دلیل شهرت عجیب زنی که در عربستان زندگی می‌کند

چشم‌زخم

«ام مشاری» نام زنی است که در عربستان سعودی زندگی می‌کند. او یکی از مشهورترین زنان در عربستان است. دلیل شهرت او نیز بسیار عجیب است. او به دلیل قدرت چشم‌زخم‌هایش معروف شده است. از او به عنوان حسودترین زن عربستان هم یاد می‌شود.

گفته می‌شود که او از کسی یا چیزی تعریف نمی‌کرد، مگر اینکه آن فرد و یا آن موضوع از بین می‌رفت و یا دچار بیماری، درد و یا حتی مرگ می‌شد. از این روی، خانواده و فرزندان او تصمیم می‌گیرند تا به زعم خود و برای حفظ آبروی خانواده هم که شده او را در اتاقی حبس کنند تا نه کسی او را ببیند و نه او با کسی تعامل برقرار کند.

اما به گفته ام مشاری او در این مدت حبس که حدود هشت ماه طول کشیده است و با گذراندن روزهای تلخ و سخت تنهایی به خدا بیشتر نزدیک شده است و توانسته این قدرت منفی را از خود دور کند و دوباره به آغوش خانواده و جامعه بازگردد.

یک سایت عربی با او مصاحبه‌ای ترتیب داده است که در اینجا بخشی از آن را می‌خوانیم.

چگونه متوجه این موضوع شدی؛ منظورم چشم‌زخم‌هایت است؟
داستان به روز ازدواجم برمی‌گردد؛ وقتی به شوهرم گفتم که چقدر چابک و سریع راه می‌رود و کارهای خانه را به سرعت انجام می‌دهد. بعد از این حرف‌ها او دیگر قادر به راه رفتن نبود؛ اما ماجرای دوم به زمانی برمی‌گردد که پسر ام مشاری به دنیا آمد. ما آن روز مهمانان زیادی داشتیم که از قضا یک دختر کوچک زیبا هم با آنان آمده بود.  زیبایی او توجه مرا به خود جلب کرد. مدتی نگذشته بود که دخترک تشنج کرد و راهی بیمارستان شد…

وقتی همسرم زنده بود مشکلات کمتری داشتم. او سعی می‌کرد تا مرا حمایت کند اما پس از مرگ او بچه‌هایم طاقت من را نداشتند و از وجود من خجالت می‌کشیدند.

بیشتر قربانیان چشم زخم‌هایت چه کسانی بودند؟
زنان، چون من بیشتر با آنها همراهی می‌کردم؛ اما یک بار هم جوانی را در خیابان دیدم که سوار ماشین زیبایی شده بود. به محض تعریف کردن از او در خیابان دچار حادثه شد، خودش زنده ماند اما ماشینش به طور کامل خرد شد.
آیا تا به حال شده از چشم‌زخم‌هایت احساس ناراحتی و عذاب وجدان کنی؟
بله. کسی بود که فکر می‌کنم به خاطر چشم‌زخم من بیماری مهلکی گرفت و ظرف چند روز از دنیا رفت (در این لحظه ام مشاری زیر گریه می‌زند). من روزهای سختی را سپری کردم، حتی خواهرها و برادرانم نیز از من پنهان می‌شدند و بچه‌هایشان را از من دور می‌کردند.

حالا چطور فهمیده‌ای که تغییر کرده‌ای و آن انرژی منفی و مخرب را نداری؟
من در این مدت تنهایی به خدا نزدیک‌تر شدم و احساس می‌کنم دیگر مثل سابق نیستم.

آرزویت چیست؟
آرزویم این است که رابطه‌ام با دوستان و خانواده‌ام به حالت عادی برگردد و خطری برای کسی نباشم.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz