیلان سر و صدا کرده است را دعوت نمی‌کنید؟ آنها هم گفتند به خاطر اینکه در کارهایش به آقای کفاشیان و نماینده مردم انزلی متلک پرانده است.

به نظر می‌رسد در کارتان کمی نا امید باشید؟
بله. تا زمانیکه پول نداشته باشید همین است. برای اینکه یک خواننده توانایی خود را اثبات کند باید برای آهنگ‌هایش کلیپ بسازد تا پخش شود. خودتان خوب می دانید در این عصر، موسیقی به تنهایی نمی‌تواند تأثیرگذار باشد و تصویر نقش مهمی در معرفی و تأثیرگذاری یک اثر هنری در جامعه دارد. ساخت و پخش کلیپ هم نیاز به پول دارد. اگر از آهنگ‌های من کلیپ ساخته نشود، در حد همین انزلی و نهایتاً استان باقی می‌ماند و نمی‌تواند راهش را در بین مخاطبان خاص خود باز کند.

همانطور که اشاره داشتید، در این مدت توانستید به جز جامعه گیلک زبان، طرفداران دیگری هم از شهرهای مختلف جذب کنید. با توجه به این موضوع دوست ندارید بیش از پیش فارسی بخوانید؟
من دوست دارم بیشتر گیلکی بخوانم اما در این صورت مخاطبانم فقط به گیلان محدود می‌شود و این امر به خودم لطمه خواهد زد. تصمیم دارم ازین پس بیشتر فارسی بخوانم. به هر حال وقتی یک هنرمند بتواند خود را مطرح کند، آنوقت دستش بازتر است و راحت‌تر می‌تواند به زبان دیگری بخواند.

فکر می‌کردید ملوان امسال سقوط کند؟
ملوان…با عرض پوزش، داماش و سپیدرود را هرگز نمی‌توانید با ملوان مقایسه کنید. ملوان یک تیم ریشه دار است، هرچند سپیدرود هم یک تیم ریشه دار محسوب می‌شود اما وضعیت ملوان در انزلی خیلی تفاوت دارد. شما در نظر بگیرید که رشت حداقل ۷۰۰ هزار نفر جمعیت دارد. از این جمعیت برای بازی‌های داماش چه تعداد تماشاگر می‌رفت؟ خیلی خوش‌بینانه در نظر بگیریم در بازی‌های لیگ برتر بیش از ۵ هزار نفر تماشاچی نداشت. اما در انزلی که ۱۵۰ هزار جمعیت دارد و نیمی از این جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند، هر بازی ۱۰ الی ۱۵ هزار نفر تماشاچی به استادیوم می‌رود. ملوان دل‌خوشی و امید مردم انزلی است. حیف است که از این ظرفیت به راحتی بگذریم و آن‌طور که باید و شاید به آن توجه نکنیم.

اتفاق بدی که اخیراً گذشته خبرساز شد خوشحالی هواداران سپیدرود از سقوط ملوان بود. اما یک نفر می‌گفت روزی که داماش سقوط کرد در انزلی شیرینی پخش می‌کردند. این ادعا چقدر صحت دارد؟
این‌ها همه حرف است. هواداران ملوان به حدی حواسشان به بقا و سقوط این تیم در لیگ بود و آنقدر استرس و نگرانی برای این تیم داشتند که نمی‌توانستند به مسائل حاشیه‌ای فکر کنند. وقتی سپیدرود صعود کرد من خودم به شخصه در صفحه اینستاگرامم به گیلانی‌ها و مردم رشت تبریک گفتم و نوشتم: «انشاءا… اتحاد هواداران رشت و انزلی». درست است که ملوان سقوط کرد اما سپیدرود بالا آمد تا دل مردم گیلان کمی خوش شود. به جز من خیلی از انزلیچی‌ها و حتی سایت ملوان کلاب صعود سپیدرود را تبریک گفتند. به هر حال همیشه از این مسائل حاشیه‌ای وجود دارد. ملوان اگر قهرمان شود کسی شیرینی پخش نمی‌کند چه برسد اینکه یک تیم از استان خودشان سقوط کند.

شما در آهنگ سیروس هم انتقاداتی نسبت به اختلاف رشت و انزلی داشتید. به نظر شما چطور می‌شود این معضل را رفع کرد؟
بله من از این اختلاف می‌رنجم و دوست دارم این اتحاد بین مردم گیلان به وجود بیاید. اختلاف سر فوتبال در همه استان‌ها وجود دارد اما نباید فوتبال بهانه‌ای باشد تا کینه افکنی کنیم خیلی زشت است. البته من خوشبین هستم. در این مدت خیلی از مردم در صفحات مجازی کمپین اتحاد رشت و انزلی را راه انداختند و خوشبختانه با بازخوردهای مثبتی همراه بود. همه باید دست به دست هم بدهند تا این فرهنگ بد ریشه کن شده و اتحاد بین مردم گیلان بیشتر شود.

به نظر شما سیروس قایقران اگر الان زنده بود، اینقدر در گیلان محبوب بود؟
امثال آقا سیروس وقتی می‌میرند محبوب می‌شوند؛ چون بعد از اینکه می‌میرند تازه معلوم می‌شود چه کارهایی کرده بودند. آقا سیروس وقتی زنده بود کسی از کارهای خیرش خبر نداشت. دو مورد از خاطراتی که در مورد آقا سیروس شنیدم را بد نیست تعریف کنم. یکی از دوستان می‌گفت: یک روز در گمرک تهران داشت قدم می‌زد که از دور سیروس قایقران را می‌بیند که برای تمرینات تیم ملی آمده بود. او سیروس قایقران را می‌شناخت اما آقا سیروس او را نمی‌شناخت. وقتی از کنارش رد شد به او گیر داد و گفت: رشتی اینجا چه کار می‌کنی؟ او هم توضیح داد برای پاره‌ای از مشکلات آمده است تهران. آقا سیروس هم موقع خداحافظی دو هزار تومان به زور گذاشت توی جیبش و او را راهی کرد.

یا مثلاً یک زمین فوتبال به اسم زمین شهاب در انزلی هست که آن زمان هم دوره‌های سیروس قایقران در آنجا تمرین می‌کردند. آن موقع این زمین هیچ امکاناتی نداشت. یک طرف جنگل بود و یک طرفش چند خانه. یک روز در تابستان هوا خیلی گرم بود و در پایان تمرین همه تشنه بودند. آقا سیروس می‌رود در یکی از خانه‌ها را می زند و از پیرزنی که آمده بود دم در می‌خواهد که یک پارچ آب به آنها بدهد. پیرزن وقتی پارچ آب را میاورد به آقا سیروس می‌گوید: «پسرجان ببخش فقط، من یخچال ندارم. آب یک مقدار گرم است». آقا سیروس وقتی آب را می‌خورد، بلند می‌شود می‌رود فروشگاه اتکا نیروی دریایی و از همان‌جا یک یخچال سوار وانت می‌کند و می‌آورد برای پیرزن. سیروس قایقران باوجود بود و بیخود نیست که سیروس قایقران شد.

کار جدید در دست اجرا دارید؟
احتمالاً تا چند روز دیگر یک آهنگ برای سقوط ملوان خواهم خواند. البته یکی از کارهای دیگری که دوست دارم در آینده نزدیک اجرا کنم، شعری در مورد مدافعان حرم است. چند روز پیش یک عکس از کریس رونالدو در کنار یک بچه آواره سوری در صفحات مجازی منتشر کرده بودند و خیلی از ایرانی‌ها در ستایش او در مورد مردانگی و انسانیتش نظر داده بودند. ولی همزمان عکسی از یک شهید ایرانی بود که در سوریه شهید شده بود اما توجه خاصی به او نشد و وقتی نظرات را می‌خواندم، دیدم که چقدر عقاید و نظرات مردم در مورد عکس رونالدو و این شهید ایرانی ضد و نقیض است. برای همین تصمیم گرفتم شعری با محوریت این سوژه بنویسم.

نظرات

2 دیدگاه‌ برای "گفت و گو با ماهان رک خواننده آهنگ «سیروس»
دوست دارم شاهد اتحاد رشت و انزلی باشم"

آگاه‌سازی از
680

مرتب کردن بر اساس:   جدیدترین | قدیمی‌ترین | بیشترین رأی
بهنام
4 ماه 23 روز پیش

ماهان عشق ماست.

بهنام
4 ماه 23 روز پیش

ماهان عشقه یه ادم با استعداد

wpDiscuz