محمد غلامی‌پور

«این گروه خشن» رفت اما ادبیاتش باقی ماند

شورای شهر رشت

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- حکایت این روزهای شورای شهر مرا به یاد کلاس دوم ب دبیرستان نظام می‌اندازد؛ کلاسی تاریک و نمور، با نیمکت‌های چوبی سه نفره که هر کدام به نوبه خود آثار باستانی بشمار می‌آمد. اکثر بچه‌ها همکلاسی‌های سابق بودند به جز چند نفر که همان سال از مدرسه‌ای دیگر آمده بودند. اینکه چطور راهشان به نظام افتاده بود، یکی از سوالات بزرگ آن سال تحصیلی بود که بچه‌ها که هیچ معلم‌ها هم قادر به پاسخ دادن نبودند. میان تازه‌واردها جوانی به نام عباس بود که گویا دو سال ردی داشت و به خاطر جثه بزرگش از بدو ورود به مبصر خودنشانده کلاس تبدیل شد. از آنجایی که کسی جرات نطق کشیدن نداشت، اعتراضی نکرد. اما میزان زورگویی به حدی بالا رفت که بچه‌های کلاس متحد شدند و با پادرمیانی ناظم انتخابات مبصر کلاس برگزار شد و علی بیشترین رای را آورد. عباس هم که غرورش خدشه‌دار شده بود به مقابله با مبصر جدید پرداخت و به تدریج چنددستگی در کلاس پیش آمد. هر گروه سعی می‌کرد به انحای مختلف برتری خود را به دیگران تحمیل کند. تا اینکه «این گروه خشن» با رهبری عباس تشکیل شد و شروع به برهم زدن نظم کلاس و ایجاد تنش کرد. علی هم که بیدی نبود از این بادها بلرزد کاسه صبرش لبریز شد و یقه عباس را گرفت؛ چشمتان روز بد نبیند همین شد که نیمی از کلاس ریختند سر یکدیگر و حسابی از خجالت هم درآمدند. روز بعد مدیریت کلاس دید که مشکل سر نمایندگی کلاس نیست و تصمیم گرفت با تعویض کردن کلاس‌ها یک عده را از هم جدا کند و «این گروه خشن» را هم به مدرسه بهتری بفرستد. اما آقای مدیر نمی‌دانست که دور کردن عباس و دار و دسته‌اش مشکلی را از مدرسه نظام حل نمی‌کند؛ زیرا «این گروه خشن» رفتاری را بنا گذاشته بود که سابقه آن در مدرسه نظام کمتر وجود داشت و ادبیاتی را رواج داده بود که به گوش بسیاری از بچه‌های مدرسه آشنا نبود. «این گروه خشن» برای همیشه از مدرسه رفت اما ادبیات و رفتارش تا آخرین سال مدرسه همراه ما بود و شاید تا همین الان هم باشد.

اما از وقتی که مردم تأثیر گفتمان و احترام متقابل را دیدند و درک کردند، فرهنگ عمومی و خلقیات مردم دچار تغییر شد و بسیاری سعی کردند رفتارهای عقلایی را در مناسبات اجتماعی جایگزین ادبیات احساسی کنند. اصلاً شورا هم به عنوان یکی از شکل‌های مهم جامعه مدنی با این نیت شکل گرفت که بر پایه گفتمان و آرای عمومی، جامعه و ساختار مدیریتی را به سمت رفتار عقلایی سوق بدهد. مردم رشت در سال‌های گذشته با انتخاب‌هایی که داشتند نشان دادند که بیش از تخصص و توان مدیریتی، ویژگی‌های اخلاقی برایشان مهم بوده است. طی این سال‌ها افراد بسیاری به پارلمان شهری راه یافتند که بیش از آنکه مدیر خوبی باشند انسان‌های درست و اخلاق‌مداری بودند. نه اینکه دانش و تخصص برای جامعه حایز اهمیت نبود اما همیشه اخلاق در اولویت امور قرار داشت.

اما ادبیاتی که امروز در صحن علنی شورا در پیش چشم رسانه‌ها که چشم و گوش مردم هستند شاهدش هستیم، به نوعی رنگ باختن ارزش‌ها است. جایی که اعضای شورا بی‌آنکه احترام مردم را نگاه دارند و آبروی شهر رشت را حفظ کنند از ادبیات و رفتاری استفاده می‌کنند که نه تنها برازنده صحن شورا نیست بلکه در حد کلاس دوم ب نظام هم نیست.

بیش از آنکه سرنوشت و پیشرفت شهر اهمیت داشته باشد، حرمت و آبروی شهر رشت با سابقه فرهنگی بی‌بدیلش در کشور است که ارجحیت دارد. شهر رشت سال‌ها به این مملکت ادیب و دانشمند و هنرمند تحویل داده است؛ به نظر می‌رسد دور از شان شهر و شهروندان رشتی باشد که منتخبانش در پارلمان شهری بدون اعتقاد به گفتمان و احترام متقابل به نام دفاع از حقوق مردم از ادبیات و رفتاری استفاده کنند که به جز ناامیدی و تشویش اذهان عمومی نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz