خشاب خشم آدم ها چطور پر می شود

رشت رویایی –  عصبانیت و تشدید آن می‌تواند به ارتباطات موثر ما با دیگران لطمه‌‌های جبران‌ناپذیری وارد کند. عصبانیت، مقدار و سرعت دارد و ممکن است به دلایل مختلفی به وجود بیاید. اما ریشه اصلی عصبانی شدن این است که انتظارات و تخمین‌های شما از خودتان واقعی نیست.

ریشه‌های فردی عصبانیت ناشی از بلد نبودن برخی تکنیک‌هاست؛ یعنی من بلد نیستم ارتباط برقرار کنم و خواسته‌ام را به شما منتقل کنم. من از شما دلخورم و بلد نیستم آن را درست اعلام کنم. همچنین بلد نبودن مهارت ارتباط و دفاع از خود، باعث می‌شود فرد احساس «قربانی بودن» را تجربه کند و با کلی خشم‌های پنهان اعلام‌نشده مواجه باشد؛ همه این مسائل در خانواده، محل کار و جامعه ذهن شما را خسته می‌کند. گاهی اوقات تکرار یک اتفاق هم می‌تواند شما را عصبانی ‌کند. صحبت نکردن هم گاهی خشم ایجاد می‌کند. گاهی اوقات «خودکم‌بینی تجمع‌یافته» هم خشم ایجاد می‌کند. خشم، رنجش ایجاد می‌کند و اگر بلد نباشید این رنجش را حل کنید مشکل‌ساز می‌شود. وقتی وسط گفت‌وگو با نامزد، همسر یا در محل کار حس می‌کنید که در حال عبور از خط‌قرمزها هستید، بهتر است سکوت کنید. سکوت نشانه پذیرفتن آن مساله از جانب شما نیست، بلکه یک تکنیک است. اصرار بی‌خود و بی‌جهت در مورد یک مساله اشتباه است. کمی با زاویه نگاهی دورتر به مسائل نگاه کنید.

نگذارید این دغدغه‌ها بیش از آنچه باید شما را خسته کند. باید بدانید هزینه ترمیم زخمی که الان از سر خشم به همسرتان می‌زنید، در آینده به‌مراتب بالاتر از سکوت شما در آن لحظه خاص است. اگر در محل کار می‌دانید که رفتار فرد مقابل شما پرخاشگرانه است، تا جایی که امکان دارد از آن فرد فاصله بگیرید. در ورزش رفتینگ (قایق‌سواری دسته جمعی در رودخانه‌ای وحشی) همیشه وقتی جریان آب تند می‌شود و احتمال واژگونی قایق هست، قایق را به کنار هدایت می‌کنند؛ این یک تکنیک ارتباطی است. ریشه‌های اجتماعی عصبانیت از پر شدن خشاب یا ظرفیت آدم‌ها در یک جامعه نشأت می‌گیرد. مثل مساله به ظاهر کوچک قرار گرفتن در ترافیک سنگین که بارها تکرار می‌شود یا مثل تکرار یک عمل نابخردانه یک مسوول اداری در جامعه. همه این مسائل اجتماعی و بسیاری از فایل‌های حل‌نشده دیگر در ذهن‌مان باقی می‌مانند، بعد کم‌کم دچار ناامیدی و احساس بی‌عدالتی اجتماعی می‌شویم.

این خشم، خشم طبقه متوسط رو به بالای جامعه است. درستش چیست؟ اینکه در مورد ساده‌ای مثل پخش یک فیلم مثلا با صحنه‌های خشن همیشه اعلام شود که این برنامه به دلیل وجود صحنه‌های خشن برای کودکان شما مناسب نیست. همین جمله ساده حس خوبی به مخاطب می‌دهد؛ این حس که شما و خانواده‌تان به‌عنوان یک رکن اساسی در جامعه مهم هستید و حتی چیزی که می‌بینید هم مهم است.

آدم‌هایی که رنج را می‌شناسند آن را انکار نمی‌کنند و سهم خودشان را در ایجاد رنج و سختی شجاعانه می‌پذیرند. زندگی فقدان و رنج هم دارد. محیط پیرامون زندگی را غیرواقعی نبینید. ممکن است سهم رنج این باشد که شما در یک رابطه‌ نامناسب هستید و فقط منتظرید که ببینید چه می‌شود. مدام منتظر هستید شاید اتفاق‌های خوبی را تجربه کنید.

باید بدانید سهم شما در زندگی این است که تکلیف‌تان را خودتان مشخص می‌کنید. گذران زندگی که در آن تکلیف‌تان را دیگران تعیین کنند، تاوان سنگینی دارد. کسی که از خرد تجربه‌های قبلی استفاده کند، کمتر آسیب می‌بیند. اگر خرد تجربه را با خودتان و اتفاق‌های جدید زندگی همراه نکنید، محکوم می‌شوید یک تجربه اشتباه را بارها و بارها تکرار کنید.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz