مجتبا پورمحسن

درباره لئوناردو دی‌کاپریو و فعالیت‌های مدنی‌اش
این نمایش‌های دلپذیر

پست اینستاگرام لئونارد دی کاپریو درباره خشک شدن دریاچه ارومیه

مجتبا پورمحسن – پنج‌شنبه‌ای که گذشت خبری رسانه‌های ایران را درنوردید. لئوناردو دی‌کاپریو، ستاره هالیوودی برنده جایزه اسکار در صفحه‌ی اینستاگرامش عکسی از دریاچه خشک‌شده‌ی ارومیه را منتشر کرد و چند کلمه‌ای درباره‌اش نوشت. این حرکت دی‌کاپریو نه تنها برای خیل هوادارانش در ایران، بلکه برای بسیاری از حامیان محیط زیست حیرت‌آور بود. اینکه بازیگری مثل لئوناردو دی‌کاپریو نگران خشک شدن دریاچه ارومیه باشد، برای بسیاری از ما عجیب و البته دلگرم‌کننده است.

اما آیا واقعاً باید از نگرانی‌های محیط زیستی دی‌کاپریو تعجب کنیم؟ اگر زندگی این بازیگر اسکاری را چند ماه پیش از این که جایزه اسکار را دریافت کند، با دقت بیشتری کنکاش می‌کردیم، متوجه می‌شدیم که آقای دی‌کاپریو یک شبه و با ابراز نگرانی نسبت به خشک شدن کامل دریاچه ارومیه حامی محیط زیست نشده. او سال‌هاست که دغدغه محیط زیست دارد و برای جلب نظرها به خطراتی که محیط زیست را تهدید می‌کند، هزینه‌ی زیادی کرده است. ستاره‌ی آمریکا پس از موفقیت تجاری فیلم تایتانیک و زمانی که تنها ۲۴ ساله بود، یکان جی او به نام بنیاد لئوناردو دی‌کاپریو افتتاح کرد که ماموریتش آگاهی بخشی درباره‌ی اهمیت حفظ محیط زیست بود. گرم شدن زمین و حفظ تنوع زیستی زمین و حمایت از سوخت‌های برگشت‌پذیر عمده دغدغه‌های دی‌کاپریو بوده. او علاوه بر اینکه چند جایزه‌ی مهم محیط زیستی را دریافت کرده، در سال ۲۰۰۰ رییس ستاد جشن ملی روز زمین هم بود. پیش از اینکه حرف آخرم را بزنم اشاره می‌کنم که دی‌کاپریو اولین بازیگر هالیوودی نیست که دغدغه‌های محیط زیستی دارد. حتی در سال‌های اخیر در ایران هم هنرمندان به کارهای عام‌المنفعه و فعالیت‌هایی نظیر راه‌اندازی کمپین حفاظت از محیط زیست و حقوق حیوانات روی آورده‌اند. آخرین نمونه‌اش میترا حجار که از فعالان جدی حفظ حقوق حیوانات است و حفظ امنیت زندگی حیوانات از ماهی گرفته تا سگ و گربه به دغدغه‌اش تبدیل شده است. بازیگران ایرانی دیگری هم هستند با دغدغه‌هایی مشابه از هدیه تهرانی و اشکان خطیبی گرفته تا حتی بهنوش بختیاری!

بعضی‌ها این رفتارهای بازیگران را نمی‌پسندند و آن را نوعی نمایش می‌دانند و معتقدند این پز جدید روشنفکری است و نیت این بازیگران آنی نیست که نشان می‌دهند. اول اینکه بهتر است این حق را برای خودمان قائل نشویم که نقش دستگاه سنجش را داشته باشیم؛ چه بسیار بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌ها که با همین نیت سنجی و نیت خوانی اتفاق نیفتاده است.

دوم هم اینکه به فرض که این یک پز جدید است؛ چه پزی بهتر از این؟ استفاده‌ی هنرمندان از شهرت و پولشان برای جلب نظر از طریق داشتن پز فعال محیط زیست و فعال حقوق حیوانات کجایش بد است واقعاً؟ به فرض که این نیت خوانی صحیح باشد (چه کسی این حق را به ما داده که نیت سنج باشیم؟) چیزی که در این بده بستان اجتماعی به دست می‌آید توجه به خطرات زیست‌محیطی پیرامون، حرمت حقوق حیوانات و ترویج فعالیت‌های بشردوستانه است.

در ادامه‌ی این بحث اگر تمام این فعالیت‌ها را نه از ته قلب و نمایشی بخوانیم و به همین بهانه در اثربخشی آنها شک کنیم به معنای آن است که ماهیت فعالیت‌های مدنی از این جنس را درک نکرده‌ایم.

اساساً بخش مهم فعالیت‌های انسان دوستانه و محیط زیستی ماهیت نمادین و نمایشی دارد و اگر قرار بود با اعلام حمایت چند آدم مشهور همه مشکلات دنیا حل می‌شد که جهان بهشت می‌شد. این حمایت‌ها در واقع به معنی استفاده از نام و نشان و محبوبیت افراد برای جلب نظر عمومی نسبت به خطراتی است که انسان را تهدید می‌کند. اساساً این تصور که لفظ نمایشی صرفاً متضاد واقعی است،دریافتی ساده‌انگارانه است. این نمایش‌ها خود برای جلب مشارکت در دست بردن در واقعیت‌های تلخ جهان امروز است. پس بگذاریم تا می‌خواهند از این نمایش‌های دلپذیر اجرا کنند، به هیچ جای دنیا برنمی‌خورد، باور کنید!

منبع: روزنامه وقایع اتفاقیه

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz