مجتبا پورمحسن

چه کسی حرمت شورای شهر را زیر پا می‌گذارد؟
از افشاگری تا برره؛ شلیک به عقلانیت

رشت رویایی، مجتبا پورمحسن – اولین جلسه شورای شهر رشت در سال جدید، بار دیگر جولانگاه یکی از اعضای شورا بود که برای دیده شدن هر کاری می‌کند و هر حرفی می‌زند. در مقابل کسی که همیشه مخالف‌خوانی می‌کند و مدام خودش را نماینده مردم می‌داند و به نام مردم هر حرفی را بر زبان می‌آورد، سه واکنش توصیه می‌شود، اول سکوت, دوم سکوت و سوم هم سکوت! چرا که واکنش نشان دادن، بازی کردن در زمین تفکری است که کمتر نشانی از عقلانیت در خود دارد، جریانی که حیاتش را در شلوغ‌کاری و عوام‌‌فریبی جستجو می‌کند و ساده‌دلانه همان مردمی که سنگش را به سینه می‌زند فاقد درک و شعور قلمداد می‌کند و گمان می‌برد می‌تواند تا ابد موج بسازد و موج‌سواری کند.

گزارش تصویری اولین جلسه شورای شهر رشت در سال جدید

با این حال در لابلای موج‌سازی این تفکر، گاهی نکاتی دیده می‌شود که گفتنش خالی از لطف نیست. تنها چهار روز پس از افتتاح پیاده راه فرهنگی میدان شهرداری رشت که محصول درایت و همراهی و حوصله شهرداری، شورای شهر و مردم رشت بود، محمود باقری خطیبانی بار دیگر تریبون یکطرفه شورا را وسیله موج‌سازی قرار داد و پس از دوختن زمین و زمان، این بار با ادبیاتی که اگر در شان خود او هست، در شان شورای اسلامی شهر رشت نیست، از برره سخن گفت و وعده افشاگری این‌بار با سی‌دی داد. خطیبانی البته امروز علیه خودش هم افشاگری کرد و اعلام کرد که او فهرست پاداش پایان سال شهرداری را منتشر کرده! این افشاگری علیه خود احتمالاً پیامد بی‌توجهی جامعه به انتشار مغرضانه آن فهرست بوده است. آقای باقری خطیبانی نشان داده که علاقه زیادی به میکروفون شورای شهر دارد، میکروفونی که فقط صدای خودش از آن پخش می‌شود و طرف صحبتش سهمی از آن ندارد. با این حال بد نیست که این عضو خیلی محترم شورای اسلامی شهر رشت به چند سوال پاسخ دهد:

نخست این‌که آیا مردم به او رای داده‌اند که اسناد داخلی شهرداری را منتشر کند؟ آیا فهرست پاداش مدیران شهرداری، سند طبقه‌بندی شده است که حرف زدن درباره آن را افشاگری نامید؟ آیا انتشار فهرستی که زیر نظر نهادهای نظارتی قرار دارد و در چارچوب قانون تهیه شده، به نمایندگی یک عضو شورا وجاهت بالایی می‌دهد؟ اگر آقای خطیبانی واقعاً تصور می‌کرده که از یک فساد پرده‌برداری کرده، چرا در جلسه امروز بدون اینکه در معرض پرسش قرار گیرد، خود می‌گوید: «اگر شکایتی هست مساله‌ای نیست و از آن نمی‌ترسم، چون مردم حق دارند که اطلاع داشته باشند»؟ جز این است که خود ایشان متوجه هستند که کار انجام شده نه تنها اخلاقی نبوده، بلکه با روح (و نه کالبد) قانونمداری در تضاد است؟

دوم این‌که آیا تشبیه شورای شهر به برره، با شانیت در نظر گرفته شده برای پارلمان شهری همخوانی دارد؟ البته اگر آقای خطیبانی به چنین سطح پایینی از شانیت قانع هستند، به راستی باید از ۱۴ عضو دیگر شورا پرسید آیا به کار بردن چنین ادبیات سخیفی در شان شورا و جایگاه شورانشینان هست؟

سوم این‌که چرا آقای خطیبانی فکر می‌کند مردم به شورانشینان رای داده‌اند که نقش جارچی را بازی کنند؟ آیا او حق دارد بدون دلیل و مدرک صرفاً مجموعه‌ای از اسم‌ها را ردیف کند و انواع و اقسام اتهام‌ها را به صاحبان‌شان نسبت دهد؟ چه کسی این حق را برای او قائل شده؟ چرا او فکر می‌کند پس از وارد کردن اتهامات متعدد و بی‌پایه و اساس و گذاشتن‌شان کنار کلماتی مقدس با استفاده ابزاری از ارزش‌ها، می‌تواند برای حرف‌های بی‌حساب و کتابش وجهه و اصالت کرایه کند؟

اگر با مسامحه، گفتمان خطیبانی را منتسب به یک نوع تفکر کنیم که عجالتاً می‌توان نام عقلانیت‌ستیزی بر آن نهاد، موج‌سازی را باید موتور محرک آن قلمداد کرد، موج افشاگری، موج خودافشاگرپنداری و… کسی نیست که به این موج‌سازان یادآوری کند که موج‌سوارها دیر یا زود (غالباً زود!) در موج غرق می‌شوند؟

پیش از زدن حرف آخر با باقری خطیبانی، بد نیست یک‌بار دیگر به ۱۴ عضو دیگر شورا برگردیم و بپرسیم اگر بارها تاکید کرده‌اند که شورا مغز متفکر شهرداری است، آیا چنین ادبیات و چنین گفتمانی سنخیتی با عقلانیت مورد انتظار از پارلمان شهری دارد؟ مگر نه این است که حرمت امامزاده را متولی باید نگه دارد؟

و اما برگردیم به ابتدای این متن و محمود باقری خطیبانی؛ چرا او فکر می‌کند مردم نمی‌فهمند که کلمه مردم برای او دستاویزی است تا اهدافی را دنبال کند که در آن هر چیزی مهم است جز منافع مردم؟

کاش یک نفر که او را دوست دارد به او بگوید، عیب است، مردم نگاهش می‌کنند، مردم او را می‌بینند، خیلی هم بی‌پرده می‌بینند.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz