گفتگوی رشت رویایی با دکتر مسعود دلخواه، داور جشنواره استانی تئاتر گیلان
بازی‌های باکیفیت و ایده‌های کارگردانی از نکات مثبت این دوره است

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- جشنواره استانی تئاتر گیلان وارد سومین روز شد و ۶ اثر از ۹ نمایش پذیرفته شده در جشنواره به روی صحنه رفت. هرچند بیست و نهمین دوره جشنواره استانی از لحاظ اجرایی خالی از اشکال نبود اما این دوره را از چندین حیث باید جشنواره موفقی دانست. جشنواره امسال در مقایسه با دوره‌های اخیر از تب و تاب خاصی برخوردار بود و مهمترین نکته این دوره را شاید باید به استقبال چشمگیر تماشاگران مربوط دانست. اما از دیگر نکات قابل ملاحظه این جشنواره تنوع آثار و شیوه‌های اجرایی متفاوت در بین آثار پذیرفته شده بود که به نظر می‌رسید توانسته مخاطبان خود را راضی نگهدارد و از یکنواختی آثار همچون سال‌های قبل پرهیز کند. یکی دیگر از نکاتی که به جشنواره امسال وزن و اعتبار ویژه‌ای بخشید و رقابت را بین گروه‌ها حساس‌تر کرد، حضور چهره‌های سرشناس عرصه تئاتر کشور همچون دکتر مسعود دلخواه، دکتر محمدرضا خاکی و کوروش نریمانی در مقام داور بود.

مسعود دلخواه

دکتر مسعود دلخواه کارگردان، مدرس و منتقد تئاتر در بین اهالی هنرهای نمایشی به خصوص دانش‌آموختگان این رشته از جایگاه و محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است. او در سال ۱۹۹۷ از دانشگاه کانزاس آمریکا فارغ‌التحصیل شد. دلخواه در زمستان ۱۳۸۶ به عنوان کارگردان برتر عرصه تئاتر کشور انتخاب شد. همچنین در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر ۱۳۸۹، موفق به دریافت جایزه‌ی برتر بازیگری مرد شد و اردیبهشت سال بعد، ۱۳۹۰، جایزه‌ی «بازیگر برتر سال» را از انجمن تئاتر ایران دریافت کرد. او در سال ۱۹۸۹ و ۲۰۱۱ مدرس برتر بازیگری در کشور آمریکا انتخاب شد. مسعود دلخواه در زمینه‌ی آموزشی و سوابق تدریس در آمریکا وایران سابقه‌ی درخشان و طولانی دارد. بیست و پنج سال تجربه‌ی کاری با بازیگران، کارگردانان، طراحان صحنه و نمایشنامه نویسان دانشگاهی در این کارنامه‌ی کاری درخشان دیده می‌شود. در رزومه‌ی دکتر مسعود دلخواه تألیف، ترجمه و چاپ مقالات متعدد در حوزه تئاتر و هنرهای نمایشی در مجلات و فصلنامه‌های تخصصی تئاتر ثبت شده است. با دکتر مسعود دلخواه داور بیست و نهمین دوره جشنواره استانی تئاتر گیلان در مورد این جشنواره و سطح کیفی آثار گفتگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

دو روز از جشنواره استانی تئاتر گیلان را پشت سر گذاشتیم و ۶ نمایش تا کنون به روی صحنه رفته است. می‌خواستم در مورد سطح کیفی آثار به اجرا درآمده نظرتان را جویا شوم؟
در واقع گیلان یک خاک هنرمندخیز دارد. من اولین‌بار نیست که به رشت می‌آیم؛ قبلاً هم برای داوری به رشت آمده بودم و هربار با خاطرات خوبی این شهر را ترک کردم. چه از لحاظ مهمان‌نوازی مردم رشت چه از لحاظ هنرمندان جوان و مشتاق، همیشه سفر به این شهر با یک حس رضایت برایم همراه بوده است. ۲ روز از جشنواره را پشت سر گذاشتیم و در طول این ۲ روز ۶ نمایش دیدیم. اگرچه برخی از متن‌ها قبلاً در تهران یا جاهای دیگر اجرا شده بودند ولی به عقیده من بازی‌های بسیار با کیفیت و قابل قبولی از بازیگران استان گیلان شاهد بودیم. و حقیقتاً ایده‌های خوبی در کارگردانی و بعضاً در طراحی صحنه نیز وجود داشت. بدیهی است که در میان این آثار مثل هر جشنواره دیگر کار ضعیف هم وجود داشت. در کل می‌توانم بگویم که این دوره از جشنواره خلاف انتظار ما نبود. یعنی هم کارهای خوب دیدیم، هم کارهای متوسط و هم کارهای ضعیف. در کل من در این ۲ روز از کیفیت آثار راضی بودم و می‌دانم که جوانان با استعداد استان گیلان همیشه رو به پیشرفت بودند و هستند. در عین حال گیلان تماشاگران خوبی هم دارد که نکته قابل ملاحظه‌ی تئاتر گیلان است.

اتفاقاً سوال بعدی من هم همین بود. با توجه به اینکه شما در جشنواره‌های زیادی در استان‌های مختلف حضور داشتید، می‌خواستم نظرتان را در مورد استقبال مردم از این جشنواره جویا شوم؟
بله، هر شب سالن‌ها پر است. حتی یک سالن بزرگ مثل سالن سردار جنگل که فکر می‌کنم در حدود ۳۰۰-۴۰۰ نفر ظرفیت دارد شاهد بودیم که همه صندلی‌ها پر می‌شود و حتی خیلی از مردم سرپا می‌ایستند و کار را تماشا می‌کنند. این‌ها نشان می‌دهد که انگیزه لازم و علاقه مورد نظر بین مردم وجود دارد. و اینطور که من شنیدم و گزارش‌ها رسیده است، اجراهای عموم هم با استقبال مواجه می‌شود. این‌ها خبرهای خوبی برای تئاتر گیلان است و امیدوارم مسئولین هم این علایق و نشانه‌ها را دریابند، به آن احترام بگذارند و روز به روز امکانات و تجهیزات بیشتری در خدمت هنرمندان تئاتر رشت و دیگر شهرهای استان گیلان قرار دهند.

نمایش «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» - شهریور ۱۳۹۵

برگزاری خود جشنواره از لحاظ اجرایی و کیفی چطور ارزیابی می‌کنید. مثلاً در روز اول شاهد بودیم که کار آقای کوشک جلالی که اتفاقاً یک کارگردان پرمخاطب است در پلاتوی کوچکی در شرایط سخت برگزار شد. اصلاً اجرای کار در پلاتو مناسب جشنواره می‌تواند باشد؟
بنده حقیقتاً از سالن‌ها راضی نبودم. فکر می‌کنم هیچ‌کدام از سالن‌ها دارای استانداردهای لازم یک سالن تئاتر نبودند. مخصوصاً سالن‌های کوچک که بیشتر در حد یک پلاتو برای تمرین بود. این ایراد وارد است. من یک سالن مجهز و با کیفیت در این جشنواره ندیدم و برایم عجیب است که شهر رشت با این پشتوانه تئاتری چطور دارای یک سالن خوب نیست. شاید در حال تدارک و ساخت باشد ولی این ۳-۴ سالن که ما دیدیم دارای اشکالات زیاد بودند، بعضی بسیار کوچک بود و تماشاگران جا نداشتند بنشینند یا صندلی‌های راحت و تهویه نداشت. یا بعضی از این سالن‌ها شبیه سالن سینما بود. در مجموع این مشکل وجود داشت. امیدوارم یک سالن مجهز و با کیفیت مناسب اجرای تئاتر در رشت تدارک دیده شود تا هنرمندان این استان بتوانند در شرایط مناسبی به کار بپردازند و مخاطبان هم برای تماشای تئاتر ترغیب شوند.

ما در سال‌های گذشته یک دوران رکود چندساله را در تئاتر گیلان پشت سر گذاشتیم و به خصوص در قالب جشنواره سطح آثار از کیفیت قابل قبولی برخوردار نبود. همین موضوع هم باعث شده بود تماشاگران تئاتر را از دست بدهیم. اما طی یکی دو سال گذشته به نظر می‌رسد اقبال عمومی از تئاتر بالا رفته و کیفیت آثار و تنوع اجرایی هم افزایش یافته است. هرچند این موضوع نیازمند یک مطالعه دقیق علمی است اما در حالت سطحی‌نگرانه‌اش می‌توان حضور اسامی برند و چهره‌های شاخص که از تهران می‌آیند را بی تأثیر ندانست. ارزیابی شما از این مسئله چیست و فکر می‌کنید چطور می‌شود این تماشاگر را حفظ کرد و افزایش داد؟
مسلماً دعوت از گروه‌ها و هنرمندان حرفه‌ای که از تهران به شهرستان‌ها می‌روند می‌تواند یک اتفاق خوب باشد. در عین حال آنها نباید الگوی جوانان و هنرمندان شهرستان باشند. یعنی این فکر اشتباه است که بگوییم چون چند نفر چهره حرفه‌ای به شهر ما آمده است پس جوانان ما هم باید مثل آنها کار کنند. تئاتر باید به اصطلاح اوریجنال باشد. این اتفاق به شکل یک تبادل فرهنگی با دیگر شهرها و کشورها وجود دارد و روی هم تأثیر می‌گذارد اما نباید تابع و مقلد باشد. بچه‌های شهرستان نباید فقط چند تا از هنرمندان تهران را به عنوان الگو انتخاب کنند و سعی کنند شبیه آنها کار کنند، این یک اشتباه محض است؛ چون خودشان می‌توانند اصالت داشته باشند و اوریجنال کار کنند. ضمن اینکه از بازیگران و کارگردان‌های حرفه‌ای می‌توان دعوت کرد بیایند و ورکشاپ‌های آموزشی برگزار کنند یا اجراهای عمومی به روی صحنه ببرند. تمام دنیا این اتفاق می‌افتد که گروه‌های حرفه‌ای تور می‌دهند، به شهرهای مختلف می‌روند و تأثیر خودشان را هم می‌گذارند. نکته مهم این است که ما تقلید و کپی نکنیم، سعی کنیم روی پای خود بایستیم و با اندیشه و ایده‌های خودمان پیش برویم؛ ایده‌هایی که با تماشاگر آن شهر رابطه برقرار کند. مثلاً برخی از اجراها را دیدیم که خیلی زحمت کشیده بودند اما مطمئن هستم که اجرای عموم این کارها با تماشاگر عموم ارتباط برقرار نمی‌کند. مسئله مهم در این است که در هر شهری وقتی یک تئاتر به روی صحنه می‌رود حداقل با بخشی از مردم آن شهر ارتباط بگیرد. اگر گروهی بگوید که برای من مهم نیست که کارم با مخاطب ارتباط برقرار کند، به نظرم در اشتباه است. البته حتماً لازم نیست که همه سلیقه‌ها را در بربگیرد بلکه هر نمایش می‌تواند یک نوع سلیقه خاص را در بربگیرد. به نظرم مهم‌ترین مسئله این است که یک نمایش نباید از درک مردم دور باشد و باید بین موضوع و دغدغه‌های افراد آن جامعه و مسائلی که با آن درگیرند ارتباط داشته باشد.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz