رشت رویایی گزارش می‌دهد
داستان تدریس عربی توسط مرتضی پاشایی

آرش امراللهی

رشت رویایی- پس از فوت مرحوم پاشایی آهنگی از او منتشر شد که بسیار مورد توجه دوستدارانش قرار گرفت. حالا اما تبلیغی با عکس او در شبکه‌های مجازی دست به دست می‌شود که زیرش نوشته شده: «تدریس عربی توسط مرتضی پاشایی». هرچند نام پاشایی زیر این تبلیغ، شوخی کاربران مجازی است و روی تصویر نام «آرش امراللهی» درج شده است اما تصویر روی این تبلیغ شباهت بسیاری با تصویر مرتضی پاشایی دارد که می‌تواند هر بیننده‌ای را به اشتباه بیندازد. برای اینکه به صحت و سقم ماجرا پی ببریم، به صفحه اینستاگرام «آرش امراللهی» سر زدیم و در کمال تعجب با عکس‌های زیادی از او روبرو شدیم که شباهت بسیاری با مرتضی پاشایی داشتند. اگر عکس او را در کنار عکس‌های مرحوم پاشایی قرار دهید، به این نظریه ایمان خواهید آورد که هر شخص در دنیا یک همزاد و مشابه دارد. از این‌رو سراغ آرش امراللهی رفتیم تا درباره شباهت او با پاشایی و داستان‌های مربوط به این شباهت صحبت کنیم که در ادامه می‌خوانید.

لطفاً خودتان را برای مخاطبان رشت رویایی معرفی کنید؟
من آرش امراللهی هستم متولد ۱۳۷۰ در تهران. اما مادرم متولد رشت است و پدرم متولد یزد. دانشجوی مهندسی مکانیک در دانشگاه علم و صنعت در مقطع کارشناسی ارشد هستم. در حدود ۳ سال است که تدریس زبان عربی می‌کنم. و به واسطه همین تبلیغ در رشت هم چند کلاس دارم.

دانشجوی مهندسی مکانیک چه ارتباطی با زبان عربی دارد؟ معمولاً دانشجویان مهندسی، ریاضی تدریس می‌کنند و عموماً از عربی فراری هستند.
اتفاقاً اطمینان دارم اگر ریاضی درس بدهم، ده برابر امروز شاگرد خواهم داشت. اما عربی را به دلیل طریقه شخصی خودم و توانایی بالقوه‌ای که در زبان عربی دارم تدریس می‌کنم.

آرش امراللهی

تا حالا کسی بهتان گفته که شبیه مرتضی پاشایی هستید؟
بله خیلی زیاد. همان موقع که پاشایی فوت شد در مراسم تشییع جنازه‌اش شرکت کردم که با اتفاقات جالبی همراه بود. همان روز رادیو نمایش از من مصاحبه گرفت. حتی به برنامه خندوانه دعوت شدم اما قبول نکردم. ولی در کل همه به من می‌گویند که شبیه پاشایی هستم. هرجا می‌روم مردم یک‌جوری نگاهم می‌کنند که انگار مرده‌ای زنده شده است.

داستان این تبلیغ که در فضای مجازی منتشر شده، چیست؟
بله خودم هم دیدم. من برای تدریس زبان عربی یک تبلیغ روی صفحه اینستاگرامم منتشر کرده بودم که مورد توجه کاربران اینستاگرام قرار گرفت و دست به دست چرخید.

مرحوم پاشایی را از نزدیک دیده بودید؟ یعنی پیش از اینکه فوت کند، می‌دانستید شبیه یکی از خواننده‌های پاپ ایرانی هستید؟
نه مرحوم پاشایی را ندیده بودم. اما دو سه نفر به من گفته بودند که شبیه پاشایی هستم. من هم سرچ کردم و با آثارش آشنا شدم. اما به هرحال بعد از فوت ایشان بود که داستان شباهت ما خیلی پررنگ شد و مورد توجه قرار گرفت.

بدون شک این شباهت بستر خاطرات زیادی است. از اتفاقاتی که به خاطر این شباهت توی خیابان یا دانشگاه برایتان افتاده، تعریف کنید؟
بله خاطره زیاد است. اما ماجرا همان‌طور که گفتم از روز ختم او شروع شد. روزی که به مراسم ختم او رفتم، دیدم همه مردم یک جور عجیبی مرا نگاه می‌کنند. راستش تا آن موقع هنوز متوجه ماجرا نشده بودم که این همه نگاه به خاطر چیست. برای خودم هم جای سؤال بود و حتی شک کردم که شاید به خاطر لباسم باشد اما دیدم که پیراهن مشکی به تن دارم و لباسم طور خاصی نیست. بعد از پایان مراسم سوار مترو شدم. توی مترو خانم جوانی روبرویم نشسته بود که همین‌طور زل زده بود به من و یک‌دفعه زد زیر گریه. بعد از اینکه آرام شد، از من معذرت‌خواهی کرد و گفت: ببخشید شما این‌قدر شبیه پاشایی هستید که نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. خودم یک لحظه جا خوردم و از آنجا بود که فهمیدم قضیه جدی است. توی کلاس‌ها هم خاطره زیاد دارم. غالباً پایم را توی هر کلاسی می‌گذارم، جلسه اول همه توی شوک هستند. حاشیه هم زیاد پیش می‌آید و مسائلی که بازگو کردنش امکان‌پذیر نیست.

آرش امراللهی

به هرحال موضوع شباهت شما با یک خواننده محبوب سوژه خاصی است. مطمئناً پیش می‌آید که سر کلاس یا توی خیابان سر به سرتان بگذارند. از متلک‌های جالبی که در این رابطه می‌شنوید، بگویید؟
بله زیاد پیش می‌آید. به خصوص در خیابان وقتی مردم رد می‌شوند یا بهت‌زده نگاه می‌کنند یا متلک می‌پرانند. این جمله را زیاد شنیدم که می‌گویند: «خدا بیامرزدت، آدم خوبی بودی». اما سرکلاس بچه‌ها معمولاً حرمت نگه می‌دارند و من هم زیاد اجازه نمی‌دهم کلاس به حاشیه کشیده شود. معمولاً همان یکی دو جلسه اول برایشان جالب است و بعد برایشان عادی می‌شود.

پیش می‌آید توی خیابان جلویتان را بگیرند و بخواهند سلفی بگیرند؟
بله خیلی. به خصوص توی مترو. اکثر جوان‌ها توی مترو جلو می‌آیند و می‌خواهند عکس بگیرند. البته بیشتر اقشار ضعیف جامعه هستند ولی افراد مایه‌دار بی‌اعتنا هستند و کمتر توجه می‌کنند.

وقتی به این موضوع فکر می‌کنید، اولین صحنه و خاطره‌ای که در ذهنتان نقش می‌بندد، چیست؟
یک همایشی در رادیو برای تجلیل از پیشکسوتان رادیو برگزار شده بود که من هم دعوت بودم. در ابتدای مراسم آهنگ پاشایی پخش شد. من هم در ردیف جلو نشسته بودم. همین که آهنگ پخش شد، سالن یک‌جورایی به هم ریخت. همه به من زل زده بودند و جلو می‌آمدند نگاه می‌کردند. حتی چند نفری آمدند سلفی گرفتند. خیلی‌ها فکر کردند که این موضوع برنامه‌ریزی شده است. اما هماهنگ شده نبود و خیلی اتفاقی آهنگ پاشایی پخش شد و کسی هم خبر نداشت من آن جلو نشسته‌ام. وقتی هم مراسم تمام شد همه دورم جمع شدند و عکس گرفتند.

اما در کل از وقتی که این شباهت پیدا شده، شاگردهایم خیلی زیاد شدند. با وجود اینکه تبلیغ زیادی نکردم اما همین که عکسم منتشر شد باعث شد که شاگردان بیشتری پیدا کنم. البته به نسبت زیاد شدن شاگرد، مزاحم هم پیدا کردم. در واقع این شباهت فرصتی در اختیارم گذاشت که از یک طرف تبدیل به بیزینس شد و از طرف دیگر موجب افزایش تعامل اجتماعی.

خانواده خود پاشایی چطور؟
راستش نه. کلاً با خانواده ایشان ارتباطی ندارم. فقط در روز ختم پاشایی، پدرشان مرا دید و خیلی احساسی شد. اما با دوستان مرحوم پاشایی در ارتباط هستم. حتی به من پیشنهاد شد که کار موسیقی و اجرا انجام دهم.

تا حالا پیشنهاد شده برنامه اجرا کنید مثلاً روی موسیقی پاشایی لب بزنید؟
بله. مثلاً در برنامه‌های دانشگاهی در همین دانشگاه علم و صنعت یا در دانشگاه آزاد به من پیش دادند که بروم روی سن و روی موسیقی پاشایی لب بزنم. ولی من دوست ندارم توی این کادر خودم را نشان بدهم. حس می‌کنم شخصیت من با این کار قرابت ندارد و دوست دارم شخصیت آموزشی‌ام حفظ شود. از دیگر پیشنهاداتی که در این رابطه داشتم کار فیلم و سینما بود. مثلاً آقای محبی کارگردان سینما به من پیشنهاد داد که در فیلمش بازی کنم. در کل دو سه مورد پیشنهاد فیلم داشتم اما قبول نکردم.

واکنش خانواده‌تان نسبت به این اتفاق چیست؟
خانواده‌ام تمایل ندارند وارد این داستان شوم و زیاد خوششان نمی‌آید. هرجا می‌رویم، صحبت از پاشایی وسط کشیده می‌شود و خانواده‌ام به هرحال تحت تأثیر قرار می‌گیرند. معمولاً وقتی می‌گویند چقدر شبیه مرحوم پاشایی هستی، مادرم غمگین می‌شود. کلاً از این مسئله راضی نیستند و می‌ترسند از مسیر اصلی زندگی‌ام خارج شوم و وارد مسائل حاشیه‌ای شوم.

آرش امراللهی

چقدر این شباهت در موقعیت‌های مختلف مثلاً در صف نانوایی یا نمره گرفتن از اساتید به‌کارتان می‌آید؟
راستش بله گاهی پیش می‌آید. مثلاً یک بار رفته بودیم رستوران، خیلی شلوغ بود و مردم در نوبت ایستاده بودند. اما مسئول سفارش وقتی من را دید که شبیه پاشایی هستم، صدایم زد، رفتم جلو و کمی با هم گپ زدیم و او لطف کرد و خارج از نوبت سفارش ما را حاضر کرد و حداقل یک ساعت ما را جلو انداخت. یا مثلاً برای کار سربازی‌ام به نظام وظیفه رفتم، کلی جمعیت توی صف ایستاده بودند. یکی از کادری‌ها مرا دید و سر صحبت از اینجا باز شد که چقدر شبیه پاشایی هستم و بعد پرسید که اینجا چه کار دارم و مرا با خود به داخل برد و کارم را راه انداخت. هرچند کار درستی نبود اما به هرحال مشکلم حل شد.

آیا سعی می‌کنید با آرایش مو و سبک لباس پوشیدن بیشتر شبیه پاشایی شوید؟
ببینید من هرچه بگویم ممکن است باور کردنش سخت باشد. من طراح لباس هم هستم و خیلی از لباس‌هایم را خودم طراحی می‌کنم. اگر به صفحه اینستاگرامم بروید یک عکس با کت صورتی دارم که این کت را ۵ سال پیش طراحی کردم. دوستان نزدیک و بچه‌های دانشگاه این موضوع را می‌دانند اما خیلی‌ها تصور می‌کنند که کت پاشایی را تقلید کرده‌ام. مثلاً یک لباس دو رنگ طراحی کردم که جلویش یک رنگ است و پشتش رنگ دیگر. هروقت این لباس را می‌پوشم بچه‌ها یاد پاشایی می‌افتند اما من خیلی قبل‌تر این لباس را طراحی کرده بودم. چهره من همین شکلی است و به‌هیچ‌وجه تلاش نمی‌کنم که شبیه پاشایی در بیایم. اما کم و بیش این مسئله روی زندگی‌ام تأثیر می‌گذارد.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz