گزارشی از بازار مسگرهای رشت
آخرین مسگر و تنها صدایی که باقی مانده است

بازار مسگران رشت

رشت رویایی، پیمان برنجی- تَق تَتق، تق، تَق…تق؛ نه، دیگر صدایی از چکش‌ها به گوش نمی‌رسد. از مردانی که در دکان‌هایشان، پیشبند چرمی بسته بودند و بی‌وقفه با زور بازویشان بر تن سرخِ فلزِ مس، می‌کوبیدند و ظرف‌ها را شکل می‌دادند و هی می‌کوبیدند تا حسابی رویه آن یکدست شود.

حضور در بازارِ مسگران رشت که قدمت آن به بیش از یک قرن می‌رسد به اندازه کافی هیجان‌انگیز است، اما در واقع بازار مسگرانی که در حال حاضر فقط عنوانِ یک تابلوی شهرداریِ رشت است، که بر سر در راسته‌اش، با میله‌ای آهنی بر زمین کوبیده شده…

در این راسته قدیمی علاوه بر اینکه مسگری، حرفه غالب دُکانداران بود، لابه‌لای این بازار شما با تیمچه «قیصریه محتشم» و کاروانسراهای «محتشم»، «بالازاده» و «گلشن» هم مواجه می‌شوید که به نوعی در آنها اجناس به طور کل فروشی به مشتریان عرضه می‌شود. گفتنی است وسعت کاروانسرای محتشم بالغ بر ۲۳ هکتار است. این کاروانسرا در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی در راسته مسگران رشت ساخته شد و با بنایی مستطیل شکل و با چهار در به بازار راه پیدا می‌کند.

اما تراژدی این راسته در جایی دیگر است. نزدیک به دو دهه است که مغازه‌های مسگری یکی، یکی از این راسته برچیده شدند و به جایشان مغازه‌های فروش پوشاک زنانه و مردانه غالبِ این بازار شد. بازارِ مسگران در حال حاضر بازاری دیگر شده و از آن همه قیل و قال و صدای همهمه چکش‌ها دیگر خبری نیست.

عباس کیارستمی، فیلمسازِ مشهورسینمایِ ایران فیلمِ کوتاهی دارد به نامِ «همسرایان»، که یکی از نخستین آثار ابتدایی ِ فیلمسازی اوست، این فیلم با طرحِ داستانی‌ از محمد جواد کهنمویی، فیلمساز گیلانی، ساخته شده و در قسمتی از این فیلم‌، شخصیت اولِ داستان که پیرمردی کم‌شنواست‌، به راسته‌ی مسگران شهر رشت می‌رود و برشی از فیلم در این راسته فیلمبرداری می‌شود‌. بی‌گمان این تصاویر یکی از معدود نماهای‌ ثبت شده ‌از «راسته‌ی مسگرانِ» رشت‌،‌ در آرشیوهای موجود است.

راسته‌ی‌ مسگران شهر رشت از ابتدای محله‌ی قدیمیِ سوخته تکیه آغاز و انتهای آن به ابتدایِ میدانِ کوچکِ رشت، منتهی و قدمت آن به درازای عمر بازار قدیمی شهر رشت است. درگذشته‌های خیلی دور‌، استادکاران ‌‌مسگر ‌و ‌شانه‌تراش‌ در دکان‌های کوچک و بزرگ خود‌، در‌ این محله متمرکز و‌ به کسب و کار مشغول بودند. در آن زمان در منازل مردم‌، دیگ‌ها و تابه‌ها و… از جنس ‌‌مس ‌و این حرفه بسیار پر‌رونق بود.

در این محله از یک سو صدای چکش زدن‌های گوش‌خراش مسگران بر بدنه‌ی ظروف مسی‌ بلند بود ‌و از سویی دیگر استادکاران شانه‌تراش‌ و خراط ‌در مغازه‌های ِ پر از بوی چوب و در محاصره‌ی انبوهی از تراشه‌های ریز آن، مشغول تراشیدن شانه‌های خوش‌تراش ‌بودند. این شانه‌ها که این روزها مدل چینی‌اش به وفور در بازار یافت می‌شود، تک تک، با دست‌ساخته‌ و پرداخته می‌شد و به سر ِ زلف‌ها‌ می‌رسید. بر اساس باوری قدیمی،‌ درصد آسیب‌رسانی ِ این شانه‌ها به موهای انسان، در مقایسه با ‌شانه‌های پلاستیکی بسیار کمتر است. اما نسل امروز کمتر از آن استفاده می‌کند و در بساط مادربزرگ‌های گیلانی هنوز می‌توانید ردی از این شانه‌ها را بیابید…

اما این راسته به‌مرور زمان تبدیل به راسته‌ی  فروشندگان لباس و پوشاک شد و در حال حاضر حتی یک مغازه‌ی  مسگری  در این راسته وجود ندارد و از مغازه‌های شانه‌تراشی نیز جز یک، دو باب بیشتر نمانده؛‌ و آخرین استادکارِ شانه‌تراشیِ که در یکی از این دو مغازه، هنوز به کار خراطی و شانه‌تراشی مشغول بود؛ استاد خانعلی حامدی‌، چندی پیش بر اثر حادثه‌ی‌ تصادف با خودرو، در یکی از خیابان‌های شهر رشت درگذشت و این حرفه نیز با مرگ این آخرین بازمانده، از بین رفت…

آخرین مسگر

در انتهای راسته مسگران رشت، آنجا که در تقاطعی به «کوچی میدان» می‌رسیم‌، آخرین بازمانده‌ از ‌دکان‌های مسگری‌ رشت قرار دارد. در این مغازه ظروف مسی هنوز‌ به علاقه‌مندان آن فروخته می‌شود.

فریبرز یزدان پناه ‌در حال حاضر مدیریت تنها‌ دکان مسگری راسته مسگران رشت را به عهده دارد. از او می‌پرسم چه احساسی نسبت ‌به ‌این عنوان داری، می‌گوید: «هم‌ برایم ناراحت‌کننده است که آخرین مغازه هستیم و از طرفی خوشحالیم که توانستیم هنوز این مغازه را پا برجا نگه داریم». می‌پرسم فکر می‌کنید تا کی دوام بیاورید، در جواب می‌گوید: «مس از نظر منبع درآمد از نظر مردم ارزش بالایی دارد، اینکه کیلویی خرید و فروش می‌شود و…‌ ولی در واقع  معاملات ما سود آنچنانی ندارد. چون اگر‌ بخواهیم بهره‌اش را در نظر بگیریم می‌بینیم کارمزدهای ساخت و یا هزینه تهیه جنس‌ آنقدر بالاست که با برآوردی منصفانه در واقع این شغل به صرفه نیست و امتیازی ویژه نصیب ما نمی‌کند، ولی این شغل یک یادگاری است که از پدر و پدربزرگمان به ما رسیده‌ و نمی‌توانیم جز این کار به کار دیگری بپردازیم. اما از طرفی من تا یک حدی می‌توانم کار مسگری انجام دهم، نه تا آن حدی که پدر و پدربزرگم انجام می‌دادند. مطمئناً نسل بعدی من آنچنان رغبتی به ادامه کار نخواهند داشت، چون من در حد پدر و پدربزرگم ‌‌استاد‌کار‌ نیستم که بتوانم به نسل بعدی این فن را انتقال دهم و فکر کنم در آینده نزدیک این مغازه هم به درد سایر مغازه‌های مسگری دچار خواهد شد».

حاج آقا رسایی، پدربزرگ خانواده، مالک اصلی این دکان مسگری بود که در حدود سی سال پیش رخت از دنیا بر بست.

در این مغازه در حال حاضر ظروف مسی ساخته نمی‌شود و به عبارتی فقط فروشگاه ظروف مسی است، چون به گفته یزدان پناه طبق قانون، کارگاه‌های مسگری به علت ایجاد آلودگی صوتی و دود حاصله، مجاز نیستند که در شهرها دایر باشند و کارگاه مسگری این مغازه در بیرون از شهر واقع شده. از یزدان پناه می‌پرسم، در کارگاه  چند تا «استادکار» دارید، می‌گوید: «سه نفراستادکار داریم که هر سه نفرشان در حد اعلای کار خود هستند و البته همه‌شان بالای شصت سال سن دارند: اوستا محمد آقا، اوستا هادی آقا و حاجی احمد.»

بازار مسگران رشت

از او  درباره  چگونگی ساخت یک ظرف مسی می‌پرسم، می‌گوید: «دو نوع ظرف مسی داریم، یکی مس ِ چکشی است که در آن یک ورق یا یک گرده مس آنقدر چکش می‌خورد که بالا می‌آید. مس اگر به صورت ورق باشد یک گوشه‌اش جای جوش دارد و این نشان می‌دهد که این ظرف مسی کاملاً چکشی و کار دست است؛ اما یک نوع دیگر از ظروف مسی هم در بازار وجود دارد که به آن پرسی می‌گویند. این نوع ظرف نه جای جوش دارد و نه جای چکش. این نوع ظروف اخیر‌ هیچ‌گونه خاصیتی ندارند. چون مس تا زمانی که چکش نخورد هیچ «یونی» از خود آزاد نمی‌کند. این یون‌ها برای سلامتی انسان بسیار مفید هستند. ما به مردم می‌گوییم که حواستان باشد که اصلاً ظروف مسیِ پرسی نخرید و پولتان را هدر ندهید. در جای دیگر این ظروف اصلاً سفید هم نمی‌شوند…»

از سفیدکاری ظروف مسی توسط قلع می‌پرسم، از چگونگی این کار، می‌گوید: «دو تا فلز خاصیت ضد سرطان دارند، یکی قلع است و دیگری طلا. طلا مستقیم خرده می‌شود، حالا توسط براده یا هر چیز دیگر، اما قلع را نمی‌توانید  به‌طور مستقیم استفاده کنید. شیوه استفاده از آن یک صنعتی است که از قبل وجود داشته ‌و استادکارانی توانستند این کار را انجام دهند. آنها مس را با قلع سفید می‌کردند که در واقع با یک تیر دو نشان می‌زدند، هم یون فراوان‌تر وارد بدن انسان می‌شد و هم طعم غذا عوض نمی‌شد. چون الان اگر یک تکه سیم مسی را به زبانتان بزنید، یک حالت تلخی را احساس می‌کنید. قلع خودش خاصیت ضد سرطان دارد و به نظرم خاصیتش از خاصیت مس‌ خیلی مهم‌تر است و چون آنقدر نازک و با کوچک‌ترین حرارت آب می‌شود در مسگری به عنوان روکش از آن استفاده می‌شود که این کار خودش در مسگری  چندین مرحله دارد…‌ اول  ظرف مسی باید داغ شود، تا حدی که سرخی‌اش بیرون بزند. در این مرحله روکش قبلی ‌قلع‌ از بین می‌رود و روکش جدید قلع‌ با‌‌ نشادر و پنبه و اسید  و چندین مرحله دیگر کار بر روی ظروف کشیده می‌شود…‌»

از یزدان‌پناه می‌خواهم چندتایی ظروف قدیمی مسی را نام ببرد، از زیر پستوی مغازه چندین ظرف مسی قدیمی بیرون می‌آورد و می‌گوید: «این‌ها مشرفه، شرف و شرفچه هستند. مشرفه ظرف بزرگی است که در آن به‌طور مستقیم از چاه آب می‌ریختند. شرف از مشرفه کوچک‌تر است و با شرفچه هم سایز است، شرف و شرفچه  اما دو کار مختلف انجام می‌دادند. از مشرفه آب به شرف می‌ریختند و از شرف برای شستن ظروف و یا پر کردن پارچ آب استفاده می‌شد. کار شرفچه هم جوش آوردن آب بود. هر دو شبیه هم هستند، یعنی شرف و شرفچه. این هم ‌قابدان‌ است که در آن قهوه یا شیر جوش می‌آوردند…»

‌مغازه مسگری یزدان پناه بیش از ۱۳۰ سال قدمت دارد. این را نوه خانواده یزدان‌پناه می‌گوید که این روزها همراه در میان  انبوهی از قدمت و هویت ایستاده و به قولی یک تنه چراغ راسته مسگران را با تنها مغازه مسگری‌اش روشن نگه داشته است.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz