گفت و گو با محمود نیکویه، نویسنده و پژوهشگرگیلانی درباره تاریخ رشت و شهرداری-۱
از بلدیه تا شهرداری

رشت رویایی، مهدی بازرگانی- او یک رشت‌شناس برجسته با گرایش به تحقیق در زمینه ‌های تاریخی و ادبی است. از جمله نویسندگان گیلانی که در میان عناوین نوشته‌هایش کمتر نوشته‌ای می‌توان یافت که به موضوعی غیر از گیلان بپردازد. محمود نیکویه در میانسالی‌اش با کارنامه‌ای قابل قبول از پژوهش بومی، هنوز به نوشتن و تحقیق مشغول است. از کتاب‌های او درباره رشت «تاریخچه ی بلدیه رشت از مشروطه تا ۱۳۲۰» است که در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است. او در این کتاب به شرح مصل تاریخچه بلدیه رشت در دو دهه آغازین آن می‌پردازد و می‌کوشد تا با ارائه اطلاعاتی درباره تشکیل نخستین انجمن های شهری سیمایی نوین از رشت مدرن ارائه کند. محمود نیکویه در این گفت و گو به پرسش‌های ما درباره تاریخ شهر رشت و نهاد شهرداری پاسخ می‌دهد.

محمود نیکویه

جناب نیکویه شما تحقیقاتی درباره تاریخ شهر رشت و تاریخچه بلدیه در دوره جدید انجام داده‌اید. می‌خواستم بدانم تاریخ شهر رشت به چه زمانی باز‌می‌گردد؟
مرکزیت رشت بعد از فتح گیلان توسط شاه عباس در سال ۱۰۰۰ هجری قمری بوده است. قبل از آن لاهیجان مرکز گیلان به حساب می آمده است؛ ولی شاه عباس برای اینکه آن مرکزیت را از بین ببرد و خاندان کیایی را به طور کلی منهدم کند، رشت را به عنوان مرکز گیلان انتخاب می کند. بنابر این از سال ۱۰۰۰ هجری به بعد است که رشت رونق می گیرد. قبل از آن رشت لاهیجان و فومن به عنوان شهرهای مرکزی مطرح بوده اند. پس رشت نزدیک به ۵۰۰ سال قدمت دارد. رشت در قدیم اسمش آمده است، اما زیاد به عنوان شهر مطرح نبوده است. رشت قصبه ای بوده که روزهای چهارشنبه در آن چهارشنبه بازار تشکیل می شده و روستائیان محصولات خود را به اینجا می آوردند و به معرض فروش می گذاشتند.

این رشتی که پانصد سال سابقه دارد به چه معناست؟ وجه تسمیه‌اش چیست؟
درباره وجه تسمیه رشت نظرات مختلفی از سوی پژوهشگران عنوان شده است. برخی می گویند از فعل رشتن گرفته شده است. چون اینجا ابریشم بسیار بوده است پس رشتن و ریسیدن می تواند یکی از معانی باشد. بعضی رشت را به عنوان شهر قطره های باران معنا کرده اند. برخی هم این عقیده را دارند که امکان دارد نام رشت از پیشتر گرفته شده باشد که فرشته موکل باران در مزدیسنا و آیین زرتشتی بوده است. رشت در لهجه گیلکی به معنای پستی است. مثلا ما داریم رشتِ روخان یعنی رودخانه ای که در پستی واقع شده است. با نمونه دیگر این معنا رشتِ بیجار است به معنای شالیزاری که در پستی واقع شده است. اصلا ما وقتی از امامزاده هاشم به سمت رشت می آییم، حس می کنیم که به یک سراشیبی وارد می شویم. از این نظر کلمه رشت به معنای منطقه پست نیز معنادار است.

در گیلان بین دو منطقه تالش و دیلمان، یکی در ارتفاعات غرب و دیگری در ارتفاعات شرق، رشت در قسمت پایین قرار گرفته است. این هم می تواند یک وجه دیگر آن باشد؟
بله، این نظری است که جهانگیر سرتیپ پور دارد. رشت به این معنا معادل سرزمینی است که در پستی قرار گرفته است.

جناب نیکویه درباره تاسیس بلدیه که رشت مدرن مدیون آن است برایمان توضیح دهید. تاریخ تاسیس این نهاد به چه زمانی بر‌می‌گردد؟ فکر کنم بلدیه میراث دوره مشروطه برای شهر رشت بوده است؟
اولین قانونی که در مجلس شورای ملی تصویب شد قانون بلدیه بوده است. این قانون در سال ۱۳۲۵ هجری قمری در ۲۵ ماده به تصویب نمایندگان رسید. بر این مبنا قرار شد انجمن های بلدی تشکیل شود و این انجمن ها شهردار را انتخاب کنند. تجربه نوی بود که داشت عملی می شد. اولین انتخابات در این زمینه همزمان با تهران برگزار شد و اولین شهردار رشت هم همزمان با تهران انتخاب شده است. دقیق تر بگویم تهران و تبریز و رشت به فاصله یک هفته تا یک ماه، انجمن های بلدیه را تشکیل دادند و این انجمن ها هم شهردار را انتخاب کردند. قبل از آن البته اداره شهر به دست کلانترها بوده است، اما آنچه که به عنوان شهرداری معروف شده؛ از قانون اساسی بلژیک اقتباس شده است. به طور کلی قانون شهرداری ها از اروپا اقتباس شده اما با قوانین ایرانی مخلوط شده و به این شکل درآمده است.

رشت جزو اولین شهرهایی بوده است که این مصوبه مجلس شورای ملی را اجرا کرده و دارای شهرداری و شهردار شده است. در آغاز اسمش بلدیه بوده است ولی در ۱۳۱۶ با تشکیل فرهنگستان رضا شاهی، واژه بلدیه که عربی بوده متروک شده و به جایش شهردار و شهرداری معمول گردیده است.

تفاوت کلانتر و داروغه که در دوره قاجار و صفوی مصطلح بوده با شهرداری که در دوره بعد از مشروطه آمده چه بوده است؟ چون در دوره های گذشته هم پست های مدیریتی مثل شهردار را در مدیریت شهرها داشته ایم.
کلانترها هم شهر را از لحاظ انتظامی اداره می کردند، هم ز لحاظ قوانین اجتماعی. هم نظم شهر بود و هم توزیع اوزان، یعنی وزنه های عطاری ها را یکنواخت می کردند. کلانترها با انجام مجموعه ای از این کارها؛ هم کار شهرداری را می کردند و هم شهربانی را. ولی بعدها وظایف این دو از هم جدا شد.

در واقع تغییر از کلانتر و داروغه به شهردار نوعی مدرنیزاسیون ساختار اداری و اجرایی ایران بوده است. جناب نیکویه خود واژه بلدیه از چه زمانی دقیقا به شهرداری تبدیل شد؟
از سال ۱۳۱۶ که فرهنگستان اولیه تشکیل می شود، می آیند واژه های تازی را بر می دارند و کلمات فارسی جایگزینش می کنند. مثلا شهربانی بوده است نظمیه که به فارسی تغییرش می دهند. لغات دیگری از این دست هم بوده است: دارایی، مالیه بوده است. دادگستری، عدلیه بوده است. این ها در فرهنگستان آمدند واژه های فارسی را جایگزین واژه های عربی کردند. الان دیگر کسی نظمیه و امثال این واژه ها را استفاده نمی‌کند.

قسمت دوم گفت و گو: http://RashteRoyaiee.ir/?p=5792

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz