گفت و گو با دکتر رضا رسولی، رییس کمیسیون حمل و ترافیک شورای شهر رشت درباره تراموا
تراموا، علمی‌ترین راه برای حل مشکل ترافیک است

رشت رویایی- ترافیک و کنترل ترافیک یکی از پویاترین بحث‌های علمی است که همگام با تحولات بشری به روز شده است. با توسعه بی‌رویه شهرنشینی، ترافیک به یکی از معضلات اصلی شهرها تبدیل شده و کارشناسان حمل و نقل، توسعه وسایل نقلیه همگانی را تنها راه حل مشکل ترافیک می‌دانند. با تحولاتی که در یک سال گذشته در بحث مدیریت شهری اتفاق افتاده، شاهد طرح‌های روزآمدی برای اداره ترافیک شهر هستیم. تمرکز بر سیستم حمل و نقل همگانی سیاست اصلی شهرداری رشت برای کنترل ترافیک است. احداث خطوط بی‌آرتی و افزایش تعداد اتوبوس‌ها همگی در این راستا انجام شده است. اما خبر خوب در این زمینه تصویب طرح احداث تراموا در رشت است که با همکاری شهرداری و شورای شهر به زودی احداث آن آغاز خواهد شد. در این زمینه با دکتر رسولی که تحصیلاتش در حوزه ترافیک است و از یک سال و نیم پیش انرژی زیادی را صرف تصویب طرح احداث تراموا در رشت کرد گفت و گو کردیم.

جلسه شورای شهر رشت - 9 اسفند 1394 - رضا رسولی

زمان زیادی بود که رویای مردم این شهر تراموا بود و کسی که کلید این پروژه‌ها را در رشت زد شما بودید که تقریباً از یک سال پیش این موضوع را مطرح کردید و از همان زمان عده زیادی از دوستان شما حتی فکر نمی‌کردند که به این شکل جدی بتوانید این پروژه را در بودجه بگنجانید. کاری که نمی‌شد را چگونه عملی کردید؟
بررسی حوزه حمل و نقل شهر رشت یک سری راه حل‌های مشخص را در ذهن هر کسی که تخصص داخلی در حوزه ترافیک داشته باشد متبادر می‌کند. اولاً ما در شهری زندگی می‌کنیم با تراکم بالای جمعیتی و عرض معابر کم. برای مدیریت کردن این حجم از تقاضای سفر در این عرض معابر دو راه بیشتر وجود ندارد؛ توسعه شبکه راه‌های شهری و بازگشایی که انجام می‌شود و به هر حال در طول دو سال و اندی که از عمر شورای چهارم می‌گذرد تکلیف پروژه انسان‌دوست و بلوار امام علی از فلکه فرزانه تا میدان امام علی به مناقصه گذاشته شده و بحث تملکات انجام شده و فکر کنم به زودی بازگشایی انجام شود.

ما منابع محدودی در اختیار داریم. با این حال وضع پروژه‌های بازگشایی خوب است و امسال هم پروژه‌ی تختی سعدی ادامه بلوار آیت‌الله احسان‌بخش سعدی به سرگل در دستور کار جدی ما قرار دارد. اگر در سال گذشته تختی سعدی انجام نشد ما آن را منوط کرده بودیم به فروش املاک مشارکتی شهرداری و به دلایل قانونی فروش انجام نشد و یک سری ابهاماتی وجود داشت که باید رفع می‌شد، ابهاماتی در حوزه قدرالسهم شهرداری و مشارکتی که با شرکت عمران مسکن‌سازان در پروژه‌ی نبش خیابان ۹۲ داشت. خب این بازگشایی‌ها یک بخش از ماجراست و از آن طرف با واقعیت دیگر مواجه هستیم که ۸۸ درصد تقاضای سفر ما را وسایل نقلیه سواری پوشش می‌دهد و این برای شهر یک فاجعه محسوب می‌شود. ما در ترافیک نمی‌خواهیم چرخ را دوباره اختراع کنیم. ما در دنیا یک مقطع زمانی را گذراندیم؛ در دهه ۱۹۷۰ در ایالت متحده که منابع مالی بسیاری در حوزه حمل و نقل هزینه شد، راه‌های چهاربانده به شش بانده و هشت بانده و شانزده بانده و به طبقات مختلف تبدیل شدند و همین‌طور وسایل نقلیه خیلی راحت و بزرگ و خیلی لوکس ساخته شد. اما دانش به این نتیجه رسید که هرچقدر سطح عرضه اضافه شود، سطح تقاضا هم به همان نسبت اضافه می‌شود بنابراین یک جایی در دهه ۱۹۸۰ دنیا به این نتیجه رسید که این راه درستی برای کنترل ترافیک نیست.

مباحثی مثل TDM و TSM مطرح شد که بحث مدیریت عرضه و تقاضا در ترافیک را دربرمی گیرد. رویکرد به سمت سیستم حمل و نقل همگانی از نو آغاز شد در همان موقع در آمریکا خیلی از قطارها و متروها و بسیاری از سیستم‌های حمل و نقل همگانی که داشتند خاک می‌خوردند و کار نمی‌کردند دوباره راه‌اندازی و استفاده شد و امروز نگاه می‌کنیم که در جوامع پیشرفته در حوزه حمل و نقل همگانی به سهم قابل ملاحظه‌ای رسیده‌اند.

پس این راهی است که قبلاً آزموده شده است.
بله، ما امروز دو راه حل داریم یا خودمان و مردم را بخواهیم فریب دهیم و حرف‌هایی بزنیم که حرف‌های بی‌ریشه و بی‌اساس است و بگوییم ما باید زیر ساخت حمل و نقل ایجاد کنیم، خیابان باز کنیم که این کار باید انجام شود. ولی چون ما منابع مالی محدودی داریم و نمی‌خواهیم منابع مالی محدود را در جاهای نامعینی هزینه کنیم، دنیا به این سمت نمی‌رود که بخواهد پل بزند حرف‌هایی بزند که توجیه منطقی و اقتصادی ندارد. مثالی که خیلی اوقات شنیده می‌شود چپ‌گرد حمیدیان است. از این حیث که باید به فکر مردم حمیدیان بود. من به عنوان مهندس ترافیک عرض می‌کنم که آن چپ‌گرد نه توجیه ترافیکی دارد نه توجیه محیط‌زیستی و نه توجیه عقلانی. به این‌خاطر که شما تعداد زیادی درخت آزاد در ورودی حمیدیان دارید. چپ‌گرد فاتحه آن درختان را خواهند خواند. گذشته از این، برخی مردم حمیدیان از امکانات اولیه زندگی بی‌بهره هستند. ما به جای اینکه به امکانات خیلی اولیه زندگی آن‌جا فکر کنیم آیا بزرگ‌ترین مشکل مردم عزیز آن منطقه واقعاً آن چپ‌گرد است یا از آن چپ‌گرد فقط مردم عزیز آن منطقه استفاده می‌کنند؟

بنابراین این حرف‌ها کلی‌گویی‌هایی است که خروجی برای این شهر ندارد. مگر اینکه بخواهد زمانی را بیشتر از این هدر دهد. قطعا ورودی حمیدیان یک راه حل بسیار محترمانه و بسیار دوستدار مردم دارد. چون اساساً ما هیچ‌وقت علاقه‌مند نیستیم وقتی از در خانه بیرون می‌آییم دیوار بتنی جلوی روی ما باشد؛ ترجیح می‌دهیم یک فضای خیلی شهری مناسبی در اختیار مردم ما باشد. برای باز کردن گره ترافیکی حمیدیان قطعاً راه حل‌های مناسب هم سطح وجود دارد که باید انجام شود.

همین‌طور برای بهسازی و حل گره خیابان شهید رجایی به چمارسرا هم راه هم‌سطح وجود داشت. بنده همان موقع با زدن زیرگذر زیاد موافق نبودم ولی چون هزینه راه هم‌سطح آن به دلایلی معادل زیرگذر می‌شد به این نتیجه رسیدیم که زیرگذر هم روشی است که می‌توان از آن استفاده کرد. در حال حاضر هم در حال انجام است که به دلایلی خیلی طولانی شده که آن هم جای نگرانی دارد. بنابراین سیستم باید تمرکز و تمایل پیدا کند به سمت سیستم‌های توسعه حمل و نقل همگانی و این قضیه اظهر من الشمس است. تمام کسانی که حوزه‌های ترافیک شهر رشت مطالعه کرده‌اند، چه مشاوران معین، چه مشاور طرح جامع، چه شورای ترافیک استان، چه شورای عالی ترافیک در کشور – که نامه و مستندات‌شان کاملاً واضح و مشخص است- همه به این قضیه اشاره کرده‌اند. حالا که بحث توسعه سیستم حمل و نقل همگانی را داریم اینجا سؤال دیگری پیش می‌آید که چه سیستم حمل و نقل همگانی؟ به هر حال در این شهر یک مدتی روی بحث مترو کار شد و من هم به مترو بی‌اعتقاد نیستم اما اگر بخواهیم حرف فنی بزنیم، نه حرف احساسی و بدون پشتوانه، حتی در حوزه برنامه‌ریزی حمل و نقل در سیستم‌های که خودش می‌خواهد هزینه ایجاد یک ساختاری مثل سیستم شهر را بدهد قطعاً برای اجرای یک زیرساخت حمل و نقل همگانی نیاز به یک سری ساب‌ترانزیت داریم، ساب ترانزیت یعنی مدهای پایین دستی. این‌که ما بگوییم در یک شهری ۸۸ درصد تقاضای سفر ما متمرکز روی وسایل نقلیه شخصی است و بعد ما می‌خواهیم روی مترو کار کنیم، در حالی‌که وسیله نقلیه شخصی ظرفیت زیر ۱۰۰۰ نفر در ساعت دارد و مترو ظرفیت ۶۰ هزار نفر در ساعت، مثل این می‌ماند که بخواهیم با انگشت‌دانه استخر آب را پر کنیم و این باعث می‌شود روند این‌قدر زمان‌بر می‌شود که توجیه اقتصادی این پروژه را کاملاً زیر سؤال می‌برد.

و راه‌حل، تراموا است؟
یکی از اصول علم ترافیک این است که برای اینکه از یک مد حمل و نقل به یک در دیگر بروید باید یک توالی داشته باشید. این لازمه‌اش این است که اگر تاکسی دارید بعد ون، مینی‌بوس و اتوبوس، بی‌آرتی، تراموا و ال آرتی و نهایتاً مترو داشته باشید. ممکن است چند تا از این‌ها جایش خالی باشد، ولی نمی‌توانید همه این‌ها را نداشته باشید بعد بروید سراغ مترو. در تهران هم بعد از راه‌اندازی خطوط BRT می‌بینیم که راندمان خطوط مترو به‌طور قابل ملاحظه‌ی افزایش پیدا می‌کند و خطوطی که خیلی ضررده بودند می‌بینید که حداقل به نقطه سر به سر نزدیک می‌شوند. بنابراین ما بر اساس همین مبانیٰ مطالعات اولیه و خروجی که مطالعات مشاورین داشت به این نتیجه رسیدیم که باید برویم به سمت تراموا. مشاور طرح جامع ما کاملاً شهر را مدل کرد و می‌داند که چه چیزی مدنظرش است. شورای عالی ترافیک نسبت به این قضیه واقف و آگاه است ما هرکاری که داریم انجام می‌دهیم با دبیر شورای عالی ترافیک کشور که دکتر همدانی بودند و امروز آقای مهندس محمدیان هستند در مورد این قضیه صحبت شده است و در جریان کامل قرار دارند و باید کاری کنیم که بتوانیم در نهایت تصویب آن را بگیریم. بر اساس همین مبانی به سمت توسعه خطوط BRT در کنار توسعه سیستم اتوبوس‌رانی و همین‌طور خطوط تراموا رفتیم و نهایتاً تا جایی پیش رفتیم که شش پلن مشخص اقتصادی را تصویب کردیم و در اختیار شهرداری قرار دادیم تا پلن نهایی اقتصادی به شورا بیاید و مورد بحث قرار گیرد و تصویب شود.

بنابراین قضیه تراموا خیلی اتفاق پیچیده و نوآورانه‌ای نیست و یک بحثی است که بالاخره باید مطرح می‌شد. تقریباً مثل قرص استامینوفن می‌ماند که همه برای سردرد تجویز می‌کنند. هر کسی که به سیستم حمل و نقل آگاه است غیر از این راه دیگری را پیشنهاد نمی‌کند.

در دوره گذشته مدیریت شهری مدتی در مورد مونوریل بحث شده بود.
مونوریل یک کتگوری پرهزینه و کم‌بازده ریلی است که تقریباً در کل دنیا بیشتر از ۱۵۰۰ کیلومتر خطوط مونوریل نداریم. در قالب حمل و نقل شهری فوق سریع BRRT خیلی خوب جواب داده است، ولی معمولاً در انواع شهری به عنوان خطوط اکسپرس خوب عمل می‌کند، یعنی مبدأ و مقصد. مثلاً مونوریلی که در کوالالامپور فرودگاه را به داون تاون (هسته شهر) وصل می‌کند ولی این‌که بخواهد به صورت گردشی و ترانزیت عمل کند معمولاً توجیه اقتصادی پیدا نمی‌کند. دسترسی به ایستگاه به دلیل یک سری محدودیت‌هایی که وجود دارد خیلی پیشنهاد نمی‌شود، چون در نوع سریع و اکسپرس آن در دنیا کار شده و جواب نداده است. در کل دنیا ۱۵۰۰ کیلومتر خیلی زیاد نیست. ما با آزادسازی حریم رودخانه، یک معبر بسیار خوب و مناسب داریم. در تمام دنیا خطوط تراموا در حاشیه رودخانه‌ای وجود دارد. خطوط تراموا در حاشیه در حال کار است که هم برای گردشگری و هم برای ترافیک روزمره شهر خیلی مفید است. وقتی ما این فرصت را از شمال به جنوب شهر داریم به نظرم می‌آید رفتن به سمت مونوریل خیلی گران است.

در گزارش مردمی که درباره تراموا تهیه کردیم یک دغدغه‌ی ترافیکی که وجود داشت این بود که مردم می‌گفتند آیا خیابان‌های ما توان حضور تراموا را دارد؟ مسیر حرکت تراموا در خارج از مسیر خیابان معمولی است؟
خیر، تراموا در مسیر خیابان‌های موجود ما حرکت می‌کند. ما یک جایی باید یک تصمیم بزرگ با خودمان بگیریم که آیا می‌خواهیم در حوزه ترافیک این شهر کاری انجام دهیم یا نه یا همین وضعیت موجود را می‌پسندیم. اگر قرار است کاری در این سیستم انجام شود قطعاً فقط با توسعه سیستم‌های حمل و نقل همگانی انجام می‌شود، هیچ راه موازی دیگری نداریم. این‌که بگوییم کمربندی زده شود، باید زده شود و بحثی وجود ندارد؛ ولی آیا کمربندی که از احمدگوراب به گیل می‌خورد، دسترسی شما را به میدان صیقلان بهبود می‌دهد یا دسترسی شما را به مطهری بهبود می‌دهد؟ این‌ها سوال‌هایی است که جواب منطقی و مشخصی دارد. در همه دنیا و همه افراد در آمریکا * وسیله نقلیه پرخانوار خانواده ۷۵/۲ است. در جوامع شرقی آمریکا در هر خانواده ۷۵/۲ صدم وسیله نقلیه دارید این در شهر ما امروز به ۲/۱ رسیده است آیا آنها هم هر جایی که بخواهند بروند از وسیله نقلیه شخصی استفاده می‌کنند و یا نه از سیستم‌های همگانی استفاده می‌کنند؟ هیچ شکی وجود ندارد، سیستم‌های همگانی کیفی باشند، سیستم‌های دوستدار شهروند هستند. مطمئن باشید در شهر ما خیلی تجربه نکردیم، اما کسانی که در بازار تهران بیزینس می‌کنند که یک چرخه اقتصادی خیلی قوی دارد، تمایل دارند از مترو به جای وسیله نقلیه شخصی استفاده کنند.

من فکر می‌کنم این نگرانی‌ها در فقدان آن سیستم حمل و نقل همگانی شایسته و در مورد مردم رشت که نوگرا هستند و دوست دارند چیزی که استفاده می‌کنند لوکس باشد، باعث شده که این نگرانی را داشته باشیم. کاری که ما علاقه‌مندیم و می‌خواهیم انجام دهیم کاری است که بسیار شایسته و درخور است. از طرفی اگر ما ادعا می‌کنیم که شکاف اقتصادی موجود در جامعه ما را نگران و ناراحت می‌کند پس باید این را بپذیریم که این شکاف را باید در برنامه‌ریزی‌مان کم کنیم.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz