شهرداری رشت

آمنه فتوحی
ایستگاه شهروندی

رشت رویایی،  – من شهروندم در این شهر زندگی می‌کنم از امکانتش استفاده می‌کنم‌. شادی‌ها و غم‌های زندگی‌ام را در این شهر گذارندم، این شهر، شهر من است‌. جزئی از خاطرهای روزهای کودکی‌، نوجوانی و جوانی من است‌. مادرم درد زایمانش را در این شهر تجربه کرد‌، صدای نخستین گریه من و اولین لبخند پدر شدن پدرم در این شهر اتفاق افتاد‌. اینجا قد کشیدم در کوچه و محله‌هایش دویدم‌، درس خواندم حتی آنقدر خوش شانس بودم که سرباز این شهر شدم مدیریت را در این شهر خواندم. حالا جوان هستم که نام رشتی را به خود گرفته هر کجا که بروم مرا جوان رشتی می‌خوانند بله اینجا رشت است.

اما رشت… شهری که هیچ‌گاه در طول زندگی‌ام تغییری در آن ندیدم‌. میدانی با چند آب‌نمای قدیمی‌ و درختان نخل که هیچ ارتباطی از نظر اقلیمی به شهر من نمی‌خورند‌، محله‌های باستانی‌، ساختمان که ساخته شده از فرهنگ غرب است، آری هیچ نشانی از شهر من در شهر ندیدم تا به امروز که بعد از سال‌های سال این شهر روح تازه‌ای به خود گرفت‌، خیابان‌هایش تغییر کردند، ویترین شهر من عوض شد، به کلام عامیانه، رشت پوست انداخت.

از این تغییرات خیلی خوشحال شدم البته درست است که کمی در روند کار و زندگی روز مره اختلال به وجود آمد که این از نظر من بهایی کمی است برای شهری که همه چیزش را بی منت به من شهروند بخشیده است.

اما… اما انگار عادت کردیم که حتماً بعد از هر خوشحالی غمی به دنبالش باشد. تا به امروز بسیار راضی بودم و می‌گفتم بلاخره این شهر نیز تکانی خورد و بچه‌ام دیگر مثل من با رشت ۱۳۳۰ زندگی نمی‌کند و خاطره جدید در محله‌ها و خیابان‌های جدید خواهد داشت. اما خبر تعویض دوباره شهردار تمام رویاهایم را از بین برد. این چه بختی است که شهر من دارد‌. رشتی که به فرهنگ و صفا و صمیمت همه جا می‌شناختند، امروز انگشت‌نمای تمام کشور شده است که چه‌؟ نمی‌تواند شهردار را به مدت یک سال تحمل کند.

دیگر دیدم سکوت به نفع شهر من نیست، آمدم اینجا حرف بزنم، از شهرم دفاع کنم‌. روی حرفم با کسانی است که سه سال  پیش برای آبادی و عمرانی شهرم به پای صندوق رای رفتم و رای دادم به امید روزی که شهرم را نگین شمال کنند‌. آری با شما دوستان شورای شهر هستم شمایی که نماینده من هستید و اعلام می‌کنید که از حقوق شهروندی من دفاع می‌کنید، آری با شما دوستان عزیز و دل‌سوز شورا هستم، صدای مرا بشنوید از شما می‌خواهم بخت شهر مرا نخوابانید، بگذارید زندگی کند. هر دامادی اشکالاتی دارد، اما طلاق آخرین راه نیست. آقایان و خانوم‌های عزیز شورا شما صدای ما هستید و باید حرف‌های ما را بزنید، اما امروز صدایی که از شما بلند می‌شود صدای من نیست. صدای مرا بشنوید. کنار هم باشید نه مقابل هم، یار هم باشید نه دشمن هم. برای رشت و آبادانی‌اش اگر صدای سکوت نیاز است سکوت کنیم.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz