حرکات نمایشی شورا در زمین داماش

شورا شهر - فوتبال - داماش

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- رتبه هجدهم تیم داماش در لیگ دسته یک آزادگان، برای گیلانی‌هایی که در سال‌های نه چندان دور عادت داشتند دو تیم در سطح یک فوتبال داشته باشند، بسیار نگران کننده است. پس از واگذاری این تیم رشتی به بخش خصوصی و مدیریت افراد توانمندی چون امیر عابدینی، بسیاری از هواداران گیلانی امیدوار بودند که تیم داماش را در لیگ برتر ببینند، اما دیری نگذشت که با مشکلات قضائی به وجود آمده برای شرکت داماش، ناامیدی به اردوی این تیم حمله‌ور شد و هنوز هم تبعات آن پس از گذشت این همه وقت، دست از سر تیم برنداشته است. وضعیت نامساعد تیم داماش در جدول باعث شده هواداران گیلانی و شهروندان رشتی نسبت به این اوضاع معترض باشند؛ حتی در آخرین جلسه شورای اسلامی شهر رشت که در تاریخ بیست و یک فرودین ماه برگزار شد، رفیعی نوده، عضو شورا، از اصحاب رسانه و اعضای شورا خواست که پیگیر اعطای کمک مالی تصویب شده شورا به داماش باشند که هنوز شهرداری در این مورد اقدامی نکرده است. این عضو شورا با اشاره به مصوبه شورا مبنی بر کمک ۱۰۰ میلیون تومانی به تیم داماش، می‌افزاید: «بی توجهی شهرداری نسبت به مصوبه شورا مبنی بر اعطای کمک به تیم داماش سبب شده که این تیم به لیگ پایین‌تر سقوط نماید. درشان مردم رشت نیست که تیم محبوبشان را در چنین وضعیتی ببینند و امید داریم با کمک‌های شهرداری این تیم جان تازه‌ای بگیرد».

اما سؤال اصلی این است که آیا تنها راه حل موجود برای برون‌رفت از این معضل و برگرداندن جایگاه واقعی به تیم داماش، تزریق پول است؟ نقش پول در دنیای فوتبال و مدیریت ورزشی چقدر است؟ آیا وظیفه شهرداری تیم‌داری است و داماش به عنوان تیم شهرداری رشت محسوب می‌شود؟ درست است که عرق و تعصب ایجاب می‌کند که هر کس به نوبه خود در راستای رفع مشکلات این تیم قدمی بردارد تا یک بار دیگر شاهد سقوط این تیم نباشیم. اما اینکه وضعیت نامساعد یک تیم فوتبال را به شهرداری نسبت دادن، به جز فرافکنی و پاک کردن صورت مسئله چیز دیگری نیست. اگر به واقع شورای شهر همچون شهروندان دغدغه دارد داماش از این بحران خارج شود، باید از راهی درست وارد شده و به جای متهم کردن شهرداری، تمام بخش‌ها و نهادهای تأثیرگذار را درگیر این مسئله کند. زیرا اگر بحث تعصب در میان باشد، مسئولیت و نقش شهرداری همان اندازه است که استانداری، اداره ورزش و جوانان و دیگر بخش‌ها وظیفه دارند. بدیهی است که حضور یک تیم در سطح اول فوتبال کشور پیامدها و تأثیرات مثبتی برای شهر به همراه دارد اما بدون شک این پیامدهای مثبت، نتیجه یک فرایند درست و سیستماتیک است و اتفاقی نیست که یک شبه و به‌واسطه پول رخ دهد.

با رفتارشناسی اعضای شورا می‌شود رفتارهای احساسی و به دور از قاعده‌مندی را مشاهده کرد و متأسفانه بحث عقلانیت حلقه‌ی مفقوده ایست که این روزها در سیاست‌گذاری‌های شورا جای خالی‌اش بیش از پیش احساس می‌شود. با توجه به اینکه با گذشت تقریباً یک ماه از آغاز سال ۹۵، هنوز هم لایحه بودجه سالانه شهرداری به تصویب نرسیده است، عجیب است که برخی از اعضا به عدم کمک مالی شهرداری به تیم فوتبال داماش اعتراض می‌کنند و مسئولیت سقوط داماش را به این نهاد نسبت می‌دهند. اما اگر بخواهیم خوش‌بینانه به ماجرا نگاه کرده و شهرداری را موظف به کمک مالی به این تیم بدانیم، باید دید که این راهکار چقدر می‌تواند مثمر ثمر باشد.

کمک مالی و تزریق پول به تیم داماش شاید یک شوک لحظه‌ای باشد و به صورت مقطعی، آن هم در کوتاه مدت به نیازهای این تیم پاسخ دهد، اما بدون شک راه حلی پایدار نخواهد بود. ورزش استان به خصوص فوتبال رشت بیش از آنکه به پول محتاج باشد، به ضرورت نگاه توسعه‌گرا در مدیریت ورزشی و عقلانیت توسعه‌نگر در مدیریت شهری نیازمند است. با نگاهی اجمالی به گذشته و استفاده از تجربیات برخی از تیم‌های متمول در لیگ برتر می‌توان به نقش کمرنگ پول در موفقیت یک تیم ورزشی پی برد. همین چند دوره گذشته بود که تیم استیل آذین با میلیاردی نام آشنا وارد گود شد و با بستن قراردادهای نجومی توانست اکثر ستاره‌های فوتبال کشور را از علی کریمی و مهدی مهدوی کیا گرفته تا حسین کعبی و رضا نوروزی صید کند و قطب سوم فوتبال ایران لقب بگیرد. اما قطب سوم فوتبال ایران در دهمین دوره مسابقات لیگ برتر تنها ۶ برد از ۳۴ بازی کسب کرد و با مقام آخر به کار خود پایان داد و سرنوشتی بهتر از انحلال نداشت.

اما در سوی دیگر شهر اصفهان که در یک دهه گذشته به یکی از قطب‌های اصلی فوتبال ایران تبدیل شده، با دو تیم ذوب آهن و سپاهان در لیگ حضور چشمگیری داشت. اصفهانی‌ها توانستند قدرت خود را در اکثر رشته‌های ورزشی به خصوص فوتبال به ورزش کشور دیکته کنند؛ موفقیتی که مدیون مدیریت صحیح و توسعه نگر مدیران استانی و مدیریت شهری‌اش است. اصفهانی به جای ریخت و پاش و ولخرجی‌های بی‌حساب و کتاب معمول در فضای فوتبال کشور، برنامه مدون و بلند مدتی را برای ورزش استان خود در نظر گرفتند و طی یک فرایند پیش‌بینی‌شده و ساختارمند با ایجاد بسترهای مورد نیاز و رفع کمبودهای زیرساختی، زمینه را برای توسعه پایدار ورزش اصفهان فراهم آوردند و خیلی زود حاصل کار دقیق مدیریتی خود را به رخ دیگر استان‌ها کشیدند. یکی از اولین اقدامات حائز اهمیت و قابل توجه مدیریت شهری اصفهان، توجه به ورزش محلات و توزیع عادلانه خدمات ورزشی در سطح شهر بود. آنها با الگو قرار دادن کشورهای توسعه‌یافته، مناطق مختلف خود را به سالن‌های ورزشی و زمین‌های کوچک فوتبال مجهز کردند. توجه به سنین پایه و تمرکز بر فوتبال محلات قدم بعدی آنها در این فرایند تأثیرگذار بود. فوتبال پایه اصفهان طی سال‌های گذشته در یک ساختار درست رشد کرد و به پایداری رسید؛ و همان‌طور که امروز شاهدیم حاصل آن معرفی جوانانی مثل مهدی شریفی و امید ابراهیمی به فوتبال کشور و تیم ملی است.

اما نکته حائز اهمیت با الگو قرار دادن کشورهای توسعه‌یافته، رویکردهای مدیریتی مبتنی بر شاخص‌های عقلانیت و توسعه است که نیاز توجه به توسعه ورزشی را به جای راهکارهای موقتی مثل کمک‌های مالی می‌طلبد. توسعه پایدار ارائه راه‌حل‌هایی در مقابل الگوهای سنتی و کالبدی، اجتماعی، اقتصادی توسعه را شامل می‌شود که بتواند با ایجاد یا تقویت ویژگی‌های پایداری در زندگی از بروز مسائل و مشکلات ناشی از افزایش جمعیت هم چون نابودی منابع طبیعی، رواج بی‌عدالتی، تخریب اکوسیستم‌ها، پایین آمدن کیفیت زندگی انسان‌ها جلوگیری کند. اما توسعه پایدار شهری فرایند همه‌جانبه ای است که نیازمند تربیت انسان‌های توسعه‌یافته و در پی آن توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. در این بین توسعه ورزشی می‌تواند به عنوان یک شاخص مهم، نقش تأثیرگذاری در بحث آموزش، مشارکت، سلامت روانی و توسعه‌مندی جامعه ایفا کند. به عنوان نمونه کشور آلمان، به دلیل توزیع عادلانه خدمات در شهرهای خود و کاهش میزان بی عدالتی اجتماعی، سیاست خود را بر اساس یک ساختار مشخص بر روی محلات متمرکز می‌کند. بی دلیل نیست که آلمانی‌ها افرادی منظم، ساختارمند با میزان مشارکت پذیری بالا هستند زیرا آنها تمام این ویژگی‌ها را از کودکی در یک سیستم آموزشی قاعده‌مند می‌آموزند و در این بین، ورزش‌های جمعی و فوتبال به عنوان یک راهکار مهم نقش حائز اهمیتی دارد. نمود این قاعده‌مندی و نظم تیمی و انفرادی را می‌توان در نحوه بازی فوتبال ژرمن‌ها به وضوح مشاهده کرد. در آلمان، ورزش محلات به مراتب نقش پررنگ‌تری از باشگاه‌ها دارند. سرانه فضای تفریحی و ورزشی در آلمان بسیار بالاست و معروف است که هر کودک از در خانه تا زمین ورزشی تنها ده قدم فاصله دارد. شاید این ادعا اغراق باشد اما رویکرد محله محوری در سیاست‌های مدیریت شهری در راستای کاهش آسیب‌های اجتماعی و تأثیر آن بر همبستگی اجتماعی نقش پر رنگی دارد. از این‌رو توجه به زیرساخت‌های ورزشی در اکثر محلات در شهرهای آلمان از چند دهه قبل مورد توجه قرار گرفت و اکنون نیز به یکی از نقاط قوت این کشور تبدیل شده است. آموزش افراد تنها به مدارس ختم نمی‌شود بلکه کودکان آنها از سنین بسیار پایین در همین زمین‌های محلات تحت آموزش‌های ورزشی و گروهی قرار می‌گیرند و به جز ارتقا و شکوفایی استعدادهای فردی، کار گروهی و تعامل را می‌آموزند. فوتبال یکی از ابزارهای مهم اجتماعی برای آموختن همبستگی است؛ به فوتبال با مفاهیم منافع عمومی آشنا می‌شوند و معنای مشارکت را درک می‌کنند و می‌فهمند که منافع شخصی آنها وابسته به موفقیت تیمی و منافع جمعی است. مدارس فوتبال آنها نیز در ارتباط با محلات هستند که باعث می‌شود به تدریج در مسیر درست قرار بگیرند و به تیم‌های پایه شهر خود راه پیدا کنند. از همه مهم‌تر این است که تمام بخش‌ها همسو و هم راستا با یکدیگر حرکت می‌کنند و سیاست‌های کلان کشور بی‌ارتباط با سیاست‌های خرد شهرها و سیاست‌های شهرها بی‌ارتباط با شیوه برنامه‌ریزی در محلات نیست. در اینجاست که ساختار معنا پیدا می‌کند و در نهایت با پویایی و قاعده‌مندی عناصر مختلف به یک هدف منتج می‌شود. و نتیجه‌اش می‌شود همین موفقیت تیم‌های باشگاهی و ملی در عرصه‌های بین‌المللی.

با توجه به شعارهای توسعه‌محوری در سیاست‌های مدیریت شهری در نظر بگیرید که کمک‌های مالی به تیم داماش چقدر می‌تواند تأثیرگذار باشد؟ مبالغی که می‌تواند در زندگی تک تک شهروندان جهت توسعه و ایجاد زیرساخت‌های مورد نیاز شهر رشت مؤثر باشد، چرا باید در راهی هزینه شود که نتیجه‌اش از پیش مشخص است. به جای اینکه شورا مصوبه‌ای مبنی بر کمک مالی شهرداری به تیم‌های رشتی در دستور کار قرار دهد، چرا نباید این اعتبارات را به سمت محلات برای ساخت زمین و سالن ورزشی سوق دهد؛ درحالی‌که بدیهی است ایجاد چنین زیرساخت‌هایی می‌تواند میزان آسیب‌های اجتماعی در شهر را کاهش دهد و برای سلامت روانی و آموزش مشارکت اجتماعی که از ملزومات توسعه شهری بشمار می‌آید، برنامه ریزی کند. بخش عمده‌ای از توسعه شهری از برند سازی تک تک افراد جامعه و توسعه انسانی حاصل می‌شود. محلات یکی از پارامترهای مهم در فرایند توسعه محسوب می‌شود و مدیریت شهری باید الگوی توسعه انسانی را از مسیر محلات بگذراند تا نگاه ساختارمند در یک اشل بزرگ‌تر به نام جامعه نهادینه شود. توسعه شهری در ابعاد مختلف از لحاظ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زمانی به نتیجه می‌رسد که بتوانیم حداکثر بهره‌وری را از پتانسیل و توان بالقوه افراد و استعدادشان در محلات داشته باشیم و مدیریت شهری باید تلاش کند که ظرفیت محلات را به حداکثر برساند. همان‌طور که شکوفایی و خلاقیت فوتبال ما در دهه‌های گذشته تحت تأثیر زمین‌های خاکی و فوتبال محلات بود. اما با توجه به افزایش جمعیت و تغییر الگوهای شهرنشینی، محلات نقش محوری خود را از دست دادند و تعامل و همبستگی در محلات کمرنگ شد. مدیریت شهری می‌تواند با سیاست‌های محله محوری به دنبال توسعه ورزشی و تربیت انسان توسعه‌مند شود اما متأسفانه به دلیل عدم رویکرد عقلانیت توسعه نگر و نگاه سیستماتیک در تصمیم سازی های مدیریتی و همچنین برخورد سلیقه‌ای، شاهد رفع مشکلات به شکل ریشه‌ای نیستیم. مصوبات این‌چنینی همچون کمک مالی شهرداری به تیم‌های فوتبال به جز تأثیرات مقطعی و هدر رفت منابع تأثیری نخواهد داشت. تجربه که مدیریت شهری به دفعات زیاد از سر گذرانده اما تا کنون تمهید درست و اثرگذاری برای رفع آن اندیشه نشده است. در حالی که اعضای شورا در بحث‌های دیگر در زمینه عدالت اجتماعی و توسعه به نگاه محله محوری تاکید دارند اما وقتی به بحث ورزش می‌رسند، لزوم این رویکرد فراموش می‌شود. شاید چنین رفتارهایی با توجه به حساسیت بالا و طیف مخاطبان زیاد، حرکات نمایشی شورا در زمین فوتبال باشد تا توجه تماشاچیان داماش را به خود جلب کنند.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz