بیل گیتس اینطور بخشید؛ بخشنده‌های ما کجایند؟

بیل گیتس

رشت رویایی- بیل گیتس، ثروتمندترین فرد جهان و پایه‌‌گذار و مدیر شرکت «مایکروسافت»، اعلام کرده است ثروت خود را در اختیار بنیاد خیریه‌ای می‌گذارد که خود تأسیس کرده است و بدین ترتیب فرزندان او از این ثروت نصیبی نمی‌برند.

به گزارش «عصر ایران»، بیل گیتس می‌گوید: «به نفع فرزندانش نیست که صاحب چنین ثروت هنگفتی شوند. آنها باید با توانایی‌های خودشان آینده و رؤیاهای خود را بسازند‌».

نکته جالب‌تر این که گفته است فرزندان او از این تصمیم حمایت می‌کنند.

اظهارات او پس از آن در رسانه‌ها انعکاس یافت که شایعاتی شنیده شده بود که گویا سه فرزند جوان و نوجوانِ بیل و ملیندا گیتس از این تصمیم رنجیده و ناخرسندند و حتی بر نوع رابطه خانوادگی آنان تأثیر گذاشته است.

توضیحات تازه بیل گیتس در واقع پاسخ به همین شایعات است چنان‌که یادآور شده است:

هر سه فرزند (جنیفر ۲۰ ساله، روری ۱۷ ساله و فب ۱۴ ساله) از نزدیک در جریان فعالیت‌های خیریه بنیاد او هستند و با سفر به نقاط مختلف دنیا در جریان فعالیت‌های خیریه این بنیاد برای ریشه‌کن کردن فقر و کمک به فقرا قرار گرفته‌اند و به همین خاطر به خوبی دلیل این تصمیم والدینشان را می‌دانند.

«جنیفر» فرزند بزرگ «بیل و ملیندا» دانشجوی سال دوم در دانشگاه استنفورد است و دو فرزند دیگر آنها مشغول تحصیل در دبیرستان و در کنار پدر و مادرشان در حومه سیاتل واشنگتن زندگی می‌کنند.

بیل گیتس می‌گوید فرزندانش به اندازه کافی آموزش دیده‌اند و می‌توانند آینده زندگی خود را تأمین کنند و نیازی به ارثیه خانوادگی‌شان ندارند.

او همچنین اذعان کرده است حمام‌های بی‌مصرف و زیاد خانه شخصی و پروازهای بی‌شمار با جت شخصی به دور دنیا نوعی «اسراف» بوده است.

این خبر به‌قدری قابل تأمل است که نمی‌توان نکاتی را درباره آن مطرح نکرد:

۱- ثروت بیل گیتس سر به ۷۰ میلیارد دلار می‌زند. ۷۰ میلیارد دلار از کل صادرات نفت خام ما در یک سال بیشتر است!

تا کنون نیز ۳۰ میلیارد دلار به این بنیاد بخشیده است. تأسیس بنیادهای خیریه در غرب امر مرسومی است. این‌گونه بنیادها مؤسساتی هستند که کسی نفع شخصی از آنها نمی‌برد و منافع آن متوجه عام می‌شود.

رفتار بیل گیتس را می‌توان با برخی نوکیسه‌های وطنی مقایسه کرد که تا به پولی می‌رسند دیگر خدا را بنده نیستند و به زمین و زمان فخر می‌فروشند. این در حالی است که اگر ثروت فردی در ایران ۱۲۰ میلیارد تومان باشد به دلار تنها ۳۰ میلیون (و نه میلیارد) دلار می‌شود اما بسیار بعید است چنین فروتنی‌ای را از او مشاهده کنید!

۲- همین حالا فردی به اتهام باز پس ندادن ۲ میلیارد یورو از پول نفت در زندان است. این‌که ۷۰ میلیارد دلار از پول خودت را صرف کارهای خیریه کنی تا فقر و بیماری در مناطقی دور دست ریشه‌کن شود کجا و این‌که ۲ میلیارد یورو از اموال عمومی را نزد خود نگاه داری کجا؟!

۳- ثروت بیل گیتس نه رانتی است، نه ارثی به او رسیده، نه ملک جابه‌جا کرده، نه بیت‌المال را به جیب ریخته است؛ بلکه ایده‌هایی را به پول تبدیل کرده که سبک زندگی و اشتغال بشر را در سطوح مختلف تغییر داده و به خاطر همین است که می‌گوید فرزندانشان نیز باید با توانایی‌های خودشان آینده و رؤیاهایشان را بسازند. در ایران اگر کمتر کسی چنین انگیزه‌ای دارد شاید به خاطر این باشد که می‌داند خودش ایده و رؤیایی را به ثروت بدل نکرده تا فرزندان هم چنین کنند!

۴- در ایران ما البته سرمایه‌دار و مدیر شرکت در حد بیل گیتس نداریم و از صاحبان مال و مکنت نیز نمی‌توان انتظار داشت که همه دارایی خود را ببخشند اما خوشبختانه هستند کسانی که حاضرند ثلث اموال خود را در اختیار این‌گونه مؤسسات عام‌المنفعه که هیچ وابستگی دولتی و حکومتی هم ندارند قرار دهند.

نویسنده این سطور به سبب ارتباط رسانه‌ای با برخی از این انجمن‌ها از این موضوع آگاه شده و خوب است این سنت رواج یابد. تصور کنید دکتر محمود افشار املاک خود را وقف نکرده بود. آیا اکنون در یکی از بهترین نقاط تهران بنیاد افشار و کانون زبان فارسی برپا بود و باز این همه نشست در آن برگزار شده بود؟

چنانچه این سنت رایج شود که افراد متمکن ثلث اموال خود یا حتی درصد کمتری را در اختیار یک نهاد خیریه قرار دهند و این موضوع در مراسم ترحیم اعلام شود، می‌توان امید داشت که این کار خیر رواج یابد. چه اشکالی دارد که از یک میلیارد تومان قیمت یک ملک یا یک مغازه موروثی ۳۰۰ میلیون تومان به بنیادی خیریه یا عام‌المنفعه با اهداف فرهنگی و هنری و درمانی برسد؟

اگر این بنیادها در غرب نبود، سرمایه‌داری مجالی برای دیگران باقی نمی‌گذاشت و با همین رفتارهاست که بخشی از آفات و عیوب ناشی از اقتصاد سرمایه‌داری را رفع و مهار کرده‌اند.

چه بیل گیتس باشی چه یک شهروند عادی روزی پیمانه عمر پر می‌شود و چه بهتر که صاحبان ثروت و مکنت برای آینده این اموال تدبیر شایسته‌ای اندیشیده باشند.

خیلی دل می‌خواهد که همه را ببخشی و فرزندان را به کل بی‌نصیب بگذاری و البته کسی دوست ندارد فرزندان به جای دعا و ستایش، سرزنش کنند اما برای اختصاص بخشی از آن به یک بنیاد یا انجمن یا مؤسسه فرهنگی یا هنری کافی است فرد تصور کند به جای ۳ فرزند، ۴ فرزند دارد!

روی این سخن البته با کسانی است که لَنگ مخارج روزانه نیستند و مال و مکنتی دارند نه کثیری که از بام تا شام در پی لقمه‌ای نان حلال روان و دوانند…

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz