ناسزاهای مجازی چگونه عادی می‌شوند
گلوله‌های تایپی در جنگ غیابی

روزبه آرش: زیر و رو کردن شبکه‌های اجتماعی، مجموعه‌ای از انسان‌ها را نشان می‌دهد که در گَنگ‌های مجازی عضو هستند، به این و آن حمله می‌کنند، خشونت‌های کلامی و رفتارهای احساسی از خود بروز داده و وقتی سر از موبایل خود برمی‌دارند، می‌توانند خیلی ساده به یک کارمند موجه اداره، معلم، دانشجو و هر نقش پذیرفته‌شده دیگر اجتماعی بدل شوند.

[su_frame align=”center”]گلوله‌های تایپی در جنگ غیابی[/su_frame]

فیسبوک، یوتیوب، توئیتر و تلگرام، بخشی از زندگی هر روزه ما شده‌اند اما چه خودمان بدانیم یا نه، شخصیت‌های مجازی ما متفاوت از شخصیت‌های حقیقی ما رفتار می‌کنند. در دنیای مجازی، رفتارهایی از ما سر می‌زند که در جهان واقعی هرگز به آنها فکر هم نمی‌کنیم اما این رفتارها بخشی از شخصیت پنهان ما هستند که مجالی برای بیان خود پیدا کردند.

برد ایوانس، استاد فلسفه مدرسه تحقیق‌ اجتماعی در نیویورک می‌گوید: «شاخصه‌های ارتباط الکترونیک در شبکه‌های اجتماعی، متفاوت از روابط حقیقی افراد یک جامعه است؛ ازاین‌رو، تجارب متفاوتی برای مخاطب به‌وجود می‌آورد که با گذشت زمان باعث ایجاد تغییر رفتارهای زیربنایی اجتماعی می‌شوند. وسعت، سرعت و کیفیت ارتباط مجازی، مجهول بودن جنسیت، سواد، قومیت و مکان از اصلی‌ترین عامل‌های جذابیت برای مخاطبان است و دلیلی برای گسترش روز افزون آن محسوب می‌شوند.»

طبق آخرین نظرسنجی‌های دولتی، ۵۳ درصد ایرانیان، عضو شبکه‌های اجتماعی هستند و تلگرام با ضریب نفوذ ۲۸ میلیونی در کشورمان، محبوب‌ترین اپلیکیشن به‌حساب می‌آید. طبق همین آمار از هر ۱۰۰ مرد ایرانی، ۵۵ نفر و از هر ۱۰۰ زن ایرانی، ۵۱ نفر عضو شبکه‌های اجتماعی هستند. به‌عبارت دیگر، بیش از نیمی از شهروندان کشورمان، عضو شبکه‌های اجتماعی هستند. این نفوذ بالا، ما را باید نگران بروز خشونت‌هایی کند که آرام‌آرام از صحنه مجازی، راه خود را به صحنه واقعی باز می‌کنند. خشونت کلامی، نخستین بخش از خشونت اجتماعی است که می‌تواند قارچ‌گونه در شبکه‌های اجتماعی رشد کند.

ایوانس می‌گوید: «شبکه‌های اجتماعی اغلب فضای آزاد و احساسی آسانی را به دست می‌دهند و کلمات در آن گلوله‌های اسلحه‌های گوناگونی است که در اختیار داریم.» استفاده مدام از این اسلحه به‌مرور، قبح مسائل را در ذهن ما می‌شکند و این‌طور می‌شود که این روزها شاهد استفاده از کلماتی در گفت‌وگوهای روزمره خود هستیم که پیش‌ازاین از آنها استفاده نمی‌کردیم اما این کلمات ابتدا در شکل شوخی یا جوک در شبکه‌های اجتماعی، متداول و سپس اسلحه‌ای برای حمله شده و بعد آرام‌آرام راه خود را به دنیای واقعی باز کردند.

فضای آسانی که این شبکه‌ها به‌دست می‌دهند، امکان ضدحمله در برابر حملات را ایجاد کرده و نوعی وظیفه برای پاک‌کردن وجهه «شخصیت عمومی» ایجاد می‌شود. ایوانس معتقد است: «شما باید از «برند اجتماعی» خود در فضای مجازی دفاع کنید زیرا این دفاع، بی‌دردسر به‌نظر می‌رسد و فقط با کلمات انجام می‌شود؛ درحالی‌که ممکن است در برابر خشونتی مشابه در جهان واقعی، چنین واکنشی نشان ندهید و آن را به حساب نادانی طرف مقابل بگذارید اما همین کلمات هستند که به‌مرور اسلحه‌ها را در جهان واقعی پر کرده و ماشه‌ها را می‌کشند.»

زنان، قربانی اول خشونت‌های کلامی شبکه‌های اجتماعی هستند. خشم ما اغلب روی آنها خالی می‌شود و آنها نیز برای رهاشدن از این خشم، گاهی مجبور هستند به رفتارهایی مردانه روی بیاورند. شاید نبود آموزش و مهارت کافی در این حوزه برای مسئولان، خانواده‌ها و شخص استفاده‌کننده از شبکه‌های مجازی، همچنین نداشتن برنامه‌ای هدفمند برای کاربران در سطح کشور باعث شده تا به‌جای فرهنگ‌سازی مناسب در این گستره و فرصت‌سازی برای کارهای بزرگ در ایران، استفاده نادرستی از فرصت شبکه‌های مجازی در کشور انجام شود و زمینه‌ساز به‌وجود آمدن مشکلات جدید اجتماعی برای جامعه باشند.

آمار جهانی نشان می‌دهد که در خشونت عریان با اعمال مجرمانه در جهان واقعی از ۷۵۷,۷ مورد بین هر ۱۰۰ هزار نفر در سال ۱۹۹۲ به کمتر از ۳۸۶,۳ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۱۶ کاهش یافته است اما خشونت پنهان، به‌شکلی گسترده و در شبکه‌های اجتماعی، به‌وفور دیده می‌شود. ما نه‌تنها تقریبا هر روزه قربانی خشونت می‌شویم بلکه خودمان نیز قربانیانی به‌جا می‌گذاریم.

ایوانس می‌گوید: «جهان در حال ازهم پاشیدن نیست، بنیان‌ها هنوز وجود دارند اما خشونت مانند پیچکی به دور ستون‌های اخلاقی جامعه پیچیده و آنها را تغییر داده است. جنگ دیگر فقط بین دولت‌ها و کشورها نیست بلکه هر روز جنگ بین آدم‌های مجازی جریان دارد که در دنیای واقعی به یکدیگر لبخندهای زورکی تحویل می‌دهند.»

وقایع اتفاقیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *