گفت و گو با سمیه رستگار، شهردار منطقه ۳:
محلات، مسیری برای حفظ هویت و اصالت شهر رشت است

رشت رویایی– عصر دیروز یازدهمین سرای محلات در رشت افتتاح شد تا در یکی دو سال اخیر شاهد انقلاب سرای محلات در رشت باشیم.

سمیه رستگار

سرای محلات طرحی بود که توسط شهرداری تهران اجرا شد و توانست با استقبال و بازدهی مناسبی روبرو شود. با ورود ثابت‌قدم به شهرداری رشت شعار محله‌محوری و ارتقاء مشارکت اجتماعی مورد توجه قرار گرفت و سرای محلات بهانه‌ای شد تا این شعار روز به روز به واقعیت نزدیک شود. با وجود اینکه از عمر سرای محلات در رشت مدت زیادی نمی‌گذرد اما این پایگاه اجتماعی توانسته نظر مردم را در سطح محلات جلب کند و در قالب برنامه‌های مختلف با همراهی قابل ملاحظه مردم رشت روبرو شود.

اما شهرداری منطقه ۳ یکی از موفق‌ترین مناطق در ایجاد سرای محلات در نواحی خود بود. تا کنون ۴ سرای محله در منطقه ۳ رشت به بهره‌برداری رسیده که آخرین آن سرای محله دیانتی بود که عصر دیروز به افتتاح رسید. به همین بهانه با سمیه رستگار، شهردار جوان، با انگیزه و پرتلاش شهرداری منطقه سه گفت‌وگوی کوتاهی انجام دادیم تا از چند و چون سرای محلات، برنامه‌ها و اهدافی که در این مکان دنبال می‌شود، جویا شویم.

گویا در بین مناطق پنجگانه رشت، بیشترین سرای محلات در منطقه سه بنا شده است. درباره این سرای محلات از نخست تا چهارمین سرای محلات که دیروز افتتاح شد، توضیح مختصری بفرمائید؟
بله. همانطور که اشاره کردید بیشترین سرای محله مربوط به منطقه سه است که دیروز چهارمین سرای محله افتتاح شد و انشاءالله شاهد افتتاح پنجمین سرای محله هم در آینده خواهیم بود. سرای محله شالکوه زمانی افتتاح شد که من هنوز شهردار نشده بودم. زمانی که آمدم در رابطه با سرای محله چمران تلاش کردم از ظرفیت‌های محله استفاده شود تا هزینه کمتری متحمل شویم. طبیعتاً احداث سرای محله مستلزم یک سری هزینه‌ها است که باید بر اساس بودجه‌ای که برای هر منطقه بسته شده، انجام شود.

در سال ۹۴ بودجه‌ای برای احداث سرای محلات در منطقه ۳ دیده نشده بود. بنابراین من از همان ظرفیتی که در محله وجود داشت، استفاده کردم. در مورد این ظرفیت باید عرض کنم که یک ساختمان در داخل پارک نارون داشتیم که پیش از این در اختیار مدیریت معاونت ترافیک بود و در آنجا آموزش ترافیک به بچه‌ها می‌دادند و عملاً بلااستفاده مانده بود. با لطفی که آقای جمشیدپور به بنده داشتند با توجه به اینکه مدیریت پارک‌ها بر عهده ما است، این ساختمان را از ایشان گرفتم، ساختمان تجهیز شد و تبدیل به سرای محله چمران شد. سرای محله پیرکلاچای پیش از این در ناحیه یک منطقه سه مستقر بود؛ به عبارت دیگر عملاً سرای محله ناحیه یک در ناحیه سه مستقر بود و در خود ناحیه نبود.

به موازات آن سرای محله ناحیه یک را در خود ناحیه یک که در سمیه ۱۰ در بلوار امام رضا است، احداث کردیم. این ساختمان جزو املاکی بود که پیش از این شهرداری در محله پیرکلاچای خریداری کرده بود که از آن برای احداث سرای محله استفاده کردیم و عملاً با احداث ساختمان ناحیه یک، ساختمانی که در ناحیه ۳ بود، خالی شد. این دو سرای محله مربوط به سال ۹۴ بود که کمتر از ۶ ماه از عمر شهرداری بنده می‌گذشت. در سال ۹۵ خوشبختانه یک بودجه محدود برای شهرداری‌های مناطق به منظور سرای محلات در نظر گرفتند. با بررسی‌هایی که داشتم، متوجه شدم که فضای نسبتاً خوبی در انتهای ایستگاه آتشنشانی که در تصرف و مدیریت آقای رمضانی مدیرعامل سازمان آتشنشانی بود، داریم که اتفاقاً در محله دیانتی قرار دارد که از قرار معلوم یکی از محلات کم‌برخوردار است.

با آقای رمضانی صحبت کردم و با توجه به اینکه ایشان همیشه مناعت طبع دارند، همکاری لازم را با ما داشتند و تنها درخواستشان این بود که راه ورود و خروج ایستگاه و سرا یکی نباشد که خوشبختانه از لحاظ شهری و کوچه‌هایی که آن اطراف وجود داشت، توانستیم از پشت ایستگاه به سرا راه بدهیم. سرای محله دیانتی را تقریباً با بودجه‌ای معادل ۶۵ میلیون تومان با تجهیزات کامل احداث کردیم که یکی از سرای محلات بسیار مجهز است. خیلی خوشحالم که چهارمین سرا را افتتاح کردیم. الان در محله آب‌آسیاب در حال احداث یک پارک هستیم که مرز مشترک پارک و سازمان پایانه شهرداری رشت قرار است یک حسینیه احداث کنیم که با پیگیری‌هایی که انجام شده، قرار است بالای این حسینیه سرای محله آب‌آسیاب را داشته باشیم که انشاءالله اگر به بهره‌برداری برسد، پنجمین سرای محله منطقه سه خواهد بود.

یکی از بحث‌های مهم در ارتباط با سرای محلات ایجاد محتوا در بخش‌های مختلف است. برای این قضیه چه فکری شده است؟
در ابتدا که سرای محله داشت احداث می‌شد، به فکر این موضوع بودیم مکانی داشته باشیم که نزدیک‌ترین مکان از طرف شهرداری برای دسترسی به مردم باشد. درست است که آن موقع ناحیه بعد از منطقه نزدیک‌ترین مکان بود ولی سرای محله در هر محله‌ای هست و با توجه به پیش‌بینی جمعیت محدودی که هر محله رشت دارد، بعد از ناحیه نزدیک ترین مکان برای دسترسی به مردم و دسترسی مردم به شهرداری سرای محلات بود.

منتها جنس اتفاقاتی که در سرای محله می‌افتد باید با جنس اتفاقاتی که در نواحی می‌افتد فرق کند؛ اتفاقات نواحی غالباً اتفاقات خدمات شهری است و کل یک ناحیه مشتمل بر چند محله است که ساکنانش باید به یک مکان مراجعه کنند. اما جنس اتفاقات در سرای محله بیشتر فرهنگی و اجتماعی است. در ابتدا در احداث سرای محله با طرحی که از تهران گرفتیم، بیشتر فضای آن را مد نظر داشتیم و در ادامه سعی کردیم با برگزاری یک سری کلاس‌های محدود اما متنوع، شهروندان را به این محیط جذب کنیم. کلاس‌های مختلف رایگانی در سرای محلات برگزار کردیم که اتفاقاً بسیار مورد استقبال قرار گرفت.

مثلاً وقتی کلاس چرم‌دوزی برگزار می‌کنیم، زنانی که غالباً در این محلات خانه‌دار هستند و در مناسب اجتماعی اشتغال ندارند اوقات بیکاری‌شان را یک جوری تنظیم می‌کنند تا در این کلاس‌ها شرکت کنند. هرچقدر پیش رفتیم و جلو آمدیم به فکر محتواسازی افتادیم و الان هم تمرکز ما بر روی ایجاد محتوا در این سرای محلات است؛ چون اعتقاد داریم که باید اتفاقاتی بیفتد که منجر به ارتقای سطح کیفی فرهنگی و اجتماعی محلات ما شود. آنچه اصالت و هویت یک شهر را می‌سازد، محلات آن شهر است و برای حفظ این اصالت باید شهروندان آن محل از نظر فرهنگی و اجتماعی به چنان سطح مطلوبی برسند که این اصالت را حفظ کرده و هویت شهر را زنده نگه‌دارند.

کما اینکه اگر ما از این مقوله غافل شویم هویت شهر به مرور زمان از دست می‌رود. من خودم رشتی هستم اما متاسفانه پیش از آنکه تفکیک نواحی ما صورت بگیرد، نمی‌دانستم که چندتا محله داریم و نام محلات ما چیست. وقتی من نوعی که در بدنه شهرداری هستم با محلات اصیل شهرم آشنایی ندارم، بدیهی است که به نسل بعدی که برسد محلات ما فراموش می‌شوند. بنابراین این اتفاقات را باید در سرای محلات رقم بزنیم و تمام تلاشمان را داریم می‌کنیم تا به سمت محتواسازی پیش برویم. حوزه روابط عمومی و حوزه سازمان فرهنگی و ورزشی ما دارند مطالعاتی را در محتواسازی انجام می‌دهند که به مناطق دیکته می‌شود و مناطق آنها را اجرا می‌کنند.

من هفته‌ای یک روز در سطح محلات ملاقات عمومی دارم اما وقتی این ملاقات‌های عمومی و این دیدارهای چهره به چهره در سرای محلات برگزار می‌شود، ایجاد امنیت و آرامش روانی برای شهروند به وجود می‌آید و این ذهنیت شکل می‌گیرد که راحت با شهردار منطقه می‌تواند ارتباط گرفته و دغدغه‌هایش را با او در میان بگذارد. حتی اگر در توان منِ شهردار نباشد خیلی از این دغدغه‌ها را رفع کنم، آن اطمینان و اعتمادی که متاسفانه طی این سال‌ها بنا به دلایل عدیده سلب شده، دوباره به شهروند برمی‌گردد. من سعی کرده‌ام از این ظرفیت استفاده کنم و خیلی از قرار ملاقات‌های عمومی را در سرای محلات بگذارم. ضمن اینکه ما ان.جی.اوها و انجمن‌های فراموش شده‌ای داریم که مسبب اتفاق‌های بزرگ و تاثیرگذاری هستند.

از سوی دیگر ما داریم از ظرفیت این گروه‌های مردم‌نهاد استفاده می‌کنیم تا سرای محلات را احیا کنیم و همچنین از قابلیت سرای محلات جهت بهره‌مندی از توانایی‌های این گروه‌ها استفاده کنیم. مثلاً متاسفانه ما با رشد بیماری ناشناخته اتیسم روبرو هستیم؛ بیماری‌ای که هیچ شناخت علمی کاملی در موردش اتفاق نیفتاده است و گفته می‌شود در عین حال که بیماری نیست اما نواقص ذهنی و جسمی متعددی را برای بیمار و همچنین تبعات زیادی را برای خانواده‌ها به‌وجود می‌آورد. یکی از اقدامات ما در این راستا این بود که سرای محله چمران را در اختیار انجمن اوتیسم قرار دادیم تا جلساتشان را آنجا برگزار کنند.

و از دل این جلسات اولین همایش بزرگ اوتیسم در شهر رشت برگزار بیرون آمد و موجب شد مسئولین استانی بیایند و به‌واسطه آن این بیماری مورد توجه بیشتری قرار بگیرد. شاید اطلاع داشته باشید که چهار نخبه برتر محاسبات ذهنی جهان رشتی هستند که یک نفر خانم و سه نفر پسر در رنج سنی ۸ الی ۱۳ سال هستند که در مسابقات جهانی مقام اول را آوردند. مدیران این مجموعه از ما خواستند که سرای محلات را در اختیارشان بگذاریم تا این فرایند یادگیری محاسبات ذهنی کودکان ۵ تا ۱۳ سال که دارد در این مجموعه اتفاق می‌افتد را به سطح محلات بیاورند. به این طریق می‌توان استعدادهای درخشان و نخبگان بزرگی را در محلات کشف کرد. بنده به آینده سرای محلات امید زیادی دارم و مطمئن هستم که هرچه پیش برود پخته‌تر از قبل خواهد شد.

ما با مدیران مناطق کلانشهرهای کل کشور نشست مشترکی داشتیم که بنده در کارگروه حقوقی و املاک حضور داشتم. در این کارگروه یکی از بندها استثناً به موضوع سرای محلات مربوط بود. من خیلی اتفاقی از طریق شهردار منطقه ۱۰ تهران یک پکیج کامل از سرای محلات را گرفتم که بسیار مطالب مفید و مهمی داشت. این اتفاق در شهرداری تهران افتاده است و ما می‌توانیم از این تجربه استفاده کنیم و خیلی راحت در اینجا پیاده کنیم. سرای محلات در تهران واقعاً تبدیل به یک پایگاه مردمی شده‌است. تنها راه موفقیت شهرداری به نظر من جلب مشارکت‌های مردمی از هر جنسی است.

شما در منطقه سه بودجه فرهنگی هم دارید؟
یک بودجه محدودی به ما اختصاص دادند اما بیشتر کارهای فرهنگی تا به امروز از طریق مرکز انجام شده است. ولی ما هم یک مقدار بودجه محدود داریم که می‌توانیم در مشارکت‌ها از آن استفاده کنیم.

چقدر بخش‌های متولی شهرداری مثل حوزه سلامت یا حوزه فرهنگی توانسته‌اند با سرای محلات ارتباط برقرار کنند؟
سوال بسیار به جایی بود. مثلاً باید عرض کنم که در حوزه سلامت اتفاقات خوبی در سرای محلات رقم خورده است. مثلاً در یک دوره با هماهنگی حوزه سلامت پزشک محله داشتیم؛ پزشکی که به سطح محلات می‌رفت و اهالی محل را ویزیت می‌کرد. یا تزریق واکسیناسیون داشتیم، مثل تزریق واکسن هپاتیت برای یک سری افراد.

استقبال شد؟
بله خوشبختانه خیلی استقبال خوبی صورت گرفت که مستندات آن هم موجود است. ما نماینده سلامت داریم که در سرای محلات ما حضور پیدا می‌کند. اما یک گله هم دارم که جا دارد در اینجا عنوان کنم. مثلاً مجموعه زیرنظر بهداشت یا بهزیستی به ما مراجعه می‌کنند و می‌گویند که ما سرای محله شما را می‌خواهیم. قاعدتاً ما هم استقبال می‌کنیم و می‌گوییم برنامه شما چیست؟ می‌گویند برای پرسنل خودمان می‌خواهیم دوره آموزشی برگزار کنیم. ببینید سرای محلات برای شهردار و شهرداری نیست بلکه برای مردم است. این اتفاقات بعضاً باعث دلخوری می‌شود و می‌گویند که شهرداری تعامل ندارد؛ در حالی‌که این موضوع اصلاً بحث تعامل نیست بلکه با ذات سرای محلات مغایرت دارد.

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz