‫«ثبات مدیریتی» اعتقاد یا ابزار؛ الماسی پاسخ می‌دهد
‫دخالت اعضا شورا در عزل و نصب‌های شهرداری قانونی است؟

رشت رویایی- ریشه اصلی توسعه‌نیافتگی استان گیلان و شهر رشت را می‌توان در عدم توجه به شاخص‌های توسعه پایدار در سیاست‌های کلان رشت جستجو کرد. جائیکه در رأس آن شورای اسلامی شهر به عنوان سیاست‌گذار اصلی و شهرداری به عنوان مهم‌ترین نهاد اجرایی قرار دارند. هرچند دلایل متفاوتی را می‌توان بر عدم توسعه‌یافتگی شهر رشت مطرح کرد اما بدون شک یکی از مهم‌ترین دلایل آن عدم ثبات مدیریتی است. یکی از شاخص‌های مهمی که در سال‌های گذشته بر سر اعتقاد به این مهم از سوی مدیران و سیاست‌گذاران این شهر تاکید شده است. اما با نگاهی به گذشته می‌توان ادعا کرد که این اعتقاد تنها در سطح شعار باقی‌مانده است. اما حال که در ماه‌های اخیر با توجه به عزل و نصب‌های زیاد در شهرداری رشت، واژه «ثبات مدیریتی» بیش از پیش شنیده می‌شود، این سؤال مطرح است که در رفتار و عملکرد شورا که یکی از منتقدین اصلی این‌گونه عزل و نصب‌ها هستند، تا چه حد اعتقاد به «ثبات مدیریتی» دیده می‌شود؟ آیا عملکرد شورای چهارم شهر رشت به شکلی بوده است که مسیر مدیریت شهری به مقصد ثبات منتهی شود؟ و اینکه نقش این‌گونه عزل و نصب‌ها در سطوح پایین مدیریتی چه میزان مهم است و آیا هرگونه تغییر با مسئله ثبات در تضاد است یا خیر؟

تغییرات مدیریتی، از شهرداری اصرار از شورا انکار
هر جا سخن از انتقاد است، موضوع عزل و نصب‌های شهرداری در سخنان اعضای شورای شهر می‌درخشد. حالا دیگر این موضوع به یکی از بحث‌های کلیشه‌ای جلسات شورای شهر بدل گشته است. در آخرین جلسه هفتگی شورای شهر رشت که در تاریخ ۹ اسفند برگزار شد، فرهاد شوقی، عضو شورا به مسئله عزل و نصب‌های اخیر شهرداری اشاره کرد و گفت: «مدیران ارشد استان تأکید بر ثبات مدیریتی در شهرداری به ویژه ثبات شهردار را دارند اما هفته گذشته که فضای رسانه‌ای معطوف به انتخابات بود از این فضا استفاده شد و باز هم تعدادی از مدیران شهرداری تعویض شدند. آنچه ثبات است بی‌ثباتی در مدیران شهرداری است و با توجه به اینکه بارها اعضای شورا تذکر کتبی و شفاهی در این زمینه به شهردار داده‌اند باز هم شاهد تغییرات مدیریتی هستیم».

حال مسئله اینجاست که آیا دخالت‌های اعضا شورای شهر در عزل و نصب‌های شهرداری قانونی است یا خیر؟ شورا شهر یک نهاد تصمیم‌گیرنده، سیاست گذار و ناظر است و حق دارد بر عملکرد شهرداری و ارگان‌های دیگر نظارت تام داشته باشد تا بتواند در جهت مطالبه حقوق مردم گام بردارد. اما بدون شک هر مدیر حق دارد که افراد مورد نظر خود را بر اساس سیاست‌ها و برنامه‌های کاری خود آن‌طور که عقیده دارد، چینش کند و بدون شک هیچ‌کس بهتر از او نمی‌داند که چه کسی در بدنه این سازمان ، راندمان و کارایی بهتری دارد. اما نباید از مسئله ثبات به عنوان یک ابزار انتقادی و اهرم فشار استفاده کرد؛ بر اهمیت ثبات مدیریتی هیچ جای شکی وجود ندارد اما معمولاً در بحث ثبات مدیریتی، تاکید بر ثبات در سطوح بالای مدیریتی مطرح است و گاهاً عزل و نصب‌ها و تغییرات در سطوح پایین نه تنها می‌تواند انگیزه و انرژی مضاعفی را به بدنه سازمان تزریق کند بلکه استفاده از تخصص و تجربیات افراد بر اساس سیاست‌های مدیریتی می‌تواند به افزایش راندمان منتهی شود. اما اعضا شورا شهر بر سر تغییرات مدیریتی در شهرداری با شهردار اختلاف دارند و تا کنون نسبت به این اقدام اعتراض زیادی را مطرح کرده‌اند. عدم وجود تعامل سازنده بین شورا و شهرداری وقتی بیش از پیش پررنگ می‌شود که، شهرداری نیز بی‌توجه به تذکرات اعضای شورا تغییرات مورد نظر خود را اعمال می‌کند. شورایی که به نظر می‌رسد بیش از آنکه شورای شهر باشد در نقش شورای شهرداری فعال است.

هادی الماسی

شهردار اسبق شهر رشت در خصوص دخالت شورای اسلامی شهر در عزل و نصب‌های شهرداری معتقد است: «اگر بخواهیم به شهرداری به شکل یک موسسه نگاه کنیم، شورای شهر در جایگاه هیئت‌مدیره و شهردار در جایگاه مدیرعامل قرار دارد؛ یعنی شهردار مجری مصوبات هیئت‌مدیره است. بنابراین شورای شهر قانوناً نمی‌تواند در عزل و نصب‌های شهرداری دخالت داشته باشد اما این حق را دارد که در عزل و نصب‌ها سیاست‌گذاری کند و خط‌مشی تعیین کرده و به شهردار پیشنهاد دهد که از چه نیروهایی بهره ببرد و از نیروهای شهرداری چگونه استفاده کند. در این میان برخی معتقدند که شورای شهر حق هیچ‌گونه دخالتی را در این خصوص ندارد و برخی نیز عقیده دارند که اختیار تام دارد. اما بنده با هیچ‌کدام این دو تفکر موافق نیستم. شورا به عنوان سیاست‌گذار باید بتواند نظر و عقیده خود را اعمال کند اما این موضوع نباید به شکل یک طرفه و با اختیار تام شورا همراه باشد. بلکه یک نوع تعامل و رفتار اعتدالی باید در هر دو سو برقرار باشد. به عقیده بنده شهردار باید برنامه‌های خود را درباره تغییر مدیران، عزل و نصب‌ها و تعریف پست‌های سازمانی جدید به شورا ارائه داده و مصوبات مربوط به آن را اخذ کند تا شورا نه تنها در جریان امور قرار داشته باشد بلکه بتواند نظرات و پیشنهادات خود را با شهردار در میان بگذارد و نتیجه مطلوب‌تری حاصل شود».

هادی الماسی با اشاره به عزل و نصب در سطوح مختلف مدیریت شهری به عنوان یک راهکار مثبت و تزریق انگیزه به بدنه شهرداری، می‌گوید: «عزل و نصب‌ها می‌تواند روح تازه‌ای به بدنه‌ی یک سازمان بدمد و باعث افزایش راندمان کاری شود. به هر حال، هر مدیر جدیدی که به مسند امور می‌نشیند، بهتر می‌داند با چه نیرویی می‌تواند کار کند و حق دارد نسبت به نوع نگاه و سیاست‌های کاری در چینش نیروهایش اقدامات لازم را عملی کند. اما عزل و نصب‌های مکرر نیز می‌تواند نتیجه عکس داشته باشد و نباید به شکل مرتب و مکرر این اتفاق بیافتد بلکه باید سعی شود که بر اساس سیاست‌های درست و صحیح اعمال شود؛ به طوری که این عزل و نصب‌ها بر اساس توانایی و دانش افراد باشد نه بر اساس سلایق و روابط و ملاحضات سیاسی».

وی در پاسخ به این پرسش که تجربیات گذشته نشان می‌دهد که اعضای شورا گاهاً به شهرداری به شکل غیررسمی فشار می‌آورند تا نیروهای وابسته به خود را در پست‌های شهرداری ورود داده و حتی رأی دادن به مصوبات را به شرط مطالبه پست بنا می‌گذارند، تصریح می‌کند: «اعضای شورا نمایندگان منتخب مردم هستند و با حمایت‌های مردم و هزینه‌های دیگران موفق به راه‌یابی به صحن شورا می‌شوند. در نتیجه این اعضا به دلیل وعده‌هایی که در زمان انتخابات داده‌اند و نسبت به هزینه‌هایی که دیگران صرف کرده‌اند، دینی به گردن خود احساس می‌کنند و از این طریق سعی می‌کنند به وعده‌های خود جامه عمل بپوشانند. اما این تنها یک زاویه برخورد با این مسئله است و از زاویه دیگر باید این حق را برای سیاست‌گذار و ناظر در نظر گرفت که بتوانند نسبت به اقدامات شهرداری نقد و نظر و پیشنهاد داشته باشند. اما در کل باید برای این مسئله تدبیر درستی اندیشیده شود که در تعامل دو سویه هم اختیار شهردار زیر سؤال نرود هم تأثیرگذاری شورا نادیده گرفته نشود».

الماسی با اشاره به اینکه شهردار باید توانایی توجیه اعضای شورا را داشته باشد، تاکید می‌کند: «شهردار باید دلایل خود را برای عزل یک مدیر به شورا ارائه دهد و سعی کند در نصب مدیر جدید اعضا را قانع کند که چرا این شخص برای این پست انتخاب شده است. نه اینکه صرفاٌ معیار قبول داشتن یا نداشتن یک شخص از سوی اعضای شورا باشد. روند عزل و نصب باید یک روند منطقی و با دلایل محکم باشد تا اعضا نسبت به این اقدام، نیاز لازم را احساس کنند. شاید این عقیده کمی ایده آلیستی و رؤیایی باشد اما اگر بحث بر سر تعامل و تعقل باشد، به هر شکل یک طرف قانع می‌شود و با رضایت می‌پذیرد».

عضو فعلی نظام‌مهندسی رشت با اشاره به اهمیت ثبات مدیریتی در سطوح مختلف معتقد است: «ثبات در هر سطحی اهمیت دارد. اهمیت ثبات تنها به رأس یک سازمان مربوط نیست بلکه در سطوح زیر نیز تأثیرگذار است. اما برخی از مدیران به سیستم چرخشی در پست‌های مختلف اعتقاد دارند که از نظر بنده خالی از اشکال نیست؛ زیرا با این کار سابقه، تجربه و تخصص و اشراف آن فرد نسبت به پست مربوطه نادیده گرفته می‌شود. مگر اینکه عقیده داشته باشید دیگران در این پست تخصص و کارایی بیشتری دارند. هرچند که گاهاً این‌گونه عزل و نصب‌ها به سمت جلو و مثبت است و نیاز است نسبت به سیاست‌های مدیریتی و به‌کارگیری درست‌تر توان و تخصص افراد این اتفاق بیافتد».

همان‌طور که پیش‌تر عنوان شد، یکی از انتقادهای اصلی اعضای شورا شهر رشت نسبت به عملکرد شهرداری، بحث عزل و نصب‌ها ست و مسئله‌ای که مکرراً عنوان می‌شود، تاکید بر اهمیت ثبات مدیریتی و عدم توجه لازم به این مهم از سوی شهردار است. اما به واقع باید دید بحث «ثبات مدیریتی» به عنوان یک اعتقاد راسخ در تفکر شورا شهر رشت وجود دارد یا اینکه تنها به عنوان یک شعار و یک ابزار انتقادی هر از چند گاهی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر رفتار و عملکرد اعضای شورا را در مدت اخیر مورد واکاوی قرار داده و به زیر ذره بین ببریم،می‌توان نمونه‌های عینی زیادی در رد این اعتقاد مطرح کرد. به عنوان مثال؛ اگر عبارت «استیضاح شهردار رشت» به روی اینترنت جستجو کنیم، خواهیم دید که این عبارت یکی از پرکاربردترین عبارت‌ها در فضای رسانه‌ای رشت و سخنان اعضای شورا شهر است. بدون شک طرح مسئله استیضاح هر از چند به یک بار،نتیجه‌ای جز ایجاد التهاب و افزایش تشنج فضای موجود ندارد. و بدیهی ست که آن دسته از اعضا شورا که علاقه وافری در استفاده از اهرم استیضاح دارند،نمی‌توانند قلباً به «ثبات مدیریتی» اعتقاد داشته باشند زیرا راهکاری به نام استیضاح که قانون برای شرایط خاص همچون تخلف و قانون‌شکنی پیش‌بینی کرده، اگر تبدیل به یک اصل عادی و پر تکرار تبدیل شود، نه تنها ثبات مدیریتی را تحت شعاع قرار می‌دهد بلکه می‌تواند سد بزرگی بر سر مسیر توسعه باشد.

این مدیر با سابقه در پایان در خصوص اهرم فشاری به نام استیضاح که بر سر شهرداران قرار دارد،می‌افزاید: «قانون این راهکار را پیش‌بینی کرده تا امکان نظارت وجود داشته باشد. همانطور که در دستگاه‌های دیگر مثل کابینه دولت دیده می‌شود که نمایندگان مجلس می‌توانند وزرای دولت را استیضاح کنند. اگر استیضاح نباشد، نظارت هم وجود ندارد و عدالت هم اجرا نمی‌شود. اما اینکه از اهرم استیضاح سوءاستفاده کرد و هر ماه به یک بار به شکل تهدید برای پیشبرد اهداف و تحت فشار قرار دادن شهردار بهره جست، مسلماً نه تنها اشتباه است بلکه نافع ثبات مدیریتی است. شورا ناظر شهر و شهرداری است اما استیضاح را نباید چماق کرد؛ ولی نظارت باید باشد تا شهرداری بداند افرادی به نمایندگی مردم ناظر اعمالش هستند».

الماسی در خصوص بحث ثبات مدیریتی در شهرداری، عنوان می‌کند: «یک شهردار برای پیاده‌سازی دقیق برنامه‌های خود حداقل به چهار سال زمان نیاز دارد. مدت زمان انتصاب شهردارها معمولاً بر مبنای چهار سال است و این مبنا بر اساس یک قاعده و اصول تعیین شده است. همانطور که در شهرهای توسعه‌یافته می‌بینیم که این ثبات مدیریتی وجود دارد و زمان کافی در اختیار مدیر مربوطه قرار می‌گیرد تا بتواند در اجرای برنامه‌های خود فرصت و امکان لازم را داشته باشد».

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz