درباره اکسیر «رو راستی» با نظر به حواشی انتخاب هیات رییسه شورای شهر رشت
آینه چون نقش تو بنمود راست…

خانه حاج میرزا خلیل آقا رفیع - عمارت زین‌العابدین اخوان

رشت رویایی- آنچه در یک هفته گذشته در شورای شهر رشت اتفاق افتاد، امر غریبی نیست، به شرط این که روز چهارشنبه را فاکتور بگیریم. چون اتفاقی که چهارشنبه رخ داد، بدعتی نامبارک بود که احتمالاً نتیجه درک ناقص از ماهیت سیاست و سیاست‌پیشگی است.

درست است که می‌گویند سیاست پدر و مادر ندارد و درست است که در عالم سیاسی غالباً چهارچوب‌های اخلاقی مرسوم در جامعه رعایت نمی‌شود، اما فعالیت سیاسی نیز برای خود چهارچوب‌هایی حداقل دارد که بدون در نظر گرفتن آن‌ها نمی‌توان موفق بود، بخصوص اگر قدرت یک سیاستمدار حاصل رأی مردم باشد.

پس از آبستراکسیون گروهی از اعضای شورای شهر که منجر به لغو جلسه یکشنبه شد، طبق قانون در توافقی بین فرماندار رشت، و رییس شورای شهر، چهارشنبه برای برگزاری جلسه فوق‌العاده شورا تعیین شد تا انتخابات برگزار و هیات رئیسه جدید انتخاب شوند.

اما حدود نیم ساعت قبل از برگزاری جلسه هشت عضو دیگر شورا که در راه محل شورا بودند، پیامکی دریافت کردند که جلسه برگزار نمی‌شود.

با اعتراض اعضایی که در صحن شورای شهر حاضر شده بودند، خبر رسید که رییس شورای شهر رشت در نامه‌ای به فرماندار اعلام کرده شرایط برای برگزاری جلسه فراهم نیست. البته عیسی مهدوی یک روز بعد اعلام کرد محمدعلی رفیعی رئیس شورای اسلامی این کلان‌شهر، در نامه‌ای به او اعلام کرد، به دلیل اینکه برخی از اعضا در خارج از حوزه هستند، امکان برگزاری انتخابات نیست.

هم رفتار رییس شورای شهر و هم رفتار جناب فرماندار رشت، اما و اگرهایی دارد. مثلاً این‌که چطور آقای مهدوی براساس نظر رییس شورای شهر، شرایط را برای برگزاری انتخابات مناسب ندیده. چون آقای رفیعی نوده، خود در انتخابات ذی نفع است و طبیعتاً نمی‌تواند منبع بی‌طرفی برای ارزیابی شرایط باشد. از طرف دیگر آقای رفیعی نوده برچه اساسی شرایط را برای برگزاری انتخابات نامناسب تشخیص داده است؟ اساساً آیا آقای رفیعی نوده اجازه دارد جلسه‌ای را که فرماندار ترتیب داده لغو کند؟ آیا تنها نیم ساعت قبل از آغاز جلسه بود که رفیعی نوده متوجه شده عده زیادی (تصادفاً اعضای عمدتاً همفکر او!) در حوزه رشت نیستند و جلسه برگزار نمی‌شود؟

این اما و اگرها موضوع اصلی کلام ما نیست. موضوع اصلی این است که مردم حق دارند از منتخبان خود بخواهند با آن‌ها روراست باشند. اگر کسی فکر می‌کند سیاست و صداقت با هم جور نیستند، از هوش کافی برای سیاست‌ورزی برخوردار نیست. این اولین بار نیست که بعضی از صاحب‌منصبان ترجیح می‌دهند روراست نباشند.

هر چهره‌ای حق دارد در عالم سیاسی از اهرم‌های سیاسی قانونی برای پیروزی خود یا همفکرانش استفاده کند، اما فاصله گرفتن از دایره صداقت بیش از هر چیزی به خود فرد لطمه می‌زند. اگر کسی هنوز آن‌قدر کارش را درست نمی‌داند که مسوولیت‌اش را بپذیرد، طبیعتاً باید از آن اجتناب کند. اما اگر چنین نکرد، نباید توپ را به زمین دیگران بیندازد. به قول نظامی گنجوی:

آینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن، آئینه‌شکستن خطاست

تجربه نشان داده مردم حتا اگر با طرز فکر یک سیاستمدار موافق نباشند، اگر از او صداقت ببینند به او احترام می‌گذارند و در مقابل، اگر کسی زیباترین کلمات را بر زبان بیاورد اما روراست نباشد، مردم را از دست می‌دهد. این‌که چرا بعضی از سیاسیون این چنین از اکسیر روراستی بی‌بهره‌اند، داستان دیگری است که به وقتش باید آن را بررسی کرد.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz