امیر قلعه‌نویی؛ دهه‌ات گذشته مربی!

رشت رویایی- استقلال، سپاهان یا تراکتور؛ زمانی نام امیر قلعه‌نویی کافی بود تا هر تیمی مدعی جدی قهرمانی لیگ برتر باشد. او فرمول خاص خودش را برای رسیدن به قهرمانی داشت. امیر لیگ‌ها را با نتایجی ناامید کننده آغاز می‌کرد و در ابتدای فصل چندین بار طعم شکست را می‌چشید اما رفته رفته اوج می‌گرفت و در نیم فصل دوم همه تیم‌ها را قلع و قمع می‌کرد. آن روزهای سرشار از موفقیت برای قلعه‌نویی اما خیلی وقت است جایش را به روزهای معمولی داده‌اند.

او که در سفر قبلی‌اش به تبریز، «امیر پاشا»ی تراکتوری‌ها بود و رو به روی چندین هزار نفر قول نتایج درخشان تیم محبوب آذربایجان شرقی را می‌داد، حالا هر هفته رو به روی سکوهای کاملاً خالی یادگار، دیگر نه بلندگو دارد و نه خریدار. قلعه‌نویی؛ حالا در بی تاثیرترین بخش از دوران فوتبالش ایستاده است؛ آن قدر بی تأثیر که می‌شود مثل رضا کیانیان آژانس شیشه‌ای توی چشم‌هایش زل زد و به او یادآوری کرد که دهه‌اش دیگر تمام شده است.

امیر قلعه‌نویی

«بچه نازی آباد». امیر قلعه‌نویی بارها با همین عبارت دست به بازتعریف خودش زده است. بارها در مصاحبه‌های او، از انتخاب بین اعتیاد و ورزش در میان جوان‌های مناطق پایین شهر شنیده‌ایم و از دوران سختی که او برای فوتبالیست شدن سپری کرده است. محل زندگی قلعه‌نویی در تهران حالا چند ساعت با نازی آباد فاصله دارد و اضافه وزنش نشان می‌دهد که چقدر از روزهای پرشر و شور جوان فاصله گرفته است.‌

مشابه آنچه برای امیر قلعه‌نویی اتفاق افتاده را قبل از او، بارها و بارها در سیمای چهره‌های سرشناس دیگری تماشا کرده‌ایم؛ مردانی که از یک جایی به بعد، کیفیت را از کار به زندگی‌شان منتقل کرده‌اند و جاه طلبی همیشگی‌شان را از دست داده‌اند. امیر فوتبال درست در همین مسیر گام برداشته است.

بزنگاه کلیدی
آخرین جام زندگی فرهاد مجیدی، آخرین موفقیت امیر قلعه‌نویی در فوتبال ایران بود. کاپیتان استقلال، جام قهرمانی لیگ دوازدهم را بالای سر برد تا ژنرال به یک موفقیت بزرگ دیگر در فوتبال ایران دست پیداکرده باشد. امیر و تیمش یک هفته قبل از پایان لیگ به قهرمانی رسیدند و در هفته پایانی، رو به روی هواداران پرشماری که برای تماشای مراسم به آزادی رفته بودند، این قهرمانی باشکوه را جشن گرفتند. در میان این لحظات خوش برای آبی‌ها هنوز کارهای زیادی برای انجم شدن وجود داشت.

به نظر می‌رسید استقلال قبل از هر چیز به تغییر نسل نیاز دارد و علاوه بر آن، در طول فصل به سبک بازی تیم قلعه‌نویی انتقاداتی وارد شده بود که می‌توانست در آینده برای او مشکل ساز شود. آقای سرمربی این فرصت ویژه را داشت که در بزنگاه قهرمانی، کمی آینده نگری به خرج بدهد و زمینه را برای موفقیت سال‌های بعدی نیز فراهم کند اما در باد این قهرمانی دلچسب خوابید تا شاید لیگ دوازدهم، آخرین قهرمانی دوران حرفه‌ای او تلقی شود. او در روز پایانی لیگ دوازدهم امیر پیروزی بود و از آن به بعد، اسیر شکست.

معضل اطرافیان
امیر قلعه‌نویی همزمان با پرافتخارترین مربی تاریخ لیگ برتر ایران بودن، پر حرف و حدیث مربی دوران خودش نیز به شمار می‌رود. درباره موفقیت‌های جالب توجه او در فوتبال ایران همواره شائبه‌های زیادی وجود داشته و در این سال‌ها، خیلی‌ها مرد اول نیمکت استقلال را به تماس گرفتن با سیاهه‌ای از بازیکنان رقیب، قبل از بازی‌های کلیدی متهم کرده‌اند. اتهامی که هرگز اثبات نشده و در عین حال، در هم نشده است. انتشار حرف و حدیث‌ها درباره سرمربی استقلال، یک سال قبل و بعد از مصاحبه تند جواد نکونام علیه او، سرعت بیشتری گرفت. کمی بعد ایمان موسوی نیز از راه رسید تا درباره آقای مربی دست به افشاگری بزند و فضا را برای ژنرال ملتهب‌تر کنند.

نکته مشترک و شاید عجیب این افشاگری‌ها، این بود که خود قلعه‌نویی هرگز در مرکز ماجرا قرار نداشت و همه از اطرافیان او به عنوان مقصران رقم خوردن این داستان‌ها حرف می‌زدند. این مصاحبه‌ها، تأثیر منفی خودشان را روی دوران حرفه‌ای این مربی گذاشتند. امیر از همه مصاحبه کننده‌ها شکایت کرد و حتی کار را به دادگاه کشاند اما هرگز حاضر نشد قید برخی چهره‌های خاص اطرافش را بزند و پای خودش را از حاشیه‌های همیشگی آنها ببرد.

امیر قلعه‌نویی

اتفاق نیفتاد
وقتی که برنامه سه ساله امیر در اولین مقطع حضورش در استقلال نتیجه داد و این تیم با همه دشواری‌ها به قهرمانی رقابت‌های لیگ برتر رسید؛ خیلی‌ها از این مربی به عنوان نابغه‌ای یاد می‌کردند که می‌تواند یک کشف بزرگ برای فوتبال ایران باشد و این فوتبال را به مسیر موفقیت‌های بین‌المللی برگرداند. در همان روزها اما این تردید همیشه وجود داشت که شاید سبک مربیگری ژنرال، همخوانی زیادی با بازی‌های بین‌المللی نداشته باشد و تنها در ساختار فوتبال ایران نتیجه بدهد.

قلعه‌نویی نه سال قبل سرمربی تیم ملی ایران شد؛ تیمی که با نمایش‌هایی بحث برانگیز از جام ملت‌ها کنار رفت تا دوران حضور این مربی روی نیمکتش نیز خیلی زود به پایان برسد. بعد از آن حذف تلخ، امیر روی نیمکت سپاهان، استقلال و تراکتور چندین بار فرصت پیدا کرد تا با یک موفقیت بزرگ در لیگ قهرمانان آسیا، به همه ثابت کند توانایی نتیجه گرفتن در رقابت‌های بین‌المللی را نیز دارد اما این اتفاق، هرگز رخ نداد تا تردیدها در مورد سبک ایرانی مربیگری او، همیشه پررنگ باقی بمانند.

اقتداری که شکست
تا قبل از آغاز لیگ برتر سیزدهم، از امیر به عنوان راهکار همیشگی نجات نیمکت استقلال نام برده می‌شد اما او دو فصل پیاپی در این باشگاه نتایجی گرفت که با توجه به استانداردهای خودش، فاجعه‌بار به نظر می‌رسیدند. نتیجه‌های بد، شروع کننده مشکلات او در باشگاه بودند تا ژنرال با هوادارها، بازیکن‌ها و مدیران استقلال به بن بست برسد و اقتدار همیشگی‌اش را در باشگاه از دست بدهد. اوین نشانه افول ستاره اقتدار او در باشگاه، تشویق علیرضا منصوریان در آزادی و روزشمار تعیین کردن برای حضور این مربی جوان روی نیمکت متعلق به قلعه‌نویی بود.

در استقلال، همه به دنبال فرمول‌هایی بودند که به جوابی به جز قلعه‌نویی ختم شود. او به سادگی از باشگاه کنار گذاشته شد و مدتی بدون تیم ماند. طبیعی به نظر می‌رسید که آقای سرمربی به سرعت به فوتبال برگردد اما به نظر می‌رسد حالا دیگر هیچ‌کس به خاطر نام او، نتایج تیم‌هایش را دنبال نمی‌کند. اوج تنزل این مربی شاید وقتی رقم می‌خورد که او حتی دشمنانش را از دست داده و دست‌های پشت پرده نیز خیلی وقت است که این مربی را فراموش کرده‌اند!

قلعه‌نویی، زمانی استاد ایستادن در مقابل بازیکن‌ها و به صلابه کشیدن آنها در رختکن بود. او در چند فصل گذشته اما بارها و بارها با بازیکنان خاطی تیمش مدارا کرده است. از جاسم کرار تا بختیار، مثال‌های متعددی وجود دارند که ثابت می‌کنند او دیگر اهل برخورد با بی‌نظمی در تیم‌هایش نیست و به نوعی در این بی‌نظمی حل شده است.

رکوردی که بر باد رفت
نباختن به پرسپولیس روی نیمکت تیم‌های مختلف، یکی از برگ‌های برنده پررنگ قلعه‌نویی در ذهن هواداران استقلال محسوب می‌شد. او البته در چند دربی متوالی متهم به ارائه بازی‌های دفاعی برای حفظ این رکورد بود اما به هر شکل، این عنوان ویژه را حفظ کرده بود تا در معادلات آینده باشگاه همچنان جایگاه مهمی داشت باشد. در آخرین هفته از لیگ چهاردهم اما همه چیز برای قلعه‌نویی از دست رفت. او رکوردش را با ضربه سر جوان ناشناخته ترکیب پرسپولیس از دست داد و بالاخره در مقابل رقیب دیرینه شکست خورد. یک شکست بزرگ که رکورد ژنرال را به خاطره تبدیل کرد و هوادارها را به این باور رساند که مرد شکست‌ناپذیر دربی‌هل ها، حالا دیگر مثل گذشته، شگفت‌انگیز نیست.

امیر قلعه‌نویی

جسارت گمشده
قلعه‌نویی را در سال‌های میانی مربیگری، بیشتر از هر چیز دیگری با جسارتش در استفاده از جوان‌ها به یاد می‌آوریم. جوان‌گرایی خاص او منجر به کشف وحید طالب لو و چند ستاره دیگر برای استقلال تهران شد. امیر حتی در تبریز نیز ناگهان از دروازه‌بان سوم تیمش محسن فروزان استفاده کرد تا این گلر به عنوان پدیده لیگ برتر معرف شود. این وضعیت اما در دو فصل گذشته در میان تصمیم‌های او جایگاه روشنی نداشت. هنوز هم مهره‌های جوانی در فهرست تیم او دیده می‌شدند اما به نظر می‌رسید امیر دیگر تمایل چندانی به ریسک کردن بر سر بازیکنان کم سن و سال ندارد. او یک بار بهنام به رزای را به زمین فرستاد و حدود ۲۰ دقیقه بعد به شکلی عجیب این بازیکن را از زمین بیرون کشید تا یک بازیکن باتجربه را به جای او در زمین مسابقه قرار دهد. در لحظه این تعویض باورنکردنی، او امیری نبود که در فوتبال ایران شناخته بودیم.

بیزینس من
دوری از فوتبال بعد از کنار گذاشته شدن از استقلال و به توافق نرسیدن با ملوان، قرار نبود مدت زیادی برای امیر طول بکشد. در همین مدت کوتاه اما ژنرال این شانس را داشت تا به دانسته‌های فوتبالی‌اش اضافه کند و مثل همه مربیان بزرگ دیگری که بعد از فصل‌های ناموفق ترجیح می‌دهند یک سال را به استراحت و مطالعه فوتبالی بپردازند، آماده بازگشت قدرتمندانه به لیگ برتر شود. مهم‌ترین فعالیت او در این دوران اما افتتاح رستوران شخصی‌اش بود. پسر فوتبال بعد از رانده شدن از باشگاه محبوبش، پسر تجارت شد و برای مدتی ذهنش را از همه تاکتیک‌ها به طرف بیزینس منحرف کرد. امیر برای بازگشت به فوتبال، تلاش نکرد. آیا فوتبال برای حفظ او تلاش خواهد کرد؟

بهار تبریز؟
علی پروین- که همیشه نماد یک مربی تمام عیار برای قلعه‌نویی بوده است- بعد از یکی از شکست‌های پرسپولیس و مواجهه با سکوهای معترض، رو به روی دوربین و میکروفون با فوتبال خداحافظی کرد و مدتی بعد، برای همیشه به این خداحافظی جامعه عمل پوشاند.

در دوران بعد از پروین، هیچ‌کدام از مربیان وطنی به اندازه امیر به موفقیت دست پیدا نکردند اما بی‌رحمی خاص فوتبال که زمانی منجر به کنار رفتن سلطان شده بود، دیر یا زود برای ژنرال نیز تکرار خواهد شد. قلعه‌نویی این روزها در برف و سرمای تبریز، فشار زیادی را روی شانه‌هایش احساس می‌کند، فشاری که ممکن است فرصت تماشای بهار تبریز را از او بگیرد. امیر وقت زیادی برای اثبات دوباره خودش به فوتبال ایران ندارد. تصویر آخرین پیروزی ژنرال در میدان جنگ آرام‌آرام در حال پیوستن به تاریخ است.

امیر قلعه‌نویی

قلعه‌نویی و شباهت سرنوشتش با پایان مربیان اقتدارگرا

من با تو سازش می‌کنم!
امیر قلعه‌نویی قرار بود نسخه نجات تراکتورسازی از نتایج نه چندان امیدوارکننده لیگ برتر پانزدهم باشد اما تیم پرستاره تبریزی چندین هفته بعد از حضور ژنرال، هنوز شمایل یک تیم متحول شده را ندارد و با وجود فعالیت نسبتاً پررنگ در بازار زمستانی نقل و انتقالات، همچنان به روند امتیازگیری حداقلی‌اش ادامه می‌دهد. بعد از چند ماه دوری از سطح اول فوتبال، انتظار می‌رفت قلعه‌نویی فصل جدید دوران مربیگری‌اش را با قدرت‌نمایی در تبریز کلید بزند اما مشکلات دو سال قبل این مربی، هنوز سر جایشان هستند و به نظر می‌رسد امیر، رویکرد روشنی برای فاصله گرفتن از این بحران شخصی در ذهن ندارد.

عملکرد این روزهای قلعه‌نویی، نشانه‌هایی از پایان قریب الوقوع دوران کاری او دارند. مربیگری فوتبال به عنوان یکی از سخت‌ترین مشاغل کره زمین، نیاز مداومی به افزایش دانسته‌ها و بازسازی توانایی‌ها دارد و شاید قناعت کردن به دانسته‌های گذشته، ژنرال را در مسیر طی شده مربیانی قرار بدهد که زودتر از آنچه تصور می‌شد از فوتبال کنار گذاشته شدند.

پیشنهادهای مثبت
از نشانه‌های کلیدی نزدیک شدن مربی‌ها به خط پایان، بازگشت سریع به فوتبال بعد از قرار گرفتن در فهرست اخراجی‌های یک باشگاه است. مردی مثل کارلو آنچلوتی که در اوج دوران مربیگری‌اش به سر می‌برد، بعد از اخراج شدن به دست فلورنتینو پرز، پیشنهادهای متعددی برای کار دارد اما اعلام می‌کند که تصمیم گرفته یک سال را صرف مطالعه و استراحت کند و با قدرت و حوصله به دنیای فوتبال برگردد. کارلتو هنوز هم آینده روشنی روی نیمکت‌های فوتبال دارد اما مربیان زیادی وجود دارند که چنین زمانی را برای خودشان در نظر نمی‌گیرند چرا که معتقدند ممکن است این دوری خودخواسته، منجر به از دست رفتن تمایل باشگاه‌ها برای امضای قرارداد با آنها شود. بازگشت امیر با تراکتور به لیگ برتر، تصمیم درستی به نظر نمی‌رسد؛ تصمیم مخاطره‌آمیز برای کارنامه موفق قلعه‌نویی.

کوتاه آمدن
تنزل مربیان اقتدارگرا نه روی اسکوربرد مسابقه‌ها که در تغییر رفتارشان با بازیکنان تیم خودی آغاز می‌شود. قلعه‌نویی حدود پنج سال قبل، کوچک‌ترین بی انضباطی اخلاقی و فنی را در تیمش تحمل نمی‌کرد و از رختکن، برای بازیکنان بازنده جهنم می‌ساخت اما حالا دیگر این خصلت‌ها در او دیده نمی‌شوند. امیر یک سال قبل با همه اداهای جاسم کرار کنار آمد و حتی به هاشم بیک زاده و آرش برهانی که علناً مقابلش ایستاده بودند، واکنش خاصی نشان نداد. او حالا نیز بختیار رحمانی را بعد از همه بی نظمی‌ها بار دیگر در جمع نفرات ثابت تیمش قرار داده است تا ثابت کند نسبتی با امیر همیشگی ندارد.

امیر قلعه‌نویی

پایان جاه‌طلبی
در اولین سال‌های مربیگری، امیر یکی از جاه‌طلب‌ترین مربیان فوتبال ایران به شمار می‌رفت؛ مردی که قصد داشت به همه جام‌ها برسد و نیمکت تیم ملی را تصاحب کند. او به این خواسته و بخشی از خواسته‌های دیگرش در فوتبال رسید و یکی از گران قیمت‌ترین ها در بازار فوتبال ایران نیز شد. آرزوهای بزرگ امیر اما حوالی همین قراردادهای سنگین به پایان رسیدند. در گذشته‌ای نه چندان دور، بردن پی در پی مسابقات برای راضی شدن او کافی به نظر نمی‌رسید و حالا برنده شدن، مهم‌ترین فکری است که او در سر دارد.

توقف تاکتیکی
هنوز هم آخرین خاطره‌های خوب فنی از امیر قلعه‌نویی، به روزهای پایانی حضورش روی نیمکت تراکتورسازی در مقطع اول هدایت این باشگاه مربوط می‌شوند. او حتی در زمان رسیدن به قهرمانی لیگ دوازدهم با استقلال، به لحاظ فنی با انتقادهایی رو به رو بود و هرچه زمان گذشت، این انتقادها پررنگ‌تر و جدی‌تر شدند.

در چند سال اخیر، فوتبال خوبی از تیم‌های امیر به یاد نمی‌آوریم و این توقف تاکتیکی، شاید ناشی از کم حوصله شدن آقای مربی باشد. درست مثل همه مربیان دیگری که رفته رفته به روزهای پایانی نزدیک می‌شوند؛ مربیانی که هم تاکتیک‌های شان و هم ابزار اجرای آنها تغییر می‌کند و غالباً دیگر حاضر به ریسک کردن برای استفاده از بازیکنان جوان نیز نیستند.

مصاحبه‌ها
امیر یکی از اولین مربیان وطنی بود که مصاحبه علیه سرمربی خارجی تیم ملی را تبدیل به یک عادت در بین همکاران داخلی‌اش کرد. اساس بخشی از تندترین مصاحبه‌های دوران مربیگری او علیه افراد مختلف محصول همین دو فصل نتیجه نگرفتن بوده‌اند. قلعه‌نویی در همه سال‌های مربیگری اظهارنظرهای تند و تیز خاص خودش را داشته است اما شاید تا دو سال قبل، این صحبت‌ها همواره در سایه نتایج تیم‌های او باقی می‌ماندند و این موفقیت آقای سرمربی بود که در درجه اول دیده می‌شد. حالا اما خبری از این موفقیت‌ها نیست و مصاحبه‌های مرد اول نیمکت تراکتورسازی با رویکرد فنی خود او در این باشگاه مقایسه می‌شود. برای بسیاری از مربیان بزرگ دنیا نیز از یک جایی به بعد، پرکاری زبان، جای کم کاری عضله‌ها را گرفته است.

 

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz