یک اولین‌های دیگر در رشت
اولین مدیرانی که به میز خود پشت کردند

ساختمان شهرداری رشت

رشت رویایی- عصر روز یکشنبه تلاش‌های چندماهه برخی از اعضای شورا شهر در نهایت به بار نشست و آنها توانستند با جمع‌آوری شش امضا از ۱۵ رأی شورا، نامه استیضاح شهردار رشت را وصول کنند. اما موضوع استیضاح در شهر رشت آن‌قدر عادی شده که دیگر کسی از این سریال نخ‌نما شده تکراری متعجب نمی‌شود؛ برعکس اگر روزی برسد که شهروندان نبینند نمایندگانشان کمتر از گذشت یک سال به دنبال استیضاح شهردار منتخب دوره افتاده‌اند حیرت و نگرانی شهر را فرا خواهد گرفت. اما نکته عجیب اینجاست که برخی از اعضاء بدون توجه به اینکه سریال استیضاح در شهر رشت بیش از حد تکراری شده و تمام شهروندان خط سیر این داستان را از ابتدا تا انتها از بر هستند بازهم اصرار دارند شعار احقاق حقوق شهروندان و دفاع از رأی مظلومان و تصمیمی به نفع شهر را سر دهند؛ و اگر کسی با این شهر بیگانه باشد تصور می‌کند از آخرین نفری که به نفع این شهر چنین تصمیماتی گرفته است یک دهه می‌گذرد، فارغ از اینکه هنوز تصمیم‌ها و ادعای یک سال گذشته این افراد از حافظه جمعی شهر به طور کامل پاک نشده است.

اما آنچه روز یکشنبه ۱۰ مرداد را به روز تاریخ‌ساز رشت بدل کرد، ایفای نقش سریال شورا توسط عاشقان استیضاح نبود؛ بلکه استعفای دسته‌جمعی حدود ۴۰ مدیر شهرداری بود که در واکنش به تصمیم اعضای شورا رخ داد. مدیران شهرداری رشت توانستند در یک حرکت تاریخی تصور مردم را نسبت به واژه مدیر تغییر دهند؛ مدیرانی که تا دیروز تصور می‌شد به‌جز چسبیدن به میز و حفظ جایگاه خود دغدغه دیگری ندارند امروز ثابت کردند که به جز پیشرفت و توسعه شهرشان اندیشه دیگری در سر نمی‌پرورانند و اگر قرار باشد چرخ توسعه شهر از حرکت باز ایستد دیگر نیازی به میزشان نخواهند داشت.

هرچند استعفای دسته‌جمعی مدیران شهرداری نسبت به تصمیم شورا (فارغ از درست یا غلط بودن) شاید از جوانبی قابل انتقاد باشد و از جوانب دیگری قابل دفاع؛ اما درباره آنچه در این تصمیم عیان است باید گفت مطمئناً مدیران شهرداری نه عاشق چشم و ابروی شهردار هستند، که بنا به ادعای اکثر کارمندان مدیری بسیار جدی، پرتوقع در کار و پرکار است و ساعت اداری و کاری برایش مفهومی ندارد، و نه اجباری چون گیوتین بالای سر خود می‌دیدند زیرا این احتمال هم درست وقتی که شهردار بیش از پیش به استیضاح نزدیک شده است، از منطق دور است. بنابراین آنچه می‌تواند این مدیران را با یکدیگر به همدلی رسانده باشد تنها آینده شهر است؛ چراکه هیچ‌کس مثل آنها که سال‌های سال به‌واسطه مسئولیت‌های مختلفی که در شهرداری داشتند از جریان امور و وضعیت شهر آشنا نیستند و پیش از این هرگز شهر را تا بدین حد پویا و پرتحرک و دستخوش تغییرات مثبت ندیده بودند. به احتمال فراوان می‌توان گفت آنچه که آنها را امروز مصمم کرده اعتقاد به برنامه‌ها، اهداف و نقشه راه است نه شخص یک مدیر که بارها شاهد بسیارانی بوده‌اند که چگونه رفته‌اند و چطور آمده‌اند.

مدیران شهرداری رشت از این حیث آبرو و افتخار رشت و اعتباری برای نام این شهر در کشور محسوب می‌شوند که ثابت کردند منافع عمومی و اهدافی که جهت پیشرفت شهر دنبال می‌کنند نسبت به منافع شخصی‌شان ارجحیت دارد و حاضر نیستند منفعت و جایگاه خود را که بسیار برای رسیدن به آن زحمت کشیده‌اند به قیمت تضییع حقوق عمومی حفظ کنند. مدیران شهرداری از این حیث می‌توانند الگوی تمام مدیران کشور باشند که حقوق خود را در گرو حقوق دیگر شهروندان می‌بینند و با این اقدام اعتقاد خود را نشان می‌دهند که منافع شخصی‌شان تنها در مسیر منافع عمومی حاصل می‌شود.

اما دیگر نکته قابل ملاحظه در اقدام مدیران شهرداری مشارکت و همدلی مدیران شهری با یکدیگر است؛ یعنی همان حلقه مفقوده در مدیریت شهری که سال‌های سال جای خالی آن حس می‌شد. باید اعتراف کرد که این شهر چه در سطح مدیریت شهری و چه در سطوح مختلف اجتماعی همیشه با روح جمعی و تعاون در منافات بود اما مدیران لایق ما نشان دادند که به حدی از بلوغ فکری و مدیریتی دست پیدا کرده‌اند که ضرورت مشارکت و همبستگی را احساس کنند. آنها با اقدام خود نشان دادند که تنها در شعار نیست که بر اصل تعاون و کار جمعی تاکید دارند و حالا می‌توان فهمید که چرا شهردار تا بدین حد نسبت به چینش و عزل و نصب مدیران خود وسواس به خرج می‌داد؛ موضوعی که یکی از عمده اعتراض‌های موافقان استیضاح بود. مشارکت‌پذیری و همدلی مدیران شهرداری نوید روزهای خوش برای مدیریت شهری رشت دارد زیرا مشارکت و همدلی یکی از شاخصه‌های اصلی توسعه‌گرایی است و این رفتار نشان می‌دهد که خوشبختانه بخشی از بدنه شهرداری به توسعه انسانی لازم دست یافته‌اند و می‌توان با وجود آنها به غایتی چون توسعه شهر دل خوش داشت.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz