شاپور رواسانی

تاریخ میدان شهرداری رشت در گفت‌وگو با پروفسور شاپور رواسانی:
جنبه اجتماعی میدان شهرداری از بین نرود

رشت رویایی، مهدی بازرگانی- شاپور رواسانی استاد بازنشسته دانشگاه اولدنبورگ آلمان، متولد رشت و تحصیلکرده آلمان در علوم سیاسی و استاد صاحب کرسی آنجاست. از ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۸ در آنجا اقتصاد کشورهای در حال رشد تدریس کرده و اکنون در آلمان مشغول مطالعه و تحقیق است. رواسانی یک شخصیت جهانی است. در ۱۹۸۳ نام وی در فهرست مشاهیر علمی جهان و در سال ۱۹۹۰ در تقویم دانشمندان آلمان و انگلستان ثبت گردیده است. او پس از کودتای ۲۸ مرداد از ایران رفت و مدت‌هاست در آلمان ساکن شده است. ایام جوانی و فعالیت‌های او در شهر رشت شکل گرفته و او از رشت خاطرات فراوان دارد. جالب آنکه او و گروهی از دوستانش در آن مقطع می‌خواستند مجسمه شاه را در میدان شهرداری رشت به زیر آورند. رفتند، اما موفق نشدند. با رواسانی درباره خاطراتش از میدان شهرداری و دیدگاهش درباره تغییرات احتمالی در میدان شهرداری رشت سخن گفتیم.

جناب رواسانی در میدان شهرداری رشت تغییرات عمده‌ای رخ داده است. پیاده‌راه‌هایی در حال ساخت است و مجسمه میرزا به سر خیابان سعدی منتقل شده است. شما از رشت خاطره‌های زیادی دارید. حدوداً شصت سال پیش شما و دوستانتان می‌خواستید مجسمه شاه را از وسط میدان شهرداری پایین بیاورید، مجسمه‌ای که قبل از میرزا در آنجا بود.
میدان شهرداری رشت محل تجمعی بود برای اقداماتی که در جهت منافع عمومی انجام می‌گرفت. به طور مثال وقتی که شاه دکتر مصدق را برکنار کرد و جریان ۳۰ تیر پیش آمده بود، میدان شهرداری رشت محل تجمع بود. برای اینکه در آنجا اداره پستخانه بود و از بالکن پستخانه، سخنرانی‌ها و میتینگ‌ها انجام می‌گرفت. شما اگر دقت کنید تنها ایوانی که در میدان شهرداری می‌شود از بالای آن با مردم سخن گفت، ایوان پست و تلگراف است، تنها جایی که می‌شد روی ایوان ایستاد و بلندگو نصب کرد و سخنرانی کرد.

بنابراین میدان شهرداری محل تجمعی بود برای سازمان‌های مردمی که بتوانند دور هم جمع شوند. چون چنین جایی در تمام شهر رشت وجود نداشت. در دوره نهضت ملی شدن صنعت نفت، محل تجمع سازمان‌های دهقانی بود. وقتی که قوام‌السلطنه سقوط کرد دوباره می‌تینگی در میدان شهرداری رشت برگزار شد. نه فقط در جریان سی تیر، بلکه در رویدادهای دیگر نیز محل تجمع مردم بود. بنابراین اگر می‌خواهند میدان شهرداری را از این حالت خارج بکنند باید دقت کنند. حرکت دادن مجسمه میرزا و به گوشه راندن آن جدا کردن رشت از تاریخ خود است. به همین جهت باید دقت شود که جنبه اجتماعی میدان از بین نرود.

بی‌شک اتفاقاتی است که در این میدان رخ داده است بخشی از تاریخ رشت است. از جمله اینکه شما و گروهی از دوستانتان در ۲۵ مرداد سال ۱۳۳۱ می‌خواستید مجسمه شاه را- که قبل از مجسمه میرزا در اینجا بوده- پایین بکشید. ماجرا چه بود؟
ما ده دوازده نفری از دانشجویان و محصلین در کلوپ حزب ایران جمع شدیم و می‌خواستیم مجسمه را پایین بکشیم. من مأموریت پیدا کردم که موافقت کمیته محلی حزب ایران را جلب کنم. رفتم خدمت آقای اسماعیل فرجاد که ایشان موافق نبود. بعد آمدم خدمت فریدون نوزاد که او چنین متنی را نوشت. برگشتم پیش اسماعیل فرجاد که ایشان خندید و امضا کرد. این شد دو نفر و نفر سوم کمیته محلی هم امضا کرد. ما ده نفری جمع شدیم و بعد رفتیم که مجسمه را پایین بیاوریم. مردم با تعجب نگاه می‌کردند که چه کار می‌کنند. وقتی طناب انداختیم دیدیم مجسمه سنگین است و نمی‌شود. در همین حال پلیس‌های شهربانی حمله کردند. آن موقع تفنگ‌هایی به نام وال‌تر داشتند که با آن شروع به شلیک کردند. یکی از همراهان ما به نام آقای بلوری مجروح شد که او را به بیمارستان بردند. به طرف من هم شلیک کرد ولی وال‌تر عمل نکرد. من پاسبان را هل دادم و فرار کردم.

بعد از حدود نیم ساعتی که سرگردان بودم برگشتم به کلوپ حزب ایران. دیدم آقای دکتر سلامت بخش نشسته گریه می‌کند. رفتم پیش ایشان و گفتم آقای دکتر چرا گریه می‌کنید. سرش را بلند کرد و گفت پسر تو زنده‌ای! به ما گفتند که تو تیر خورده‌ای و مردی. وقتی این هیجانات پیش آمد، برای جلوگیری از رخدادهای بعد که قابل پیش‌بینی نبود، فرماندار و شهربانی و ارتش تصمیم گرفتند که مجسمه را به سربازخانه ببرند.

پس از آن تاریخ مجسمه محمدرضا شاه در شهرداری نبود؟
بله دقیقاً همینطور است. چون دوست نداشتند که چنین اتفاقی تکرار شود و برای همین جایش خالی شده بود. در این میان یک آقای به نام مرکزی به عنوان عکاس همراه ما بود که از ما عکس و فیلم گرفته بود. البته او حواسش جمع بود و از قبل فیلم‌ها و عکس‌ها را که همه مدرک جرم بودند از بین برده بود. وقتی هم که رفتند عکس‌ها و فیلم‌ها را از او بگیرند چیزی گیرشان نیامد. در دادگاهی که در تهران در لشگر دو زرهی برای محاکمه ما تشکیل شد عکسی در این زمینه که حضور ما را تأیید کند وجود نداشت. فقط یک عکس بود که پرچم داشت حرکت می‌کرد و آنجا فقط پاهای من در عکس افتاده بود.

شاپور رواسانی

میدان شهرداری رشت در حال تغییرات است. شما که در آن زمان در رشت زندگی کردید چه بافت‌ها و المان‌هایی را جزو میراث فرهنگی رشت می‌دانید؟ چه چیزهایی باید در این بازتعریف هویت حفظ شود؟
به نظرم مجسمه میرزا کوچک مهم‌ترین مسئله است. چون میرزا کوچک خان اعتبار گیلانی‌هاست و کسی نمی‌تواند منکر وجودش شود. بهتر است که مجسمه میرزا کوچک خان در محل مناسب باقی بماند. به نظرم شهر رشت و همه مردمش باید به خاطره این مرد بزرگ افتخار بکنند. اگر مجسمه او کنار نهاده شود این یک بی‌اعتنایی به تاریخ است. می‌شود از مجسمه‌های کوچک دیگری جهت معرفی چهره‌های برجسته رشت استفاده شود و این در همه جای جهان مرسوم است.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz